گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

این موسیقی نو اصولا افقی براساس کونترپوان بود و مانند رمانتیکها عمودی هارمونیک نبود. بستر ملودیکش مقطع و منفصل بود که کرانه پهن داشت. ردیف صدا به شکلی آرایش می یافت که احساس هارمونی سه وجهی (شیوه سنتی هارمونی های ردیف سوم) دریافت نمی شد. شونبرگ مجبور شد این قاعده را بشکند.

ساز و آواز در پرده های غیرمعمول قرار می گرفتند. آخرین موومان قطعات پیانویی اپوس ۲۳ اثر شونبرگ و بخش هایی از سرناد که هر دو در ۱۹۲۳ ساخته شد شامل این عناصر ۱۲ صدایی بود؛ و سویت پیانو (اپوس ۲۵) که آن هم در ۱۹۲۳ به پایان رسید از سر تا ته ۱۲ صدایی بود. (منتقدان و پژوهندگان انگلیسی به جای عبارت موسیقی ۱۲ صدایی، تنها ۱۲ صدایی را استعمال می کنند. شونبرگ هم در نامه ها و مقالات خود که به زبان انگلیسی نوشته است۱۲ صدایی می گوید. مشکل در واقع از واژه آلمانی تن است که می تواند صدا یا نت ترجمه شود.)

نگاه انتقادی
در آغاز قرن بیستم، مردم اروپا شاهد تغییرات و تحولات بسیاری، نسبت به قرون گذشته در زمینه اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بودند و چون هنرهای گوناگون معمولا آینه تمام نمای افکار و احساسات طبقات مختلف اجتماع هستند، در جریان این تغییرات و تحولات اجتماعی ناگزیر هر یک از آنها به نحوی به وسیله هنرمندان «نوآور» دچار دگرگونی شدند.

در ابتدای این قرن، هنرمندان با ایجاد شیوه های مختلف و گوناگون و بسیار متفاوت با شیوه های هنری گذشته در زمینه خلق آثار هنری، دوستداران هنر را که تازه با شیوه های هنری گذشته آشنا شده و از آنها دچار لذت می شدند، متعجب و بهت زده ساختند. «واگرایی» آثار موسیقایی این دوره نسبت به آثار گذشته چندان عجیب و غریب بود که اجرای آثار موسیقایی اغلب با اعتراض شدید مخاطبان روبه رو میشد. شنبرگ میان سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۰ (حدود چهل سالگی) با خلق آثاری، این مکتب را پایه گذاری کرد. «آلبان برگ» و «آنتن وبرن» شاگردان وی نیز به زعم تاریخ نویسان روش او را با خلق آثاری برجسته با استفاده از ابداعات و ابتکارات شخصی خود دنبال کردند.

در آهنگ سازی با این شیوه نوین، چون از دوازده صدای «گام کروماتیک» استفاده می شود، آن را «پان کروماتیک» یا «دد کافنیک» می نامند.

منابع
مصطفی کمال پورتراب – فن آهنگسازی به شیوه ددکافنیک
هرولد شونبرگ – سرگذشت آهنگسازان بزرگ – ترجمه پرتو اشراق

مسعود پورقریب

۱ نظر

بیشتر بحث شده است