گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (I)

آیین رونمایی و بررسی آلبوم «مانترا» به آهنگسازی و نوازندگی سام اصفهانی جمعه ۱۱ مرداد ۹۸ در شهر کتاب مرکزی با حضور جمعی از هنرمندان و موسیقیدانان برگزار شد. در این جلسه احمد پوری، مهیار علیزاده و فردین خلعتبری حضور داشتند و نیز نادر مشایخی، هوشیار خیام، مانی جعفرزاده، بهنام ابوالقاسم، رضا فرهادی و سام اصفهانی پیرامون اثر صحبت کردند.

نادر مشایخی
از همان شروع قطعه ی اول شاهد یک رشد بسیار مشهود از نظر فنی در آهنگساز هستیم. دغدغه در این آثار فرم یا علت معلول و ساختارهای سنتی نیست. قطعاتی که المان های فرهنگ ایرانی را مکررا به شما نشان می دهد. به شما القا نمی کند چه طور فکر کنید و شما را آزادانه در بین اصوات و هارمونی رها می کند تا به برداشت شخصی درستی برسید. این قطعات ابعاد و جنبه های متفاوتی دارند که به شما اجازه نمی دهد صرفا از یک زاویه به آنها نگاه کنید و قضاوتشان کنید که این به نظر من یک کوآلیتی منحصر به فرد است. قطعاتی که مشخص است آهنگساز آنها یک پیانیست بود و به ساز به مثابه یک ماتریال آهنگسازی نگاه شده است.

هوشیار خیام
دیشب برای اولین بار این قطعات را شنیدم و این اثر مرا شوکه کرد، مانترا در ظاهر پُر از نتهای غلط است اما از جنس کاملا حساب شده، شکوهمند و دلپذیر است. قطعاتی که در عین سپیدی و خلوص جهان رنگ مخاطب خود را گسترده می کند؛ مشخص است در پسِ هر کدام از قطعات برای آهنگساز زندگی وجود داشته است. نکته اساسی دیگر حس نیاز به سفر کردن در یک آرتیست است. اتفاقی که مثلا در سمفونی نهم بتهوون می افتد و او با مارش عثمانی به دوره و کانسِپتی فراتر از زمانِ خودش سفر می کند. هنرمند نیاز به سفر اینچنینی دارد تا بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد و این همان اتفاقیست که در اثر سام اصفهانی کاملا رخ می دهد. مثلا در پانوراما پاوَموری او راجع قطعه ای او سفری درونی به تنبورنوازی کرمانشاه دارد. در آخر باید اضافه کنم که باید بدانیم موسیقی سام اصفهانی دارد به رپرتوآر موسیقی ما اضافه می کند و این اصلا اتفاق کمی نیست.

مانی جعفرزاده
خوشحالم که برای بار دوم راجع اثری دیگر از دوست خوبم سام اصفهانی صحبت می کنم اولی در ماندالای درودن چهار سال پیش و اینبار راجع به آلبوم جدید او مانترا. در هر دو عنوان این دو مجموعه از المانهای شرقی هندویی استفاده می شود اما خود آثار این روند را حکایت نمی کنند. با نگاهی به مانترا متوجه می شویم که این اثر حاصل رشد فنی طبیعی و البته سلامت آهنگساز نسبت به مجموعه ی قبلی اوست و این دقیقا همان اتفاقیست که باید رُخ می داد. متاسفانه آهگسازان ما بعد از تجربه های ابتدایی در آثار بعدی دستخوش حربه ی بازار موسیقی می شوند یعنی یا به شدت از عام فاصله می گیرند یا به شدت به موسیقی عام پسند تبدیل می شود اما سام اصفهانی در این اثر نشان می دهد دچار این حربه نمیشود. به بیان دیگر با توجه به این سیر چهار ساله از مجموعه قبل تا امروز که زمان پرخطی محسوب می شود، هنرمند گُم نشده و آثار او نشان می دهد به شدت به خودش وفادار است.

نکته حایٔز اهمیت در این اثر این است که اگر یک مخاطب غیر موسیقیدان هم آن را بشنود برایش لذتبخش است، در عین آنکه این مجموعه به شدت اثر جدی ایی در موسیقی محسوب می شود. در این مجموعه استفاده از فرهنگ و ماتریال بومی به طرز کاملا درستی اتفاق افتاده است مثلا در قطعه ی دوم (پانوراما گیلانه) ما کاملا دیلمانِ دشتی می شنویم در حالیکه اصلا دیلمان نیست و اتفاقا کاملا معاصر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

هایفتز از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای روسیه متولد شد. اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

من جوانان را تشویق می کنم که در زندگی خود به دنبال هدفی باشند و سخت در پی رسیدن به آن هدف تلاش کنند.آنها باید زبانهای مختلفی را یاد بگیرند و دید بازی نسبت به پیشرفتهای دنیا و اختراعات جدید داشته باشند. آنها هرگز نباید احساس کنند که در چهارچوبی محدود هستند. دنیا بسیار بزرگ است و اطلاعات و تکنولوژی بسیار سریع جلو می روند. جوانها باید همیشه آماده یادگیری چیزهای جدید باشند.
سواران دشت امید

سواران دشت امید

تنبک با وجود سابقه حضور طولانیش در عرصه موسیقی ایران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسیقی ایران که با حرکتهای وزیری شروع شد، به کمک حسین تهرانی به طور جدی صاحب جایگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسین دهلوی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف به انتشار رسید) این ساز به سرعت رواج یافت و نوازندگان خوش تکنیکی پیدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسیار فاصله داشتند
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«گفتمان» سَرنام بعدی بود که ابتدا تعریف شد اما پیش از آن مدرس اشاره کرد که این مبحث اولا به معنای مورد استفاده در زبان‌شناسی به بحث کشیده و رابطه‌ی آن با نقد بررسی می‌شود؛ ثانیا تمامی مطلب درس این قسمت از نوشته‌های «لطف الله یارمحمدی» وام گرفته شده است:
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در ایران به نظر مدرس، این نوع نگرش به موسیقی اگر هم وجود داشته باشد هنوز بیشتر معطوف به مرحله‌ی نخست و یافتن و آشکار کردن کار و آثار آنها است. مانند اغلب فعالیت‌هایی که اکنون در «سایت زنان موسیقی» صورت می‌گیرد. هنوز در آثار موسیقایی به ندرت ممکن است نشانه‌هایی از ژرف‌تر شدن این گفتمان به چشم بخورد. این مساله ممکن است تابعی از مشکلاتی باشد که در جوامع دیگر حل شده و در جامعه‌ی ما هنوز باقی است.
بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

پس از این «حسین علیزاده» فرا می‌رسد. او امکاناتی را که در خود موسیقی دستگاهی موجود است به شکلی هوشمندانه به کار می‌گیرد. مساله برای علیزاده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ این بود که از دل خود آواز کلاسیک ایرانی، بدون تسطیح یا تغییر بنیادی، هم‌آوایی برآورد. او ذهنیت منجر به آن تجربه‌ها را سال‌ها بعد چنین شرح می‌دهد: « می‌خواستیم [هم‌آوایی] شکل قراردادی یا تکراری کر که بیشتر شبیه به آوازهای غربی [است] نباشد به این فکر رسیدم که چگونه می‌شود در خود آوازهای موسیقی ایرانی یک حالت پولیفونی در آواز ایجاد کرد و در عین حال هر کدام از خطوط استقلال خودشان را داشته باشند و جملاتی را که می‌خوانند همان تکنیک موسیقی آوازی در آن باشد.» (۵)
موسیقی امیری مازندران (I)

موسیقی امیری مازندران (I)

نواحی مختلف ایران همانطور که از طبیعت متفاوت و مختص به خود برخوردارند، دارای زبان، فرهنگ، ساز و آواز و شعر و موسیقی مربوط به خود نیز می باشند. موسیقی نواحی مختلف معمولا تحت عنوان موسیقی مقامی شناخته می شوند که از موسیقی دستگاهی ما متمایز هستند و با زندگی و تاریخ مردم همان مناطق عجین شده اند. از جمله این نواحی تاریخی و بزرگ می توان به مازندران و از رپرتوار مقامی این خطه به ساز و آواز امیری اشاره کرد. در این پژوهش که به شیوه گذشته نگر بر اساس منابع و متون موجود صورت گرفته است، سعی بر آن شده تا خواننده آشنایی مختصر ولی مفیدی با موسیقی امیری مازندران هم از جنبه تاریخی و هم از جنبه موسیقایی پیدا کند.
روش سوزوکی (قسمت چهل و چهارم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و چهارم)

دکتر میشاالیس و دکتر دانشمند آلبرت اینشتین به بهترین شکل به من نشان دادند که یک دوره تحصیلی موسیقی چگونه باید باشد و چه تعریفی دارد. قبل از اینکه در این موارد سخنی بگویم مایل هستم که مطلب دیگری را عنوان کنم. در شبی فراموش نشدنی در منزل اینشتین بعد از صرف غذا که توام با اجرای موسیقی بود، من با دوستی به آنجا رفتم که هجده سال داشت و دانشجوی آهنگسازی در دانشگاه موسیقی بود او سنی داشت که من در این سن تازه ویولون را به دست گرفتم. اینشتین بر خاست و اعلام کرد که ما امشب شاهد چندین اثر بداهه نوازی از کاوف من خواهیم بود. اینشتین اجرای کوتاهی بر پیانو داشت که کاوف من برخاست و توضیح داد که من از یک آهنگساز قدیمی و در استیل باخ آغاز می کنم. من متحیر مانده بودم، او شروع به بداهه نوازی کرد. بداهه ای سراپا مهارت و بر اطمینان و بسیار روان بر روی تم اینشتین، در حالی که نه تنها از جهت‌ هارمونی بلکه از حیث استیل و اجرا هم باخ را در ذهن تداعی می‌کرد.
نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (II)

نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (II)

“نقش” از لحاظ پیچیدگی های فرمال و ریتمیک جزو فرم های ساده تر موسیقی قدیم است و از جهاتی به تصنیف های امروزین شبیه تر. دیگر قطعه‌ی اجرا شده نیز به فرم “بسیط” بود که از لحاظ تغییرات مدال به اندازه‌ی قطعه‌ی اوّل بدیع نبود و از این لحاظ، به قطعات دستگاهی شباهت بیشتری داشت.