مروری بر کتاب «ساختار ملودی در موسیقی ایرانی»

طرفه اما فقط طلایه
کتاب، عنوان جذابی دارد و ادعای نویسنده که «موضوعِ کتاب در نوع خود در موسیقی ایرانی بدیع است» تا حدودی درست است. با این کنجکاوی که: منظورِ دقیق از «موسیقی ایرانی» چیست؟ سراغ دیباچه می‌رویم و می‌بینیم نویسنده به همین موضوع پرداخته‌ و ضمن اظهار اینکه دوستان، پیشنهادِ افزودنِ پسوندهایی مانند ردیفی، دستگاهی، کلاسیک و غیره به نامِ کتاب را مطرح کرده بودند، در رفعِ این ابهام توضیحاتی ارائه شده لیکن پاسخ روشنی از متن در این خصوص استنباط نمی‌شود. همچنین با اعلام این نظر که «در سده‌ی اخیر مطالعات موسیقی ایرانی متمرکز بر کشمکش‌های مربوط به الگوی فواصل نغمات در گوشه‌ها و دستگاه‌ها بوده»، تصریح شده که این موضوع به هیچ وجه رویکرد این کتاب نیست.

نمونه‌های کتاب در تبیین مفاهیم، از ردیف‌های میرزاعبدلله و کریمی، و در بخش پایانی (بررسیِ کار ملودی‌پردازان ایرانی) صبا، تجویدی، ورزنده، شهناز، کسایی و فخرالدینی انتخاب شده‌اند.

در ارجاع به رسالات قدیم، کتاب بر فارابی متمرکز است؛ با این توجیه که موسیقی‌دانانِ قدیم و تقریباً تمامی اندیشمندان اسلامی اغلبِ دیدگاه‌های خود را مستقیم یا غیرمستقیم از او گرفته‌اند. ورای درست یا نادرست بودن چنین فرضی، کتاب در ساده‌سازی و نزدیک‌ کردن خواننده به متنِ فارابی موفق است و البته لحن نیز در «موسیقی کبیر» موضوعی محوری و پایه‌ای‌ست. اما بیان پیشینه‌ی تحقیق، در اشاره و ارجاع به پژوهش‌های معاصر، جای اغماض باقی نمی‌گذارد. پژوهش‌های متعددی وجود داشته‌اند که هرچند اختصاصاً موضوع ملودی در آنها محوریت نداشته اما زیرمجموعه‌های تشکیل‌دهنده‌ی همین بحث بوده‌اند.

در این فقدان، ارجاع‌های محدودی مثلاً به نوشته‌های فخرالدینی غریب‌تر به نظر می‌رسند. این مسأله برای خواننده‌ای که پژوهش‌های پیشین را نخوانده، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. لذا کتاب، فاقد برایندی از کارهای پیش از خود است. مشخصاً در موضوعِ «سِیرِ ملودی» که در موسیقی‌های مُدال، اهمیت فراوانی دارد و فصلی با عنوانِ «نمایِ حرکت» به آن اختصاص یافته‌، عملاً پیشینه‌ای طرح نشده‌است. به تحقیق‌های مرتبط با دیگر موسیقی‌های مشابه (مثلاً درباره‌ی موسیقی ترکیه) اشاره‌ای نشده و به تألیفات فارسی نیز. (برای نمونه نوشته‌های مسعودیه درباره‌ی مفهومِ سِیر (۱) با اینحال در فقرِ نوشته‌های فارسی در این موضوع، این فصل بررسی‌های روشنگری دارد و از مهمترین بخش‌های کتاب است.

پی نوشت

۱-یا مقاله‌هایی مانند:
«مفهوم سیر نغمگی در موسیقی دستگاهی ایران؛ مطالعه موردی درآمد آواز اصفهان»؛ مریم چالش، هومان اسعدی
«بررسی پاره‌ای از امکانات بالقوه‌ی مدال در موسیقی دستگاهی ایران»؛ سعید کردمافی
نویز
***
گفتگوی هارمونیک
کتاب «ساختار ملودی در موسیقی ایرانی» نوشته محمدرضا آزاده فر، اتنوموزیکولوگ است. این کتاب را نشر مرکز در سال ۱۳۹۶ به بازار عرضه کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XX)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XX)

در دوران سر درگمی در تجدّد طلبی، به دلیل امکانات بیشتر و بهتری که موسیقی اروپایی در ایران داشت، در خاندان های موسیقی، نسل بعدی موزیسین ها به موسیقی اروپایی روی آوردند (مانند: سنجری، معروفی، خالقی، خادم میثاق و فروغ). به این ترتیب موسیقی ایرانی دچار کمبود استعدادی شد که برای تحوّل و تکامل آن از ضروریات اولیه است.
دیوید اویستراخ (I)

دیوید اویستراخ (I)

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

بعد از ظهر طاقت فرساء توام با افسردگی همراه با دردها و رنجش هایی که انگار برای موسیقیدان شدن الزامی است و باید آن دردها را تجربه کنی… به آن دترمینیسمی که مرتضی حنانه درباره خود و آثارش گفته بود فکر می کردم؛ درست بود، انگار این تقدیر جبری هنوز جایی در اطراف مرا زیر نظر داشت و آزار می داد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

مقوله‌ی تاریخ موسیقی و تاریخ‌نگاری در ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و حوزه‌ای است از دانش مرتبط با موسیقی که مانند بسیاری موضوعات دیگر این دانش ناروشن و مبهم است. این عدم وضوح گاه به پدیده‌ای ذاتی تبدیل می‌شود و گاه نیز پدیده‌ای است که به دلایل مختلفی در طول زمان بر فرهنگ ما عارض شده است.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (III)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (III)

چنان که گفته شد، دولت-ملت مدرن همنشین اندازه‌ای از تاکید بر مشترکات و درنتیجه دگرگونی هویت جمعی است (۹). از سوی دیگر دیدیم که موسیقی نیز نقشی پراهمیت در بروز هویت ملی (یا هر نوع هویت دیگر) دارد. پس اکنون هنگام آن است که چند پرسش مهم بپرسیم. نخست این که هویت جمعی و وابستگی جغرافیایی و سیاسی اندکی پیش و پس از پیدایش دولت-ملت مدرن (۱۰) چه شکلی داشته است؟ و سپس هویت فرهنگ جمعی (مخصوصا موسیقایی) در همان دوران چگونه بوده است؟
بیژن کامکار: ایران قلب یک مسیر مهم در موسیقی منطقه بوده

بیژن کامکار: ایران قلب یک مسیر مهم در موسیقی منطقه بوده

امکانش هست. اینکه کنار هم باشند یا نه را قطعی نمی دانم. امیدوارم که باشند. نمی خواهم و نمی توانم آینده را پیش بینی کنم ولی فکر می‌کنم به احتمال زیاد بطور طبیعی این اتفاق خواهد افتاد و کنار هم خواهند بود. امروز نیریز نوازنده‌ی تار قابلی شده است. سیاوش پسر پشنگ بسیار خوب سنتور می زند البته کارش بیشتر به شیوه‌ی اردوان نزدیک است. بهار دختر ارژنگ بسیار با احساس عود می‌زند. دختر و پسر خود من که سازهای ضربی می‌زنند. پسر ارسلان در سطح عالی ویولون می‌زند و در کنسرت بعدی مان کنار مادرش که آلتو خواهد زد می‌نشیند. حتی تارا دختر هشت ساله ی اردشیر هم بچه‌ی بااستعدادی‌ست و تنبک و کمانچه می‌زند و بقیه هم همینطور.
کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر» با اجرای مهران مهرنیا نوازنده تار و سه تار و آهنگساز، هاشم احمدوند خواننده و پیمان ناصح پور نوازنده تنبک در تاریخ ۵ دی ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

بعد از گفت و گو درباره‌ی داوری، «ارزیابی» (Evaluation) معرفی و توضیح داده شد که ارزیابی «[یا سنجش] به مفهوم عام روندی است که در بسیاری از نقدها می‌توان یافت. در نگرش این کارگاه به ارزیابی، پنداشتی معطوف به یافتن سنجه‌های یک متن [در این مورد موسیقایی] بدون گرایش به داوری مشخص مد نظر است.» بنابراین از نظر مدرس کارگاه ارزیابی عملی است که می‌تواند محدود به یک موضوع شود و همچنین می‌تواند به عنوان پایه‌ی داوری تعبیر شود. افزون بر این یادآوری شد که یکی از واژگان کلیدی در تعریف محدود نقد (فعالیت حرفه‌ای در رسانه‌های نوشتاری و ….) ارزیابی است.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (II)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (II)

آموزش کوک سنتور به طریقه ی سنتی(با تکیه بر گوش): کار و تمرین بر روی اصوات تا گوش هنرجو قادر به تشخیص صدای درست شود. این روش البته مستلزم صرف وقت زیادی است و کار و انرژی فراوان را هم از طرف معلم و هم از طرف شاگرد نیاز دارد.
موسیقی و سیاست

موسیقی و سیاست

خیلی به ذهن خود فشار نیاورید! هیچ شباهتی میان موسیقی و سیاست وجود ندارد. اگر بخواهیم ویژگی های موسیقی و ویژگی های سیاست را بازگو کنیم و این دو را مقایسه هم کار بیهوده ای انجام داده ایم. اما چه چیزی باعث میشود به موسیقی و سیاست بپردازیم؟