دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

مجسمه جیمی هندریکس در سیاتل
مجسمه جیمی هندریکس در سیاتل
بررسی‌ ساختار ملودیک‌ و سولوی‌ گیتار
تونالیته‌ آهنگ‌ و آکوردهای‌ نواخته‌ شده‌ در آن‌ همانهایی‌ است‌ که‌ دیلان‌ نوشته‌ بود و هندریکس‌توالی‌ آکوردها را به‌ همان صورت‌ که بود حفظ‌ کرد. تنها در یک‌ جا (همراه‌ کلمه‌ joke) به‌ جای‌ آکورد A ازآکورد #F مینور نسبی‌ استفاده‌ کرد.


جمله‌ (Phrase) ابتدایی‌ گیتار هندریکس‌ نشان‌ دهنده‌ مناسب‌ بودن‌ توالی‌ آکوردهای‌ (ChordProgression) دیلان‌ از لحاظ‌ ملودیک‌ است‌. این‌ قسمت‌ ملودیک‌ در حدود ۹ ثانیه‌ پس‌ از شروع‌ آهنگ‌ به‌ گوش‌ می‌رسد و امروزه‌ به‌ یکی‌ از جملات‌ به‌ یادماندنی‌ در تاریخ‌ راک‌ تبدیل‌ شده‌ است‌. توجه‌ داشته‌ باشید که‌ ریف‌ ها (Riff) آسان‌ تر به‌ یادمی‌ مانند چون‌ تکرار می‌ شوند ولی‌ خلق‌ جملاتی‌ که‌ درخاطر شنونده‌ بماند دشوارتر است‌ .

audio file Intro

این‌ توجه‌ به‌ جزییات‌ و ظرایف‌ کار در ملودی‌ اصلی‌ گیتار بارزتر است‌. در واقع‌ هندریکس‌ خودمی‌دانست‌ که‌ شاید به‌ عنوان‌ یک‌ ترانه‌ سرا یا خواننده‌ نتواند با دیلان‌ برابری‌ کند برگ‌ برنده‌ او همان ‌گیتارش‌ است‌.

سولوی‌ اصلی‌ گیتار بعد از ۱:۴۳ شروع‌ می‌شود و حدود یک‌ دقیقه‌ طول‌ می‌کشد. این‌ سولو را می ‌توان‌ به‌ ۴ قسمت‌ مجزا تقسیم‌ کرد که‌ هر کدام‌ لحن‌ خاص‌ خود را دارد و بر پایه‌ یک‌ ملودی‌ جداگانه‌خلق‌ شده‌ است‌. گذشته‌ از زیبایی‌ خارق العاده‌ این‌ قطعه‌ گیتار می‌توان‌ آن‌ را نمونه‌ جالبی‌ از ترفندهای‌ آهنگسازی‌ Keith Richards (گیتاریست‌ گروه‌ رولینگ‌ استونز) دانست‌ که‌ می ‌گفت‌: باید هر ۱۰ ثانیه ‌یکبار یک‌ چیز تازه‌ به‌ آهنگ‌ اضافه‌ کنی‌. بی‌جهت‌ نیست‌ که‌ برخی‌ منتقدین‌ این‌ سولو را از بهترین ‌سولوهای‌ اجرا شده‌ توسط‌ هندریکس‌ می‌دانند.

بخش‌ اول‌ سولو (۱:۴۳ – ۱:۵۹) قطعه‌ای‌ ظریف‌ است‌ که‌ تدریجاً از اکتاوهای‌ میانی‌ گیتار به ‌سمت‌ بالا حرکت‌ می‌کند و با همان‌ نتی‌ تمام‌ می‌شود که‌ برجستگی‌ جمله‌ ابتدایی‌ آهنگ‌ مدیون‌ آن‌است‌ (نت‌ درجه‌ نهم‌ گام‌).

audio file Solo #1

بخش‌ دوم‌ (۲:۰۰ – ۲:۱۴) به‌ صورت‌ یک‌ دوئت‌ بین‌ گیتار Slide و گیتار Bass تنظیم‌ شده‌است‌ (که‌ گیتار Bass را هم‌ خود هندریکس‌ می‌زند). صدا و لحن‌ گیتار در این‌ قسمت‌ متفاوت‌ از بخش‌ اول‌ سولو است‌. یعنی‌ نرمتر است‌ و بیشتر حالت‌ legato دارد و هندریکس‌ برای‌ کش‌ دادن‌ نت‌های‌ طولانی‌ از حداقل‌ ۲ نوع‌ اکو استفاده‌ می‌کند. گیتار Bass که‌ تا قبل‌ از این‌ به‌ سبک‌ Jamie Jamerson نواخته‌ می‌شود در اینجا یک‌ الگوی‌ ساده ‌تکراری‌ به‌ خود می‌گیردک‌ نت‌ پایه‌ (Root) درجه‌ پنجم‌ و اکتاو که‌ در سه‌ ضرب‌ تکرار می‌شود و یک ‌ضرب‌ هم‌ سکوت‌ بعد از آن‌ که‌ فرصت‌ را برای‌ نواختن‌ گیتار Slide فراهم‌ میکند.

جالب‌ است‌ بدانید که‌ هندریکس‌ این‌ قسمت‌ را با یک‌ فندک‌ نواخته‌ است‌! این‌ واقعیت‌ احتمال‌ خلق‌ البداهه‌ بودن‌ آن‌ را تقویت‌ می‌کند. چرا که‌ اگر هندریکس‌ از قبل‌ می‌خواست‌ آهنگ‌ رابه‌ این‌ شکل‌ در بیاورد حتماً با خودش‌ یک‌ Bottleneck به‌ همراه‌ می‌آورد! البته‌ در مورد هندریکس‌ نمی توان‌ مطمئن‌ بود ولی‌ قطعاً رسوخ‌ چنین‌ ایده‌ای‌ در ذهن‌ بداهه‌ نواز خارالعاده‌ای‌ مانند هندریکس‌ می‌توانست‌ به ‌همان‌ راحتی‌ باشد که‌ او فندکی‌ را از جیبش‌ درآورد.

audio file Solo #2

قسمت‌ سوم‌ سولو (۲:۱۶ – ۲:۳۲) که‌ در آن‌ از پدال‌ wah – wah استفاده‌ شده‌ با ادای‌ hey شروع‌ می‌شود. Albert وBuddy Guy King هم‌ (که‌ از گیتاریستهای‌ مورد علاقه‌ هندریکس‌ در سبک ‌Blues بودند) از عبارات‌ کلامی‌ کوتاه‌ در بین‌ نت‌ها استفاده‌ می‌کردند. بخصوص‌ Albert King که ‌دوست‌ داشت‌ سولوهای‌ گیتارش‌ را به‌ صورت‌ عبارات‌ کوتاه‌ ریتمیک‌ و stacatto بنوازد و در بین‌ آنها از متن‌ ترانه‌ یا عباراتی‌ مانند ohhh و That’s Rightو Now watch this و غیره‌ استفاه‌ کند. برای‌ نمونه‌ می‌توانید به‌ آهنگهای‌ Crosscut Saw و Oh Pretty Woman که‌ در سال‌ ۱۹۶۷ و درآلبوم‌ Burn Under A Bad Sign ضبط‌ شده‌ مراجعه‌ کنید. البته‌ این‌ شگردهای‌ خوانندگی‌ را می‌توان‌ در آثار نوازندگان‌ نسل‌ اول‌ Blues مانند Son House و Charley Patton نیز پیدا کرد.

این‌ بخش‌ سولو بسیار مشابه‌ تریپلتهای‌ متداولی‌ است‌ که‌ نوازندگان‌ پیرو کلاتون‌ از آن‌ زیاداستفاده‌ می‌کنند و اصطلاحاً widdling نامیده‌ می‌شود. تفاوت‌ هندریکس‌ در این‌ است‌ که‌ گروههای‌غیرمتداولی‌ از نت‌ها را برای‌ نواختن‌ تریپلتها بکار می‌گیرد که‌ ضمن‌ دادن‌ حالت‌ رسمی‌ به‌ این‌ بخش‌سولو آن‌ را در تضاد با سایر قسمتها قرار می‌دهد. وقفه‌ کوتاهی‌ که‌ در حین‌ mix به‌ آهنگ‌ اضافه‌ شده‌ موجب‌ شده‌ تا نت‌ها به‌ نوعی‌ داخل‌ هم‌ جاری‌ شده‌ و درهم‌ بیامیزند.

audio file Solo #3

در بخش‌ چهارم‌ سولو (۲:۳۳ – ۲:۴۹) هندریکس‌ از جملاتی‌ استفاده‌ می‌کند که‌ سایه‌ به‌ سایه‌آکوردها حرکت‌ می‌کنند و با مالشهای‌ نامحسوسی‌ که‌ به‌ سیم‌های‌ گیتار وارد می‌کند آنها را از هم‌ جدامیکند و سپس‌ با استفاده‌ از تکنیک‌ Unison Bends پاساژ نهایی‌ و صعودی‌ سولو را می‌نوازد که‌ به‌ نت‌اکتاو گام‌ ختم‌ می‌شود (البته‌ این‌ نت‌ اکتاو در عمل‌ نواخته‌ نشده‌ بلکه‌ خود شنونده‌ آن‌ را در ذهنش‌ تصور می‌کند)

اما Unison Bends چیست‌؟ این‌ تکنیک‌ روشی‌ است‌ برای‌ تاکید بیشتر بر روی‌ یک‌ نت‌ بدین‌ترتیب‌ که‌ نوازنده‌ به‌ جای‌ نواختن‌ صرفا یک‌ سیم‌ همان‌ نت‌ را همزمان‌ روی‌ سیم‌ پایین‌ نیز به‌ صدا درمی ‌آورد ولی‌ این‌ کار را با بالابردن‌ سیم‌ پایینی‌ انجام‌ می‌دهد و به‌ همین‌ جهت‌ فرکانس‌ آن‌ مختصری‌ بافرکانس‌ نت‌ سیم‌ بالاتر تفاوت‌ دارد که‌ منجر به‌ ایجاد یک‌ افکت‌ psycho acoustic زیبا در گوش‌ شنونده‌ می‌شود. (مثلاً نواختن‌ همزمان‌ نت‌ E روی‌ سیم‌ های‌ اول‌ و دوم‌ که‌ سیم‌ اول‌ همزمان‌ با فرت‌ پنجم‌ سیم‌ دوم‌ به‌ صدا در می‌آید) .

این‌ حالت‌ را می‌توان‌ به‌ زمانی‌ تشبیه‌ کرد که‌ فردی‌ تصویری‌ را دو تا می‌بیند و یک‌ تصویر از دل ‌تصویر دیگری‌ بیرون‌ می‌آید در عین‌ حال‌ که‌ فاصله‌ مشخصی‌ بینشان‌ نیست‌ و لبه‌های‌ آنها محومی‌شود. مهارت‌ نوازنده‌ در اجرای‌ این‌ تکنیک‌ باید به‌ گونه‌ ای‌ باشد که‌ فاصله‌ دونت‌ همواره‌ کنترل‌ شده‌ باشد و گیتارست‌ چیره‌ دستی‌ مانند جیمی‌ هندریکس‌ به‌ خوبی‌ از عهده‌ آن‌ برمی‌آید.

audio file Solo #4

کیفیت‌ اصلی‌ که‌ در تمام‌ این‌ سولو احساس‌ می‌شود وجود نوعی‌ اعمال‌ کنترل‌ ومهار حساب‌شده‌ از طرف‌ هندریکس‌ است‌. شاید ما آنقدر به‌ سولوهای‌ پر همهمه‌ و متظاهرانه‌ گیتار عادت‌ کرده‌ایم ‌که‌ باید این‌ آهنگ‌ را بارها به‌ دقت‌ بشنویم‌ تا پی‌ به‌ نحوه‌ نواختن‌ هندریکس‌ ببریم‌. اینکه‌ او تاثیرشگرف‌ خود را تنها با نواختن‌ زیرپوستی‌ و بدون‌ هیچ‌ گونه‌ اغراِق و افاده‌ای‌ به‌ نمایش‌ می‌گذارد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:
علیزاده: مسئولین هیچ شناختی در مورد موسیقی ندارند

علیزاده: مسئولین هیچ شناختی در مورد موسیقی ندارند

آن دوران به خاطر وجود جنگ این مسائل مطرح نبود و متاسفانه از اول انقلاب به این موضوع توجه نشده است. البته من میدانم که آقای موسوی و همسرشان هر دو هنرمند هستند و نگاهی که به هنر دارند قطعا آن چیزی نیست که در قوانین کنونی ما وجود دارد. این شعار خیلی مهمی است چراکه فرهنگ دولتی خیلی زیاد در جامعه ما خیلی رواج پیدا کرده و آثار بسیاری به صورت سفارشی امروز تولید میشود. سفارش هم بیشتر جنبه مادی دارد…
موسیقی و نلسون ماندلا (III)

موسیقی و نلسون ماندلا (III)

بیست سال پس از کنسرت استادیوم ومبلی، در ۲۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ کنسرت دیگری برای بزرگداشت و ادای احترام به ماندلا در هاید پارک (Hyde Park) شهر لندن برگزار شد. این کنسرت تنها سه ساعت و نیم به طول انجامید ولی به اندازه کنسرت سال ۱۹۸۸ رسانه ای نشد. وفاداران به نلسون ماندلا از جمله گروه «Simple Minds»، پیتر گابریل، جونی کلِگ و جوآن بائز (Joan Baez) در این رخداد نیز حضور داشتند. همچنین امی واینهاوس (Amy Winehouse) ترانه «Free Nelson Mandela» گروه «The Specials» را اجرا کرد.
مصائب اجرای دوباره (V)

مصائب اجرای دوباره (V)

با وضعیتی که نی نوا دارد هر اجرای مجدد آن در ایران را می‌توان مشابه اقدامی علیه استبداد اجرای ضبط شده‌ی آن دانست. اقدامی که می‌تواند بنا به نتیجه خصلتی انقلابی یا اصلاحی داشته باشد هر اقدام غیر از این به‌ناچار پذیرش همان سلطه است و به تقلید همان اجرا منجر خواهد شد. در چنین شرایطی پاک کردن اجرای مرجع از ذهن شنونده اولین نقطه‌ی حرکت است.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

از زمان استعمار، کامپانا به میراث موسیقایی اش می بالد، و تفسیری از این داستان توسط خنیاگر مشهور محلی، مارسلو پومپئو (Marcello Pompeu) در کتابچه ی کوچکی با عنوان کمک های مالی برای تاریخ موسیقی کامپانا (Subsídios para a história da música da Campanha 1977) نقل شده است. لازم به ذکر است که با این حال این سند هیچ اشاره ای به گونه های مرتبط با طبقات پایین تر شهری نکرده است؛ این سندها منحصراً بر فعالیت های موسیقایی نخبگان محلی، توصیف گروه های دسته جمعی، آواز جمعی کلیسا، ارکسترها، پیانوها، قطعات موسیقی عاشقانه و رقص های سالنی که سرگرم کننده-ی قشرهای مرفه تر کامپانا در طول عمر طولانی او، تمرکز کرده است. این فروگذاری، کاملاً نتیجه منطقی نگرش-های غالب نخبگان محلی درباره فرم های بیانی طبقات فرودست شهر است. در واقع، فضای اجتماعی در کامپانا توسط یک تقسیم طبقاتی مستحکم مشخص شده است.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (V)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (V)

با ظهور” ابن‌ هیثم‌ “(متوفّی‌ به‌ سال‌ ۴۳۰/۱۰۳۹) ما به‌ اثری‌ چون‌ “شرح‌ قانون‌ اقلیدس”‌ راه‌ می‌بریم‌، آن‌ هم‌ به‌ همراه‌ اثری‌ دیگر چون‌ “مقاله‌ فی‌ شرح‌ الارمونیقی”‌ . این‌ اثر به‌ احتمال‌ با مقدمه‌ بر هارمونیک”‌ Introductio Harmonica” نوشته‌ی‌ “کلئونیدس‌ Cleonides ” یکی‌ است‌. “رساله‌ فی‌ تأثیرات‌ اللحون‌ الموسیقیه‌ فی‌ النّفوس‌ الحیوانیه‌” اثر دیگری از ابن‌هیثم‌ بود که‌ به‌ بررسی‌ انبوه‌ بی‌شمار پدیده‌هایی‌ می‌پرداخته‌ که‌ اذهان‌ ملّتهای‌ مسلمان‌ را طّی‌ ادوار متوالی‌ به‌ خود سرگرم‌ می‌داشته‌ است‌ – پدیده‌هایی‌ از این‌ شمار که‌ گامهای‌ اشتران‌ را می‌توان‌ به‌ قدرت‌ موسیقی‌ تندتر و یا کندتر کرد، و اسبان‌ را می‌توان‌ با جادوی‌ موسیقی‌ به‌ آب‌ خوردن‌ واداشت‌، و خزندگان‌ را می‌توان‌ جادو کرد و بر جای‌ میخکوب‌ نمود، و پرندگان‌ را می‌توان‌ به‌ نیروی‌ آن‌ به‌ دام‌ افکند.
گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (II)

گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (II)

نشست پژوهشی نی کلید دار و تنبک کوکی در تاریخ سوم دی ماه، در کنسرواتوار تهران برگزار شد. در این برنامه دکتر حسین عمومی نوازنده نی و استاد دانشگاه ارواین آمریکا، درباره ساخت و نحوه نوازندگی این سازها به سخنرانی پرداخت. در ادامه این برنامه شاهین مهاجری محقق و نوازنده تنبک به سخنرانی درباره تاریخچه و فیزیک ساز تنبک و بعضی از سازهای کوبه ای جهان پرداخت که در این نوشته متن این سخنرانی را می خوانید.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VII)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VII)

مساله به‌غایت سوبژکیتو بود. ما هویت موسیقایی مستقل داشتیم. اما مشکل این بود که در برخورد با «دیگری» از خود آگاه شده بودیم (۲۶) و می‌خواستیم در میان «خود»های موسیقایی مستقل جهان جای خود را بیابیم. از این بابت وضع ما بیش از آن که همسان اروپای شرقی، مرکزی و شمالی باشد به روسیه نزدیک است. با این تفاوت که در زمان آغاز حرکت ملی‌گرایی موسیقاییِ روس‌ها یک سنت موسیقی روسی نخبه‌گرا در روسیه وجود نداشت.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

فریدون فرزانه، خطاب به سازندۀ عمیق ترین نغمه های تاریخ موسیقی ایران می نویسد: «موسیقی شما نه جنبۀ علمی دارد نه جنبهء هنری و نه جنبهء ملی حال از شما می‏خواهم بپرسم این سازهایی غربی در ارکستر شما چکار دارد؟» و جالب اینجاست کسی که خود تمام آثارش را برای سازهای غربی تنظیم کرده از خالقی (که ارکستر غربی را به طور کامل ملی می دید و با نگاهی مستقل و ایرانی، صدایی ایرانی از این ارکستر درمی آورد) بعد از زدن برچسب غیرعلمی، غیر هنری و غیر ملی بودن به آثارش می گوید، ساز غربی در ارکستر شما چه می کند!
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (I)

جامعه شناسان همواره به موسیقی به عنوان یکی از انتزاعی ترین هنرها در دوره های مختلف از تحول پژوهش جامعه شناختی نگاه های متفاوتی داشته اند. برای جامعه شناسان مطالعه کارکردهای موسیقی در جهت ایجاد هویت و تلاش برای داخل شدن در زندگی فرهنگی جامعه، موسیقی و سیاست مقاومت در برابر قدرت، مصرف موسیقی و بازتولید جایگاههای طبقاتی، الگوی توزیع اجتماعی مصرف موسیقی و مدیریت احساسات عمومی و… بسیار اهمیت داشته است.