گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (II)

آروین صداقت کیش
آروین صداقت کیش
او با اشاره به این که در زمان وضع لغت درام می‌شد آن را به هر نوع کنش نسبت داد اما امروزه این گونه نیست، ادامه داد: زمانی که این لغت وضع شد اگر هر شکلی از کنش اتفاق می‌افتاد می‌توانستیم این لغت را به آن نسبت دهیم. اگر شما سه هزار سال پیش یا دو هزار و پانصد سال پیش در یونان زندگی می‌کردید، زمانی که این لغت وضع شد می‌توانستید به هر نوع از کنش نسبتش دهید. امروز اما در این وضعیت نیستیم و این را می‌دانیم. پس اجازه دهید از همان مبادی آغاز کنیم و ببینیم چگونه می‌توانیم درام را در حالتی کلی و در سطحی هستی‌شناختی شناسایی کرده و آن وقت مصداق‌هایی از آن را در هنر و غیر هنر نشان دهیم.

او که از معدود منتقدان عرصه موسیقی است که همواره پیگیر آموزش و تدریس نقد موسیقی نیز بوده است، افزود: اگر بخواهیم چنین کاری انجام دهیم نخست به این موضوع برمی‌خوریم که لغت درام با آن معنایش صرفا محدود به کلمات، مفاهیم و انتقال معانی نیست. شما نمی‌توانید در معنای اولیه، چیزی را درام بنامید که فقط از کلمات، معانی و مفاهیم ساخته شده باشد و حتما چیز جداکننده‌ای دارد. آن چیز جداکننده چیست؟ این است که علاوه بر کلمات، مفاهیم و معنایی که انتقال پیدا می‌کند، کنشی هم رخ دهد.

صداقت‌کیش ادامه داد: لزومی ندارد که این کنش حتما در رخدادی هنری اتفاق بیفتد و می‌تواند در هر جای دیگری هم روی دهد. اجازه دهید معنای دیگر را باز کنیم. خاطرتان هست که هنگام توضیح واژه دراما به رخداد تراژیک اشاره کردم؟ گاهی اوقات پدیده‌های مرزی هستی یا زیست انسان در زندگی عادی رخ می‌داد و ما در گذشته دور این‌ها را تراژدی می‌نامیدیم. مثال می‌زنم. مانند زمانی که نتوانید به سادگی در مورد انجام دادن یا انجام ندادن عملی تصمیم بگیرید و دچار چالش زیستی عظیمی شوید.

فرض کنید که در یک رویداد واقعی کشتن پدر یک نفر منجر به نجات یک کشور شود. موقعیتی که شما در آن قرار می‌گیرید با دستورات معمولی اخلاقی قابل حل نیست و یک موقعیت زیستی تراژیک است. درام می‌تواند چنین چیزی باشد و چنین معنایی داشته باشد. ما گاهی اوقات این را در هنر داریم و گاهی اوقات هم نه، در زیست‌مان یعنی در سطحی هستی‌شناختی مطرح می‌شود و به همین دلیل هم هست که من از امر دراماتیک صحبت کردم و نه از درام به مفهوم یک نوع شناخته شده هنری که همه ما احتمالا تعریفی از آن در ذهن داریم.

صداقت‌کیش پنج مولفه جداکننده امر دراماتیک را از باقی امور این گونه برشمرد و گفت: جدایی امر دراماتیک از باقی امور چنان که می‌دانیم براساس تعدادی مولفه رخ می‌دهد. یعنی شما می‌گویید من امر دراماتیک را براساس این تعداد مولفه شناسایی می‌کنم و در همان موقعیت هستی‌شناسانه خودش، هر زمان این مولفه‌ها را دیدم می‌گویم با امر دراماتیک سر و کار پیدا کرده‌ایم. بعد از آن می‌توانید یک گام پیش‌تر بگذارید و بگوییم چون من در این چند مصداق، همه یا بعضی از آن مولفه‌ها را دیده‌ام، پس این مصداق‌ها تعین‌هایی از امر دراماتیک هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

طراحی سازها (VIII)

طراحی سازها (VIII)

پیش از آن‌که تاریخچه مختصر ریاضیات را در فضای متروک قرون وسطی پی بگیریم، باید به معرفی یک رومی استثنائی به نام Marcus Vitruvius Pollio بپردازیم وی یک معمار بود که برای امپراطور Augustus کار می‌کرد. او مجموعه منسجم نادر و اعجاب‌انگیزی از تئوری یونانی را عمیقاً مورد توجه قرار داد که این مجموعه ده کتاب در باب معماری De Architectura Libri Decem است. Vitruvius از این اثر، در کنار فرآیندهای کاربردی رومی خود، شامل هر آنچه که امپراطور روم مایل به آگاهی از آن‌ها بود، اعم از مهندسی و معماری استفاده کرده است
نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال ۱۳۶۳ ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید.
قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
انیو موریکونه – ۲

انیو موریکونه – ۲

موسیقی “روزی روزگاری در آمریکا” علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت اول)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت اول)

در مصاحبه رادیویی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت خالقی در بیست و یکم آبانماه ۱۳۵۴ استاد علی تجویدی از “آتشین لاله” بعنوان زیباترین و دلنشین ترین اثر خالقی نام بردند و خود آهنگساز و خواننده اصلی آن استاد بنان نیز در برنامه قصه شمع در سال ۱۳۴۰علاقه خاص خود را به این آهنگ و ترانه ابراز می دارند. زیبایی این اثر از چشم شنوندگان عادی نیز پوشیده نمانده و از آن باید بعنوان یکی از معروفترین کارهای زنده یاد خالقی نام برد.
یک نظریه ی تاریخی

یک نظریه ی تاریخی

الگو ها در آن سو (اروپا و آمریکا) طی نیم قرن اخیر، ما را به سوی زوال غربی سوق داده اند و این در حالی است که ما در عین تقلید مداوم از غرب همیشه هم از آن عقب مانده ایم. ما دو سه قرن پس از دورانی که نهضت کرامولی قرن هفده پشت سر گذاشته می شد، تقلید پیش پا افتاده و ناچیزی از آن کردیم؛ و حالا که غربی ها از خود به بیزاری رسیده اند و فرهنگ غرب عملاً راه زوال و نیستی را در پی گرفته است و تمدنش، با انواع مختلف سلاح ها تجهیز شده، تا از این طریق بتواند خود و دنیا را در یک آن نابود کند، عده ای از ما پشت سر غربی ها راه افتاده اند و مدام پیشرفت ها، بزک ها و تفاوت آنجا را به رخ ایرانیان می کشند درحالی که می توانند مانند هند فرهنگ ایران را به جهان عرضه کنند و در راه شناساندن این فرهنگ کوشا باشند.
کتابی درباره رضا ورزنده (IV)

کتابی درباره رضا ورزنده (IV)

سنتور رضا ورزنده سنتوری ده‌خرک بوده که او براساس نیازهای خود تغییراتی پس از ساخت در آن داده است. این تغییرات بدین‌شرح‌اند:
نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

پرده دهم که «یاران جاهل» نام دارد، با آکورد خوف انگیز زهی ها در بخش بم آغاز شده و به افه های تکنیکی پیکولو میرسد. حرکت خاص پیکولو در این لحظه، نمایانگر نحوست فضاست؛ همانطور که در اپرای عاشورا نیز عبدی برای تداعی چنین فضایی از این تکنیک استفاده کرده است. در صحنه می بینیم که یاران و مریدان سابق مولانا، هنوز مشغول نصیحت اویند و امید تغییر در او و دست کشیدنش از شمس را در سر دارند.
رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

دلیل این انتخاب، تاثیر شگرفی است که حضور وزیری به مثابه یک موسیقیدان موسیقی کلاسیک بر پیکره ی موسیقی ایرانی اواخر پادشاهی قاجار گذاشته و فصل تازه ی پر گفتگویی را به وجود آورده است. مناقشات موجود بر سر تاثیرات جدی و بنیادین حضور این موسیقیدان در موسیقی ایرانی از بدو ورود در این عرصه تا به امروز وجود دارد، که با فرونشستن غبار حاصل از حب و بغض های تاریخی، نیازمند کاووش های جدی و فراوان است. با مطالعه ای که اینجانب بر روی یادداشت های پراکنده و مصاحبه های مختلف موجود در این زمینه داشتم، به این نتیجه رسیدم که مخاطب، با مطالعه ی این یادداشت ها و مصاحبه ها نهایتا نمی تواند به یک تصویر شفاف و روشن از شخصیت موزیکال وزیری و همچنین عملکرد او به عنوان یک مدیر آکادمیک موسیقی رسیده، و موضع صریح و مشخصی در قبال او اتخاذ کند.
پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی (متولد سال ۱۹۸۹) از چهارسالگی نزد مونیکا شرباوم (Monika Scherbaum) در شهر برگنز در اتریش به فراگیری موسیقی پرداخت. او در کنسرواتوار فلدکرش (Conservatory Feldkirch) در کلاس های ایمکه فرانک (Imke Frank) و مارتین مرکر (Martin Merker) شرکت کرد. او سپس در زوریخ در سوئیس به تحصیل موسیقی نزد توماس گروسنباخر (Thomas Grossenbacher) و کریستین پروسک (Christian Proske) پرداخت و در سال ۲۰۱۱ با مدرک لیسانس اجرای موسیقی فارغ التحصیل شد. دو سال بعد پیام تقدسی زیر نظر رافائل رزنفلد (Rafael Rosenfeld) مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نوازندگی موسیقی دریافت کرد و سپس در سال ۲۰۱۶ با مدرک نوازندگی تخصصی موسیقی از مدرسه موسیقی بازل (Hochschule für Musik Basel FHNW) فارغ التحصیل شد.