گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

۱ ۰ ۲ ۰ ۲ ۰ ۲ ۱ ۰ ۲ ۰ ۲

طرح های پیچیده تر، سنجش نتایج آزمایش های شنوایی بر تأکید را به کار می گیرد. پاوِل و آکِرمَن پی آیندهای متشکل از صداهای یکسان را مطالعه کرده اند (Povel and Okkerman 1981). صداهای مجزا از نظر ادراکی تمایل دارند نشان دار (یا مؤکد) باشند اگر:

۱- نسبتاً منفرد باشند

۲- صدای دوم از یک خوشه ی دوتایی باشند

۳- در شروع یا پایان یک تسلسل (شامل سه عنصر یا بیشتر) باشند

برای مثال، ریتم نشان داده شده در شکل ۶ را در نظر بگیرید، که طرح کشش سنجی برآون را با طرح تأکید سنجیِ پاوِل مقایسه می کند. همراه با نت نویسی دودویی، این ها نمونه هایی هستند از آنچه جونْز الگوهای در زمان می-نامد (Jones 1990): پی آیندهایی که عنصر به عنصر در گردشِ زمان تعریف می شوند.


شکل ۷. سه تابع نشان گر سه ریتمِ A، B، و C به صورت عناصری از یک طبقه ی هم ارزی مشابه تحت عملگر انتقال شناسایی می شوند.

نوع دیگری از نت نویسیِ عددیْ هر نت موسیقایی را به عددی که دیرش را به صورت مضرب صحیحی از سلول ریتمی مورد مطالعه مشخص می کند ترجمه می کند. برای ریتم نشان داده شده در شکل ۶ این نت، چنگ است، و «نت نویسی کشش» درست زیر نت نویسی موسیقایی ظاهر می شود. جونْز این ها را الگوهای هم زمان می نامد (Jones 1990)، زیرا هر عنصر محدده ی زمانی یک رویداد را بازنمایی می کند.

۱.۵. نت نویسی تابعی

نت نویسی دودویی می تواند در قالب توابع ریاضی نیز ترجمه شود. این نوع نت نویسی که احتمالاً از انتزاعی-ترین نت نویسی ها باشد، در عین حال به ریاضی دان اجازه ی تشریح ویژگی های معینی را از الگوهای تکرارشونده (یعنی، ریتمی) می دهد.

ابتدا فرض کنید که یک ریتم مورد مطالعه (یا سلول ریتمی) وجود دارد که ریتم بر آن بنا شده است و فرض کنید اعداد صحیح □ نقاط زمانی را در سلول ریتمی برچسب گذاری می کند. پیروِ هالْ، تابع


به صورت زیر تعریف می شود (Hall and Klingsberg 2004):

تابع f بیان گر یک ریتم متناوب است اگر یک p وجود داشته باشد به گونه ای که

برای تمامی مقادیر

صادق باشد. کوچک ترین مقدار p دوره ی تناوب ریتم نامیده می شود. یک دور ریتمی به صورت طبقه ی هم ارزی از تمامی توابع متناوب f با دوره ی تناوب p مُدوله شده با عملگر انتقال s، یعنی

تعریف می شود.

شکل ۸. جدول نت طبلْ سازهای کوبه ای مختلف را در سمت چپ فهرست می کند. شبکه زمانیْ لحظه ی ضربه خوردن هر طبل را و اعداد پایین چگونگی شمارش زمان را نشان می دهد. در این مورد، هر یک از دو میزان به صورت یک-اِ-و-اِ دو-اِ-و-اِ سه-اِ-و-اِ چهار-اِ-و-اِ شمرده می شود. نوع ضربه نیز نشان داده شده است: “x” به معنای یک ضربه ی عادی، و “o” به معنای یک سِنج پاییِ باز ، و “f” به معنای یک ضربه ی فِلَم بر طبل کوچک است. معمولاً، یک راهنمای علائم در هر جدول نتی وجود دارد که نمادهای مورد استفاده در آن را شرح می دهد.

حامد قنواتی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است