شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

محمد سعید شریفیان (تصویر از علیرضا سیفی)
محمد سعید شریفیان (تصویر از علیرضا سیفی)
پس می توان گفت هارمونی که شما برای هشت بهشت استفاده کردید به هارمونی دوره رمانتیک که از قدرتمند ترین دوره های موسیقی ارکسترال است، شباهت های بیشتری نسبت به دوره های دیگر موسیقی دارد. آیا حدس من درست است؟
ببینید هارمونی تنال وضعیت مشخصی دارد. این بحث مربوط به اواخر قرن هجدهم می شود یعنی حدود سال های ۱۷۵۰ و ۱۷۶۰ به بعد چنین هارمونی به خوبی به کار گرفته می شده. منتها شما می بینید الان هم در قرن بیست و یکم بهترین و مدرن ترین اتفاقات موسیقی از جمله پست مدرنیسم نوعی برگشت ۲۰، ۳۰ ساله روی سیستم ها و فضاهای تنال است چراکه با نگاه های جدید ترکیبات جدید تری از همین سیستم تنال به دست می آید. بنابراین به رغم تصور برخی که فکر می کنند مدرنیسم همان آوانگاردیسم است این تماماً یک تفکر قدیمی شده است. چرا؟ جواب بسیار ساده است. برای اینکه فضاهای تنال فضاهایی بودند که روی سیستم های فرکانسی و آکوستیک های صوتی بنا شده بودند که احساسات انسان را به راحت ترین و طبیعی ترین شکل ممکن بیان می کردند. به همین خاطر اوج هایی که در قطعه تیتراژ استفاده شده اوج هایی هستند که برای انسان ملموس و قابل حس هستند با این تفاوت که نگاه، نگاه مدرن تری است.

نگاه بازتر، به لحاظ موسیقایی متمرکز تر و آزادتر است. مثال ساده تری می زنم. یک آکورد دو ماژور را که ریشه اش به ۱۷۰۰ یعنی سیصد و اندی سال پیش برمی گردد، همین امروز هم مورد استفاده قرار می دهید اما آن چیزی که این آکورد را نسبت به آن زمان مدرن می کند اولاً همان ترکیبات و ریزه کاری هایی است که انجام می دهید و دوماً نگاه بسیار آزادانه ای است که به کلیت دارید.

اگر در آن مقطع زمانی در گام به خصوصی می نوشتید، حرکت شما از این گام به گام های دیگر تابع مدولاسیون ها و چارچوب های خاصی می توانست انجام بگیرد. الان شما دیگر آن محدودیت ها را حس نمی کنید و گوش انسان امروزی خیلی فراتر از اینها را می تواند درک و طلب کند زیرا پروسه چند صد ساله متفاوتی را به همراه انواع و اقسام صدا سازی های مختلف تجربه کرده است. بنابراین براحتی خیلی اتفاقات دیگر را هم می تواند قبول کند.

حرکت هایی که شما می توانید از همین دو ماژور بکنید تقریباً نامحدود است و در این استفاده شما کاملاً آزادید. شما می توانید از هارمونی بسیار تنالی استفاده کنید اما با استفاده از حرکت های نامحدودی که در اختیار دارید مانند تکراها، کلاستر نت ها، هارمونی کروماتیک، دیسونانس ها، مدولاسیون های متنوع و … بسیاری اتفاقات دیگر می توانید به وسعت فضای خود اضافه کنید و در فضای قرن بیستم و بیست و یکم قرار بگیرید.

اساس کار شما یک هارمونی تنال است اما با بیان و عواطف و احساسات و نیازهای روحی امروزی تان عجین شده و دیگر نمی توانید آن را یک موسیقی قرن هجدهمی اطلاق کنید، در نتیجه ذهن شما به ۳۰۰ سال پیش یا مثلاً دوره رمانتیک رجعت نمی کند. در نکته ای هم که گفتید دو مساله وجود دارد؛ یکی دوره رمانتیک یعنی نوع استفاده از کروماتیسم که در این نوع موسیقی از نظر فنی وجود دارد و دیگری هم خود کلمه رمانتیک به معنای ساختار حسی / روحی و آرمانی آن در یک اثر است.

منظورم اختصاصاً استفاده از همان کروماتیسم بود. انگیزه سوال من هم بیشتر این بود که به غیر از یکی دو مورد خاص، نه قبل و نه بعد از شما چنین نگرش خاص تکنیکی و با این وضوح نسبت به ساخت موسیقی فیلم در ایران وجود نداشته و خلاقیتی که به لحاظ تکنیکی و در نتیجه معنایی در این اثر و به خصوص قطعه تیتراژ انجام داده اید، علاوه بر اینکه تکرار نشده تا آنجا هم که من اطلاع دارم از سوی منتقدان موسیقی مورد درک، عنایت و در نتیجه تحلیل و بررسی و اطلاع رسانی واقع نشده است.
باید ببینیم اساساً چه عاملی باعث تفاوت موسیقی کلاسیک و رمانتیک می شود. موسیقی رمانتیک دارای چه خصلتی است که از موسیقی کلاسیک متمایز و دارای چنان بعد احساسی می شود؟ پاسخ همان حرکت های کروماتیک خاص که بالطبع همراه با هارمونی، تمبرهای ارکستری و دراماتیسم بسیار سنگین تری است. با این حال باز در این مقطع ما از آنها فراتر هستیم و آنها پروسه هایی هستند مربوط به گذشته. الان شما خیلی آزاد تر هستید.

بنابراین کارهایی می کنید که از کروماتیسم زمان کروماتیک نویسی داخل سیستم تنال دوره رمانتیک خیلی متفاوت تر است. کار در هر صورت کاری قرن بیستمی و مدرن است. نگاه در “هشت بهشت” به طور اخص نگاه دیگری است. اگر به فرهنگ ایرانی خودمان نگاه خاص تری بکنیم، متوجه می شویم این فرهنگ عارفانه خود نوعی نگاه رمانتیک خاص است. رمانتیک از این دیدگاه که افق ایده آلی در ورای ما وجود دارد و انسان آرزومند رسیدن به آن است.

به نظرم این نگاه به نوعی با نگاه انسان در دوره رمانتیک شباهت دارد از این نظر که هر دو به عشق دیگری می نگرند یعنی اگر از دید جامعه شناسانه هم به موضوع نگاه کنیم رشد صنعت در آن دوره باعث شد انسان خود را تنها و تنها تر ببیند. دنیای مکانیکی و صنعتی آن دوره دنیا را در مغایرت با طبع خود ببیند و به دنبال کشف انسانیت ها و ایده آل های خود در ورای این واقعیت ها برود. این اصل یعنی وجود یک ایده آل مافوق چیزهای مادی را ما همیشه در فرهنگ خودمان داشته ایم.

عرفا و ادبای ما همیشه این مساله را که انسان پیوسته به دنبال چیزی فراتر از خود می گردد، مبنای کار خود قرار داده اند، البته بدون اینکه دیدگاه نوستالژیک داشته باشند. اپیزودهای مختلف این فیلم هم در مورد همین تحولی است که در روحیه هر کدام از افراد کاروان رخ می دهد؛ کاروانی که به سمت مقصدی والاتر در حرکت است. اینها همه دست به دست هم می دهند و منجر به ایجاد یک دنیای رمانتیک می شوند که گرما و شیرینی خاصی دارد. من هم سعی کردم این فضا را در موسیقی که می سازم منعکس کنم.

روزنامه اعتماد

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (IV)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (IV)

نوازندگان متناسب با زمان ،امکانات ،شرایط ،ذوق وتوانایی ،محیط و خاطرات ،سلایق و علایق به طور طبیعی دارای لحن خاصی در اجرای قطعات می شوند و چه بسا تحت تاثیر شرایط ویژه ای و یا تحت تاثیر جامعه و نیازهای زمانه ی خود نحوه ی نوازندگی آنها به سوی شیوه ای خاص هدایت می شود که گاهی نوآوری در نوازندگی آنها به مقداری است که در نهایت منجر به شیوه ای کاملاٌ مخصوص می گردد که بعنوان سبکی خاص شناخته و پذیرفته می شود.
خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۱

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۱

گروه کارپنترز (The Carpenters)، با ملودیهای با روح و ساده ای که با دقت فراوان تنظیم شده بود، در تضاد کاملی با موسیقی پاپ / راک پر زرق و برق و افراطی دهه هفتاد بود، با این وجود آنها توانستند با ۱۲ ترانه در فهرست Top Tenو سه ترانه شماره یک، از محبوبترین هنرمندان دهه ۷۰ باشند.
آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

دوره «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران» از تاریخ جمعه ۲۳ آذر ۹۷ در آموزشگاه موسیقی برومند در تهران و به صورت یک هفته در میان از ساعت ۱۰ تا ۱۳ برگزار می شود. مدرس این دوره فرهود امیرانی پژوهشگر، نوازنده و مدرّس سه تار است که قبلا از وی چندین مقاله و ترجمه در زمینه موسیقی و نیز کتابی انتقادی به نام «سه تار و تاراندیشی» منتشر شده است.
تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

استاد همایی در پایان خیامی‏نامه، متن عربی چهار صفحه‏ای منسوب به خیام را از روی نسخه‏ موجود در ترکیه به چاپ رسانیده و احتمال داده است که این چند صفحه، یک فصل یا صفحاتی از شرح خیام بر «کتاب موسیقی» اقلیدس باشد که به دست ما رسیده است.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هشتم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هشتم

در اتنوموزیکولوژی و رشته‌های مرتبط مانند مردم‌شناسی و رفتارشناسی، پژوهش‌ در محل (۲) به یکی از دو شیوۀ نگاه از درون (emic) و نگاه از بیرون (etic) انجام می‌شود.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (IV)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (IV)

در اینجا عده ای آهنگ می سازند هر یک به سلیقه خود؛ بدون اینکه با دیگری مشورتی و یا صحبتی بکنند {همفکری} و یا با موسیقی ایران کاری داشته باشند. اگر ملودی ایرانی را بگیریم و هارمونی بتهوون را بر آن سوار کنیم این کار مسخره نیست؟! موسیقی ایرانی با موسیقی غربی بسیار متفاوت است. تاریخ موسیقی آنان و ادامه آن تا کنون مسائلی را برایشان مطرح کرده که برای ما نه مطرح است و نه ضروری. چرا ما باید جمله هایمان را به سبک غربی بسازیم؟
گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (II)

گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (II)

کاملا درست است، موسیقی فراگیر است . فرانک ایده های فراوان و فوق العاده ای دارد. او همچنین درباره ایده هایش با نوازندگان مشورت می کند و مسلما هر کسی نظر خود را بیان خواهد کرد. این کار وی باعث برقراری شادی و آزادی در فضایی که در آن کار هنری انجام می دهیم، می شود. شما می توانید عقاید خود را بیان کنید بدون آنکه مجبور به پذیرش تحمیلی عقاید دیگران شوید البته در نهایت این فرانک است که تصمیمی را با توجه به نظر عموم می گیرد (با خنده). هشت سال پیش در جشنواره “کانکروس” بروکسل شرکت کرده بودم و فرانک از اعضای هیات ‍ژوری بود؛ او مرا برای نواختن در اسپکترام برلین دعوت کرد، از آن زمان به بعد سالانه سه تا پنج بار در کنسرتهای برلین شرکت می کنم.
امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

استاد حنانه فرم موسیقی را با مِتُدِ ایتالیایی و از روی کتابِ جولیو باس (تئوریسین، کمپوزیتور و اُرگ نواز ایتالیایی) تدریس می کردند. این کتاب را هم خودشان از زبان ایتالیایی ترجمه کرده و بصورت دستی تایپ کرده بودند که بصورت زیراگس در آن سالها تکثیر و در اختیار امیر علی حنانه و من و سپس بقیه شاگردانشان قرار گرفت. البته جلد اول (شامل عناصر ریتمیک در ملودی و پیوند شعر و موسیقی) و جلد دوم (شامل موتیف، نیم جمله، جمله و پرییود موزیکال) بعدها یعنی در سال ۱۳۷۳ توسط انتشارات چنگ (با سانسور بخشی از مقدمه مترجم کتاب که توسط استاد حنانه نوشته شده بود!) چاپ شد. این کتاب در اصل در شش جلد است.
ارکستر سمفونیک آمریکا

ارکستر سمفونیک آمریکا

وقتی لئوپالد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) ارکستر سمفونیک آمریکا را در سال ۱۹۶۲ یعنی در ۸۰ سالگی خود، پایه گذاری کرد، هدف جدیدی را برای این ارکستر متصور بود: نشان دادن استعداد های موزیسین های آمریکایی با برگزار کردن «کنسرت هایی از آثار برجسته و با قیمتی مناسب به گونه ای که همه بتوانند شرکت کنند». از آن زمان تا کنون، این ارکستر تمام تلاش خود را انجام داده است تا دامنه تعهدات خود را گسترده تر نموده و با نوآوری در زمینه فعالیت خود به مخاطبان موسیقی ارکسترال بیفزاید و از ابقاء فرم های موسیقی کلاسیک اطمینان حاصل کند.