ریتم و ترادیسی (V)

آنْکو استدلال می کند که موسیقی آفریقایی در قالب روش چرخه ای (به جای خطی) ادراک می شود که باعث مناسب شدن به خصوصِ نت نویسی چرخه ای می شود (Anko 2000). اجراها، شاملِ یک اُستیناتوِ پی در پی است که یک طبل مسلّط، بر ضدِّ آن، مجموعه ای از دست کاری های ریتمی را اجرا می کند. اُستیناتو، به عنوان پس-زمینه ی ریتم های چرخه ای هم مرکز هر یک با جهت گیری خاص خود، مدخل های لنگ را که علیهِ (یا در امتدادِ) ضرب منظم به صدا در می آیند نشان می دهد. استاد طبل نواز با انتخاب الگوها از مجموعه ای از فرازهای ریتمی معمولاً همراه با یک سبک موسیقایی خاص «بداهه پردازی» می کند. «در این دست کاری های ساختاری پیچیده است (در ضدیت با پس زمینه ای از یک اُستیناتوِ مرجع پی در پی) که آفریقا بهترین کیفیت های ریتمی خود را پیدا می کند» (Anko 2000).

شکل ۵- سه ریتم سنتی آفریقا دِگره هایِ «الگوی استاندارد» کینْگ هستند. آنها مشابه انگاره های ریتمی شکل ۴ هستند اما بر اساس داشتن نقاط شروع متفاوت تفسیر (و ادراک) می شوند. (ب) چگونگی امکان هم زمان نواخته شدن دو طبل را نشان می دهد، و (پ) الگوی یکسانی در هر دو چرخه ی داخلی و خارجی ظاهر شده است، گرچه بر محور زمان چرخانده شده است.

نت نویسی چرخه ای در نشان دادن چگونگی مرتبط بودن ریتم های ظاهراً «متفاوت» مفید است. بخش (الف) از شکل ۵ ریتم های سنتی ایو (از غنا)، یوربا (از نیجریه) و بِمبا (از آفریقای مرکزی) را نشان می دهد. هر سه دِگره-هایی از “الگوی استاندارد ریتم” توصیف شده توسط کینْگ هستند (King 1961). در (ب)، الگوی یوربا (با نام کاناناگوئِه) به همراهی آگودا نشان داده شده است، که می تواند برای ایجاد تنوع در جهت مخالف ریتم اولیه چرخانده شود.

در (پ)، ریتم کاناناگوئِه ی مشابهی بر طبل نواخته و خوانده می شود، اما این دو با یکدیگر هم فاز نیستند. اینگونه فن اجرای یک الگوی ریتمی همراه با یک نسخه ی تأخیرِ زمانی دار از خودش می تواند «حس قوی حرکت رو به جلو در پیوستار زمان» را فراهم کند (Malm 1996). این فن در موسیقی مردمی ژاپنی «انحراف» (زورِه) نامیده می شود. به طور مشابه، زاکْس درباره ی استفاده از یک انتقال ریتمی بین یک لحن خواننده و همراهی کننده که ممکن است برای مدتی طولانی هنگامِ حرکتِ کمیْ جلوترِ ساز از خواننده «توسط یک نت چنگ یا کمتر» دوام یابند اظهار نظر کرده است (Sachs 1953).

۱٫۴- نت نویسی عددی
شاید ساده ترین شکل نت نویسی ریتمی با یک شبکه ی زمانی که در آن هر مکان نمایان گر یک وقوع احتمالی نت است، آغاز شده باشد. اگر یک نت در آن نقطه در زمان خود حاضر شود، مکان با «۱» برچسب گذاری می شود در حالیکه اگر هیچ رویدادی اتفاق نیفتد با «.» برچسب گذاری می شود. نقاط شبکه ی زمانی مورد بحث ثابت و شناخته شده فرض می شوند. برای مثال، یک دور از ریتم ایو در شکل ۵ (الف) به صورت:
۱ ۰ ۱ ۰ ۱ ۰ ۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۱
در نت نویسی دو دویی بیان می شود. یک دور از دو ریتم هم زمان در شکل ۵ (ب) (با شروع در جهت پیکان) عبارتست از:
۰ ۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۱ ۱ ۰ ۱ ۰ ۱
۱ ۰ ۱ ۱ ۰ ۰ ۱ ۰ ۱ ۱ ۰ ۰

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

میکرو تنالیته (II)

میکرو تنالیته (II)

کاربرد میکروتن به عنوان فواصل کوچکتر از نیم پرده و پرده که هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میکروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا کم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (II)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (II)

«…تدوین یک تئوری موسیقی ایرانی، برای آموزش در هنرستان ها که از دل همین موسیقی برآمده باشد… و با آگاهی از اینکه نظام موسیقایی ایران در حال حاضر با گذشته تفاوت های دارد، مفاهیم نظری بنیادین را از رسالات کهن اخذ کرده و اصول و قواعد موسیقی ایرانی را از آنچه امروزه در عمل اجرا می شود استخراج کرده است… و این اصول و قواعد مربوط به موسیقی کلاسیک ایرانی است که آن را معمولا “موسیقی ردیفی” می نامند.»
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (IV)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (IV)

برخلاف نظر مرسوم، که عمده‌ی دگرگونی‌های اجتماعی را با مقداری گرایش به توهم توطئه محصول خواست فرادستان و به ویژه فرادستان سیاسی می‌داند و هر فعلی را به اراده‌ی آنان نسبت می‌دهد، در این کتاب همان‌طور که از جامعه‌شناسی انتظار می‌رود با سه ضلع مخاطبان-موسیقی‌دانان و قدرتمندان سیاسی و نحوه‌ی پیوندها و تاثیر و تاثرشان بریکدیگر مدلسازی صورت گرفته است و به وضوح نیروهای اجتماعی گاه بزرگی را به نمایش درمی‌آورد که به عکس، نزد فرودستان است و اراده‌ی فرادستان را اگر نه متوقف دست‌کم کند می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد اینها چگونه ممکن است با همدیگر همکاری کنند.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (IV)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (IV)

در مرحلۀ هشتم، جمع‌بندی کلی از تصنیف کرده‌ام و نظر شخصی داده‌ام که آیا این تصنیف به لحاظ پیوند شعر و موسیقی موفق بوده است؟ آیا تنوع در شعر و ملودی در آن وجود دارد؟ آیا تحریرها در هجاهای مناسبی قرار گرفته‌اند؟ و به‌طور کلی، به اینکه از نظر نگارنده تصنیف موفق بوده یا خیر صحبت کرده‌ام و در مرحلۀ آخر، تمام اجراهایی که تاکنون از تصنیف اجرا شده با مشخصات کامل درج شده است.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (I)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (I)

آیا تجربۀ فضاهای معماری تنها وابسته به حس بینایی است و چگونه می‌توان بناها را هم دید و هم شنید؟ در این نوشتار سعی بر این است که علاوه بر پاسخ به سؤالات فوق، مفهوم معماری شنیداری در بستر زمان و فرهنگ‌های مختلف بررسی شود. غارهای فرانسه، معابد مایا و معماری یونان در ابعاد معماری، و شهرهای فرانسۀٔ قرن نوزدهم فرانسه در ابعاد شهرسازی، در این نوشته بررسی و جنبه‌های مختلف روابط انسان، صدا و فضا تحلیل می‌شوند. شیوه‌های مختلف تعامل انسان‌ها با صوت در بناها، تأاکیدی براین موضوع دارد که درک فضای معماری تنها از‌طریق دیدن میسر نمی‌شود، بلکه، تمامی حواس از جمله حسّ شنوایی، در ارتباط با معماری فعّال هستند و بیدار.
در نکوهش خواننده سالاری

در نکوهش خواننده سالاری

دیرگاهیست دوستان اهل قلم، هر از گاهی از آنچه به بحث علمی شدن موسیقی ایرانی در همه عرصه ها بوده، یاد می کنند و هر از چند گاهی از گوشه و کنار چنین میرسد که بعضا عزیزانی با این مقوله ها سر سازگاری ندارند و آن را آب در هاون کوفتن می انگارند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.
ارکستر سمفونی ملی اکراین

ارکستر سمفونی ملی اکراین

ارکستر سمفونی ملی اکراین (Ukraine National Symphony) به دستور وزارت هنر اکراین در سال ۱۹۱۸ تاسیس شد. این ارکستر برای اولین بار به رهبری الکساندر هوریلیج به روی صحنه رفت. ناتان راچلین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۶۲ مدیریت هنری این ارکستر را عهده دار بود. استفان کوژوچار، فدیر هلوچنکو، ایگور بلاژکوف و تئودر کوچر از رهبران اصلی این ارکستر بودند. از رهبران مدعو که به همکاری با این ارکستر پرداختند نام هایی چون لئوپولد استوکویسکی، ایگور مارکتویچ، کورت سندرلینگ، ایوگنی مراوینسکی، کیریل کندراشین، ایوگینی سوتلانو و گنادی روژدستونسکی به چشم می خورد. سولیست هایی که با این ارکستر به اجرای برنامه پرداخته اند عبارتند از: آرتور روبنشتاین ،یهودی منوهین ،دیوید اویستراخ، سویاتوسلاو ریختر، مستیسلاو رستروپویچ، امیل گیللز، لئونید کوگان، گیدون کرمر، اولگ کریسا، مونسرات کاباله، خوزه کارراس و خوان دیگو.
سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

تابستان سال ۱۳۸۶، با تلفن دکتر سیف الله وحیدنیا به دیداری فراخوانده شدم. برادر زاده وحید دستگردی، تنها یک نشانی داد و گفت شما را جای بدی نمی برم. حق با دکتر وحیدنیاست. بسیاری از شخصیت های بی مانند زمان حاضر را تا آنجا که فرصتمان اجازه می داده است با لطف او و با هم دیدار کرده ایم. ساعت ۵ عصر زنگ خانه بزرگی در زعفرانیه را به صدا در می آورم. خودم را معرفی می کنم و در باز می شود. دکتر سیف الله وحیدنیا بر پلکان آن سوی حیاط پر گل و پر درخت ایستاده است. چاق سلامتی که می کنیم می گوید: “اینجا خانه نسیم اردکانی است” می گویم: “بله ولی ایشان از شاگردان وحید است، من گمان می کردم که ایشان درگذشته باشند” حیرتا و شگفتا.
انتخاب ساز- قسمت دوم

انتخاب ساز- قسمت دوم

۵- هر سازی با توجه به مشخصات ساختمانی و فیزیکی خود، دارای یکسری از توانایی هایی اجرایست که وجود همین توانایی ها درهرسازباعث بوجود آمدن تکنیک های مختلف در نواختن آن ساز می گردد و البته هر چه این توانایی ها و تکنیک های مرتبط با آنها در ساز بیشتر باشد، دوره یادگیری سازطولانی تر، مشکل تر و پرهزینه ترمی گردد. نمونه بسیار آشکار این مورد ویولن است که تمامی این موارد برای آن صدق می کند.