به دنبال نگاه (IV)

نگاه ایدئولوژیک جای گفتمان هویت می‌نشست. جهان دو قطبی شده‌ی انقلاب به «با ما» و «بر ما» تبدیل می‌شد. تقسیم جهان به فقیر و غنی (یا بنا به لفظ آن روز مستضعف و مستکبر) دنیای موسیقی را نیز دو پاره کرد. موسیقی غیر شهری یا کلاسیک در ایران پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به نوعی موسیقی مستضعفین داشت. نگاهی به عناوین جشنواره‌هایی که در این دوره برگزار شد نشان می‌دهد که چگونه موسیقی نواحی کارکردی سیاسی یافته بود.

این گونه برخورد با هنرهای سنتی باعث شد که هیاهوی زیادی در اطراف آن برخیزد و در نتیجه برخی از پژوهش‌گران جدی این حوزه که با چنین جنجالی موافق نبودند آرام آرام خود را کنار کشیدند.

این گونه موسیقی و فعالیت‌های مربوط به آن به شکل گسترده‌ای مورد حمایت دولتی قرار گرفت. علت شاید این بود که تنها بخش نسبتا قابل دفاع از موسیقی بود؛ موسیقی اقشار ستم‌دیده‌ی جامعه.

این گونه توجه، روند کلی تغییرات در جامعه‌ی هدف را نیز تا حدی تحت تاثیر قرار داد. از سوی دیگر حمایت‌های دولتی موجب جذب بخشی از علاقه‌مندان به کار بر روی این حوزه شد.

فعالیت جشنواره‌ای به عنوان بخش اصلی تغییردهنده‌ی کارکرد این نوع موسیقی تقویت گردید. نگاهی به تعداد جشنواره‌های برگزار شده‌ی موسیقی در این دوره نشان‌دهنده‌ی افزایش توجه به موضوع است. برخی از فرم‌ها و هنرهای خاص هم در این دوره تنها در جشنواره‌های مربوط به این جریان امکان حضور داشت برای مثال رقص.

همراه با منفعت حاصل از توجه دولتی به این حوزه‌ی پژوهشی موسیقایی آفت‌هایی از جمله سطحی‌نگری و نوعی شارلاتانیسم (برای استفاده از بودجه‌ها) نیز رو نشان داد.

بدترین اثر این نوع برخورد تغییر نگاه اجراکنندگان این گونه‌های موسیقایی بود، نمونه‌هایی از تغییر در متون اجرایی بر حسب سلیقه‌ی شنوندگان (یا حتا برخی پژوهش‌گران) شهری دیده شده. یعنی موضوعی در اثر برخورد نادرست به ضد خودش بدل شده. این جریان که بنا بود فرهنگ‌های موسیقایی را از مرگ نجات دهد یا یادگاری از آنان حفظ کند گاه باعث شده که تغییر درون آن‌ها سریع‌تر شود.

جریان دانشگاهی مرتبط با این موضوع نیز پس از انقلاب کمتر مورد توجه قرار گرفت (به خصوص پس از درگذشت «محمدتقی مسعودیه»). به غیر از برخی موارد خاص، پژوهش به دست جمع‌آوری کنندگان افتاد. نمونه‌هایی از این جمع‌آوری‌ها که با نگاه بسیار سطحی و ساده‌انگارانه انجام شده هنوز هم موجود است (و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می‌شود).

در حال حاضر بزرگ‌ترین خطری که جریان موسیقی نواحی را تهدید می‌کند همین سطحی‌نگری و پژوهش‌نمایی‌ها است. با خانه‌نشین شدن (یا درگذشتن) اکثر کسانی که اعتقاد عمیق و توان فنی کافی برای انجام این کار داشتند خطر این هست که اطلاعات ساختگی و سطحی جانشین شناخت درست و عمیق از فرهنگ‌های موسیقایی شود.

آیینه‌ی خیال شماره‌ی ۱۰

2 دیدگاه

  • کامیار
    ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۸۸ در ۵:۳۲ ق.ظ

    موسیقی غیر شهری یا کلاسیک ؟ یعنی به نظر شما عبارتی که با عنوان موسیقی کلاسیک ایرانی به کار می رود با موسیقی غیر شهری ( فولکلور ) یکی ست ؟

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آذر ۵, ۱۳۸۸ در ۵:۰۶ ب.ظ

    کامیار عزیز،
    ایراد درستی گرفته‌اید، منظور غیر شهری و غیر کلاسیک بوده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

اشتوکهاوزن، عقل گرا و عارف (II)

به گفته اشتوکهاوزن «در اواسط قرن … تمایلی برای کناره گیری از بشریت شکل گرفت. انسان بار دیگر به ستاره ها چشم دوخت و به حساب کتاب های جدیدی پرداخت.» در عکس های مدرسه تابستانی موسیقی در دارمشتات (Darmstadt)، اشتوکهاوزن را در کسوت یکی از آهنگسازان جوان، لاغر، بینوا و ایده آلیست در می یابیم که عمیقا تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است و مصمم است تا دوباره و از ابتدا، بر زبان موسیقی کار کند.
فاصله های معکوس

فاصله های معکوس

یکی از توانایی هایی که هر موسیقیدان باید داشته باشد آن است که بتواند خیلی راحت و بدون فکر یک فاصله را معکوس کند. معکوس کردن یک فاصله به این معنی است که نت پایینی را به اندازه یک اکتاو بالا ببریم یا برعکس نت بالایی را یک اکتاو پایین بیاریم.
نشست پژوهشی «نگاهی میان-فرهنگی به «اُپرا» به عنوان پدیده ای اجتماعی» برگزار می شود

نشست پژوهشی «نگاهی میان-فرهنگی به «اُپرا» به عنوان پدیده ای اجتماعی» برگزار می شود

نشست پژوهشی «نگاهی میان-فرهنگی به «اُپرا» به عنوان پدیده ای اجتماعی» با همکاری گروه جامعه شناسی هنر انجمن جامعه شناسی ایران و انجمن انسان شناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. این پژوهش در ادامه سلسله جلسات هنر اجتماعی این گروه خواهد بود که پیش از این میزبان پژوهشگرانی چون دکتر بابک خضرایی، دکتر احمد بخارایی، پوریا رمضانیان و کامران فلاحتی نیز بوده است.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (V)

در دهه سی قرن بیستم بیچام دوباره توانست مدیریت بخش بزرگی از فصل های اپرای کاونت گاردن را در اختیار خود درآورد. اما از آن جایی که تمایل داشت بر آهنگ سازی تمرکز کند تا مدیریت، وظیفه مدیر هنری را به عهده گرفت و جفری توی (Geoffrey Toye) به عنوان مدیر عامل انتخاب شد.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

اما در تابلو های عرضه شده از عوامل دیگر سازنده، فقط دو دانگی ها و نت شاهد، قابل شناسایی است. علاوه بر این دو دانگی های تابلو ها مانند یازده دو دانگی ها متصل نیستند بلکه با یک پرده طنینی جدا شده اند که در مجموع یک گام پدیدار می شود:
Umbria Jazz Festival 2005

Umbria Jazz Festival 2005

فستیوال موسیقی جز “آمبریا” بدون شک یکی از مهمترین رخدادهای موسیقی Jazz در اروپا و آمریکا است. این فستیوال از سال ۱۹۷۳ همه ساله در حال اجرا است و در دهه هفتاد پذیرای بزرگانی چون Dizzy Gillespie و Miles Davis نیز بوده است.
دکا (I)

دکا (I)

ضبط دکا (Decca Records) شرکت ضبط انگلیسی ای است که برچسب آن در سال ۱۹۲۹ توسط ادوارد لوئیز (Edward Lewis) ثبت شد. برچسب آمریکایی آن در اواخر سال ۱۹۳۴ تولید شد که ارتباط شرکت آمریکایی دکا با شرکت انگلیسی آن برای چندین دهه از بین رفت. ویژگی برجسته این کمپانی، توسعه متودها در کمپانی انگلیسی و توسعه در عرضه آلبومهای اورجینال در آمریکا است که هر دوی این شرکتها بالهای مهم حرکتی شرکت بزرگ ضبط گروه جهانی موسیقی (Universal Music Group) می باشند که ویوندی (Vivendi) دارنده مرکز بزرگ رسانه ها در فرانسه، مالک آن است.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

آنچه موجب خلق اثری هنری و به ویژه موسیقی می شود، زایش درونی اثر و تجسد بیرونی آن است. علت نیز روشن است، هر اثری دارای دو ویژگی جوهره ی هنری و تکنیک های تجلی است. علم به اولی از راه معرفت شناسی و علم به دومی از راه منطق ها و عقل ویژه ی ساختاری به دست می آید. ما برای اولی دارای حس ویژه و خاص خود و برای دومی دارای احساس های پنج گانه ایم، دستگاه هایی که به تجربیات مشترک توجه دارند.
اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

یکی از هنرمندان فعال در عرصه‌ی موسیقی ایرانی در هلند حمید ‌متبسم‌ است. تک‌نواز تار و سه‌تار که البته سال‌ها در آلمان ساکن بود، ولی مدتی است که مقیم هلند شده است. حمید متبسم در کنار برنامه‌های اجرایی متعدد خود در زمینه‌‌ی آموزش هم فعالیت‌های زیادی دارد و سیزدهم دسامبر، تعداد زیادی از هنرجویانش در مرکز فرهنگی «خریفیون» وابسته به دانشگاه آزاد آمستردام، کنسرتی اجرا می‌کنند. به همین بهانه با حمید متبسم گفت‌ و گو کردم. ابتدا از پیشینه‌ی برگزاری چنین برنامه‌هایی پرسیدم.