kustendyke به روایت تصویر

در این قسمت از مجموعه مقالات به همراه عکسهای مربوطه توضیحاتی را به جهت اطلاع بیشتر از چگونگی عملکرد متذکر می شوم. تصاویر این قسمت متشکل از بخش کلافها – زوارها – صفحه زیر و رو و همچنین مراحل اجرای سه زه در هر دو صفحه می باشد البته باید به این نکته اشاره کنم که تعداد عکسها، بیشتر از تعداد موجود می باشد و همچنین از درجه دقت بالایی برخوردار است که با توجه به مشکلات حجمی و ظرفیت اجرایی آن به تعدادی خاص اکتفا نمودیم.

عملکرد ما در مرحله اجرای کلاف ها از جهات مختلفی با سایر ویلنهای دیگر تفاوت داشت، به طور معمول برای ویلنهای معمولی و یا کارگاهی جنس و نوع چوب مورد استفاده در این بخش با نوع چوب مورد استفاده در بخش تولید سازهای خاص تفاوت ویژه ای دارد.

با توجه به کپی برداری ما از ساز اصل، تصمیم بر این شد تا از چوبهای مرغوب با درجه کیفیت بالا و نیز قدمت مناسب استفاده شود.

در این ساز از چوبهایی با درصد چگالی بالا با توجه به بافتهای منظم و نیمه فشرده و رنگ زمینه کرم تیره استفاده شد و همچنین برابری جنس چوبها در ۶ قسمت کلافها و هم راستایی آوندهای چوبی از مواردی است که می توان اشاره نمود. به طور کلی در سایر سازهای دیگر به این موارد دقت کمتری می شود اما همین عوامل تاثیراتی قابل توجه بر کیفیت ساختاری دیواره حجمی ساز خواهد داشت. از دیگر موارد می توان به مقاومت و ایستایی در برابر خمش هایی که ناشی از نیروهای وارده می باشد – توازن و یکنواختی هارمونیک در حرکت دیواره ها که ناشی از برخورد امواج صوتی می شود – و همچنین ارتباط الاستیکی مناسب بین قطعات مختلف کلافها.

این موارد در اغلب سازهای معمول و یا کارگاهی مورد توجه قرار نمی گیرد و به صرف اینکه جنس چوب مورد نظر (چوب افرا) استفاده شده است، بقیه موارد چندان مورد توجه قرار نمی گیرد.

در قسمت زوارها از نوعی چوب کاج با درجه فشردگی متوسط استفاده شد و همچنین درجه ارتفاع متغیر که آن نیز به دلیل تحریک کنندگی موثر در صفحه رو اعمال شد، این موضوع تاثیری در ساختار مقاومتی ساز نداشته و فقط حرکت و آزادی عمل را تا مقدار معین افزایش داد. در ضمن اتصالات به نحوی دقیق و کامل صورت گرفت، تا در مدل ارتعاشی ساز نقصی به وجود نیاید. در این قسمت نیز تفاوت ویژه ای با سازهای دیگر وجود دارد.

نحوه انتخاب چوب برای صفحات زیر و رو، به همین ترتیب انجام شد البته در نمونه اصلی ساز، صفحه زیر دو تکه بود اما همچنان در ادامه تغییرات به علت انعکاس یکدست، همجنس و هماهنگ که می توان آن را بیشتر در صفحات یک تکه تامین نمود بر آن شدیم که از صفحه مرغوب با چگالی مناسب و همچنین موجهای زنده و عمیق استفاده کنیم. نمونه های دو تکه نیز به جهت تقارن در بافتهای عرضی دارای عملکرد معتدلی می باشد اما صفحه یک تکه با نحوه تراش درست، می تواند مدل نوسان صفحه را تثبیت و همچنین مقاومت و ایستایی بیشتری نسبت به صفحات دو تکه داشته باشد.

در مورد صفحه رو، چوبی برابر با اصل و در حداکثر تشابه فیزیکی انتخاب شد، جنس چوب، تعداد بافتها در هر سانتی متر، نسبت بافتها با یکدیگر و نوع عکس العمل چوب در برابر نیروهای وارده و… از جمله موارد مهم و مورد نظر بود که ترجیحا تمام قسمت ها با دقت و حوصله انجام شد. این بخش نیز به علت حساسیت خاصی که داشت در مقاطع مختلف زمانی مورد سنجش قرار گرفت. بعد از مرحله اول تراش، زمانی برای تغییرات محاسبه شد که می توانست نوع و حرکت برداشت چوبهای اضافه را در سطح بیرونی و داخلی صفحه رو معین نماید. در این مرحله پیش بینی ها و کنترل هایی که منجر به تنظیم بهتر صفحه رو به لحاظ عملکرد صوتی می شود با ساز های دیگر تفاوت دارد.

در مرحله اجرای سه زه ها برای صفحه زیر و رو تفاوت خاص و محسوسی وجود دارد که می توان گفت بر خلاف سایر سه زه های متداول، ضخامت از اختلافی معادل با ۴/۰ میلی متر، برخوردار بود که این مسئله به تنهایی خود نیز نقشی بسزا را در ارتعاش به عهده خواهد داشت، از سویی دیگر جنس لایه ها از نوع چوبهای مخصوص با عملکرد و دوام بیشتر انتخاب شد، این مرحله نیز با دشواری هایی همراه بود و مهارت ویژه ای را ایجاب می نمود که در زمان مورد نیاز خود با کیفیتی عالی پایان یافت.

       
 
       
 
       
 
       
 

2 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۷ ق.ظ

    بسیار عالی بود متشکرم

  • nicolo
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    Caro signor Ziaei
    come sempre devo dire perfetto
    nun c’è dubbio che Lei diventerà come antonio stradivarius 

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

آخرین دانشمندان و عارفان تاریخ فرهنگ ما که در این دوره زیسته اند بهاءالدین محمد عاملی معروف به شیخ بهایی و صدرالدین شیرازی معروف به ملا صدرا که در همه علوم و فنون زمان خودشان رساله نوشته اند (بر خلاف رویه فارابی و ابن سینا) در باره موسیقی رساله ای ننوشته اند و این نشانه بارزی است از جایگاه تنزل یافته موسیقی در جامعه ایران. به همین علت، برخلاف ادبیات و به ویژه شعر، موسیقی در فرهنگ و جامعه ایران جایگاهی محکم، معلوم و مطمئن نداشت.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

از روزهای گذشته…

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است. (۱)
میخائیل پلتنف، سمبل ملی موسیقی روسیه

میخائیل پلتنف، سمبل ملی موسیقی روسیه

میخائیل پلتنف (Mikhail Pletnev) را بدون هیچ مبالغه ای و اغراقی باید نوازنده پیانویی با تکنیک بسیار بالا و نبوغ ذاتی در امر نوازندگی دانست. وی همچنین در عرصه های دیگری چون رهبری و آهنگسازی این خصوصیات را بهمراه دارد. پلتنف در Archangel روسیه بدنیا آمد و در همان دوران کودکی استعدادهای خود را بروز داد. در سن ۱۳ سالگی وارد مدرسه موسیقی شد و در سال ۱۹۷۴ وارد کنسرواتوار چایکوفسکی شد و زیر نظر اساتیدی چونJakob Flier و Lev Vlasenko تحت آموزش علوم مختلف موسیقی قرار گرفت.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

در سال ۱۸۷۳ ساختن یک قطعه سرود ملی به هموطن ما مسیو لومر تکلیف می شود. این سرود جالب و همچنین مارش تاجگذاری توسط لومر ساخته می شود و بوسیله مؤسسه انتشاراتی شودن (۱۶) {یا شودنس} واقع در کوچه سنت انوره (۱۷) پاریس به طبع میرسد و هزینه سنگین چاپ آن از طرف دولت ایران پرداخت می گردد.
امیرآهنگ: سعدی حسنی توجه من را به سبک استاد حنانه جلب کرد

امیرآهنگ: سعدی حسنی توجه من را به سبک استاد حنانه جلب کرد

بیست و چهارم مهر ماه امسال مصادف است با بیست و هشتمین سالگرد درگذشت هنرمند بی بدیل و نامدار موسیقی ایران، آهنگساز صاحب سبک، رهبر ارکستر، محقق و پژوهشگر استاد مرتضی حنانه؛ موسیقی دانی که شوربختانه در اوج پختگی و فعالیت هنری اش رخت از جهان بربست؛ اگر در چنگال بیماری سرطان گرفتار نشده بود و حیات داشت، امروز در آستانه نود و پنج سالگی اش بود و در طی این سالها قطعا میراثی بسیار گرانقدر تر از او در موسیقی کلاسیک ایران و جهان به یادگار مانده بود.
کمپانی آر سی ای (I)

کمپانی آر سی ای (I)

RCA Records یکی از پرچمداران مارک Sony BMG Music Entertainment است. RCA Records در سال ۱۹۰۱ به عنوان Victor Talking Machine Company بوجود آمد و RCA مخفف Radio Corporation of America است که میتوان آنرا مادر شرکت BMG دانست.
موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (VI)

این موضوع که در کتاب گسترش نظری بیشتری نیافته به نگر من یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های موسیقی‌شناسانه و منتقدانه‌ای است که محمدرضا فیاض به طرزی که مناسب هدفش باشد، مطرح ساخته است. از این توضیحات نسبتا فنی که بگذریم مجموعه ویژگی‌های دیگری هم دارد که در میان نوشتار‌های اخیر کمیاب است. مولف مانند بسیار از ماها به موسیقی و فرهنگش ارادتی دارد. رد پای ارادت را در دیگر کتاب‌های موسیقی‌مان نیز می‌توان یافت، اما این یکی کمی فرق دارد به خودبزرگ‌بینی و خودمحوری فرهنگی آمیخته نیست.
موسیقی همان درد و رویا

موسیقی همان درد و رویا

نشانه‌های مشترک میان ما، همان درد و رویاست که در نقطه‌ای دور، خانه را جان داد و خاک را آهنگِ دیگر. دور از وطن، نَفَس مهار ندارد و زمین فرجامی تراژیک می‌گیرد و موسیقی می‌خواهد اعتراض از طبیعت جماعتی را عرضه کند که در خیابان امروز من پرسه می‌زند. تجربه‌ای که بیم و اضطراب را از گذشته آورد و از حال برد. و این همان خرق عادت است که از نظم اجتماعی دور شده و موسیقی ما را تنها گذاشته است. نتیجتا برای رهایی از این برزخ عمومی، تلاش جانکاه برای بازیابی موسیقی باید به‌دور از فردیتِ انضمامی باشد که در گرو تجدد آمرانه است و گاه هم در زیر لوای گفتمان مدرنیست ایرانی جا خوش می‌کند.
چکناوریان از عروج تا افول (III)

چکناوریان از عروج تا افول (III)

این کنسرتها روزها تکرار شد و گاهی که چکناوریان میخواست تنوعی به این کارها ببخشد، بخاطر حجم بالای کنسرت ها و کارهای متفرقه، به نتیجه جالبی نمیرسید و کارها کم کیفیت و عجولانه به انجام میرسید. نمونه این برنامه ها کنسرت شهرام ناظری با ارکستر چکناوریان بود که با تنظیمی نه چندان کافی، چند قطعه کردی و قطعاتی از خود شهرام ناظری (با تنظیم یک به موسیقیدان ارمنی) به اجرا رسید؛ نمونه دیگر آن هم همان کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر بود.
پگی لی

پگی لی

تمام خوانندگان باید از توانایی شگفت انگیز او درس بیاموزند، حضور او سرشار از ظرافت و جذابیتی خالص و با عظمت است. (فرانک سیناترا ۱۹۹۴)