به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.

اما انسان مدرن که فرصت یافته تا همه چیز را به گونه‌ای ضبط و نگه‌داری کند می‌کوشد این‌ها را نیز برای آینده نگه دارد. نگاه موزه‌ای به بخشی از فرهنگ که قبلا تابع قواعد تحول درونی خویش بوده عنصر اصلی سازنده‌ی این وضعیت است.

دخالت فناوری و انسان در روند تغییرات فرهنگی مرگ بسیاری از فرهنگ‌ها را به دنبال داشت. گویی این جستجو و پایمردی برای ثبت باقی‌مانده‌ی آن‌ها کوششی است برای رها شدن از عذاب وجدان. بار مرگ بر دوش مردمانی سنگینی می‌کند، لاجرم آن‌ها تشییع جنازه‌ای با شکوه برای درگذشته بر پا می‌کنند و به یادش بنای یادبودی می‌سازند (۶).

دموکراسی فرهنگی، آرزوی معصومیت، نوستالژی، جستجوی امکانات بکر و دست نخورده برای آفرینش موسیقی، ترس از مرگ فرهنگ‌ها، عذاب وجدان بشر مدرن و گاه گاه استفاده‌های سیاسی-اقتصادی از دست‌آورد چنین بررسی‌هایی همه و همه جنبه‌های مختلفی از نگاه به موسیقی‌های غیر کلاسیک یا غیر شهری است. تغییرات فرهنگی که در قرن بیستم در غرب پیش آمد هنوز نسبت به خرده فرهنگ‌های حوزه‌ی جغرافیایی غرب، داخلی محسوب می‌شود.

در شرق (۷) مشکل برخورد با دنیای غرب هم به مسائل افزوده می‌گردد. دو تمدن با زمینه‌های متفاوت در شرایط نابرابر (به خصوص از نظر اقتصادی و سیاسی) با یکدیگر برخورد می‌کنند. به دلیل نوع رابطه‌ای که دارند یکی نقش غالب پیدا می‌کند و دیگری مغلوب. همان عذاب وجدان گریبان غالبان را می‌گیرد. شاید راز این که گاه آن‌ها بر تغییرات فرهنگ‌های شرقی نگران‌تراند در همین باشد. در این جا بحران هویت و نوعی بیگانه ترسی یا بیگانه ستیزی هم دست به دست آن چند عنصر کلیدی در اهمیت بخشیدن به موسیقی غیر کلاسیک می‌دهند.

انسان شرقی که از ضربه‌ی برخورد این دو تمدن هنوز گیج است، به دنبال دست‌آویزی برای سر پا شدن می‌گردد. او نیز به دنبال شناسنامه است. یافتن هویتی که به او ثابت کند همیشه مغلوب نبوده. چیزی که به یادش بیاورد نقش دست دوم را تازه پذیرفته، یا هنوز کاملا نپذیرفته است. به همین دلیل است که او با این مسئله حتا در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک‌اش هم دست و پنجه نرم می‌کند (۸).

اگر موسیقی دستگاهی در ایران موسیقی شهری و کلاسیک فرض شود، توجه به موسیقی‌ای غیر از آن به شکل آگاهانه به دهه‌های اولیه‌ی قرن حاضر بر‌ می‌گردد. در این دوره برخی از موسیقی‌دانان طی سفرهایی به جمع‌آوری نغمه‌ها می‌پرداختند. آن‌ها بدون این که روش مدونی داشته باشند به روستاها سر می‌زدند و چیزهای را که به نظرشان جالب می‌رسید نغمه‌نگاری می‌کردند. در این دوره هنوز قطعات شناسنامه‌دار نشده‌ است.

موسیقی‌دان این دوره (۹) به دنبال یافتن ملودی‌های جدید است، نه برای نجات یک سنت موسیقایی بلکه برای استفاده به عنوان ماده‌ی اولیه (۱۰). اصولا به نظر نمی‌رسد در این دوره خطری متوجه این فرهنگ‌های موسیقایی بوده باشد. شاید یک دلیل این باشد که فراگیر شدن شهرنشینی و دستگاه‌های ضبط صدا و رادیو مدت زمانی دیرتر از اروپا در ایران رخ داد. احتمالا در دوره‌ی مورد بحث بیشتر محیط روستایی ایران دور از دسترس تغییرات قرار داشته. موسیقی‌هایی که در این دوره به ثبت رسیده، اکثرا برای اجرا با سازهایی غیر از آن‌چه در محل اصلی مورد استفاده بود، تنظیم مجدد شده است.

پی نوشت
۶- گاهی اوقات هم دخالت مجدد در روند تغییر فرهنگی به شکل مصنوعی مرده را زنده نگه می‌دارد؛ یعنی باعث می‌شود ساکنین فرهنگ هدف دریابند که به نفع‌شان است آن را حفظ کنند؛ نه به عنوان هویتی گرامی بلکه به عنوان کالایی قابل عرضه.
۷- بیشتر منظور آسیا و آفریقا است.
۸- مثال واضح این گفته جریان احیای موسیقی دستگاهی در نیمه‌ی سده‌ی حاضر است. یک موسیقی کلاسیک شده در خطر از میان رفتن قرار گرفته. این چیزی است که در خود غرب کم‌تر اتفاق می‌افتد. این جا وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ شهری نیست که عامل نابودی می‌شود بلکه امتزاج مصنوعی با یک فرهنگ دیگر است.
۹- به نظر می‌رسد بهترین نمونه‌ی چنین موسیقی‌دان‌هایی ابولحسن صبا باشد.
۱۰- در این دوره حتا مواردی از انتقال این نغمات به موسیقی دستگاهی نیز به چشم می‌خورد. به طور مشخص صبا گوشه‌هایی از موسیقی شمال ایران را وارد ردیف خودش کرد. برخی از این نغمات را می‌توان در آواز دشتی یافت.

آیینه‌ی خیال شماره‌ی ۱۰

یک دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۸ در ۴:۰۷ ق.ظ

    میشه در مورد جشنواره های زیر پله های و در و دیونه هایی که مردم بینوا رو به دامشون دعوت میکنن بنویسید . موسیقی لاجرم باید ناظری داشته باشه که نداره این جا انگار . اصلا موسیقی دان کیست ؟ معتاد ؟ دروغکو؟ اسم پدر رو سر پسر ؟ معروف ؟ با سواد ؟ تحصیلکرده ؟ یا محقق ؟ ملودی جدیدی در این دوره نداریم از بس همه معتاد و در پیتند .

    با
    ایدز به روزم .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

کنسرت گروه اورانوس به سرپرستی آیدین علیانسب

کنسرت گروه اورانوس به سرپرستی آیدین علیانسب

کنسرت گروه اورانوس به سرپرستی و آهنگسازی “آیدین علیانسب” با صدای “جواد بخشش” در ۳ و ۴ بهمن ۹۲ در تالار رودکی اجرا می شود. بخش اول شامل تکنوازی و گروه نوازی در دستگاه همایون می باشد. در قسمت تکنوازی قطعه “سرمد” توسط “آیدین علیانسب” اجرا می شود و سپس تصنیف “شبگیر” با شعر ه.اسایه و قطعه “جدال” و تصنیف “با من صنما” با شعر مولانا بصورت گروه نوازی اجرا می شود.
اتو کلمپرر

اتو کلمپرر

اتو کلمپررر (Otto Klemperer) آهنگساز و رهبر یهودی آلمانی است که از او به عنوان یکی از رهبران پیشرو قرن بیستم نامبرده شده است. کلمپرر در شهر برسلائو که در گذشته متعلق به آلمان و امروزه در کشور لهستان است، متولد شد. او پسر عموی ویکتور کلمپرر (Victor Klemperer) و پدر هنرپیشه آمریکایی، ورنر کلمپرر (Werner Klemperer) می باشد. کلمپرر موسیقی را ابتدا در کنسرواتوری فرانکفورت و بعد در برلین زیر نظر هانس فیتشنر (Hans Pfitzner) آموخت.
نگاهی به جوایز گرمی (II)

نگاهی به جوایز گرمی (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد.
نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

در ادامه پرده دهم حضور شمس را می بینیم که با آوازی متریک می خواند: «… ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند». لطف اجرای این بخش که با قدرت مثال زدنی همایون شجریان در آواز به اجرا در می آید، با پاساژی که بعد از یک سکوت توسط ارکستر به گوش میرسد دوچندان می شود؛ در ادامه این کلام شمس، مرید او مولانا به تکرار آن جمله می پردازد و مریدان جاهل را به خشم وا می دارد.
یویو ما از جاده ابریشم می گوید

یویو ما از جاده ابریشم می گوید

از آلبوم های Appalachian Journey و Soul of the Tango گرفته تا Simply Baroque یویو ما همواره به عنوان یکی از مطرح ترین نوازندگان ویولن سل معاصر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و در تلاش بی وقفه اش جهت عبور از حد و مرزها یک لحظه نیز از پای ننشسته است. در حال حاضر او رهبری پروژه جاده ابریشم را عهده دار است، پروژه ای فرهنگی – تحقیقاتی که اهالی موسیقی کشورهایی را که این مسیر کهن تجاری از آنها عبور می کند، گرد هم آورده است.
نی و قابلیت های آن (IV)

نی و قابلیت های آن (IV)

کرنای شمال: آن را «درازنای» هم می نامند. لوله فاقد سوراخ است و به همین دلیل تولید اصوات مختلف فقط با تغییر فشار هوای نفس نوازنده میسر می گردد؛ در نتیجه تعداد اصوات آن بسیار محدود است. جنس آن از نی است و طول آن زیاد و گاه تا ۳ متر می رسد. بر انتهای تحتانی ساز کدوی پرورش دادۀ خمیده ای متصل می کنند. دهانی آن در واقع استوانه کوچکی است که روی لوله محکم شده و یک سوی آن تراش خورده و از همین سو هوا وارد لوله می شود.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VIII)

اولین موفقیت وی با اثری همچون “واریاسیون هایی بر یک تم اصلی انیگما” (Enigma op. 36) در سال ۱۸۹۹ همراه شد. این اثر که الگار آن را به دوستان خود تقدیم کرده بود، شاهکاری از فُرم و ارکستراسیون بود و وی را به عنوان بزرگترین آهنگساز زمان خود، چه از منظر تکنیک و چه از دیدگاه موسیقایی، در انگلستان مطرح می کرد.
سازهای انتقالی

سازهای انتقالی

در مباحث گذشته راجع به کوک سازها و مبانی فیزیکی آنها صحبت کردیم و مشخص شد که برای سادگی و یکسان سازی کوک انواع سازها، استانداردی برای فرکانس هر نت تهیه شده است که در این حالت اولین نت لا پایین تر از دو وسط در پیانو، فرکانس ۴۴۰ هرتز را اختیار می کند. این کوک به کوک کنسرت یا Concert Pitch معروف است و تمامی سازها هنگامی که گروه نوازی می کنند باید آنرا رعایت کنند.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

۱- همانطور که در مثال ۹ دیده می شود، کنترمد دارای ۷ درجه می باشد. دقیقا مانند مد که هفتمین درجه آن به “تونیک مد” ختم می شود، دقت کنید: درجه هفتم کنترمد، همان درجه اول مد اصلی است. درجات به ترتیب از “زیر به بم” شمرده می شوند. البته من به درجه اول مد، در تئوری نوین خود، لقب نوت “مدیک” (modique) را داده ام.
آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (III)

اغلب برایم جای سوال است که چرا اتنوموزیکولوژیست ها از تئوری موسیقی شانه خالی می کنند. آیا می تواند به این دلیل باشد که افرادی در بین آنها هستند که نمی توانند نت خوانی کنند؟ ما باید در آفریقا سواد موسیقی را ترویج دهیم نه اینکه افراد را نسبت به آن دلسرد کنیم.