گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔

شنبرگ، در آخرین دوران هنری یعنی حدود ۴۰ سالگی خود سعی کرد با روی گردانی از موسیقی تنال، که تا آن موقع مورد استفاده بود آثاری تصنیف کند که هیچ مقام و مایه ای در آنها احساس نشود.
در نتیجه، این شیوه را در «سویت» اپوس ۲۳ و «سرناد» اپوس ۲۴ خود آزمایش کرد و آن را «آتنال» یعنی «بدون تنالیته» نامید. او این روش را که «موسیقی سریال» نام داشت به شاگردان خود «آلبان برگ» (۱۹۳۵ – ۱۸۸۵) و «آنتن وبرن» (۱۸۸۳ – ۱۹۴۵) نیز آموخت و آنها نیز به نوبه خود با تقسیمات دوازده نیم پرده در «سری» های شش، چهار و سه نتی و ایجاد ارتباطات منطقی و ریاضی در میان آنها تغییرات نوینی را در این شیوه به وجود آوردند.

وجود عوامل گوناگون در طبیعت و برخورد و شناسایی آنها باعث آگاهی هایی شده که انسان در طی تاریخ راه خود را از میان بیراهه های پر پیچ و خم و گمراه کننده آن پیدا کرده و خود را به زندگی سالم تر و مرفه تر رسانیده است. این آگاهیها که برای بشر پس از گذشتن قرنهای متمادی، به تدریج در گذر زمان در مراحل کودکی – نوجوانی – جوانی و پختگی و میانسالی با معرفت حسی آغاز شده و بعدها به «معرفت سطحی» و سپس به «معرفت علمی» و در پایان به «معرفت فلسفی» رسیده فقط به خاطر حس کنجکاوی او بوده که در نتیجه باعث اعتلای بیشتر سطح دانش و فرهنگ او شده است.

مختصر اینکه دوازده گامی (دوازده صدایی) شونبرگ یا ددکافونی از جهت آهنگسازی براساس مجموعه ای از ۱۲ گام در میزان کروماتیک قرار می گیرد به شکلی که در زمینه اصلی آن هیچ یک از نتها تکرار نمی شود، یا هیچ یک ردیف ها و مجموعه ها {سریال ها} (موسیقی سریال از همین جاست). به این ترتیب هیچ یک از نت های ساده بر دیگری برتری ندارند. این مجموعه اصلی، ردیف نت ها، برحسب خوی و رفتار تم یا موتیف عمل می کنند، و از سه طریق خود را بیان می دارند. می توانند سر و ته باشند، وارونگی، قهقرایی باشند یا برگشت. این ها همه شکل های آینه ای هستند، چیز تازه ای نیستند، تصویری در آینه. باخ در مجموعه هنر فوگ، و جاهای دیگر به کار برده است.

مسعود پورقریب

۱ نظر

بیشتر بحث شده است