تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (V)

بوستانسرایی بود که خسروپرویز غالبا در آن ساعاتی می رفت و به نشاط مشغولمی شد و با اهل رامش به صحبت می آراست. پاسخ و پرسشی ضمن ساز و آواز رد و بدل می کرد. باربد به دربان باغ رشوه داد و توانست از او کسب اجازه گیرد. روزی شاه به باغ آمده بود، باربد لباس ابریشمی سبزی به تن کرد و بربطش را نیز سبزگونه کرد و با خود برداشت و بالای درخت سروی رفت، به طوری که به علت سبزی لباس، تمیز دادنه او دشوار بود. وقتی که خسرو پرویز جام اول می را به شرف جشن نوروز بلند کرد، باربد ساز خود را به صدا درآورد و چنان آواز لطیفی خواند که آن یزدان آفرید بود، به حاضرین خوش آمد. وقتی پرویز جام دوم را بلند کرد، باربد مجددا شروع به خواندن کرد و نواختن و آواز پرتو فرخار را نواخت و سرود. پرویز و حضار تعجب کردند و شاه فریاد برآورد چه آواز و ساز خوبی! تمام وجودم میخواهد برای شنیدن آن گوش شود. پرویز جام سوم را به یاد پهلوانان و رادمردان بلند کرد. باربد آهنگ سبز اندر سبز را نواخت و نهایت موثر خواند و همه حاضرین در حیرت شدند.

خسرو از جای برخاست و گفت بدون شک فرشته ای است که خداوند برای شادی ما فرستاده و از رامشگر خواست که خود را نشان دهد. باربد از درخت سرو پایین آمد و به خاک افتاد. خسرو او را نوازش کنان برداشت و تفصیل واقعه را از او پرسید. باربد گفت که از اهل نسا هستم و اکنون به مروزی نام برآورده ام. چون خسرو تفصیل سرگذشت باربد را شنید، ریاست رامشگران مملکت را به او سپرد. فردوسی فرموده است:
سرودی به آواز خوش برکشید که اکنون تو خوانیش دادآفرید
همان سبز اندر سبز خوانی کنون براینگونه سازند مکر و فسون

فردوسی و نظامی، امیرخسرو و دهها سخن سرای دیگر هر یک باربد و صحنه های زندگی و هنری او را با افتخار و احساس مسرت وصف نموده اند. بدون شک سیمای باربد در شاهنامه چون یکی از چهره های بینظیر، فدایی فرهنگ و هنر، احیاگر و ادامه دهنده اصول باستانی، مغنی ساز و آواز نیاکان در مرحله مذکور تاریخی، منظم روابط هنری ایران باستان با کشورهای دیگر تصویر گردیده است.

برخی نظریه پردازان نظم مانند خلیل ابن احمد فراهیدی و شمس قیس رازی باربد را شاعر ترانه سرا عنوان کرده اند و گویا او متن ترانه ها و سروده هایش را از اوستا و منابع ادبی ایران تنظیم و تدوین می کرده است. با تکیه بر گفته فوق اشعار مجموعه های هفتگانه خسروانی، سروت خسروانیک، کرکویی، اورامنی و… را محصول کامل آثار باربد دانسته اند. شمار زیادی از محققان شعر معتقدند که ابتدای شعر عروضی عرب از ترانه های باربد و موسیقی آن روزگار سرچشمه گرفته است. چنین نتیجه گیری حتی در نوشته های خود داشمندان عرب نیز تاکید شده است. اشعار ترانه های باربد بیشتر از سه مصرع ترکیب یافته و تحت نوای موسیقی اجرامی شد. ژانر ترانه را باربد رونق بخشیده است. اشعار ترانه های سروده باربد و رامشگران ایام او از منظومه های درخت آسوریک تنظیم شده اند.

در بیشترین ترانه های باربد و همدستانش اکثرا موضوع های وصف طبیعت، پندار گفتار و کردار نیک، ستایش زیبایی، مبارزه بر ضد خصایل بد، خیانت و نهایت تبلیغ پیرامون انسان دوستی بوده است. یکی دیگر از انواع موسیقی آوازی و شکل شعر و موسیقی که باربد در آن نیز شاهکارهای هنری ایجاد کرده چکامه یا چامه می باشد. ساخت و ترکیب شعری چکامه ۱۲ هجایی بوده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مختصری درباره فرم موسیقی ایرانی (I)

در موسیقی ایران فرم مشخص وجود ندارد. هر قطعه فرم مخصوص به خود دارد. برای تشخیص فرم باید تا انتهای قطعه گوش داد. اگر قطعه ای را فورا در ابتدا تشخیص دادیم که چیست مثلا چهارمضراب یا تصنیف اینها ژانر و گونه هستند و فرم نیستند. در فرم بخش های مختلف را با حروف بزرگ لاتین نشان می دهیم. هر جمله در موسیقی یک فرم مشخص دارد هر چقدر هم کوتاه باشد. برخی فرم ها موفق تر می شوند مانند پیش درآمد اصفهان نی داوود، در ادامه به انواع ژانرها و فرم های موسیقی ایرانی خواهیم پرداخت.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

از روزهای گذشته…

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (I)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (I)

Bill Evans نوازنده پیانو و آهنگساز Jazz عصر حاضر که سبک و طریقه خاصی در آهنگسازی برای خود دارد معتقد است که موسیقی عامل اصلی غنای روح انسان بوده و باعث میشود که انسان توان شناخت قسمتی از وجود خود را که قبل از درگیری با موسیقی نشناخته بود پیاده کند.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

آثار سالهای ۱۹۳۰ بارتوک بیش از دیگر آثارش به یاد مانده اند که اغلب به سفارش حامیان و طرفداران غیر مجاری او ساخته شده. در سال ۱۹۳۴ پنجمین کوارتت زهی خود را برای الیزابت اسپراگو کولیج آمریکایی (Elisabeth Sprague Coolidge) نوشت. در سال ۱۹۳۶ برای رهبر سوئیسی پائول ساشر (Paul Sacher) موسیقی برای سازهای زهی، کوبه ای و چلستا (Celesta) را ساخت، از جمله سونات برای دو پیانو و ساز کوبه ای در سال ۱۹۳۷ و آثاری متنوع در سال ۱۹۳۹… بنی گودمن (Benny Goodman) نوازنده کلارینت، به او سفارش قطعه ای برای کلارینت، ویولن و پیانو را در سال ۱۹۳۸ داد.
لیدی بلانت و مسیح (I)

لیدی بلانت و مسیح (I)

در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.
دو مضراب چپ (قسمت هفتم)

دو مضراب چپ (قسمت هفتم)

در این قسمت قصد داریم، مروری بر آثار فرامرز پایور به خصوص آثار نوشته شده در کتاب سی قطعه چهارمضراب برای سنتور داشته باشیم و ببینیم از حالات گوناگون دومضراب چپ چگونه استفاده شده است.
جایگاه تمبک در رده بندی سازها

جایگاه تمبک در رده بندی سازها

ساز، سیستمی است فیزیکی و قابل ارتعاش، متشکل از بخش های مختلف با وظایف خاص. در حالی که نوازنده با اعمال نیرو بر ساز، آن را مرتعش می کند، برآیند پاسخ های اجزای سیستم منتهی به ایجاد خصوصیات کمی و کیفی صوت برخاسته از ساز می شود. عالم سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد. به دانش مطالعه سازموسیقی ٬ ارگانولوژی Organology یا همان ساز شناسی گویند .
در جست و جوی زنانِ خنیاگر

در جست و جوی زنانِ خنیاگر

نخستین زنانی که به تصنیف یا روایتی آهنگین پرداختند، نغمه ها را از زبانِ جاریِ طبیعت فراگرفتند و رفته رفته به تذهیب و آراستنِ آن نغمات، پرداختند و اینگونه مادران به درونی کردن گوهره ای از پیوندِ بشری که همانا نسبتِ آیینی میان روایت گر و مخاطب -که در اولین دیدار، مادر و فرزند اند- دست یازیدند و هنوز پس از گذشت قرن ها، با تمام دگرگونی های جوامع، این آوای رمز آلود، همچنان دوست داشتنی و گیراست و بوی بهار می دهد.
تکروی بااستقامت! (I)

تکروی بااستقامت! (I)

بهمن رجبی، دارد به هفتادسالگی نزدیک می شود. با نیروی یک پنجاه ساله توانا و پرشور، با بی باکی و صراحت همیشگی اش که سن و سال نمی شناسد. این تراکم ایمان به کار خود و اعتقاد به آرمان و زندگی ای «بهمن گونه و رجبی وار»، از او شخصیتی قابل احترام ساخته که دوستان به کنار، دشمنان و معاندان او نیز مجبور شده اند درباره آن به حرمت سخن بگویند و از پایمردی او در راه خویش، آسان نگذرند.
ویژگی های یک سنتور خوب (V)

ویژگی های یک سنتور خوب (V)

کیفیت مواد به کار رفته: مواردی که در این شماره می خوانید شاید کمتر به درد یک هنرجوی تازه کار می آید چون برای او هیچ یک از موارد ذیل به درستی قابل بررسی و تشخیص نیست مگر اینکه از قبل اطلاعاتی مثلا راجع به چوب یا دیگر اجزاء ساز داشته باشد. با این حال ذکر این موارد حداقل هنرجو را با شمای کلی ماجرا آشنا می کند تا شاید مثلا هنگام خرید بتواند در مورد موضوعاتی که یاد دارد سوالاتی بکند یا اگر اشاره ای به او در قالب این موضوعات کردند لااقل یک بار آنها را شنیده باشد و مثل یک فرد بی اطلاع، کاملا مبهوت نگردد.
اپرای توسکا (III)

اپرای توسکا (III)

نقاش در زندان انتظار مرگ را می کشد. نامه ای به توسکا می نوسید و آخرین یادداشت خود را می نگارد: “و من هیچ گاه بدین گونه عاشق زندگی نبوده ام” و می گرید. توسکا به همراه نگهبان و نامه ای که مبنی بر آزادی کاوارادوسی در دست دارد وارد قلعه می شود و در حالی که به نقاش توضیح می دهد چگونه اسکارپیا را کشته می خواند: “او خون تو را می خواسته یا عشق مرا.” دوئت: “گوش کن، زمان نزدیک است.” کاوارادوسی: ” مرگ تلخ است تنها به خاطر جدایی از تو” توسکا: ” عشق به تو مرا قادر ساخت که زندگیت را نجات دهم.” آخرین دوئت: ” جشن می گیریم، با امیدهای تازه.”
جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

جونی آلیده، سلطان راک فرانسه (II)

در ابتدای کارش، جونی قدرت آوازی که به آن شناخته می شود را نداشت. آن چیزی که در اولین آلبوم هایش می شنویم صدایی بی ثبات است که به روشنی تحت تاثیر ستاره راک آمریکایی اِلویس پریسلی (Elvis Presley) قرار دارد. همانند سلطان راک، جونیِ جوان انتهای حرف های صدادار را به سمت زیر می سُراند و از نام آوا ها (onomatopée) خیلی استفاده می کرد (مثل yeah yeah معروف). او کلمات را بالا و پایین می برد همان طور که پایش را برای دعوت به رقص به زمین می کوبید.