فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

زه وار به عنوان بخشی از ساختار ویولن، عاملی مهم و اثرگذار در افزایش استحکام ساختمان بدنه، تحت اثر نیروهای ایستا و نیز در حین ارتعاشات، می باشد و نقشی بسزا در کیفیت مکانیکی و صوتی ساز ایفا می کند: جلوگیری از جابجایی کلافها تحت اثر نیروهای وارده از صفحه بواسطۀ انتقال نیروها به بلوک ها، تقویت کیفیت اتصال صفحات به ساختمان کلافها و تقویت مقاومت لبه های صفحات با توجه به وجود کانال سه زه در این نواحی، از جمله وظایف مهم زه وار می باشد.

برای دستیابی به حد مطلوب در رابطه با تمامی مباحث ذکر شده، چگونگی اعمال مجموعه ای از فاکتورهای کمی و کیفی از جمله: انتخاب چوب، نحوۀ برش، نحوۀ کاهش ضخامت، ابعاد، نحوۀ خمش و جاگذاری و اتصال به بدنۀ کلافها، از اهمیت بالایی برخوردار است که درک و انجام صحیح هریک، جز بواسطۀ کاربرد دانش و تجربه و ایجاد پرسش هایی در ذهن سازنده در رابطه با چرایی ها و چگونگی ها و نحوۀ ارتباط این مباحث با یکدیگر میسر نمی گردد.

در این مقاله، به جهت آشنایی بیشتر با نقش زه وار در ساختمان ویولن و چرایی وجود آن و تأثیر آن بر ویژگی های مکانیکی و آکوستیکی ساز، فرایند اجرای زه وارها از مرحلۀ خمش تا اتصال به ساختمان کلافها مرور می شود و سعی می گردد تا در این میان به نکات و مباحث اصلی اجرایی و تئوری در رابطه با زه وار پرداخته شود.

 در آغاز، طول زه وارهای کالیبره شده را با توجه به طول محل قرارگیری هریک بر روی کلاف های ناحیۀ بالا، پایین و وسط برش می دهیم. بهتر است طول اولیۀ زه وارها از مقدار نهایی اندکی بیشتر باشد.

 تمامی زه وارها تحت فرایند خمش به فرم محل قرارگیری خود بر روی کلافها در می آیند.

 سپس با قرار دادن زه وار بر روی لبۀ کلاف و تعیین نقاط انطباق با دیوارۀ بلوکها، اضافات طولی آنها را برش می دهیم.

 زاویۀ مقاطع زه وار را در انطباق با لبۀ دیواره بلوک ها تنظیم می کنیم.

 سپس زه وار را بصورت خشک (به چسب آغشته نباشد) در جای خود قرار می دهیم و با گیره به دیوارۀ کلاف مهار می کنیم تا وضعیت اتصال به دیواره کلاف و بلوک ها بازبینی شود و اگر ایرادی مشاهده شد، برطرف گردد. در ادامه زه وار را به چسب آغشته می کنیم و به کلاف می چسبانیم.

فرایند اتصال زه وارهای ناحیه میانی در مقایسه با نواحی بالا و پایین مقداری متفاوت است. بطور کل، زه وارهای خم شده به مرور زمان و تحت تغییرات رطوبت میل به باز شدن دارند. در زه وارهای بالا و پایین با توجه به قرار گیری زه وار بین دو بلوک و عدم امکان حرکت بدلیل وجود کلاف در مسیر باز شدن، این میل منجر به تغییرات حاد در زه وار نمی گردد. اما در زه وار ناحیه میانی، که از دو سو توسط بلوک مهار نشده است و راستای باز شدن آن به گونه ای است که منجر به فاصله گرفتن در دو انتها از دیوارۀ کلاف می شود، این میل می تواند موجب گردد تا زه وار از دیوارۀ کلاف جدا شود. در نتیجه کانالی داخل بلوکها حفر می شود و انتهای زه وار در داخل کانال قرار می گیرد تا تغییرات مهار گردد.

همانگونه که گفته شد، در این بخش کار ما با فرایند خم کردن زه وارها آغاز می شود. در حالت ایده آل، انتظار می رود که ارتفاع و ضخامت تمامی زه وارها با یکدیگر برابر باشد. اما گاه برای رفع نواقص موجود در ساختمان کلافها، به عنوان مثال عدم یکدستی در ضخامت و چگالی و یا خطاهای موجود در فرم که می تواند موجب تضعیف اتصال صفحه به ساختمان کلافها و برهم خورد تعادل در عملکرد مکانیکی و ارتعاشی ساز گردد، می توان با ایجاد تنوع در ساختار فیزیکی و ابعاد زه وارهای نواحی مختلف، تا حدی این نقایص را رفع کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مسئولیت هوشنگ ظریف بودن!

درباره جایگاه هوشنگ ظریف نیاز به هیچ مقدمه ای نیست. به قدری منش و شخصیت او در میان اهالی موسیقی شناخته شده است که تنها نامش به خودی خود سمبل و الگوی جوانان است. «هوشنگ ظریف شدن» رویای بسیاری از جوانانی است که به دنیای حرفه ای موسیقی وارد می‌شوند و عموما با این حسرت بازنشسته.

تکروی بااستقامت! (IV)

قطعاتی مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربی هایی مثل «اکبرآباد رفته بودی…»، «اتل متل توتوله» و حتی بسیاری از قطعات نوحه خوانی و سینه زنی که بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه کامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبی را تحسین کرد.

از روزهای گذشته…

در باب متافیزیک موسیقی (X)

در باب متافیزیک موسیقی (X)

موسیقی رونوشت اراده یا خواست است. در حالی که سایر هنرها، رونوشت ایده ها هستند. همچنان که خود جهان، عینیت بی واسطه و رونوشتی از کل اراده است، موسیقی نیز رونوشتی از اراده است. در نتیجه، موسیقی مطلقا چون دیگر هنرها، رونوشت ایده ها نیست؛ بلکه رونوشت خود اراده است که ایده ها عینیت آن هستند. موسیقی با دور زدن از کنار این ایده ها، رونوشتی مستقیم از اراده یا خواست است؛ همچنان که خود جهان چنین است. اراده یکبار خود را به صورت مجموعه ای از پدیده های خاص در یک کل بزرگ (جهان) و بار دیگر به صورت موسیقی نشان داده است. موسیقی نماد خواست ماهیت شئ در ذات خویش است و در این وجه هنری، آوای دنیای پنهان به گوش می رسد. موسیقی بدون واسطه ایده ها، به بیان چیزهایی می پردازد که ما هرگز آنها را در سایه ایده ها و مفاهیم درک نخواهیم کرد. اگر بتوانیم آنچه موسیقی بیان می کند را بفهمیم، به فلسفه راستین پی خواهیم برد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

بیش از همه در تاریخ نگاری ها برای شناسایی «ایرانی» بودن موسیقی به عامل «نژاد» متوسل شده اند. تاریخ نگاران در وهله نخست مدلل نموده اند که به عنوان مثال «نژاد» عامل موسیقی دانی مانند فارابی یا ابراهیم و اسحاق موصلی ایرانی بوده اند و بعد چنین پنداشته اند که تحقیقات و تألیفات ایشان ناگزیر در حیطه ی موسیقی ایرانی و در نتیجه بخشی از تاریخ موسیقی ایرانی بوده است. چند نمونه: حسن مشحون در تاریخ موسیقی ایران: «ابراهیم پسر ماهان پسر بهمن پسر پشنک بود و (و در پاورقی توضیح داده که) ابن خردادبه می گوید چون ابراهیم در موقع مستی شعری را زیاد تکرار می کرده که در آن کلمه ی موصل بوده از این جهت به موصلی معرف شده» (جلد ۱، ص ۱۱۹)
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (I)

موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (I)

موسیقی شمال و جنوب هند از هم متمایز است ولی نباید آنرا دو نوع موسیقی دانست. در حقیقت هند دارای یک موسیقی است که به دو سبک در شمال و جنوب جلوه گر شده است. مهمترین موجبی که سبب رونق موسیقی هند شده این است که موسیقی و رقص دو هنریست که از لحاظ مذهبی اهمیت دارد چنانکه داستان موسیقی هند از میان تاریخ و افسانه های زیبای قدیمی به چشم می خورد. «ساراس واتی» را خدای هنر و دانش می دانند. شیوا آفریننده ساگنیت یعنی موسیقی و رقص و دارم است.
در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

«سنتی» در زمان حال و در مقوله های فرهنگی ـ هنری، پدیده ای است “شبه شرقی یا شبه ایرانی“ که نشانی و شباهتی ظاهری با یک فرم قدیمی ـ تاریخی دارد. (در موسیقی نوع سازها و لباس های به ظاهر وطنی و تزئینات صحنه با قالی و کلیم و مخده و در معماری استفاده از قوس و قوس شکسته و کاشیکاری)، پدیده ای است که یک توریست غربی غریب و ناوارد آن را به عنوان یک پدیده شرقی یا ایرانی شناسایی می کند. پدیده ای است که با انتظارات و تصورات غربی ها از فرهنگ و هنر شرقی مطابقت دارد. (توریست غربی از چایخانه و سفره خانه سنتی عکسبردای می کند و در وطنش برای دوستانش کنفرانس می دهد که بعله! ایرانی ها از قدیم الایام عصر ها در این نوع چایخانه ها جمع شده و در ضمن صرف چای و قلیان گفتگو می کنند) که مطلقاً صحت ندارد.
یک توالی آکورد هشت میزانی

یک توالی آکورد هشت میزانی

معمول این است که توالی آکوردهای زیبایی که آهنگسازان و نوازندگان موسیقی جز در کارهای خود بکار می برند، توسط سایرین بعنوان الگوی اولیه آهنگسازی یا بداهه نوازی استفاده می شود. در اینجا توجه شما را به یکی از توالی آکوردهای کارهای Bill Evans جلب می کنیم.
درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (II)

درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (II)

شیوه ماجراجویانه فودور در اواسط دهه ۸۰، بسیاری از فرصت های کاری او را ضایع کرد و زندگی حرفه ایش از کنترل خارج شد. به گفته خودش از مشروبات الکی بسیار می نوشیده و ماری جوانا، کوکائین و هروئین مصرف می کرده است. این اعتیاد باعث شد که تعهدش به نوازندگی بسیار کم شود.
یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

در ژورنال گفتگوی هارمونیک، بارها مطالبی از زنده یاد حسینعلی ملاح خوانده اید. این مطالب به خاطر اهمیت شان از مجلات قدیمی به روی سایت قرار می گیرند. برای آشنایی شما با این نویسنده و موسیقیدان فقید، مطلبی از زنده یاد علی تجویدی که به مناسبت درگذشت ایشان در مجله «کلک» شماره ۲۹ و در تاریخ مرداد ۱۳۷۱ نوشته شده، میخوانید.
ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ (Wilhelm Walter Friedrich Kempff) در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۹۵ و در براندینبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دنیای موسیقی وی بعنوان یک نوازنده متبحر در پیانو و همچنین یک آهنگساز آلمانی تبار شناخته شده است. در کارنامه نوازندگی او میتوان رپرتوار گسترده ای از قطعات مختلف آهنگسازان بنام را مشاهده نمود؛ آثاری از باخ، لیست، شوپن، شومان و برامس که او با استادی تمام در کنسرتهایش به نمایش میگذاشت.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.