سایه سار بلوط بر دامن زاگرس

هفدهم اسفندی که گذشت برای دیدن این جشنواره وارد نورآباد ممسنی فارس شدم. جشنواره ای که از روز قبل به مدت دو روز در حال برگزاری بود. وقتی با محمدرضا امیری دبیر این جشنواره صحبت می کردم می گفت در دوسال و دو دوره ی نخست با هدف کمک به منابع طبیعی و محیط زیست این جشنواره را برگزارکردیم اما پس ازپی بردن به این مهم که فرهنگ زیر بنای هر شالوده ای در بستر جامعه است ضروری دیدیم از المان های فرهنگ و هنر از جمله صنایع دستی، سوارکاری، کوچ، بازی های محلی، موسیقی محلی(فولکلور) و شعر در نهادینه کردن حفظ محیط زیست و منابع طبیعی کمک بگیریم. لابه لای صحبت ایشان یادم به نگاه نسبیت گرایانه فرهنگی افتاد که می گوید: «باورها از فرهنگ ها متاثر می شوند و بهترین راه فهمیدن آن ها در بستر فرهنگ است» و این موضوعی است که به دغدغه ای مهم در جشنواره بلوط تبدیل شده است.

آنچه که در نورآباد ممسنی گذشت گویای ارزش های با اصالت یک قوم در درازای تاریخ و تمدنی است که بومیان فرهنگ دوست و خود جوش بی هیچ مزد و منت از آنچه که در توان داشتند دریغ نکرده اند و من از نزدیک نظاره گر این موضوع بودم. روزی که من مهمان آنان بودم به اجرای موسیقی و غزل خوانی تعلق داشت. محسن حجاریان (در کتاب «درآمدی بر مردم شناسی و موسیقی») می گوید:
«موسیقی پدیده ای است ساختاری یعنی همانند زبان، اسطوره و ریاضی باید به کلیت مستقل آن پرداخت. در عین حال کلیتی است که مجموعه آن را باید در رابطه با تمامی سامانه تاریخ و جامعه و فرهنگ مورد بررسی قرار دارد. موسیقی را نباید از سیستم های فرهنگی و پدیده های عینی وذهنی بشر تفکیک کرد این هم گونه ی دیگری از دیدگاه ساختارگرایان است موسیقی پدیده ای است که با رفتار آدمیان درگیر است. در نتیجه می توان آن را به مثابه ی بخشی از رفتار انسان بررسی کرد.»

بدین ترتیب استفاده از اشتراکات قومی و قبیله ای در جهت فراهم کردن بستری مناسب در راستای پذیرش یا عدم پذیرش هر اصلی نشان از اندیشه ای آگاه دارد. اندیشه ای که گرچه گاهی اوقات در زیر پوست جامعه اتفاق می افتد اما همان مهمی است که قوم موسیقی شناس سالهاست ذره بین نکته سنجی خود را در جهت شناخت فرهنگ روی آن قرار داده است. آن چه در جشنواره بلوط گذشت نشانگر اهمیت ساختار موسیقی در اشاعه ی فرهنگ و آداب و سنن زندگی سالم یک قوم است. مانتل هود می گوید: «موسیقی یک ابزار ارتباطی است که نادیده انگاشته شده است، در حالی که می تواند گسترده تر از گذشته برای رسیدن به اهدافی مشخص به کار گرفته شود».

به جرات می توان ادعا کرد، اصالت و قدرت موسیقی قوم لر از مرزهای تاریخ نیز می گذرد چرا که آن زمان که قوم لر بوده موسیقی نیز جزء جدایی ناپذیر فرهنگ آنان تلقی می شده است و قوم موسیقی شناس برای شناخت و تحلیل این موسیقی باید از دروازه ی فرهنگ و تمدن آنان عبور کند. سعید حاجی پور از ایل بختیاری، کورش رضوانی فر و سهام صالحی ار کهگیلویه و بویراحمد، افشین یوسفی و رشید شعبانیان از نورآباد ممسنی و اسد قریشوندی از خوزستان در این برنامه به اجرای نواهایی پرداختند که گویش ها و ملودی های آن مانند لالایی های خاطره انگیزی که به گوشمان آشناست با مردم همزاد پنداری می کند. امید که چراغ چنین جشنواره هایی با نگاه ژرف مسئولان و حمایتشان در هر گوشه ی از تمدن کهن ایران روشن بماند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

از روزهای گذشته…

داستی اسپرینگفیلد (I)

داستی اسپرینگفیلد (I)

داستی اسپرینگفیلد (Dusty Springfield) بزرگترین بانوی خواننده پاپ بریتانیا و یکی از بهترین خوانندگان سفیدپوست موسیقی سول soul دوران خود بود. او ترانه های خود را به شیوه ای مثال زدنی و با صدایی سرشار از احساسات اجرا میکرد و طنین صدایش تا چندین دهه در آثار متعددش شنیده میشد. موسیقی او به طور مداوم دگرگون شد و این دگردیسی به شیوه ای چنان قوی و خالص انجام میگرفت که در میان هیچ یک از هم عصران وی دیده نمیشد.
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VIII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VIII)

در هر حال، دکتر صفوت خودشان در این زمینه خیلی داشتند کار می‌کردند و می‌دانیم که ایشان هم شاگرد ابوالحسن صبا بودند، هم شاگرد حبیب سماعی و هم شاگرد حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد. حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد قبل از اینکه نزد میرزاعبدالله کار کند شاگرد مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) سه‌تار زده بوده و تخصص اصلی‌اش هم در نواختن سه‌تار بوده است. آقای دکتر صفوت روایت دیگری از ردیف میرزاعبدالله را که از حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد یاد گرفته بودند کار می‌کردند و آقای دکتر پورجوادی که از شاگرد و نوجوانی شاگرد دکتر صفوت بودند ضبط‌های کلاسش را برای ما می‌گذاشت و می‌شنیدم.
یان اندرسون و فلوت راک

یان اندرسون و فلوت راک

موسیقی راک در سالهای ۱۹۷۰ آنچنان مورد علاقه عموم نبود تا اندرسون بتواند تصمیم نهایی خود را بگیرد. او و گروهش جترو تول (Jethro Tull) در اوایل و اواسط دهه ۷۰ با ۱۰ آلبوم درخشان خود باعث درخشیدن بازار ریکوردهای موسیقی شدند، از جمله: آکوالونگ (Aqualung)، سخت همچون آجر (Thick as a Brick)، نمایش پرشور (Passion Play)، کودک جنگ (War Child) و آوازهای جنگل (Songs From the Wood). این گروه با آلبومهایی همچون: زندگی کردن در گذشته (Living in the Past)، اشتباه در جنگل (Bungle in the Jungle)، معلم (Teacher) و تنفس لکوموتیو (Locomotive Breath) به سبک موسیقی راک کلاسیک ادامه دادند.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (III)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (III)

سانی بوی درچند سال اول برنامه را با Robert Jr. Lockwood و Peck Curtis درامر اجرا می کرد و هرموقع که سانی بوی به دلیلی نمی توانست خودش را به برنامه برساند Peck Curtis خوانندگی و رهبری گروه را بر عهده می گرفت.در سال ۱۹۴۵ Robert Jr. Lockwood (Robert Jr. Lockwood پسرخوانده Robert Johnson اسطوره ای است و هنوز در قید حیات می باشد) که گرایش بیشتری به موسیقی Jazz داشت برنامه رادیویی را ترک کرد و Houston Stackhouse جایگزین وی شد. سانی بوی تقریبا تا سال ۱۹۴۷ به طور مرتب در این برنامه حضور داشت.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VI)

اگر به این رویداد تاریخی از دیدگاه فرهنگ ملی بنگریم و آنچنان که نویسنده کتاب ایران گواهواره دانش و هنر… بررسی نموده و آواز خواندن چند بنای ایرانی را (که موسیقی دان حرفه ای هم نبوده اند و معلوم نیست که بدون ساز چه می خوانده اند) در مکه باعث رواج موسیقی ایرانی در مملکت عرب دانسته، بررسی کنیم، باید به این نتیجه برسیم که موسیقی ایرانی در دوران بهرام گور ساسانی (موسیقی دوران خسرو پرویز و داستان های نظامی درباره بارید و نکیسا مربوط است به حدود ۱۵۰ سال بعد از این واقعه) در حقیقت موسیقی هندی بوده و ایرانیان موسیقی خاص خود یعنی موسیقی ایرانی نداشته اند.
ریتم و ترادیسی (XVI)

ریتم و ترادیسی (XVI)

طیف نگاره ها با تقسیم یک صدا به بخش های کوچکی از زمان به نامِ پنجره و سپس اِعمال FFT به هر پنجره ایجاد می شود. تمامی FFTها پهلو-به- پهلویِ هم قرار می گیرند؛ مقادیر بزرگ با رنگ تیره نشان داده می شود، مقادیر کوچک کم رنگ تر ند.
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

یادداشت زیر نگاهی‌ است کوتاه به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ که اوّل و دوم آبان‌ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. سعید نایب‌محمدی، آهنگساز و نوازنده‌ عود این برنامه بود که آواز مهدی امامی و تنبک و بندیر حمید قنبری او را همراهی می‌کردند.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (III)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (III)

آیا می‌توانیم مانند خارج از حوزه ایدئولوژی، با وسعتی به موسیقی بیندیشیم که غیر شفاهی باشد؟ (این قدری یادآورموضوعی است که «دلاوُلپه» (Della Volpe) را در نقدش با عنوان ” نقد ذوق” متاثر کرده بود). مشکلی که با پساساختارگرایی به طور کلی و با ساختارشکنی بخصوص وجود دارد، گرایش آنها به این است که ایدئولوژی را طوری ببینند که در اصل به وسیله زبان – نمادین- مقید شده است، بجای اینکه عموما حالات احساسی را سازمان دهد