مروری بر کتابِ «رساله‌ هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ میرزا شفیع»

مروری بر کتابِ «رساله‌ی هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ میرزا شفیع» با تصحیح متن و پیشگفتارِ محسن محمدی
اهمیت انتشار رسالات قدیمی بر کسی پوشیده نیست. لازمه‌ی شتاب­‌گرفتن انتشار صدها رساله­‌ی در محاق‌ مانده، همسو کردن/شدنِ همت و دانش و بودجه است. نه بر یک مسیرِ حمایت‌شده، بلکه بر شانه­‌های یک پژوهشگر، بار دیگر باری به مقصد رسیده‌­است: رساله­‌ای در ۹۱برگ؛ نوشته­‌ی میرزا شفیع نامی که جز این اطلاع دیگری از او در دست نیست.

این رساله بنا به توقیعِ پایانیِ نسخه، سال۱۳۳۰ه.ق (۱۲۹۱ش-۱۹۱۲م) ۳سال پیش از مرگ آقاحسینقلی و ۶سال پیش از مرگ میرزاعبدالله نوشته شده؛ سالی که در آن درویش­‌خان چهل‌ساله بود. نام هر سه (و البته نام‌های دیگر) نیز در متن رساله آمده­‌است.

تا همین­جا به نظر می‌رسد فحوای این سند به آنچه تا امروز در قالب ردیف‌­ها از نظامِ دستگاهی می‌دانیم ارتباط زیادی داشته باشد. اما اینگونه نیست و تردیدها را در اینکه ردیف­‌هایی مانند میرزاعبدالله یا آقاحسینقلی عیناً عملِ موسیقاییِ دوره‌ی قاجار بوده­‌اند بیشتر و تأثیر عواملی مانند ضبط را در تقسیم‌بندی­‌های کنونی پررنگ‌تر می­‌کند.

رساله هشت بخش دارد؛ هر کدام به‌­نامِ یک «دستگاه» که اندکی با هفت‌دستگاه امروزی متفاوت­‌ا‌‌ند: دستگاهِ «نوا» وجود ندارد، دستگاهی بنام «دوگاه» آمده و فصل پایانی نیز «دستگاه جدید» نام گرفته‌ است. متن، فهرستی از اصطلاحاتی‌­ست که در فرهنگ شفاهی بوده­‌اند و اغلب قبل از تبیینِ مکتوب از بین رفته­‌اند؛ مانند نامِ حدود سی نوع تحریر یا پانزده نوع چهارمضراب. از مجموع اصطلاحاتی که در رساله آمده برمی­‌آید که نویسنده نظر بر اجرای سازی داشته است نه آوازی.

به نظر می­‌رسد روایتِ میرزا شفیع، بقایایی از یک نظام دستگاهیِ قدیمی‌ست که همچون دیگر روایاتِ غیرِمعروف فراموش شده‌. این رساله روشن می­‌کند که دستگاه مفهومی بوده شامل مجموعه­‌ای «آواز»: آغازِ هر بخش، جملات مشابهی دارد به این مضمون که این دستگاه شامل چند آواز است، هر آواز شامل چند پنجه، هر پنجه شامل چندین گوشه و هر گوشه دارای چندین تحریر و…

بررسیِ تحلیلی-تطبیقیِ رساله موضوع پژوهشی عمیق است که به نتایج راهگشایی می­‌تواند رسید. پیشگفتار، شامل روندِ کشف و ضبط، فرایند بازنویسی و تصحیح، حدس­‌هایی در مورد نویسنده و مختصری درباره­‌ی متن است. تصویرِ نسخه، با کیفیتی مطلوب در کتاب گنجانده شده‌­است. محصولِ ناشر آراسته و منزه است و اگر در قطعِ جیبی (ابعادِ خودِ رساله) می­‌بود لطفی دیگر داشت.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

کتابِ «رساله‌ی هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ میرزا شفیع» با تصحیح متن و پیشگفتارِ محسن محمدی، بخشی از میراث فراموش شده موسیقی قاجار را در بر دارد که تفاوت عمده ای با روایات امروزی از این موسیقی را دارد. در بخش پایانی این متن «قوانین موسیقی خارجه با مجالس بال و رقص های گروپ متعلق به دول خارجه» گنجانده شده که فهرستی کم نظیر از قطعات موسیقی اروپایی شناخته شده یا استفاده شده در ایران در اواخر سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم میلادی است. مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب در سال ۱۳۹۶ این کتاب را منتشر کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

روش سوزوکی (قسمت شصت و دوم)

در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از ماجرای دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد بچه بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه رفتند و همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند، به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه فوق العاده تکان دهنده شد. مایستر کازالس اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

از روزهای گذشته…

مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

«پیانوی ایرانی» چیست؟ اجرای محتوای دستگاه‌ها و چهارمضراب و رنگ و … با پیانو، همان که مشهورترین نمایندگانش مرتضی محجوبی و جواد معروفی‌اند یا همان که اگر قدری بیشتر با تاریخ موسیقی آشنا باشیم نام‌هایی چون مشیرهمایون شهردار، حسین استوار، سیروس شهردار و حتا اردشیر روحانی را نیز دربر می‌گیرد. این شبه تعریف تا زمان افول این شکل از پیانونوازی در میانه‌ی قرن حاضر کافی می‌نمود. هویت اصطلاح در برابر «پیانوی کلاسیک» قرار می‌گرفت و جز موارد مرزی بسیار خاص برای بیشتر شنوندگان معلوم بود که چه چیزی پیانوی ایرانی است و چه چیزی نه.
به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین

به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین

ترانه زیبا و خاطره انگیز (Besame Mucho) تا به حال توسط صدها خواننده و به حدود ۲۰ زبان مختلف اجرا شده است. اما در هیچ یک از این اجراها سعی نشده است که این ترانه جایگاه اصلی خود را به عنوان یک ترانه عاشقانه لاتین از دست بدهد و این ترانه همواره همانطور که ترانه سرای آن خانم کونسوئلو ولازکوئز (Consuelo Velazquez) آنرا به وجود آورده بود باقی ماند.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

حتی در پهنه ساختاری اثر نمی توان انعکاس آگاهی جمعی واقعی یافت، زیرا گرایش های بالقوه ی آگاهی جمعی را به بالاترین درجه انسجام می رساند و آن را در قالب جهانی تخیلی بیان می کند. تمامی آگاهی و ساختارهای ذهنی یک گروه اجتماعی در دایره جامعه، پرورش می یابد، اما هیچ آگاهی جمعی نمی تواند بیرون از آگاهی فردی وجود داشته باشد.
دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین (Dennis Brain) هورن نواز برجسته انگلیسی بود که عمدتا به خاطر رواج دادن هورن به عنوان یک ساز کلاسیک و تکنوازی در جامعه پس از جنگ جهانی دوم در انگلیس بسیار معروف است. اجرای کنسرتوهای هورن موزار توسط برین با همکاری هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) و ارکستر فیلارمونیک برلین همچنان به عنوان اصلی ترین قطعات ضبط شده از این کنسرتوها به شمار می روند.
جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

جواهری: از دوره باستان گروه نوازی داشتیم

بدنبال تهیه مطلب علیرضا جواهری با علیرضا جواهری موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (I)

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (I)

بررسی فرم در آثار آهنگسازی شده‌ی موسیقی ایرانی و به ویژه تعمق در ساختار مقیاس خُرد (جمله و کوچک‌تر از آن) و نسبت و ارتباط آن با ساختار در مقیاس کلان، با این پیش‌فرض احتمالی که موضوع قابل تاملی در آنها نیست یا بر این اساس که روشی برای این نوع مطالعات وجود ندارد -حتا برای آثار بسیار مشهور- به ندرت انجام شده است. تجزیه و تحلیل حاضر با طرح دو گونه از سازماندهی مصالح تماتیک در متن پیش‌درآمدها (یا مقدمه‌ها)؛ گونه‌هایی با ساختار تماتیک مداوما پیش‌رونده و گونه‌هایی با ساختار تماتیک مرکب از نقش‌مایه‌های بازگشت‌پذیر و در حال درآمیزش با مصالح تازه معرفی شده، به عنوان یکی از فرض‌های ساختار درونی قطعات آغاز می‌شود و این نوع تکرار را تحت عنوان «حافظه‌ی فرمی» یک سرمشق تصنیفی معرفی می‌کند.
مرزهای زنانگی در هنر (IV)

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.
مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (III)

مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (III)

دوره دوم در اواخر سال های ۱۹۸۰ آغاز می شود. وی با ساده سازی ساختار آهنگ هایش به کلاسیک گرایی بیشتری روی آورد. به ویژه با ساخت اثر رکوئیم لهستانی که تجدید پیمان با سنت رمانتیک نیز محسوب می گردد. البته پندرسکی خود معتقد است که : «موسیقی من همان است. تنها شیوه ابراز آن تغییر کرده است».
به وسعت دنیا (I)

به وسعت دنیا (I)

ورلد میوزیک (World Music) وسعتى دارد اندازه خود دنیا. در دنیاى موسیقى مرز ها باز و آزادند و مردم را با علاقه به خود مى خوانند. خاطره هاى این دنیا طولانى است اما به پاى تاریخ نمى رسد، زیرا تنها در بردارنده خاطرات مثبت و شیرین است. «ورلد میوزیک» البته قسمت شاد آن، در برگیرنده آثار پاپ ماهرانه غیرغربى و موسیقى سنتى با انواع گرایش هاى بى شمار آن است و البته مى توان موسیقى کلوپ ها و آثار عجیب موسیقى تمدن ها را هم قسمتى از آن دانست. این اشکالى ندارد. رفتار هاى بدون تعصب نسبت به موسیقى ارزش آن را در جهان ملموس تر مى کند.