مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

نقش تماشاگران نبرد
آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

هراس اما بسیار زودتر از آن‌که دامن‌گستر کارگر شود فرومی‌نشیند و جای به لذت حاصل از کشف طرح‌ها می‌دهد؛ درست همان زمانی که زمینه‌سازی‌های پیش‌رس یا پاسخ‌های هم‌زمان و پس‌آی گشتالتی ارکستر ذهن را بازی می‌دهند و نقش هورن تنور را آینده‌خوانی می‌کنند یا بازمی‌تابانند.

در کنسرتوهای دیگر صراحت و شفافیت وام‌ها و طرح‌واره‌ها به اندازه‌ی‌ رجز نیست اما همه‌جا پر است از عناصر جذب‌شده از جغرافیای فرهنگی آهنگساز که با پردازشی اغلب خوش‌طبعانه همراه می‌شوند و شنونده را فرامی‌خوانند که تنها تماشاگر نبرد نباشد بلکه بخشی از آن را که هرگز در عمل اجرا نمی‌شود، حدس بزند یا حتا به نیروی تخیل بسازد. عنصر مشترک هر سه کنسرتو، تکیه‌ی بسیارشان بر مکاشفه‌ی حضور دریافت‌کننده است که بخشی از زبان و روالشان را می‌سازد.

کنسرتوهای صمیمی‌مفخم بدون هر دریافت‌کننده چیزی ناتمام‌اند، چیزی گم‌شده دارند. نه مانند هر اثر موسیقایی که بدون شنیده شدن هستی‌اش تمام نیست بلکه حقیقتاً به نحوی متفاوت چون در این کنسرتوها دریافت‌کننده قرار است چیزی به آنچه از طریق گوش دریافت می‌کند برافزاید و این نه یک انگیزش یا بازتاب احساسی، نه یک تصویر، نه یک خاطره، نه یک داستان که برافزوده‌ی مجازی به خود ساختار موسیقایی است. همچون دقایق آغازین «رجز؛ کنسرتو برای هورن تنور و آنسامبل» و آخرین لحظات «هولوگرافی؛ کنسرتو برای پیانو و ارکستر زهی» که بیشتر و بارزتر از هر آنِ دیگری این ویژگی مشترک را فرارو می‌آورد.

پی نوشت
۱- دفترچه‌ی سی‌دی کنسرتو را به این تعبیر و «جنگ یک نفر در برابر همه» تشبیه کرده.

نویز
***
گفتگوی هارمونیک

آلبوم «کنسرتوها» مجموعه دو کنسرتو برای پیانو (قطعه هولوگرافی) و هورن (قطعه رجز) و یک واریاسیون برای ارکستر (قطعه لودوس کنسونوس) است. این آلبوم اثری از آیدین صمیمی مفخم است. «نشر موسیقی امروز تهران» این آلبوم را در سال ۱۳۹۶ منتشر کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (VIII)

به نظر می رسد همزمان با ظهور عصر فضا، در موسیقی نیز فناوری جدیدی متناسب با آن ظهور کرده است تا موسیقیدانان بتوانند احساسات خود را با آن بیان کنند. همین احساس بعدها (۱۹۸۳) هنوز در برایان انو زنده است و در پشت جلد آلبوم «آپولو» از شیفتگی خود برای خلق آثاری که در راستای دستاوردهای نوین علمی بشر باشد می نویسد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIX)

بیشتر آثار پرویز مشکاتیان برای گروه ساز های ایرانی تنظیم شده اند و تعدادی معدودی از آنها توسط هنرمندانی چون محمدرضا درویشی و کامبیز روشن روان برای ترکیب ساز های ایرانی و جهانی تنظیم شده اند. این آثار به شرح زیر هستند:

از روزهای گذشته…

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

۱۹ می یا ۲۹ اردیبهشت، محمد رضا شجریان، همراه با پسرش همایون، خواننده و نوازنده تمبک، مجید درخشانی، نوازنده تار، سعید فرج‌پوری، کمانچه و محمد فیروزی، بربط، در آمستردام کنسرت داشت. برنامه در تالار بزرگ موزه حاره‌ای (Tropenmuseum) برگزار شد و سازماندهی آن هم با همکاری بنیاد موسیقی ایرانی «پرنیان» در هلند صورت گرفته بود.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (V)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (V)

البته تجزیه و تحلیل موسیقی و ملودی برای اثبات این نظریه که موسیقی اسلامی سرچشمه اصلی موسیقی مکتب له اونیسوس بوده، در ابعاد محدود یک مقاله نمی گنجد. (۱۳) اما مقابله و مقایسه ساده ی قسمتی از یک “Haece dies” له اونین با یک موسیقی سازی که در دهکده ای عرب نشین در اسرائیل اجرا و ضبط شده است، تا حدی روشنگر است. برای نتیجه گیری بهتر، ملودی عربی(A) و موسیقی ملیسمای له اونین (B) خط به خط، پشت سرِ هم نوشته و مقایسه می کنیم: (۱۴)
چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

لوریس چکناواریان را نه تنها به عنوان یک موسیقیدان توانا که به عنوان هنرمندی که برای آزادی و استقلال وطن دوم اش ارمنستان کوشیده است، دوست دارم و می ستایم. در سال های اول استقلال کشور ارمنستان تعداد اندکی بودند که به تنهایی صدای تمامی مردم شدند و یک تنه در برابر ظلم حاکم ایستادند و در راه تامین آزادی اندیشه از پای ننشستند. در آن سال ها ارمنستان تمامی صدای موسیقی شده بود و ارکستر فیلارمونیک تنها برای یک ملت می نواخت چرا که از آن یک ملت بود، سکان دار این آهنگِ نا منتها کسی نبود جز لوریس چکناواریان.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VI)

«این کتاب یک «فرهنگ توصیفی و تحلیلی مفاهیم» است، و در توضیح مسائلی نوشته شده که در شرایط کنونی در جریان دریافت جدی و اندیشیدن به موسیقی پدید می‌آیند. این فرهنگ در گام نخست به کار هنرآموزان موسیقی می‌آید تا وقتی کتابی یا مقاله‌ای درباره‌ی موسیقی می‌خوانند از مفاهیم و نکته‌های مهمی باخبر شوند که از فضای فرهنگی و افق دانسته‌های امروزی ناشی می‌شوند و در نوشته‌های نظری و انتقادی بازتاب می‌یابند.» (احمدی ۱۳۸۹: ۲)
نباید نگران بود (II)

نباید نگران بود (II)

این درست همان ایرادی است که معمولا در گام اول بروز می‌کند؛ تصمیم می‌گیریم که موسیقی ایرانی را با یک زمینه‌ی دراماتیک و شاید با متنی که کمتر تاکنون همراه آن بوده به هم بیامیزیم اما نه بیان تکنیکی متحول شده و نه مفاهیم زیباشناختی، موسیقی همان است که بوده. این ایراد عمده‌ای است که در اغلب تلاش‌های اینچنینی دیده‌ایم. در واقع وقتی به قول شما صحبت از تغییر «زیست» نوعی موسیقی است (من واژه‌ی زیست را که شما به کار بردید به عنوان استعاره‌ای برای طیفی از تغییرات فرض می‌کنم) انتظار داریم موسیقی نیز برای هماهنگ شدن با شرایط زیست جدیدش لااقل کمی تغییر کند اما اغلب چنین نمی‌شود.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

«ادوارد گریگ» (Edvard Grieg)، یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان نروژی، پانزدهم ژوئن سال ۱۸۴۳ به‌دنیا آمد. پدربزرگ ادوارد اهل اسکاتلند بود که پس از نبرد کالودن (نبردی در سال ۱۷۴۶ بین نیروهای انگلیسی و اسکاتلندی در محلی به همین نام) به اسکاندیناوی مهاجرت کرده بود. ادوارد فراگیری پیانو را نزد مادرش آغاز کرد و در نوجوانی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. او در مدرسه از سوی همکلاسی‌هایش اذیت و آزار می‌شد و همین سبب شده بود از مدرسه‌رفتن ناامید شود. دیداری اتفاقی با دوستی خانوادگی به‌نام «اول بول» (Ole Bull)، همان نوازنده‌ی ویرتئوز ویلن، خیلی زود به فرستادن ادوارد پانزده‌ساله به کنسرواتوار لایپزیگ انجامید. ادوارد در پایان تحصیلاتش در کنسرواتوار، معتقد بود که تحصیل در آنجا چیزی به دانشش نیفزوده است: «همان اندازه که پیش از آمدن به اینجا نادان بودم، الان هم هستم.»
هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر انسان نئاندرتال بخشی از هنر دوران پارینه سنگی است که سرآغاز آفرینش های هنری می باشد. آثار هنری این دوران به جز موارد معدود در آسیا (مثلا در نزدیک دریاچه بایکال) اکثرا در اروپا مشاهده می شود. اسپانیا و فرانسه بیشترین شواهد را در خود نهفته دارند. تقریبا به طور قاطع می توان گفت که کانونهای بزرگ دیگری نیز وجود داشته اند ولی به دلیل مصرف مواد بی دوام هیچ مدرکی از آنها وجود ندارد.
نی و قابلیت های آن (I)

نی و قابلیت های آن (I)

در ادامۀ مباحث مقدماتی در مورد ساز های ایرانی تلاش می کنیم به تدریج، به بررسی سازهای ایرانی و قابلیت های آنها و نقاط قوت و ضعف آنها در تکنوازی و کارهای گروهی بپردازیم و در ادامه این مباحث به برخی طرح ها و ابتکاراتی که در راستای تکامل تدریجی این سازها و برطرف کردن نقاط ضعف اجرایی و ساختاری آنها صورت گرفته، می پردازیم.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.
استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (II)

استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (II)

“سه سیم یا سه تار در حدود ۱۵۰ سال قبل به دست درویشی به نام مشتاق علی شاه که خود نوازنده برجسته‌ای نیز بود دارای سیم چهارمی شد. افزودن این سیم برای بهتر شدن صدا دهی و همراه کردن بیشتر صدای واخوان در هنگام نوازندگی بوده‌است، و این عمل را می‌توان اقدامی در جهت سیر تکاملی تدریجی این ساز دانست. این کار که بدون گرته برداری از هر گونه ساز غربی انجام شد، به قدری لازم و واجب بود که به رغم تناقض آشکار با نام ساز، مورد تایید اکثر موسیقی دانان آگاه آن روزگار که ردیف و موسیقی دستگاهی را از درون مقامی، پایه ریزی کردند قرار گرفت. قطعا اضافه کردن یک سیم به سه تار تغییر زیادی در بلندی صدای آن ایجاد نکرد اما تا مدت‌ها پس از آن اساتیدی نیز بودند که سه‌تار را با سه سیم می‌نواختند و یا حتی امروز نیز می‌نوازند” (رامین جزایری – فصلنامه ماهور ۱۰)