مروری بر آلبوم «۱۳۴۹»

وضعیت نخستینِ بروز
«۱۳۴۹» علاوه بر یک آلبوم یک موقعیت یا وضعیت است؛ وضعیت نخستین بروز. نسبت ما با آن هم فراتر از هر مجموعه‌ی دیگری، فراتر از شنیدن موسیقایی، نسبتی متاثر از بودن این وضعیت تاریخی خواهد بود. هر چند موسیقیدانان ایرانی با آثار آهنگسازان نوگرای اروپایی آشنا بودند اما به احتمال زیاد این آلبوم درنوع خودش نخستین اثر یک آهنگساز ایرانی است که در ایران منتشر شده. پس، ارزش‌های موسیقایی به جای خود، محتوای آن نه تنها در هنگام انتشار به روی شنونده تاریخی را می‌گشوده، امروز هم هنوز چنین می‌کند، گرچه متفاوت.

تاریخچه‌ی آهنگسازی علی‌رضا مشایخی، هم از بابت اجرا و ضبط شدن آثار و هم از بابت به بحث گذاشته شدن در نوشتار و گفتار موسیقایی، در تاریخ معاصر ما یکی از روشن‌ترین‌ها است. پس آلبوم حاضر، جز اندکی، چیز زیادی بر این روشنایی نمی‌افزاید. اما امری تاریخی که آلبوم، از راه پرسش، پیش روی شنونده‌اش آشکار می‌کند بیش از همه سازوکار آفرینش و اجرا و دشواری راه این موسیقی در دوران نخستین بروزهایش است. رد پای نوازندگانی پیشرو و ناشر شجاعِ نخستین از نیم سده‌ی پیش بر آن مانده است (متاسفانه در آلبوم حاضر نامی از آنها نیست) و از وضعیت اجتماعی-موسیقایی خاص حکایت می‌کند؛ وضعیت شجاعانه‌ی خط‌شکنی.

علاوه بر وضعیت آشکارکننده‌ی سازوکار، در این مجموعه آثاری هست که امکان مقایسه با زمانه‌ی خویش را فراهم می‌آورد. «موسیقی برای سه تمبک» از همه بارزتر است، زیرا همزمان شنونده را وامی‌دارد به قطعات برای هم‌نوازی سازهای ضربی بیاندیشد. گروه‌نوازی‌های تمبک در همان دوره چه جهان صوتی‌ای آفریده‌اند؟ آثار غیرایرانی چطور؟ چه نسبتی میان زمان و موسیقی در اینها برقرار است؟ چه نسبت نویی میان صدای این ساز و جهان موسیقی برقرار شده است؟ اینها همان‌ پرسش‌هایی است که هر بار، مخصوصا رویاروی آثار مشایخی، باید پرسید. باید پرسید در سپهری جهانی چه چیزی متولد شده است؟

تا آنجا که به خود مشایخی و بیانیه‌ها یا تبیین‌های مورد تاییدش بازمی‌گردد، پاسخ در شکل‌های متعدد تمرکز بی‌نهایت بر ابعاد گوناگون موسیقی نهفته است. این ابعاد و حد گسترش‌شان درست همان چیزی است که شنونده علاوه بر درک «وضعیت» یا به یاری آن خواهد شنید.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

آلبوم «۱۳۴۹» اثری از علیرضا مشایخی است. این مجموعه شامل آثاری است که برای نخستین بار به صورت LP، به انتشار رسیده بود و دو سال پیش انتشارات ماهور این اثر را به صورت سی دی منتشر کرده است. این آلبوم در سال ۱۳۹۶ وارد بازار موسیقی شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»

از روزهای گذشته…

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (III)

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (III)

انجام این قبیل نواخته‌ها، هرچند حمایتی از آنها نمی‌شود و غالب جامعه نیز طالب آن نیست، واقعاً نیاز است چون کمانچه‌نوازی خیلی بیراهه رفته است. از سال‌هایی که مرکز حفظ و اشاعه ایجاد شد ردیف تار مبنای آموزش ردیف برای همۀ سازهای موسیقی دستگاهی قرار گرفت و هرچند این ردیف ردیف خوبی است اما برای سازهای دیگر ترجمه نشد و جملات آن در اجرای کمانچه کپی شد و ازاین‌روسبک و سیاق نسل پس از استاد بهاری، که گاه نزد ایشان هم تلمذ کردند، خیلی متفاوت با ایشان است و بیشتر تحت‌تأثیر ردیف‌نوازی میرزاعبدالله با کمانچه هستند. از طرف دیگر، موسیقی‌‌های فولکلوریک خراسان، لرستان و کردستان و آذربایجان خیلی در کمانچه‌نوازی تأثیر گذاشته و به قول استاد لطفی مکتب تهران را دیگر نمی‌بینیم و لحن‌های مختلف وارد کمانچه‌نوازی شده است.
گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

گوران: از تک تک اعضای ارکستر تشکر می کنم

ممکن است همه نوازندگان ما در این سطح نباشند ولی پتانسیل رسیدن به این توانایی را دارند. بعضی از نوازندگان ایرانی مثل آقای فریوسفی این امکان برایش فراهم شده که در ارکسترهای درجه یک جهانی نوازندگی کند و ثابت کند که این توانایی را داشته ولی خیلی های دیگر این امکان برایشان فراهم نشده ولی شاید این توانایی را هم امروز داشته باشند.
لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۶

لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۶

عشق ناگهانی بر اساس تصادف و اتفاق میان زن و مرد، فراری از زندگی و سختی هایش است که کوهن آن را می ستاید. سختی هایی که عشق خانگی (اسارت همسر و خانواده) خود، نوعی از آن شمرده می شود. در ترانه “So Long Marianne” کوهن به تناقضی که میان عشق خانگی و آزادی و رهایی فردی میبیند اشاره می کند.
میکرو تنالیته (II)

میکرو تنالیته (II)

کاربرد میکروتن به عنوان فواصل کوچکتر از نیم پرده و پرده که هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میکروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا کم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند.
ریتم و ترادیسی (XIII)

ریتم و ترادیسی (XIII)

برای مثال، شکل ۱۶ نمودار نت نویسی «نردبانی» از حرکت آبشاری، یک الگوی تردستی استاندارد سه-شئ ای، را نشان می دهد. زمان به صورت عمودی از پایین به بالا حرکت می کند. ضرب ها واقع در نقاط زمانیِ تقریباً برابرْ توسط دایره های کوچک نشان داده شده است. نت نویسی هر یک از سه توپ به وسیله ی موقعیت افقی اش نشان داده شده است: نگه داشته شده در دست چپ، در هوا، یا نگه داشته شده در دست راست. در هر نقطه ی زمانی ضرب، یک توپْ در حالِ پرتاب شدن، یک توپ در حالِ دریافت شدن، و یک توپ در حالت پرواز است. از آنجایی که سه توپ وجود دارد و هر توپ در هر سه ضرب یک بار پرتاب می شود، این الگو مختصراً با «۳» نشان داده می شود. به جز تغییرات جزئی (مانند شروع با یک دست دیگر)، این نوع حرکت کاملاً حالت آبشاری را مشخص می کند.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (I)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (I)

در شماره ۲۸ فصلنامه ماهور نقد تقریبا مفصلی از آقای سیاوش بیضایی در باره کتاب «روش نوین مبانی اجرای موسیقی» آمده است. با توجه به اینکه در شناسنامه فصلنامه چنین آمده «مقاله هایی که در ماهور چاپ می شود بیانگر دیدگاه های نویسندگان آنها است» (ماهور/۱)و «مرز بین انتقاد خوب اما صریح، قوی و حتی کوبنده را با انتقاد مغرضانه جهت حذف و بی­اعتبار کردن حریف بشناسیم. از اولی نهراسیم و از دومی بپرهیزیم. جنبه های پذیرفتنی اولی را بپذیریم و جنبه های نپذیرفتنی آن را با همان صراحت قوت و کوبندگی پاسخ گوییم» (موسوی ۱۳۸۴، ۲۰۹). اینجانب به عنوان شخصی جدای از منتقد و مؤلف کتاب مورد بحث، نکاتی را که درباره دیدگاه های منتقد محترم به نظرم می رسد مطرح می نمایم.
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (IV)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (IV)

در کتاب دو شکل از رابطه‌ی کلاسیک-مردم‌پسند واکاوی می‌شود؛ گونه‌ای مردم‌پسند که با موسیقی کلاسیک فرهنگ خودش هم نظام بوده و حاصل ساده‌سازی الگوهای آن است، یا برعکس، گونه‌ای که الگوهای کلاسیک حاصل پیچیده شدن آن باشند. حاصل این واکاوی نظریه‌ای شایان توجه است که امکان می‌دهد گونه‌شناسی موسیقی دقیق‌تری در دست داشته باشیم. بر اساس آن هر دو نوع رابطه می‌توانند در جریان شکل گیری گونه‌های مختلف شرکت کنند و در زمان‌های مختلف به یکدیگر بدل شوند. از همین راه است که فاطمی موفق شده هم خطوط ممیز گونه‌های مختلف موسیقی را در طرح کلی کتاب به روشنی تبیین کند و هم تحولشان را در دوره‌های تاریخی به نمایش بگذارد. ارزش کار آنجا بیشتر جلوه می‌کند که بدانیم به راستی دوره‌بندی تاریخی مبتنی بر سبک‌شناسی موسیقی و روابط موسیقایی در تاریخ موسیقی ما کمیاب است.
برای پیر خندان ما

برای پیر خندان ما

حالا دیگر ظرفیت ما در برابر حوادث بیش از پیش شده است. یکی قربانی می‌کند، دیگری قربانی می‌شود. یکی سکوتش را پای محبت می‌گذارد و یکی آغوش گشاده دارد آن قدر که گویی میهمان می‌آید.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

سالهاست منتقدان هنری و موسیقی‌دانان قصد در تعریف و تحلیل چیستی “موسیقی کلاسیک” دارند، تعاریف مختلفی از این اصطلاح بیان شده ولی بیشتر آنها یا قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند یا کلا به بی‌راهه رفته‌اند. با نگاهی به تعاریف ارائه شده، مشاهده میکنیم که نه تنها تعریف جامعی به دست نیامده بلکه راه را برای تحلیل نقاط مشترک، موسیقی‌هایی که زیر این عنوان قرار می‌گیرند را دشوار کرده‌اند؛ این تعاریف گاهی قسمتی از واقعیت را ارائه می‌دهند مانند: “نوعی از موسیقی که مخاطب الیت دارد” یا نوعی ساده‌نگری حیرت‌انگیز از آنها برداشت می‌شود. نظیر؛ “نوعی از موسیقی که از روی نت نواخته می‌شود”.در این نوشته با دیدی کلی‌تر موسیقی و نوع تاثیرگذاری و مخاطب شناسی آن مورد بررسی قرار گرفته و سعی بر آن بوده که به جامع‌ترین تعریف از موسیقی کلاسیک برسیم که گاهی حتی به درستی و به صورت ناخوداگاه، به آثاری اطلاق می‌شود که در سنت این نوع موسیقی هم نبوده‌اند (مثلا اثری از پیاتزولا که با آکاردئون نواخته شده و فرم آن هم تانگو است ولی به درستی “موسیقی کلاسیک” خوانده می‌شود.). این نوشته را می‌خوانیم:
تنظیم همراهی برای ملودی

تنظیم همراهی برای ملودی

در ادامه مطلب قبل راجع به همراهی جلوتر از هارمونی در این نوشته سعی می کنیم با ذکر یک مثال موضوع را بیشتر روشن کنیم. هر چند در آینده روشهای بهتر و حرفه ای تری را برای همراهی و اجرای یک ملودی معرفی خواهیم کنیم.