گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (III)

آروین صداقت کیش
آروین صداقت کیش
صداقت کیش ادامه داد: اولین چیزی که به خصوص در تلقی یونانی از دراما با آن مواجه می‌شویم این است که کنش معطوف به میمسیس یا ترجمه عربی بعدی‌اش محاکات یا ترجمه کمی امروزی‌تر و با دقت کم‌ترش، بازنمود است. این چیست؟ وقتی ما از محاکات یک کنش صحبت می‌کنیم یعنی کنش الف تاثیری بر مخاطب بگذارد، تاکید می‌کنم که نه کنش لزوما کنش هنری است و نه مخاطب لزوما مخاطب اثر هنری، که دست‌کم تا حدی مشابه تاثیری باشد که کنش واقعی ب بر مخاطب می‌گذارد.

یعنی الف شبیه تاثیری را بر مخاطب بگذارد که ب در واقعیت می‌گذارد. ما در شکل یونانی می‌گوییم الف در حکم میمسیسِ ب است. خب این چه ربطی به کنش‌های ما دارد؟ بسیاری از کنش‌های انسانی معطوف به چنین چیزی هستند. شما گاهی اوقات می‌گویید من این کار را کردم که دیگری را خوشحال کنم. درست است؟ اساسا خود آن کار ممکن است در نفس خود خوشحال‌کننده نباشد و شبیه چیز دیگری باشد، یعنی حقیقتش نزد شما یک چیز باشد و انجامش برای خوشحال کردن دیگری، چیزی دیگر. مثالی می‌زنم. فکر کنید هدیه‌ای به کسی می‌دهید.

صداقت‌کیش خاطرنشان کرد: خرید این هدیه یک کنش است. شما اما نمی‌خواهید با خود آن هدیه، آن فرد را خوشحال کنید. بلکه می‌خواهید چیزی را به یاد او بیاورید. مثلا چیزی که او پیش از این داشته است یا هدیه دیگری که از عزیز دیگری گرفته است. این خودِ کنشِ خرید هدیه و دادنش نیست که او را خوشحال می‌کند، بلکه میمسیس آن است که او را خوشحال می‌کند. پس گمان نکنید که این تنها مخصوص هنر است. البته نمونه‌هایش در زندگی عادی، همان‌طور که از مثال من احساس می‌کنید، مثال‌هایی پیچیده‌اند.

خب! اگر این میمسیس است که باید وجود داشته باشد پس ما همواره با رابطه‌ای خاص از یک کنش با حقیقت جهان مواجه‌ایم و شاهد رخ دادن کنشی هستیم که قرار است تاثیری بگذارد که چیز دیگری در حقیقت آن تاثیر را می‌گذاشته است و این، مشابه آن را انجام داده است. این اولین شرط امر دراماتیک است. یعنی ما پیش از هر چیز به دنبال این نکته می‌گردیم که چنین چیزی که شرطی کلاسیک برای امر دراماتیک است در آن محقق شده است یا نه.

او پس از اشاره به میمسیس یا محاکات، در مورد دومین مولفه جداکننده امر دراماتیک از باقی امور گفت: اگر مجموع این کنش یا مخاطبش یا مخاطبانش را یک نظام ارتباطی عمومی، نه یک نظام ارتباطی هنری در نظر بگیریم و چنین تلقی کنیم که کنشی هست و کنش‌گری که آن را انجام می‌دهد و مخاطبی هم دارد،حال باید سیستمی که در درون آن است با سیستمی که بیرون آن است با یکدیگر یکی شوند. بگذارید مثال بزنم. در داستانی می‌خوانید که فلانی رفت و پولی از جیب بیرون آورد و به فروشنده داد، شمای مخاطب بیرون آن هستید و هیچ راهی برای ورود به آن ندارید، آن‌چه در درون می‌گذرد نیز هیچ راهی برای نفوذ به بیرون ندارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (IX)

گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل می‌کند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز می‌گردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقش‌مایه‌هایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت می‌دهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشم‌پوشی از مشابهت‌های کم‌رنگ‌تری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشاره‌ی ضمنی (برپایه‌ی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه‌ در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش می‌گذارند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (III)

اما خدا نکند بخواهیم اطلاعاتی درباره‌ی مسائل و پدیده‌های مربوط به کشورمان و البته به زبان فارسی در اینترنت جست‌وجو کنیم. اول اینکه به تعداد قابل توجهی از سایت‌هایی برمی خوریم که همه‌چیزی در آن‌ها هست به‌جز آنچه جست‌وجو شده است. تبلیغ ساعت مچی، لوازم آرایشی، فیلم‌های کپی و غیرقانونی و جان مرغ تا شیر آدم در این سایت‌ها هست و فقط یک خط از تیتر مطلبی را که مورد نظر شما است زیر تمام این تبلیغات دفن کرده‌اند تا گوگل را گول بزنند و صفحه‌ی اینترنتی تبلیغی در جست‌وجوهای مختلف به‌جای نتیجه‌ی جست‌وجو برای مردم ظاهر شود.

از روزهای گذشته…

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(IV)

سانی بوی در حفظ میراث بزرگان بلوز و انتقال آن به نسلهای بعد نیز نقش مهمی داشته است. مثلا آهنگ Mr. Downchild در اصل از ساخته های Robert Johnson بود ولی اجل مهلتش نداد تا آن را ضبط کند. سانی بوی آین آهنگ را بر روی صفحه آورد و برای ما به یادگار گذاشت.
موسیقی امیری مازندران (III)

موسیقی امیری مازندران (III)

اشرفی که خود شاعر است بر خلاف عمادی با مستثنا کردن امیری ها همه دیگر اشعار مازندرانی را عروضی به حساب میآورد و غلامحسین کبیری شاعری دیگر در وزن اشعار مازندرانی کوچکترین تعارضی با اصول عروضی نمی بیند.
کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

فروغ کریمی استاد فلوت و کین زیولوژی دانشگاه موسیقی وین، از سال ۲۰۰۴ سمت داوری در مسابقات موسیقی جوانان (در رشته فلوت) در اطریش را به عهده داشته است، همچنین او به مستر کلاسهای فلوت در دانشگاه موسیقی لهستان دعوت شده تا متد جدید خود در فراگیری موسیقی و نحوه پیدا کردن آرامش هنگام آمدن به روی صحنه، در مدت کوتاه، را آموزش بدهد. او در سالهای اخیر دعوت به برگزاری سمینارهای بیشماری برای سازهای مختلف مثل ابوا، فاگوت و سازهای دیگری مثل هارپ در سراسر شهرهای اطریش شده است.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

موسیقی و گفتار را علی رغم تفاوت در واکنش سیستم عصبی به آنها، می توان به دلیل وجود نکات مشترک و یکسان بودن مکانسیم های آکوستیک و سایکوآکوستیک تولید و درک٬ با ابزار یکسانی مورد بررسی قرار داد. به معنی دیگر موسیقی را می توان با ابزار زبان شناسی (Linguistics) مورد مطالعه نمود. چنین مطالعه ای را زبان شناسی موسیقایی (Musicolinguistics) گویند.
«نگاره ها» کاری تازه از رضا والی

«نگاره ها» کاری تازه از رضا والی

«نگاره ها» (Calligraphies) نام آلبومی تازه از ساخته های رضا والی، آهنگساز موفق ایرانی مقیم آمریکا، است که چندی پیش به وسیله کمپانی آلبانی رکوردز(Albany Records) در سطح جهانی پخش شده است. این آلبوم دربرگیرنده سه اثر به نام های «کوارتت زهی شماره ۲»، «کوارتت زهی شماره ۳» و «نگاره ها» است که به ترتیب در سال های ۱۳۷۱، ۱۳۸۰ و ۱۳۷۹ ساخته شده اند و در ضبط اخیر به وسیله کوارتتو لاتین آمریکانو (Cuarteto Latinamericano) به اجرا درآمده اند.
اپرای لیلی و مجنون (III)

اپرای لیلی و مجنون (III)

اگرچه آواز کر از سنت های آذری نبود اما حاجی بیف گروه کری را ترتیب داد تا بر آنچه که در طرح داستان رخ می دهد بیفزایند و اپرا را پویا تر کنند. او همچنین بر این بود تا با این کار حالت روانی شخصیت ها را نیز پر رنگ تر کند. این نخستین باری بود که در آذربایجان از کر استفاده می شد.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!
گیتی خسروی

گیتی خسروی

متولد ۱۳۳۸ تهران خواننده کنتر آلتو gittikhosravi@yahoo.de فوق لیسانس آواز و تدریس آواز از کنسرواتوار هامبورگ ۱۹۹۲
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

چندی پیش به بهانه انتشار یک فایل تصویری از اجرای موسیقی ایرانی با سازی ابداعی («دل و دل» طراحی شده توسط محمدرضا شجریان)، بحثی در یکی از صفحه های فیس بوک پیش آمد که تبدیل به گفت و شنودی طولانی شد. پس از اتمام این بحث بعضی از دوستان تقاضا کردند که این نوشته در سایت باز نشر شود و امروز اولین قسمت این گفت و شنود را که پس از تغییرات و ویرایشی کلی آماده شده است می خوانید. به دلیل اجازه نداشتن از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند و انتشار خصوصی این نوشته در جمع دوستان در یک صفحه شخصی، نام هیچ کدام از طرف های گفتگو در این نوشته نمی آید و تنها به جای نام دوستان «الف» و «ب» نوشته می شود و بخشهایی از نوشته های دوستان که به دلیل انتشار در سایت تغییر یافته است در (…) و “” نمایش داده می شود. برای مشخص تر شدن دو طرف بحث، نوشته های دوستان بر زمینه خاکستری و نوشته های نگارنده، در زمینه سفید نمایش پیدا می کند.
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.