احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

احمد نونهال
احمد نونهال
گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

با چه انگیزه ای کر شانته بوجود آمد؟
در طی تجربه‌ی ۱۲ ساله ام در زمینه موسیقی کرال آوازی و غیر آوازی دریافته ام که شاید بتوان گفت اساسی ترین مسائل تکنیکی موسیقیایی در تجربه‌ی کار آواز جمعی قابل دریافت است؛ مسائلی از قبیل سرایش و تربیت شنوایی، تکنیک آواز، تعامل و هماهنگی در کار گروهی، موزیکالیته و ادراک احساسی موسیقی، کومپوزیسیون، هارمونی و… .

به همین جهت از ابتدای ورودم به دانشکده‌ی موسیقی جای خالی یک گروه کُر متشکل از دانشجویان موسیقی که بتواند به نیازهای اساسی موسیقیایی دانشجویان دغدغه مند کمک کند را به شدت احساس می‌کردم؛ بنابراین ایده‌ی اولیه‌ی تشکیل یک گروه کر دانشجویی از همان ابتدا در ذهن من شکل گرفت و نهایتاً در سال دوم موفق به تشکیل آن شدم.

از آنجا که اعضای گروه کُر شانته را دانشجویان آهنگسازی و نوازندگی تشکیل می‌دهند و تسلطی به مسائل تکنیکی آواز ندارند علاوه بر تمرین بر روی رپرتوار، از همان ابتدا با تشکیل یک کلاس آموزشی جدای از تمرینات اصلی گروه به آموزش تکنیک‌های صداسازی و آواز پرداختم و ظرف ۲ ماه اولین اجرای گروه را در همکف دانشکده‌ی موسیقی برگزار کردیم که حقیقتاً شخصاً فکر نمیکردم با این کیفیت ظرف ۲ ماه بتوانیم چنین اجرایی ارائه بدهیم و با استقبال بی نظیر دانشجویان و اساتید دانشکده روبرو شویم.

پس از آن هم در تالار فارابی دانشگاه هنر به عنوان بخشی از پرفرمنس دانشگاه هنر حضور پیدا کردیم.

آیا وقفه ای هم در کار تمرین ها بوجود آمد؟
با وجود بازخوردهای بسیار مثبت مخاطبان، متأسفانه به دلیل سکونت نیمی از اعضای گروه در شهرستان ها و از طرفی نداشتن جای تمرین، تمرینات ما در تابستان متوقف شد و عملا بعد از شروع کلاسهای دانشکده با انتشار فراخوان جدید اعضای جدید گرفتیم و ساختار گروه به طور کلی عوض شد. یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت کارهای گروهی ادامه دار بودن فعالیتها با اعضای ثابت است.

متأسفانه عوامل زیادی وجود دارد که ثبات در گروه کر دانشجویی شانته را تهدید می‌کند.

اگر به همین منوال پیش برود اتفاقی که در تابستان سال گذشته افتاد هر سال اتفاق خواهد افتاد و چالش بزرگی برای پیشرفت این گروه می‌باشد. علاوه بر فقدان مکان تمرین در تابستان و عدم حضور دانشجویان شهرستانی، همه ی اعضای گروه کر شانته به صورت حرفه ای در زمینه موسیقی مشغول به کار هستند و دغدغه های جدی موسیقیایی دارند و به تدریس، اجرا، آهنگسازی و… مشغولند. از طرفی هم در دوران تحصیل شان در دانشکده نیمی از وقت خود را صرف کلاسها و دروس دانشکده می‌کنند.

بنابراین هماهنگی یک گروه ۲۰ نفره که همه شرایط اینچنینی دارند بسیار مشکل است.

با وجود این مشکلات فکر می کنید چطور گروه انسجام خود را حفظ کرده است؟
تنها چیزی که بچه های گروه را کنار هم نگه داشته عشقی است که از کار گروهی دریافت می‌کنند اما حداقل چیزهایی که می تواند موجب ثبات بیشتر در گروه شود و می‌تواند اعضای گروه را برای اختصاص وقت بیشتری به تمرینات توجیه کند، توجیه مالیست، هرچند مختصر.

از ابتدای شروع فعالیت، تمام هزینه های گروه بر عهده ی خود بچه ها بوده و هزینه ی شخصی.

بدون داشتن ساپورت مالی گرفتن سالن خوب برای اجرا تقریبا غیر ممکن است و این باعث بی انگیزگی اعضای گروه و نا امیدی از پیشرفت می‌شود. انتظار داریم وزارت محترم علوم توجه بیشتری به فعالیتهای اینچنینی دانشجویی داشته باشد و ما را حمایت کنند. علی الخصوص فعالیتهای هنری، چرا که در این وانفسای تجاری سازی هنر که جامعه را دارد در خود غرق می‌کند، هنر درست و متعالی از همین فضاهای آکادمیک و از همین جوانهای مستعد، با انگیزه و خلاق است که می‌تواند به جامعه تزریق شود.


اساساً هر فعالیت گروهی درون فضای دانشگاهی صورت می گیرد منجر به خلق آثار با ارزش و پویا می‌شود و هرچقدر به این شکل فعالیتها بها داده شود، دانشگاه های ما و در نتیجه جامعه ی ما پویا تر خواهد شد.

از مسئولان چه انتظاری دارید؟
از وزارت ارشاد محترم و خانه‌ی موسیقی تقاضا داریم امکان اجرای کنسرت مستقل برای گروه کر شانته در یکی از سالن های تهران را فراهم آورند. گروه کر شانته در چشم انداز آینده خود قصد دارد با همکاری با کارگروه های دانشکده های دیگر و همچنین دانشگاه های دیگر فضای تعامل بیشتری را جهت فعالیتهای بزرگتر خلق کند. در پایان از همه ی کسانی که در این مسیر همراه ما و حامی ما بودند سپاسگزاریم علی الخصوص جناب دکتر عسکری ریاست محترم دانشکده‌ی موسیقی.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

کنسرت تریوی فلوت و پیانو اجرا می شود

فیروزه نوائی، نولوون بارگین و لیلا رمضان، در روز ششم شهریور در تالار رودکی ساعت ۲۰:۰۰ به روی صحنه می روند. در این کنسرت آثاری از یوهان سباستین باخ (Johann Sebastian Bach)، فردریش کولاو (Friedrich Kuhlau)، ثیوبالد بوم (Theobald Boehm)، ژاک ایبرت (Jacques Ibert)، فرانتس داپلر (Franz Doppler)، نادر مشایخی و جوزف دیشلر (Josef Dichler) اجرا می شود.

از روزهای گذشته…

نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

هنرمند در جایگاه یک انسان و در طی دوران زندگی هنری خود، همواره با عوامل تاثیرگذار مستقیم و غیر مستقیمی روبروست که این عوامل می توانند به شکل تهدیداتی در برابر مسیر مستمر زندگی هنری و موفقیت او جلوه گر گردند.
منتشری: ۱۳ سال از آواز دور بودم

منتشری: ۱۳ سال از آواز دور بودم

نمیدانم، شاید چون ساده تر بوده است. من هم با این اعتقاد در تلویزیون فقط آواز می خواندم. در رادیو از من درخواست خواندن تصنیف می کردند که من در جوابشان می گفتم که من آواز‌خوانم و تصنیف نمی خوانم. آقای اعتمادی به من گفت که من یک آهنگ ساختم، شما بشنوید و اگر خوشتان نیامد به شخص دیگری سفارش می دهیم. این آهنگ در آواز شوشتری بود که روی سه گاه مدلاسیون شده بود. کلامش هم از آقای رضا سحبان بود و ملودی جالبی داشت.
انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

انتشار مجموعه “آشنایی با موسیقی”

مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم مجموعه‌ای تحت عنوان “آشنایی با موسیقی‌” در مرداد ماه سال جاری منتشر نموده که شامل ۶ عدد دی‏وی‏دی است با عناوین “۱- معرفی دوره و مقدمه‏ای بر موسیقی” ، “۲- مقدمه‏ای بر سازشناسی و فرم‏های موسیقی” ، “۳- مبانی ریتم” ، ” ۴- ریتم جز، پاپ و کلاسیک” ، “۵- ملودی: نت و گام” ، “۶- ملودی: موتسارت و واگنر”.
پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

پاواروتی: تو با وجود او به من احتیاجی نداری

اولین فرصت کاری بوچلی در سال ۱۹۹۲ پیش آمد. زوکرو فورناکیاری به دنبال خواننده تنوری بود تا بتواند یک نمونه کار از اثر مشترکش با باب بونو از گروه “U2 Miserere” را تهیه کند و با این نمونه، پاواروتی را راضی به همکاری نماید.
والی: من روی چندصدایی های پنهان موسیقی ایرانی کار می کنم

والی: من روی چندصدایی های پنهان موسیقی ایرانی کار می کنم

ما دانشی که داریم را از محققان اروپایی گرفته ایم و آنها موسیقی ایرانی را از عینک اروپایی دیده اند، به همین خاطر است که باید در تمام پیش فرض های علمی مان تجدید نظر کنیم. همین بوده که سالها فکر می کردیم که موسیقی ایرانی باید با هارمونی و کنترپوان غربی چندصدایی شود. ما هم زمانی فکر می کردیم که باید روی موسیقی ایرانی عمودی آکورد بگذاریم، در صورتی که آکورد معنی نمی دهد در موسیقی ایرانی!
ویکتوریا مولووا

ویکتوریا مولووا

ویکتوریا مولووا، ویولن نواز روسی، متولد بیست وهفتم نوامبر ۱۹۵۹، نواختن ویولن را در مدرسه مرکزی مسکو آغاز کرد و در کنسرواتوار مسکو ادامه داد. نبوغ عجیبش موقعی جلب توجه جهانیان کرد که در سال ۱۹۸۰ جایزه اول مسابقات سیبلیوس را برد در هلسینکی و دو سال بعد مدال طلای مسابقات چایکوفسکی را به دست آورد. از آن وقت تا حال، با بهترین ارکسترها و رهبران جهان برنامه داشته و بسیاری دیگر از فستیوالهای بین‌المللی را فتح کرده است. ویکتوریا بر گستره وسیعی از دورانهای موسیقی تسلط دارد، از باروک تا معاصر.
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است


متاسفانه در زمان فریدون ناصری که تا ده سال به عنوان رهبر ارکستر فعالیت می‌کرد، خیلی خسته شده بودیم؛ چرا که کار کردن با یک نفر برای انسان خسته کننده می‌شود. همچنین در آن زمان برنامه‌ریزی سالانه نداشته‌ایم و بدون برنامه‌ریزی کنسرت برگزار می‌کردیم و بی‌هدف تمرین می‌کردیم. همچنین کیفیت نوازنده‌ها و کمیت نوازنده‌ها نیز زیاد جالب نبود؛ به گونه‌ای که در آن زمان پنج نفر ویلن یک داشتیم اما الان ۱۶ نفر ویلن یک!همچنین شاید آن زمان ویلن آلتو سه نفر بودند اما اکنون این روند مانند چشمه جوشان است نوازنده‌ها می‌آیند و می‌روند.
آن هنگام که گریه می‌دهد ساز

آن هنگام که گریه می‌دهد ساز

˝باده تویی˝، از جهاتی، در مقایسه با آن دسته از آثار علیزاده که در سال‌های اخیر با آنسامبل و به صورت آهنگسازی شده ضبط شده، یک نقطه‌ی عطف به شمار می رود. از جهاتی دیگر امّا، چیزی جز تکرار ایده‌های پیشین آهنگساز به صورت بسته‌ای منسجم و پرداخت شده‌تر نیست. به همین دلیل است که همانقدر که می‌توان سخن تکراری ˝آن روزهای خوب˝ علیزاده را در نقد این کار بازگو کرد، می‌توان بر ارزش‌های فراوانِ این اثر، به عنوان یک ˝آلبومِ خوب˝ نیز تاکید کرد.
موسیقی الکترونیک

موسیقی الکترونیک

ترکیب ذوق و خلاقیت انسان و امکانات تکنولوژی باعث به وجود آمدن موسیقی الکترونیک می گردد. این تلفیق اجازه تولید صداهایی را به ما خواهد داد که در موسیقی غیر الکترونیک یعنی اکوستیک نمی توان به آنها دست پیدا کرد.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».