گزارش جلسه ی رونمایی از آلبوم «عشیران» (II)

بابک خضرائی: سلام دوستان عزیز. خیلی خوشحالم که در این جمع کوچک، ولی خیلی هنرمند و اهل فکر، هستم. فکر می کنم گروهی از بهترین موسیقیدانان نسل میانی ما، که در واقع بدنه ی اصلی جامعه ی موسیقی ایران در امر آموزش و اجرا را تشکیل می دهند و پیش می برند، اینجا حضور دارند. اگر چند نفر دیگر هم بودند، واقعاَ می شد گفت که بدنه ی اصلی این نسل را اینجا داشتیم. به‌هرحال، تبریک می گویم به همه ی دوستان عزیز و جامعه ی موسیقی و به خصوص دو دوست عزیزم، سعید کردمافی و علی کاظمی، که پیوندشان از یک نظر برای من بسیار خجسته است؛ و آن اینکه این دو هم موسیقیدان هستند و هم موسیقی شناس. کمتر این دو ویژگی در یک نفر جمع می شود. نیازی به توضیح نیست که ممکن است مربوط به کارکردِ به نیمکره ی چپ و راست باشد یا هر چیز دیگر. این دو ویژگی به نحو ممتاز کمتر در یک نفر جمع می شود. البته حتماَ افراد دیگری هم هستند، اما به خصوص این دو عزیز برای من خیلی ستودنی اند؛ چراکه کارشان خیلی متفکرانه است، همچنین از ویرتوئوزیته ی کافی و ذوق برخوردارند.

فکر می کنم عمده ی مطالب را استادمان آقای دکتر فاطمی گفتند. به نظر من هم یکی از کارهای خیلی خوبی که در این آلبوم شده همان موضوع مجلس ها است. ظاهراَ آقای محسن کرامتی این نکته را گفته اند و مسئله ی بسیار قابل توجهی است که از آنجایی که مدت زمان نوار کاست یا برنامه های رادیویی نیم ساعت بود یا دوتا نیم ساعت، برنامه ی موسیقی ایرانی تبدیل شد به برنامه‌ها ی نیم ساعتی؛ یعنی چون یک سوی نوار نیم ساعت بود، برنامه ی کامل، از پیش درآمد تا رنگ، باید در این حدود ساخته می شد.

پیش درآمد و رنگ، هرکدام، پنج شش دقیقه هستند، مثلاً، دوتا چهارمضراب هم اضافه می شد و با آوازها، به هر حال، آن فرم سنتی ای که می شناسیم را به مدت نیم ساعت تطویل می کردند.

خب، کارهای آقای شجریان نقطه ی اوج این فرم نیم ساعته است. بنابراین، شاید این مسئله در ذات موسیقی ایرانی نبوده، بلکه مسائل فنی و تکنولوژیک، مثل آمدن نوار یا برنامه‌های رادیویی، باعث شده است که چنین بسته هایی درست شود. اینکه امروزه، چه در آلبوم پیشین بزم دور و چه در آلبوم عشیران، «مجالسی» طرح می شود (به نظر من مجلس عنوان خیلی جالبی است. نمی دانم آیا می توان آن را معادل موومان در نظر گرفت یا نه) این کارْ مسئله را واقعاً حل کرده است.

بر اساس آمارهایی که گرفته شده، می دانیم که برای یک برنامه ی موسیقی جدی اُپتیممی وجود دارد که حدود ۱۲ دقیقه است. یعنی بیشتر از آن ممکن است که شنونده را کمی خسته کند و با کمتر از آن هم نمی شود یک برنامه ی کامل را شکل داد. آهنگ های پاپ که تکلیف شان روشن است و حدود سه دقیقه برای شان استاندارد شده است.

از دهه ی هفتاد به بعد، تعدادی از تولیدکنندگان آثار آمدند قطعات خیلی کوچکی را، مثل تصنیف، تعریف کردند. آلبومی درست کردند که هفت، هشت تا تصنیف در آن است، و آنها را با چسب هایی، مثلاً با دو خط آواز و یک چهارمضراب، به هم می چسباندند، و خب این اصلاً ساختار منسجمی نداشت. اینکه ما بسته هایی داشته باشیم که لزوماً نیم ساعته نباشند (چون سی دی هم الان حدوداً یک ساعت است) و، در عین حال، بتواند یک برنامه ی کامل و، به قول دوستان، خودبسنده باشد بسیار کار خوبی است. این یکی از مهمترین ویژگی های یکی، دو کار اخیر دوستان است و، به نظر من، الگوی خیلی خوبی است. امیدوارم که تکرار بشود و ادامه پیدا کند. به نظر من، این مسئله ی مهمی بود که با این ایده حل شده است.

موضوع دیگر اینکه آقای دکتر فاطمی از آرزوی شان برای آهنگسازی گفتند، آرزوی من هم این است که روزی موسیقی ایران دارای نظام ریتیمیک – متریک خاص خود باشد. ما الان نظامِ مدال قابل توجهی داریم که بسیار ارزنده و ممتاز است. همچنین، در مقوله ی خوانندگی، سنت آوازی بسیار غنی ای داریم که در منطقه کم نظیر است. ایرادهای زیادی به سازها می گیرند که اینها، به نظر من، آن چنان مهم نیست. ما با همین سازها، بهترین ویرتئوزیته ها را داشته ایم که حتی در سطح بین المللی قابل توجه است؛ یعنی، مثلاً، یک نوازنده ی تار ما می تواند نه فقط در ایران که در سطح بین المللی، از حیث توانایی نوازندگی، مطرح باشد. تکنیک هایی که برای این ساز داریم کم نظیر است.

یکی از مشکلات بزرگ ما، همچنان که می دانیم، مربوط به مسائل ریتمیک است؛ یعنی نظام ریتمیک نداریم. به خاطر می آورم چند سال پیش، در نقد جلسه ی سرخانه که با آقای فاطمی بودیم، من این جمله از دهانم در رفت که ما هویتِ ریتمیک نداریم و بحثی هم آنجا در گرفت. من هنوز، البته، سر این موضع هستم؛ ما نظام ریتمیک نداریم.

اینکه ما به نظام قوی عروضی متوسل شویم، برای موسیقی یک ضعف است. نظام عروضی برای شعر بوده است و کارکرد دیگری دارد. ما باید بتوانیم برای موسیقی ایرانی نظام ریتمیک تدوین کنیم. چیزی که کمی مرا ناراحت می کند این است که، در نبود این نظام، به دورهایی از همسایگان و فرهنگ های همجوار ما متوسل شویم. من، در این مورد، با آقای فاطمی و بعضی از دوستانم خیلی موافق نیستم. اینکه ما نمی توانیم این چرخه را راه بیاندازیم و خودمان تولید کنیم احساس خوبی به من نمی دهد. این هم برای من یک ضعف است. البته می دانم کار بسیار دشواری است. به نظر من، هرچقدر هم با فواصل موسیقی ایرانی و حالت های موسیقی ایرانی کار کنیم، نهایتاً ریتم تاثیر خود را می گذارد، چراکه آن استخوا ن بندی و چیزی که اسکلت کار را می سازد، به هر حال، عاریتی است و عاریت بودن آن برای من کمی ناراحت کننده است. در زیبایی قطعات شکی نیست اما، این آرزوی من است که ناچار نباشیم این کار را بکنیم.

یک موضوع دیگر که در کار سعید کردمافی و علی کاظمی، به نظر من، خیلی خوب حل شده این است آن است که خیلی نگرانِ این نیستند که حجم بزرگی از کار را قطعات متریک تشکیل دهند و انرژی زیادی برای طراحی قطعات آوازی و، به اصطلاح، غیرمتریک هم صرف می کنند که در آنها کارهای خوبی از آب در می آید. من فکر می کنم همچنان – از سلیقه ی عامه اگر بگذریم – مهمترین بخش موسیقی ایرانی بخش غیرمتریک آن است. یعنی هویت موسیقی ایرانی و حالت های خاص موسیقی ایرانی هنوز در قطعات غیرمتریک است. ما نباید بگوییم حال که قرار است موسیقی ایرانی را متحول کنیم، بیاییم فقط قطعات متریک بیشتری بسازیم. این، به نظر من، بخشی از بدنه ی اصلی موسیقی ایرانی را از بین می برد. این خیلی خوب است که دوستان ما در این مجموعه و آثار قبلی اینچنین به طراحی آواز پرداخته اند.

نکته ی بسیار مثبت دیگری در این اثر وجود دارد و آن پرداختن به گوشه هایی است مثل عشیران (البته مراغی به آن می‌گوید عشیرا و گویا نون بعدتر به آن اضافه شده است)، اصفهانک، مجسلی، گوشت و غیره که اینها قبلاً مدهای خیلی کوچک و دست دوم بودند. واقعیت این است که از پتانسیل مدهای فوق العاده ای مثل مخالف سه گاه و بیداد و غیره خیلی استفاده شده است.

قطعات فوق العاده و شاهکارهایی در این مدها ساخته شده است. البته که هنوز هم زیبا هستند و هنوز هم جای کار دارند. اما این که ما یک سری مدها را پیدا کنیم و از دل اینها قطعاتی بیرون بکشیم و بتوانیم بیان جدیدی استخراج کنیم، در عین وفاداری به سنت خودمان و باور به پتانسیل های خودمان، بسیار ارزشمند است. در کلاس هایی که با دانشجویان هستیم، مثلاً می پرسند که چرا راست قدیم در موسیقی ایران نیست. راست قدیم، همان طور که می دانید، همان راستی که صفی الدین و دیگران گفته اند و بعداً با تغییر اندکی در فواصل به کشورهای دیگر رسیده است.

در جنوب ایران هم شنیده می شود، حتی در قسمت هایی از خراسان یا جاهای دیگر. به نظر می رسد این مقام در موسیقی ایرانی از بین رفته است، در حالی که اشل صوتی آن را اگر دو ر می‌کرن فا سل لا سی کرن (که گاهی در برگشت بمل می شود) و دو نظر بگیریم، به نظر من، در موسیقی ایرانی از بین نرفته است، بلکه در بیات ترک، افشاری، رهاب، عشاق و فضاهایی از این دست مخفی شده است. مثلاً می توانیم به فرودهای افشاری دقت کنیم (می دانید که افشاری ایست های متعددی دارد و بیان های خیلی متفاوتی را عرضه می‌کند)؛ در خیلی جاها عملاً یک راست تمام عیار است. منظورم راست قدیم است نه آن چیزی که در راست‌وپنج‌گاه آمده است.

بنابراین، ما در درون این مدها قطعاَ حالت‌هایی داریم که می توانیم آنها را بیرون بکشیم. اینکه، به خصوص در این آلبوم (و البته در آثار پیشین هم) به این نکته توجه شده است، امتیاز بسیار بالایی است به جهت کار مدال. هرچند که در مقوله ی نظام مدال بسیار غنی هستیم (که قابل مقایسه با فرم و نظام ریتمیک نیست)، به هر حال مدهای ما کمی تکراری می شوند. رسیدن به حالت های جدید با پتانسیل‌هایی که، به تعبیر من، در ردیف مخفی شده است بسیار کار مهم و بزرگی است، و از این جهت با استادمان آقای فاطمی موافقم که این کار نقطه ی عطفی است، و می تواند آغاز خیلی خوبی باشد برای کارهای بعدی.

از حیث صدادهی و اجرا، مجموعه ی خیلی پالوده ای از کار درآمده است. گاهی احساس می کنم بعضی از کارهایی که در این، به اصطلاح، جریان ساخته می شود روی کاغذ یا زورکی ساخته شده است، و شنیدنی نیستند. این جریان هنوز زیبایی شناسی خود را دقیقاً پیدا نکرده است. من چندبار می خواستم با دوستان تماس بگیرم، ولی جلوی خودم را گرفتم و تصمیم گرفتم اینجا بگویم. این آلبوم، به نظر من، یک تبریک خیلی بزرگ دارد. آقای فاطمی هم به این موضوع اشاره کردند؛ این مجموعه شنیدنی است. این موضوع خیلی ارزش دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برنامه گردشگری موسیقی نواحی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کُرد در سنندج

موزه موسیقی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کرد در سنندج، سفری تخصصی در زمینه موسیقی به این شهر برگزار می کند. این سفر با همکاری موزه موسیقی ایران و انجمن موسیقی سنندج برگزار می­گردد و هدف از آن، دیدار و همنشینی با اساتید گرانقدر موسیقی غنی کُردی، بهره ­گیری از دانش موسیقایی و اجرای زنده اساتید برجسته، آشنایی با فرهنگ موسیقی کُردی شامل سازها، موسیقی­ های آیینی و گروه­های موسیقی، دیدار از کارگاه­های کهن و منحصر به فرد ساخت سازهایی چون دف، دیوان، تنبور و سنتور به منظور آشنایی با سازهای بومی و تکنیک­های خاص ساخت آن­ها در منطقه، حضور در خانقاه و آشنایی با موسیقی عمیق خانقاهی، شرکت در برنامه گروه نوازی دف، تماشای حرکات موزون کردی، دیدار از موزه ­ها و ابنیه­ تاریخی شهر سنندج می ­باشد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

از روزهای گذشته…

جوایز هیلاری هان (II)

جوایز هیلاری هان (II)

خانم هان در طول دوره ای که کارهای سلو می کرد، همچنان به موسیقی مجلسی نیز تمایل داشت. تقریباً هر تابستان از سال ۱۹۹۲ در فستیوال موسیقی مجلسی Skaneateles حضور می یافت که هم به عنوان سولیست و هم موزیسن موسیقی مجلسی همراه با ارکستر فستیوال به اجرای برنامه می پرداخت.
نی، وسیله یا هدف!

نی، وسیله یا هدف!

هفته گذشته در آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور همایشی با حضور دکتر حسین عمومی برگزار شد و دو مورد از پیشنهادات ایشان در مورد سازهای نی و تنبک به نمایش گذاشته شد.
جلسه معارفه پروژه «پل هنر» برگزار می شود

جلسه معارفه پروژه «پل هنر» برگزار می شود

جلسه فوق الذکر در بیستم مهر ماه برگزار خواهد گردید و شرکت برای عموم با رزرو نام ایشان برای ارائه بهتر خدمات امکان پذیر است. این نشست در ساعت ۱۴ در محل آموزشگاه کوشا با همت «موسسه نوای فرزانه» برگزار می شود.
پدرام فریوسفی: به خاطر بی نظمی در ارکستر سمفونیک تهران، همکاریم را متوقف کردم

پدرام فریوسفی: به خاطر بی نظمی در ارکستر سمفونیک تهران، همکاریم را متوقف کردم

اگر یک سولیست ویولون ایران بداند میتواند با زدن یک کنسرتو ویولون چایکوفسکی به اندازه یکسال کارش در کلاس و استودیو کسب درآمد کند و مشهور شود چرا وقتش را برای اینکار نگذارد؟! مشکل اینجا ضعیف بودن بخش های حاشیه ای مانند هزینه و پشتیبانی معنوی است. متاسفانه بیشتر مسئولین موسیقی ما، حتی آنهایی که سواد موسیقی دارند هم لیاقت و اطلاعات لازم را برای اینکار ندارند و این باعث افت موسیقی کلاسیک در ایران شده است.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یحیی زرپنجه که نام دوم او هارون جزاسند (Haron Jzasnd) بود در تهران و در خانواده ای موسیقی دوست و موسیقی کار، در به سال ۱۲۷۰ شمسی متولد شد. پدرش آقا ربیع نوازنده دایره بود و آوازهای ضربی هم می خواند. برادرش هم به شیوه مرسوم آن دوره -که تار رایج ترین ساز آن زمان بود- به نواختن مشغول بود. خانواده زرپنجه از آن جا که موسیقی را وسیله ارتزاق و امرار معاش خود قرار داده بودند، فرزندان خود را نیز به یادگیری این فن تشویق می نمودند.
رهبرانی که نخواستند رهبر باشند

رهبرانی که نخواستند رهبر باشند

نگاهی به آثار و آرای فرهاد مشکات : ساموئل هانتیگتون در باب تحلیل فرایند گذار به درستی می گوید که: «هر دگرگونی میانه روانه را نمی توان اصلاحات نامید و برای برخی دگرگونی های میانه روانه ، عنوان «تحکیم» (constellation) بیشتر برازنده است تا اصلاحات»
اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

در سال های شصت و هفتاد، وقتی که گمان می شد که موسیقی الکترونیک، تصویرگر آینده ست، اشتوکهاوزن پیشتاز این پندار بود. او بعد از جنگ در دبیرستان موسیقی کُلن درس خواند و سپس در همان شهر وارد دانشگاه شد و توانست با مهارت و توانایی خود در بحث های تحلیلی، شگفتی همگان را برانگیزد. در ۱۹۵۱ در مدرسه ی تابستانی دارمِشتات با الیویه مسیان دیدار کرد و همراه او برای تحصیل به فرانسه رفت. اولین تجربه ی او، یعنی «موسیقی کُن کِرِت»، در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو فرانسه، محصول همین دوران است.
نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

نگاهی به حاشیه کنسرت علی رهبری

۲۴ خرداد ارکستر سمفونیک تهران پس از ۳۰ سال با چوب علی رهبری شروع به نواختن کرد. اگرچه ارکستر قدرت ارکستر های اروپایی را نداشت، ولی نشانه هایی از تمرین منظم زیر نظر رهبری کارکشته در نواختن ارکستر مشخص بود.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

شهر وین در کشور اتریش، امسال مانند بیشتر شهرهای بزرگ اروپایی شاهد برگزاری مراسم سالگرد تولد هایدن آهنگساز بزرگ اتریشی بود. هایدن آهنگسازی است که غیر از تاثیرات بسیار زیاد در تکامل موسیقی کلاسیک، دو شاگرد مهم را هم به موسیقی کلاسیک تقدیم کرده است، موزار و بتهوون! در برنامه قبلی این فستیوال که به مدت دو روز پنجم می از ساعت ۱۱ تا ۱۷ و ۲۷ می از ساعت ۱۴ تا ۲۱ برگزار شد، نوازندگان در محوطه قصر با شکوه “BELVEDERE” به اجرای برنامه پرداختند. این برنامه با همکاری دانشگاه موسیقی وین برگزار شده بود و در آن هنرآموزان و هنرجویان برگزیده دانشگاه به اجرای آثاری از هایدن و یا در ارتباط با او، پرداختند.