گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

شب پانزدهم بعد از افطاری بچه ها شادی کنان می دودند و در خانه ها را می کوبند و فریاد می زنند: «گرگیشو گرگیشو… سی فردشو دکله بشو»

بندر دیر
شب پانزدهم بعد از افطاری بچه ها شادی کنان می دودند و در خانه ها را می کوبند و فریاد می زنند: «گرگیشو گرگیشو… سی فردشو دکله بشو»

خانواده های دیری هم که به این رسم دیرین آگاهی دارند از قبل وسایل این رسم را آماده کرده اند. آنها معمولا ذرت را بو می دهند و در قابلمه ای بزرگ با تخمه و آجیل پر می کنند و آنها را با هم قاطی می کنند. بعضی هم شیرینی و شکلات آماده را در سینی می ریزند. خیلی ها که فرصت چنین کارهایی نداشته اند کیسه آماده پفک، بیسکویت یا کاکائو و ژله را در آخرین لحظه از سوپرمارکتی ها می گیرند.

وقتی بچه ها در خانه ها را می کوبند و فریاد «گرگیشو گرگیشو» سر می دهند، درب ها آغوش خود را برای آنها باز می کنند و از کودکان پذیرایی می شود. سپس کودکان به صورت دسته ای در گوشه ای در انتظار آخرین نفر می مانند تا با هم برای سپاس شعار دهند:
«خونه گچی، پر همه چی»

اما بدا به حال خانه ای که در آن شب فراموش کرده باشد مراسم گرگیشو را برگزار کند یا در خرید مایحتاج این رسم سهل انگاری کرده باشد، چون با شعار:
«خونه گدا، هیچیش ندا»

این مراسم تا ساعتی نزدیک به نیمه شب پانزدهم ماه رمضان ادامه دارد. (۹)

استان کاشان
«هوم بابایی» یکی از کهن ترین و پر رمز و راز ترین آیین های مردم کاشان و اطراف است که تا امروز به یادگار مانده است. آیین «هوم بابا» از سنت های ماه رمضان در کاشان، سفیدشهر (نصرآباد)، آران و بیدگل، فین، ابیانه، جوشقان قالی، روستای دشت لتحر (از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشان) است.

رسم چنین است که غالبا در شب نیمه ماه مبارک رمضان کودکان هر محله در شهر و روستا نزدیک غروب با تشکیل یه دسته و با خواندن یک سری ابیات متداول در کوچه ها راه می افتند و یک نفر به عنوان پیش قراول رهبری گروه را به عهده می گیرد و گروه را در جمع آوری خوراکی که از در خانه ها جمع می شود هدایت می کند. در کاشان و روستاهای آن به مدد آیین کهن قبلا با خرید و تهیه خوراکی منتظر آمدن کودکان به در خانه های خویش هستند و دست خالی برگرداندن کودکان از در خانه را بد یمن می دانند. با تعدادی از اشعار متداول در این آیین آشنا شویم:
امشب، شب نیمه است که ما مهمانیم
هوم بابا، هوم بابا
از ما حرجی نیست که ما مهمانیم
هوم بابا، هوم بابا
بشقاب را پر از کلوچه و حلوا کن
هوم بابا، هوم بابا
بردار و بیار به دامن ماها کن
هوم بابا، هوم بابا…

اگر صاحب خانه انسان بخشنده ای بود و به بچه هاخوراکی داد بچه ها این گونه او را دعا می کردند:
خدا عزتت بده
آمین
خدا پسرت بده
آمین
خدا دخترت بده
آمین…

اما اگرصاحب خانه ای خساست می کرد بچه ها او را این گونه نفرین می کردند:
این خونه که توش زغاله
صاحب خونش شغاله…

آخر شب هم بچه ها به طور مساوی از آنچه از پول و خوراکی جمع کرده بودند را تقسیم می کردند. (۱۰)

هومبابا که در زبان ایلامی هومبان نام دارد و در اصل ایزدی کاشی بود، ممکن است برگرفته از نام ایرانی هومه پانه (نگهبان گیاه هوم)، پاژنام جمشید بوده باشد، چه همو بود که این گیاه را می فشرد و به راز بی مرگی دست یافته بود. (۱۱)

پی نوشت
۹- خبرگزاری ثلاث، «گرگشو» جشن نیمه رمضان برای کودکان بوشهر
۱۰- فرهنگ و مردم، ویژه کاشان، احمد وکیلیان، ص ۱۱۲
۱۱- دانشنامه کاشان، ص ۶۹۷

محمود مشهودی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است