شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

محمد سعید شریفیان (تصویر از علیرضا سیفی)
محمد سعید شریفیان (تصویر از علیرضا سیفی)
به یاد اثر ارزشمند آقایان مراد فرهادپور و مازیار اسلامی یعنی کتاب تهران- پاریس می افتم که به درستی ماهیت و هدف چنین آثار سینمایی و به تبع آن موسیقایی را ارضای آن جنبه از حس مخاطب غربی می داند که به دنبال دیدن و لذت بردن از فرهنگ های بدوی و قسمت های عقب مانده فرهنگ های دیگر است. و از همین روست که اصولاً آثار شگرف، غنی و متمدنانه فرهنگ های دیگر اعتباری در این جشنواره ها ندارند. مرحوم علی حاتمی با آن گستردگی فکری و عملی در سینما به هیچ وجه چهره های شناخته شده یی در غرب نیستند یا مثلاً در حیطه موسیقی موزیسین های حرفه ای و صاحب سبک ما مثل آقایان مرتضی حنانه، حسین دهلوی، خود شما و چندین و چند موسیقیدان دیگر متاسفانه حتی در مملکت خود مان و حتی در بین دانشجویان این رشته ها هم شناخته شده نیستند؛ نانی که به رای هر عقل سلیمی سیاستگذاری های غلط و نابجای فرهنگی دهه های ۷۰ و ۸۰ تا به امروز در دا مان ما گذاشته است.
اینها حقیقتاً انسان را ناراحت و دلزده می کند و فکر می کنم راهش این است که یک بازنگری ها و فکرهایی برای به وجود آوردن فضای مناسب رشد برای خود مان بکنیم. تکلیف خود مان را یک مقدار روشن کنیم و به خلاقیت ها بپردازیم و به آنها اجازه رشد بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در سینما می افتند می بینیم جنبه های انتقادی اجتماعی دارند. خب این خیلی خوب است. اما در نهایت انتقادی که راه حل نداشته باشد…

و صرفاً به بازنمایی آنچه هست، بپردازد…
بله، اینها را همه می دانند. یکسری از حقایق اجتماع را همه کم و بیش می دانند. اما اگر راه حلی نداشته باشد چیز خوبی نخواهد بود و تبدیل به یک بحث آزاردهنده می شود. به هر صورت بالاخره هنر باید فایده و تاثیر مثبتی هم داشته باشد و فقط به دنبال شوک وارد کردن نباشد.

وقتی به سینما می رویم یا موسیقی را گوش می کنیم اگر به این قائل باشیم که هنر در امتداد و به دنبال تحول انسانی و اجتماعی است باید تاثیر خوبی از آن بگیریم یا اینکه یک نگاه و افق جدیدی را پیش روی ما بگذارد. برای همین صرفاً ساخت یکسری کارهای انتقادی اجتماعی و بدون ارائه یک راهکار مناسب خیلی کار خاصی نیست.

یعنی این فضای تاریخ مصرفی، بدون اراده و فاقد هرگونه حرکت پیش برنده – صرف نظر از سینما و موسیقی مبتذل، کلیشه ای و تجاری- صرفاً انتخابی است از میان صد ها انتخاب ممکن که به سطح آمده و سعی دارد تمامی زمینه های دیگر را در خود غرق و استحاله کند و به نظر می رسد تا به امروز هم موفق بوده است.
خب به نظر من حتی انتخاب خوبی هم نیست. هنرمند باید شاخصه هایی داشته باشد، باید بتواند در بدترین شرایط هم زیبایی ها و پرداخت موشکافانه به مسائل را که برای هر کسی قابل لمس و دیدن نیست، پیدا و شاخص کند و سمت و سو بدهد و حرفی برای گفتن داشته باشد. این هم هنر هنرمند است. یادم است در چند دوره داور بخش موسیقی جشن های خانه سینما بودم و فیلم های بسیاری می دیدم. واقعاً برخی فیلم ها من را آزار می داد.

تکنیک ها بد نبود اما سوژه ها طوری بود که در پایان فیلم شما حال بسیار بدی نسبت به آغاز فیلم پیدا می کردید و از خود می پرسیدید خب آخرش که چی؟ یک بن بست مبهم و سردرگم؛ داستانی با محور انتقاد اجتماعی اما بی فرجام و بی پاسخ. البته چند نمونه خوب هم بود که به رغم فقدان نتیجه گیری و شفافیت فیلم، فضا و پرداخت به گونه یی بود که محرک فکری بود و انسان را به فکر وامی داشت که این ارزشمند است. به هر حال خیلی حیف است ما از یک طرف ذخایر فکری، هنری، انسانی و فرهنگی داریم ولی سیاستگذاری های مناسب و حمایتی فرهنگی نداریم.

آقای دکتر شما دو دهه از ایران دور بودید. دهه های ۵۰ و ۶۰ که بستر اتفاقات بسیار مهم موسیقی در ایران بودند. اما وقتی به ایران برگشتید علاوه بر اینکه تمام مولفه ها و شاخصه های مهم موسیقی ارکسترال ایرانی را در کار خود اعمال کردید حتی بر کیفیت این سبک هم افزودید. این اتفاق هم با سرعت بالایی رخ داد. منظورم بالاخص “هشت بهشت” و در ادامه “پوئم سمفونی خسوف” است. ماهیت این جهش را چگونه ارزیابی می کنید؟
راستش (با تبسم) تا به حال به این مساله این گونه فکر نکرده بودم. به هر حال و به طور کلی باید در نظر گرفت موسیقی خالص یا در این خصوص سمفونیک با موسیقی فیلم بسیار متفاوت است و در آن تمام تصویرسازی ها و رنگ آمیزی های ارکستری، ایده ها و کل عوامل ساخت موسیقی را خود طراحی می کنید و پرورش می دهید تا یک اثر کامل هنری به وجود بیاورید و در این کار محدودیتی ندارید، در حالی که در موسیقی فیلم بالاخره همه چیز محدود به تصویر و روند داستانی فیلم است.

برای همین این دو ژانر موسیقی به هیچ وجه قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. در حال حاضر فقط می توانم چیزهایی را که در این کار اهمیت داشت برای شما بگویم. وقتی به هشت بهشت نگاه می کنم هنوز برایم جالب است؛ یکسری افراد خیلی معمولی که شخصیت های داستان های ایرانی و به خصوص گلستان هستند.

نکته مهم تحولات روحی و فکری این افراد در طول فیلم است. اینها حاصل زحمت های آقای اکبر خواجویی در شرایط آب و هوایی دشوار و مناطق خشک و کویری بود. در نهایت آن چیزی که اهمیت داشت عدم وجود قهرمان سازی در فضای این فیلم بود و این نکته مهمی بود. مساله اصلی کشف و شهود این انسان های معمولی در یک پروسه خاص و در حقیقت مسیر نهایی شان بود.

بنابراین برای من رسیدن به این سادگی و پرداخت در پروسه ظریف روحی در موسیقی که قرار بود بسازم از اهمیت ویژه یی برخوردار بود. نکته دیگر هم همان طور که قبلاً عرض کردم دغدغه رسیدن به یک فضای متفاوتی بود که همز مان با داستان های گلستان سعدی هماهنگی داشته باشد.

این خط فکری بود که دنبال می کردم و البته خلاقیت، جوشش درونی و ترکیب هویت ایرانی عواملی هستند که در این پروسه ها پا به پای هم حرکت می کنند و آنچه در آخر ساخته می شود هم چیزی است که به تاریخ زندگی یک انسان بازمی گردد. چه اتفاقاتی برای انسان افتاده، چه مسائلی تاثیرات عمیق بر او چه به صورت خودآگاه و چه ناخودآگاه گذاشته؟ این تاثیرات به هر حال اثر خود را بر کار می گذارند.

آقای دکتر شریفیان آیا تحت تاثیر هیچ آهنگساز ایرانی نسل قبل در کار های خود بوده اید و ارتباط شما با موسیقی ایرانی چگونه است؟
منظور شما آهنگسازان ارکسترال است؟

بله، دقیقاً.
خیر. تحت تاثیر هیچ آهنگساز خاصی نبوده ام. البته احساس می کنم بسیاری از کارهایی که در این زمینه انجام شده به خاطر وضعیت سامان نیافته یی که داریم موفق به اجرای خوبی نشده اند و در اختیار همه هم قرار نگرفته اند. بعضی از این آثار برای من جالب و خوب بوده و بعضی را هم دوست دارم. موسیقی های ایرانی که همیشه بیشترین تاثیر را در من داشته و از آنها لذت برده ام اغلب موسیقی های محلی به طور گسترده و مقامی بوده. نوع موسیقی، اجرا ها و هم خود سازهای مورد استفاده اش برای من جالب بوده.

هرچه بومی تر بهتر. این نوع موسیقی ها پروسه هایی را در من به وجود می آورند که بعضی مواقع تبدیل به محرک های مهمی برای خلق یک ایده می شوند؛ ایده هایی که به طور مستقیم ربطی به این موسیقی ندارند اما تحت تاثیر آن محرک ها به وجود آمده اند. در موسیقی سنتی هم به آواز و تحریر علاقه چندانی ندارم. اما در بخش سازی موسیقی ایرانی همیشه همکاران و دوستان خوبی هستند که از کار آنها لذت می برم.

روزنامه اعتماد

یک دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۸۸ در ۱:۱۱ ق.ظ

    سالها بود که دنبال موسیقی این سریال میگشتم.خیلی خوب شد که یه نفر این گنج ارزشمند رو از بایگانی تاریخ بیرون کشید و معرفی کرد. واقعا روحم تازه شد. خیلی ممنونم از زحمات شما. اگه ممکنه در مورد موسیقی سریال بوعلی سینا و سربداران، ساخته استاد فخرالدینی هم مطلب بنویسید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

درجه و رنگ

درجه و رنگ

حتما” تابحال از خود این سئوال را پرسیده اید که چگونه با وجود آنکه یک ترمپت تنها سه کلید دارد می تواند ملودی های بسیار زیبا با تعداد زیادی نت را اجرا کند؟

دو خبر

کنسرتهای بزرگ Live 8 که قرار است در دوم جولای در ۵ شهر برگزار شود از گروه Radiohead هم برای شرکت دعوت کرده است که ظاهرا” با جواب منفی سخنگوی این گروه پر طرفدار انگلیسی مواجه شده است.
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

سالیان سال است که شیراز چه در عرصه ی اجرا و چه در عرصه ی آموزش دانشگاهی و آموزشگاهی در زمره شهرهای موسیقی خیز است و نیاز به برگزاری برنامه های جدی آموزشی در کنار اهداف موسسات به اصطلاح فرهنگی که فقط به درآمد زایی می اندیشند به شدت احساس می شود. طبق اطلاع رسانی های روزهای گذشته کمتر از یک سال است که شرکت تعاونی نگین فارس به مدیر عاملی فریدون رحیمی در بخش آغازین اهداف بلند مدت با تاسیس آموزشگاه موسیقی نگین فارس در راستای توجه به نیاز جدی آموزش موسیقی به شروع فعالیت پرداخته است.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (III)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (III)

حال در میان اساتید مخالف این موضوع، مخالفت خود را این طور اذعان می کنند که موسیقی ما از ایرانی بودن خارج می شود و اصالتش از بین می رود، سئوال اینجاست که مگر ما ایرانی بودن را تعریف کرده ایم؟ حال در نظر بگیرید که تاثیر پذیری از فرهنگ دیگری باشد. مگر غیر از این بوده است که در طول تاریخ فرهنگ ها از دیگری تاثیر خواهند گرفت و یا آیا سعی کرده ایم معیار ایرانی آن را طرح بریزیم؟
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
نگاهی به Rhapsody in blue

نگاهی به Rhapsody in blue

راپسودی آبی از مشهورترین کارهای George Gershwin می باشد که فقط طی پنج هفته در سال ۱۹۲۴ توسط این موسیقیدان بزرگ تهیه شده است. این کار زیبا به سفارش سرپرست یک گروه موسیقی – بنام پاول وایتمن (Paul Whiteman) در اواخر سال ۱۹۲۳ – برای اجرا در سالروز تولد آبراهام لینکلن ساخته شد.
سامان ضرابی

سامان ضرابی

متولد ۱۳۵۳ تهران نوازنده و مدرس سنتور لیسانس مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد تهران مرکز [email protected]
جشن یکدهه فعالیت «گفتگوی هارمونیک» در نیاوران (اصلاح خبر)

جشن یکدهه فعالیت «گفتگوی هارمونیک» در نیاوران (اصلاح خبر)

پنجشنبه، اول خرداد ماه، جشن دهمین سالگرد فعالیت مجله «گفتگوی هارمونیک» با همکاری کارگروه موسیقی ایکوم در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود. در این برنامه درباره همکاری این مجله با کارگروه موسیقی ایکوم صحبت خواهد شد و نیز گزارشی از فعالیت های ۱۰ ساله سایت قرائت می شود.
شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

ببینید هارمونی تنال وضعیت مشخصی دارد. این بحث مربوط به اواخر قرن هجدهم می شود یعنی حدود سال های ۱۷۵۰ و ۱۷۶۰ به بعد چنین هارمونی به خوبی به کار گرفته می شده. منتها شما می بینید الان هم در قرن بیست و یکم بهترین و مدرن ترین اتفاقات موسیقی از جمله پست مدرنیسم نوعی برگشت ۲۰، ۳۰ ساله روی سیستم ها و فضاهای تنال است چراکه با نگاه های جدید ترکیبات جدید تری از همین سیستم تنال به دست می آید. بنابراین به رغم تصور برخی که فکر می کنند مدرنیسم همان آوانگاردیسم است این تماماً یک تفکر قدیمی شده است. چرا؟ جواب بسیار ساده است. برای اینکه فضاهای تنال فضاهایی بودند که روی سیستم های فرکانسی و آکوستیک های صوتی بنا شده بودند که احساسات انسان را به راحت ترین و طبیعی ترین شکل ممکن بیان می کردند. به همین خاطر اوج هایی که در قطعه تیتراژ استفاده شده اوج هایی هستند که برای انسان ملموس و قابل حس هستند با این تفاوت که نگاه، نگاه مدرن تری است.