شریفیان: بسیاری از آثار جشنواره ای سطحی اند

محمد سعید شریفیان (تصویر از علیرضا سیفی)
محمد سعید شریفیان (تصویر از علیرضا سیفی)
لطفاً کمی در مورد ارتباط سینما و موسیقی در آن دوره یعنی اواخر دهه ۶۰ که به ایران آمدید، برای خوانندگان صحبت کنید.
راستش تا آنجا که به ذهنم می رسد، بسیاری از فعالیت ها مختص شده بود به فضای فیلمسازی. یادم هست در موسیقی اتفاقات به مراتب کمتری می افتاد و با اینکه سعی می کردیم کارهای مختلفی انجام بدهیم در نهایت کماکان همه جذب موسیقی فیلم می شدند به این دلیل که مسائل مختلف در سینما کار می شد و جریان اصلی هنرها را انسان در سینما یا انیمیشن می دید. بسیار بسیار سینمای فعالی بود و من این را به خوبی به خاطر دارم؛ سینمایی که انسان احساس می کرد خیلی امیدها را در خود دارد. نوع سوژه ها و کارها طیف بسیار وسیعی را دربرمی گرفت و این طور نبود که فقط در محدوده خاصی کار شود. الان انسان احساس می کند بعد از گذشت این همه سال سوژه ها اغلب در یکی دو مورد کلیشه ای محدود و کانالیزه شده اند.

مثلاً همین سریال ها افت بسیار شدیدی کرده اند و همین به نظر من باعث شاخص تر شدن کارهای آن دوره می شود. ما واقعاً باید خیلی فراتر از این می رفتیم ولی انگار جریانات اغلب سیر نزولی داشته اند.به طور کلی می توانم بگویم یک حس مثبت و امیدواری عمومی در آن دوره بود. همه احساس می کردند امروز کار خوبی انجام می دهند و فردا کاری بهتر.

حرکت به سمت جلو بود. من هم کارهای زیادی در آن سال ها در زمینه فیلم و انیمیشن انجام دادم. اما بعد از آن کاملاً از کار دور شدم. دلیلش هم همین کانالیزه شدن ها و کلیشه شدن هایی بود که به تدریج بر فضای سینما حاکم شد و سینما و به خصوص موسیقی به جای اینکه پیشرفت کنند، پسرفت کردند.

در حقیقت جریان سینما تبدیل به یک باند یکطرفه برای عبور عده ای خاص شد.
بله، همین طور است. آن باز بودن و گستردگی ایده ها خیلی کمتر شد. که البته و بدون شک به سیاستگذاری و مدیریت فرهنگی جامعه برمی گردد که در این راه بسیار بد و کورکورانه عمل می کنند.

در همین راستا سوال دیگری که در مورد سینمای دهه ۶۰ و ارتباط آن با سینمای امروز می خواستم از شما بپرسم، بر مبنای اعتقاد شخصی خودم و عده ای از سینماگران است. آیا به این مساله اعتقاد دارید که تنها راه آزادسازی، پیشرفت و از سکون درآمدن سینمای ایران به نوعی بازتولید سینمای دهه ۶۰ با نگاهی مدرن تر و به روز تر است؟ سینما و موسیقی که در عوض سودای جشنواره ای شدن و تحت هژمونی جشنواره کن و کن های نوعی قرار گرفتن با خوداتکایی دست به تولیدی نوین و درخور فرهنگ ایرانی با استفاده از ابزارها و مصالح خود بپردازد.
من فکر می کنم آن دوره به عنوان یک نقطه آغازین نقطه خوبی است و دنبال کردن آن هم فکر بدی نیست، به شرط اینکه گسترش فکری زمانه هم در آن رعایت شود. به نظر می آید در آن مقاطع نگاهی وجود داشت برای به وجود آوردن و بازسازی کردن آثار و فضاهایی مبتنی بر افکار و فرهنگ های اصیل تر خودمان. در هر صورت ما در ایران و به خصوص امروز شرایطی داریم که ایجاب می کند راهکارهایی در ارتباط با بحث مدرنیته و پیوند آن با فرهنگ ایرانی پیدا کنیم و این بحث را چه در موسیقی و چه در سایر مسائل فرهنگی مان پی بگیریم منتها چه بهتر که این روند در راستای تاکید بر بخش های مثبت تر فرهنگ ما شکل بگیرد. به هر حال الان ۱۶، ۱۷ سال از آن دوره ها گذشته و خیلی افکار و اتفاقات جدیدی هم از آن زمان تا امروز شکل گرفته است که کاملاً باید لحاظ شوند.

اما اگر نگاه بر این باشد که قبل از طرح بحث های بین المللی بحث مسائل داخلی خودمان را مطرح کنیم خیلی بهتر است. من همیشه با این مساله یعنی خصلت ما ایرانی ها که در هر صحبتی بحث را به سمت مسائل و تبادلات بین المللی آنچنانی فرهنگی آن هم بدون در نظر گرفتن شرایط داخلی می کشانیم، مشکل داشته ام در حالی که قبل از آنکه ما بخواهیم به آن مسائل فکر کنیم باید فکری به حال خود مان بکنیم.

باید این غنی سازی را ابتدا در داخل جامعه و فرهنگ خود مان اعمال کنیم چرا که به شدت به غذای مناسب فرهنگی و روحی نیاز داریم. بهترین مثال در این مورد درختی است که اگر به آن رسیدگی کنیم و ریشه های تنومند و قوی پیدا کند دیگر راهی غیر از بالیدن و بزرگ شدن ندارد و خود به خود سایه اش را بر حیاط خانه همسایه هم خواهد انداخت. این طبیعت و فرجام هر عنصر قدرتمندی است که دست آخر بر دیگران هم تاثیر خواهد گذاشت.

اما نگاه های ما در این دوره و زمانه به اصطلاح و در ظاهر خیلی بین المللی شده، درگیر یکسری بازارها و چرخه های تبلیغاتی و جشنواره ای و در یک کلام سطحی شده که در نهایت تاثیری هم برای ما در جامعه دربرنخواهد داشت. کمکی به رشد جامعه نمی کند و بود و نبود بسیاری از این فعالیت ها هم تاثیری در پیشرفت ما ندارد یعنی از این همه انرژی و فعالیت هایی که صرف این کارها و تبلیغات شده استفاده های خیلی بهتر و بیشتری می شد کرد.

روزنامه اعتماد

2 دیدگاه

  • mostafa
    ارسال شده در مهر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    باهر به گوش دادن به “خسوف” به موسیقی ایران امیدوار میشوم.
    به اقای شریفیان -صدها بار- تبریک میگویم.

  • sheyda
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۸۸ در ۷:۲۹ ق.ظ

    very good!
    Tnx

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

از روزهای گذشته…

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

دلیل استقبالی هم که از این طرح شده این است که در این طرح انگشت‌گذاری نی هیچ تغییری نمی‌کند فقط یک سامانه به انتهای آن اضافه می‌شود که کارآیی بسیار زیادی دارد که الان این کارآیی‌ها را برایتان می‌گویم. مهمترین کارآیی که این کلید توانسته به توانایی‌های ساز نی یا نوازنده آن اضافه کند این است که با کمک این نوت سی که تولید می‌شود، حلقه‌ی مفقوده اتصال صدای بم به صدای زیر در نی ساخته می‌شود و این وصل صدای بم و زیر بدون کوچکترین زحمتی برای نوازنده ممکن می‌شود و اجرای پاساژهایی که گستره‌ی صوتی بالای یک اکتاو و حتی دو اکتاو دارند را برای نوازنده ممکن می‌کند و این خیلی به توانایی‌های نی اضافه کرده حتی همین یک کلید و یک نت که اضافه شده. (الگوی کهن نی دارای سیزده کوک است که همگی کوک ها در تولید صدای مستقل درجه ی هفتم گام طبیعی راست ناتوان هستند و نوازنده ی با مهارت بناچار این صدا را تلویحا به کمک باز کردن لب در دستان لا یا بستن لب از دستان دو در صدای بم و زیر بدست می آورد. آشکار است که صدای تولید شده از کیفیت و وضوح لازم برخوردار نیست و بیشتر برای اجرای نت های زینت و اشاره های آنی بکار می آید.
نمودی از جهان متن اثر (X)

نمودی از جهان متن اثر (X)

هر چند که میان آنالیز معطوف به طبقه‌بندی و آنالیز معطوف به وحدت ممکن است بتوان شباهت‌هایی پیدا کرد یا استدلال کرد که یکی ناقض دیگری نیست اما تفاوت ظریفی نیز میان آن‌ها موجود است و آن این که اولی به وضوح و در اکثر اوقات در مورد بیش از یک اثر صحبت می‌کند و در حالی که موضوع کار دومی اکثر اوقات یک اثر است، مگر زمان‌هایی که حضور وحدت خصوصیت همه‌ی آثار یک آهنگساز باشد.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

جدای از مسائل ذکر شده، این سوال ساده برای خواننده باقی می ماند که حتی اگر به فرض محال، نظریه ی «پنج دستگاه و هفت آواز» صحیح باشد، ارتباط آن با کم ارزش دانستن یک نوع موسیقی چیست؟ آیا این قانون جایی تعریف شده که یک نوع موسیقی حتماَ باید از پنج دستگاه فراتر باشد تا آن موسیقی «غیرتکراری» و «غیربسته» باشد؟ با این اوصاف، موسیقی کلاسیک غربی که دست کم برای سه سده تنها با دو گام سر و کار داشته، تکلیفش چیست؟! (بدیهی ست که مفهوم «دستگاه» با «گام» متفاوت است، امّا از آنجایی که آقای احمدی به تئوری ای رجوع کرده که در آن «گام» اصالت دارد، انجام این مقایسه در اینجا مشروع تلقی می شود).
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (II)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (II)

انقلابی‌ترین تغییر در این میان با تثبیت موسیقی مدرن سریالی رخ داد. آنجا که موسیقی تونال به مثابه‌ی مادر تمامی سبک‌های قبل از دوره‌ی مدرن، جای خود را به نظامی داد که اساسن از الگوی جدیدی پیروی می‌کرد. موسیقی دوره‌های قبل، به رغم داشتن تفاوتهای اساسی، همگی تونال محسوب می‌شدند؛ هرچند به غیر از تونالیته، اشتراکات کلی دیگری نیز وجود داشتند.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (I)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (I)

با توجه به سوابق و مستندات تاریخی ضرب آهنگ موسیقی ایرانی در گذشته با متریک کنونی متفاوت بوده و بر اساس سیستم ایفاعی تنظیم می گردید. بر اساس بعضی نوشته ها مانند تحقیق ماللهند از ابوریحان بیرونی ، به دلیل حضور تفکر ایقاعی در موسیقی قدیم ایران و هند ، اصول عروض و ایقاع احتمالا ریشه در فرهنگ آریایی داشته است.
سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا (Seiji Ozawa) متولد ۱ سبتامبر ۱۹۳۵ در فنیتین سابق – شنیانگ (Shenyang) کنونی است. ازاوا رهبر ژاپنی ارکستر است که تحصیل موسیقی را از سن بسیار پائین آغاز کرد و از هنرستان موسیقی توهو در توکیو با بالاترین نمره در آهنگسازی و رهبری فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۹ جایزه اول مسابقات رهبران ارکستر را در بسانکون-فرانسه، دریافت کرد. چالرز مونش (Charles Munch) رهبر ارکستر سمفونیک بوستن، او را به پیوستن به کانون موسیقی تانگلوود (Tanglewood) دعوت کرد، در آنجا جایزه کوتسویتزکی (Koussevitzky) را به عنوان درخشانترین رهبر محصل در سال ۱۹۶۰ دریافت کرد.
تعزیه خوانی (V)

تعزیه خوانی (V)

نوحه مهم ترین شکل آواز جمعی است، در این فرم، تعزیه خوان و گروه هم خوان و گاه مخاطبان، به صورت سوال و جواب، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است را اجرا می کنند. تعزیه ها اغلب با پیش خوانی، شروع می شد.پیش خوانی نیز شامل اجرای نوحه ها و مقدمه ای برای شروع نمایش بود.
پال گودوین

پال گودوین

پال گودوین (Paul Goodwin) نوازنده پیشین ابوا و رهبر ارکستر؛ نوازندگی ابوا را از جانت کراکسون (Janet Craxton) آموخت و در دانشگاه ناتینگهام در رشته آهنگسازی فارغ التحصیل شد، او در مدرسه موسیقی و نمایشی عمارت شهرداری لندن، تخصص در تکنیک معاصر ابوا و ابوای باروک را کسب کرد. گودوین تحصیلات موسیقی را در وین زیر نظر جرج شافلین (Jurg Schäftlein) ادامه داد. گودوین برای چندین دهه به عنوان یکی از بهترین نوازندگان ابوای بزرگ دنیا شناخته شد و ابوایست اصلی ارکستر سبک باروک لندن و ارکستر نوازندگان کلاسیک لندن بود.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)
علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

ولی استاد به دلیل سن بالا این مسئولیت را به استاد حسان شاگرد خود داد. استاد حسان می گوید: زمانی که من به مسابقه رفتم و شروع به خواندن طور علوانی کردم. آنها همه از این آواز زیبا خوششان آمد و نفر اول شدم و پادشاه وقت یک اتومبیل به من هدیه داد که من هم این هدیه را به برادر خود در بصره دادم و به خوزستان برگشتم. (۲۹)