مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

صدای شخصی
وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

سنتورنوازی پساپایورانه (بیشتر از لحاظ کلیت محتوا) از طریق سه عامل، یعنی سونوریته، تاکید برکنترل و تعادل صوتی سنتور، و گاهی جمله‌بندی شخصی شده است. شخصی‌شدگی نخست خود را در دقت نزدیک به وسواس نوازنده در شفاف، یکنواخت و متناسب نگه‌ داشتن صدا در بخش‌های مختلف صوتی سنتور متبلور می‌شود. دوری از واپیچش صداهای اضافه، حجم کنترل نشده و پیامد طبیعی‌اش، بازه‌ی دینامیکی متوسط (جز لحظاتی در سرگشوده)، همه جا همچون عنصر اصلی به چشم می‌خورد و فضایی معتدل و دور از هیاهو می‌آفریند.

پنجه یا مضراب (۱) خوش‌صدا و نرم و در عین حال با ژرفای کم آکوستیکی عامل بعدی و البته تکمیل‌کننده‌ی اولی است. در نتیجه‌ی این دو عامل یک سلیقه‌ی صوتی شکل گرفته که ترکیبی خاص از عناصر سنتورنوازی غالب امروزی را با سنتورنوازی کلاسیک دهه‌های گذشته دارد.

محتوای موسیقایی، نوا، هم چنین پیوندی را به نمایش می‌گذارد؛ نیمی ساخته‌شده از نوای امروزی، نوای پس از علیزاده، که بیشتر در پرناها دیده می‌شود و نیمی از نوای دیروزی. جمله‌پردازی/جمله‌بندی و اتمسفر بیانی حاکم چنان که می‌توان انتظار داشت هنوز شخصی است اما نه آن اندازه که عنصر صداشناختی بود. ارتباط این بخش به ویژه در منطق گردش ملودی، بافت مضرابی و ساختمان تاکیدی قطعه‌هایی مثل تارمِه به شکل روشن‌تری با گذشته روشن است.

چنین جمعی از ویژگی‌ها ایوارگاه را رویدادی می‌نماید که دغدغه‌ی نخستینش صداست که شالوده‌ی هر موسیقی خوب است، سپس بیان موسیقایی در اجرا و در مرحله‌ی آخر محتوای موسیقایی تازه. از این رو مهم‌ترین ویژگی ایوارگاه این است که چیزی از حوزه‌ی وقوعش، سنتورنوازی، نمی‌کاهد.
پی نوشت
۱- این دو اصطلاح را با کمی اغماض نسبت به معنای گسترده‌ترشان، به معنایی نزدیک به “Touch” به کار برده‌ام.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

«ایوارگاه» اثر از مجموعه احوالات شخصی با آهنگسازی وحید طهرانی آزاد است. در این آلبوم علی جعفری پویان نوازنده ویولن و وحید طهرانی آزاد نوازنده سنتور هستند. ایوارگاه شامل پانزده آهنگ به نام های: پرنا، درآمد اول، تارمه، درآمد دوم، جامخانه، سرگشوده، کرشمه، سرمایه، نیشابورک، پرنا ۲، نهفت، سبویی، بوسلیک و نیریز، پرنا ۳ و پرنا ۴ است. انتشارات موسسه ی خانه ی هنر منظومه ی خِرَد در سال ۱۳۹۶ این آلبوم را روانه بازار کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

الیزابت شوارزکوف، نقطه اوج سوپرانو

الیزابت شوارزکوف، نقطه اوج سوپرانو

الیزابت شوارزکوف (Elisabeth Schwarzkopf ) متولد نهم دسامبر سال ۱۹۱۵، خواننده اپرای آلمانی الاصل تبعه کشور انگلستان و در زمره برجسته ترین خوانندگان soprano به شمار می رود، اجراهای متعدد و درخشان آثار بزرگانی چون Mozart، Strauss و Hugo Wolf، از دلایل عمده شهرت جهانی این هنرمند بزرگ است.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (II)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (II)

اهمیت آموزش موسیقی در طول سال‌های اولیه زندگی از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد. پژوهش‌ها (برای مثال پیلزبزی ۱۹۵۸- ۱۹۳۷؛ مورهد و پاند، ۱۹۷۷) اولین گام‌ها را در زمینۀ تحقیق در باب زندگی کودکان موزیکال در پیش از دبستان را برداشتند و ما را از طبیعت خود به خودی رفتار و موسیقیایی آنها آگاه کردند. کودکانی که آموزش موسیقی را قبل از پنج سالگی شروع می‌کنند تغییرات و رشد وسیعی در منطقه مغز که مربوط به حواس پنجگانه است، به وجود می‌آید.
عصیان ِ کلیدر (II)

عصیان ِ کلیدر (II)

در واکنشی دیگر به اجرای کنسرت روزبه تابنده آهنگساز و رهبر ارکستر هنگام در گفتگویی جداگانه در باره ی رهبر و اجرای ارکستر میگوید:« سیرنکو هم در مقام رهبر ارکستر آنچنان حرفی برای گفتن نداشت و دست کم وظیفه تحلیل و سبک شناسی آثار را بسیار ضعیف انجام داده بود. چون می دانیم که رهبر ارکستر علاوه بر دانش موسیقی و تکنیک رهبری باید حتما از قدرت تحلیل خوبی برخوردار باشد و کارهایی را که اجرا می کند به لحاظ تاریخی، سبک شناسی و شیوه آهنگ سازی به خوبی بشناسد. واضح بود که سیرنکو اطلاعی از حال و هوای دستگاه نوا ندارد و حتی دینامیک ارکستر و حالتهای رباتیکی هم در اجرای نینوا (به طور خاص) دچار اشکال بود. حتی سر ضربهای بسیار واضح ارکستر هم هماهنگ نبود و همانطور که قبلا گفتم به نظر میرسد سیرنکو و ارکستر اوکراین با این کنسرت بسیار سهل انگارانه برخورد کردند و ظاهرا کار اصلا برایشان جدی نبود. حداقل باید گفت زمان بسیار کمی را صرف تمرین این آثار کرده بودند»
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.
زنان و موسیقی (IV)

زنان و موسیقی (IV)

به طرز عجیبی دو خواننده مشهور اُپرا، ماری-لوییز دِمَتَن (Marie-Louise Desmatins)، متولد ۱۶۷۰، و لَ موپَن (La Maupin دوشیزه دُبینی Mlle d’Aubigny) متولد همین دوره، هر دو بسیار جوان، یکی در سن سی و هشت سالگی و دیگری در سن سی و هفت سالگی در سال های ۱۷۰۸ و ۱۷۰۷ فوت کردند.
تریسی چپمن

تریسی چپمن

تریسی چپمن متولد اوهایو، از سنین کودکی به سودن شعر و نواختن گیتار پرداخت. سپس در موسسه A Better Chance (فرصتی بهتر) پذیرفته شد. این موسسه ملی برای کشف، به کار گیری و پرورش دانش آموزان مستعد و رنگین پوستی است که میتوانند در آینده در رشته های مختلف به فردی پیشرو مبدل شوند.
مروری بر کتاب «افق بیکران (یادنگار حشمت سنجری)»

مروری بر کتاب «افق بیکران (یادنگار حشمت سنجری)»

«حشمت سنجری» درس‌خوانده‌ی دارالفنون و هنرستان، شاگرد صبا و خالقی، از سویی با آموزه‌های کودکی و نوجوانی از آبشخور پدرِ تارنوازش، به درویش و نی‌داود وصل است و از سوی دیگر سنجریِ تحصیل‌کرده‌ی غرب، از انگشت‌شمار موسیقیدانانِ ایرانی‌ست که در موسیقیِ کلاسیک غرب جایگاهی جهانی دارد. سابقه‌ی او و ارجمندی‌اش در اروپا و امریکا گویای این افتخار است. آنگونه که خود در فیلم «رقص دایره» (فرزاد فره‌وشی، رهافیلم، ۱۳۹۵) می‌گوید، زمانی که با سرشناسانی همچون «کلودیو آبادو» همکلاس بوده، شاگرد ممتاز کلاس شناخته می‌شود.
تحصیل موسیقی در اروپا

تحصیل موسیقی در اروپا

دو گونه مدرسه موسیقی در اروپا وجود دارد که اگر کسی بخواهد نوازنده(کلاسیک، فولک یا مدرن) یا خواننده (کلاسیک، فولک یا مدرن) رهبر ارکستر، آهنگساز، منتقد موسیقی یا تئوریسین موسیقی شود، باید در امتحانات ورودی این مدارس شرکت کند. یکی از این مدارس کنسرواتوار است که در بسیاری کشورها دوره تحصیلی آن ۴ تا ۵ ساله است و بعد از دبیرستان میتوان به آن وارد شد… دیگری poly technik یا hochschule(در آلمان و اتریش) در دیگر کشورها مدرسیه عالی موسیقی است.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.
ناسیونالیسم، دسته‌بندی، حذف و ردیف موسیقی دستگاهی

ناسیونالیسم، دسته‌بندی، حذف و ردیف موسیقی دستگاهی

هر نوع دسته‌بندی، لاجرم با حذف همراه است، و همواره پشته‌ای از «دور ریختنی»ها به جای می‌گذارد، پشته‌ای از «فرع»ها، در حاشیه مانده‌ها، اقلیت‌ها، جانگرفته در مرزهای قاطع دسته‌ها، و پنهان شده‌ها.