درباره اتصالات چسبی ویولن (II)

استفاده از بستِ (cleat) نوع یک جهت اتصال درز اتصال چسبی صفحه زیر و رو
پس از اتمام مراحل ساخت ویولن، با الحاق سیم ها فشار و استرسی بر کل بدنه و ساختار آن وارد می آید. علاوه بر فشار سیم ها و ارتعاشات ناشی از آنها، وزن آرشه و همچنین وزن اعمال شده توسط دست نوازنده که به واسطه ی آرشه تحمیل می گردد، در افزایش این استرس موثر می باشند. این حالت بر اثر گذر زمان امکان به وجود آوردن تغییرات فرمی، بازشدگی اتصالات و یا ترک در نواحی مختلف را فراهم می آورد. اتصال درزِ وسط صفحه ی زیر، از نقاطی است که اگر در مراحل اولیه ی ساخت با روشی صحیح و مطمئن متصل نگشته باشد، امکان بازشدگی و جدا شدن بر اثر تاثیر نیروها بر این قسمت وجود دارد و جهت جلوگیری و پیشگیری از ایجاد چنین اشکالاتی، محل اتصال چسبی درز صفحه را با استفاده از قطعات ظریف و کوچک چوب و متصل نمودن آنها بر روی درز، مستحکم تر می نمایند. در ادامه به مواردی که جهت ساخت چنین قطعات چوبی می بایست توجه نمود اشاره شده است:

۱) بافت منظم در چوب مورد استفاده؛ چوب های مورد استفاده به جهت ساخت بست بهتر است دارای بافتی صاف و منظم باشند، چرا که خطوط منظم با ایجاد اتحاد، مقاومت بیشتری را در برابر فشارها مهیا می سازند و همچنین از نظر بصری نیز زیباتر می باشد. به عنوان نمونه در تصویر ۱، چوب منتخب جهت تهیه ی بست، دارای معدل و نسبتی مناسب از فواصل خطوط سالیانه ی چوب صفحه می باشد.

تصویر ۱
۲) جهت خطوط سالیانه؛ جهت خطوط سالیانه در راستای طولی بست ها در نظر گرفته می شوند و در مرحله ی اتصال، جهتی مخالف با خطوط سالیانه صفحه دارند. در این حالت بست ها استحکام و مقاومت بیشتری را به جهت محافظت از اتصال دو نیمه صفحه خواهند داشت و باعث ایجاد کشش بیشتر دو نیمه به یکدیگر می شوند (تصویر ۲).

تصویر ۲
۳) شکل و فرم هندسی؛ با توجه به نقش بست ها و به منظور اتصال چسبی درز صفحه، بهتر است فرم هندسی بست ها به صورتی انتخاب گردد که علاوه بر مقاومت مکانیکی حس استحکام را نیز القا نماید (تصویر ۳).

تصویر ۳
در ابتدا قسمتی از یک تکه چوب بزرگتر را به صورت نواری با ضخامت حدود ۲ یا ۳ میلی متر برش داده (تصویر ۴) و سطح رو و زیر آن را با استفاده از سمباده صاف و یکدست می نماییم.

تصویر ۴
قطعه ی چوبی آماده شده را به نوارهای کوچکتری تقسیم بندی و برش می زنیم(تصویر ۵). هر کدام از این نوارهای چوبی به تعدادی بست تقسیم می گردند که پیش از تقسیم می توان فرم اولیه آنها را بر روی این قطعات اجرا نمود.

تصویر ۵
به این صورت که فرم محیطی را در ابتدا تراز و گونیا نموده و سپس کناره طول را با شیبی ملایم سمباده می زنیم (تصویر ۶).

مقطع عرضی نوار چوبی

تصویر ۶
پس از اتمام سمباده زدن و ایجاد شیب در دو سمت طول نوار، طول مناسب برای هر بست را با مداد علامت زده و با استفاده از سوهانِ استوانه ای شکل بر روی خطوط علامت گذاری شده را سوهان می زنیم. بدین ترتیب نیم دایره هایی ساییده شده خواهیم داشت که میان هر دو نیم دایره یک بست قرار دارد. لازم به تاکید است که در هنگام سوهان زدن باید دقت کامل را داشته باشیم تا نوار چوبی و جهت حرکت سوهان دارای زاویه ای عمود باشند تا در نهایت طول و عرض بست ها زاویه ای قائم را نسبت به یکدیگر داشته باشند (تصویر ۷ و ۸).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

از روزهای گذشته…

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

دراین حال کیج آنقدر به عملکرد طبیعت نزدیک شده بود که موسیقی‌اش تنها یک گام دیگر با استفاده آگاهانه از نظریه آشوب فاصله داشت و آن گام این بود که عامل پیش برنده موسیقی بر پایه معادلاتی که با آنها جریان‌های طبیعی را مدل‌سازی می‌کنیم استوار شود.
آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

اشنیتکه کنسرتو گروسوی شماره یک خود را در سال ۱۹۹۷ به پایان رساند، این اثر در تاریخ ۲۱ مارس همان سال توسط ارکستر مجلسی لنینگراد (Leningrad Chamber) اجرا شد. در ارکستر فوق گیدون کرمر (Gidon Kremer) و تاتیانا گریدنکو (Tatiana Gridenko) تک نوازی ویولن و یوری اسمیرنوف (Yuri Smirnov) نوازندگی پیانو را بر عهده داشتند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

صداقت‌کیش در ادامه گفت: عزل «وا» کردم از «واکاوی» و می‌خواهم «وا» را به آن برگردانم. گفتم «کاویدن» از نظر من در نقد چه کاری می‌کند و می‌خواهم ببینم چرا «واکاوی» یعنی دوباره به یاد آوردن، در موقعیت ما اهمیت دارد. اگر قبلا هم از طریق نوشته‌های نظری و غیره متوجه نشده بودیم، اینجا متوجه شدیم که نقد موضوعی شدیدا تاریخی و تاریخ‌مند است، هم عنوانش و هم انواع کنش‌هایی که زیر این عنوان می‌گنجد و هم مفهومی که ما از آن درک می‌کنیم و هم خود آثار و کنش‌های هنری و روابط جامعه هنری و از این قبیل. این‌ها هم تاریخ‌مندند. بنابراین ما آن «وا» را حداقل به نظر من نیاز داریم برای بازگشتن دوباره به سراغ آثار یا دوباره وارسی کردن آثار.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XI)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XI)

چندمضراب بیداد: این قطعه در گوشۀ بیداد از دستگاه همایون ساخته شده است. در حین اجرای قطعه به گوشه های بیات راجع، قرایی و عشاق اشاره می شود و پس از عشاق شاهد تغییر مایه در آهنگ از گوشۀ عشاق به دستگاه شور (سل) هستیم. فضای اصلی قطعه بر اساس وزنی از موسیقی محلی شمال خراسان (منطقۀ بجنورد و آشخانه)، ساخته و پرداخته شده و جملات و نغمات بر اساس همین وزن و ضرباهنگ پیش می روند. دور اصلی قطعه دوازده تایی بوده و در لحظات کوتاهی از نغمات، دور قطعه به هجده تایی تغییر می یابد. در حالت دوازده تایی شاهد تقسیمات ۴+۳+۳+۲ هستیم که این روند در تمام میزان های مشابه حفظ می شود. همچنین در بخش های هجده تایی شاهد تقسیمات ۴+۶+۶+۲ هستیم. پایۀ اصلی قطعه به صورت زیر است:
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

به عقیده ی آدرنو مطمئنا شیوه ی کارِ کارگران در خط مونتاژ کارخانه ها، یا کار با ماشین های اداری امکانِ هرگونه نوآوریِ راستین را از انسان ها سلب می کند. بی خیالیِ شنونده موسیقی عامه پسند نه تنها پیش انگاشت بلکه پیامد موسیقی عامه پسند است. ملودی های موسیقیِ عامه پسند لالاییِ بی خبریِ شنونده را در گوشش زمزمه می کنند و دلداریش می دهند تا نگران نباشد، زیرا از قافله عقب نمانده است.
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

با وجود آنکه بسیاری از علاقمندان به موسیقی در ابتدای راه تحصیل و فراگیری موسیقی، به رشته موسیقی کلاسیک علاقمند می شوند اما اغلب در ادامه راه پس از آشنایی با پیچیدگی و گستردگی آن دچار رعب و وحشت در ادامه و یا شک و تردید در انتخاب مسیر آینده می شوند. این ترس به حدی است که ممکن است باعث رها کردن این رشته و یا حتی در نهایت تحصیل موسیقی شود.
بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

کمتر از سه دهه پیش، زمانی که مایلز دیویس (Miles Davis) تصمیم گرفت پس از یک وقفه هفت ساله آخرین گروه موسیقی اش را تشکیل دهد، جایگاه (tenor/soprano) را برای بیل ایونس (Bill Evans نوازنده سازهای بادی متولد ۱۹۵۸) ناشناس در نظر گرفت تا نوای ترومپت دیویس را که معمولا حزن انگیز بود، همراهی نماید.
فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

دو ارکستر را می خواستند تشکیل دهند یکی ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون و دیگری ارکستر ساز‌های ملی، ولی وقتی دیدند که ویولون ساز ملی نیست، اسم آن را ارکستر مفتاح گذاشتند و آن نوازنده‌هایی که شیوه ساز زدنشان ایرانی‌تر بودند و زیاد در تکنیک کلاسیک قوی نبودند ولی در تکنیک ایرانی خوب بودند، در ارکستر مفتاح کار می‌کردند.
لئون گرگوریان، موسیقیدانی از نسل سوم گرگوریان

لئون گرگوریان، موسیقیدانی از نسل سوم گرگوریان

لئون گریگوریان Leon Gregorian استاد موسیقی، رهبر ارکستر و مدیر بخش فارغ اتحصیلی رشته رهبری ارکستر در دانشکده موسیقی دانشگاه ایالتی میشیگان و فرزند روبیک گریگوریان رهبر نامی ارکستر سمفونیک تهران است. او لیسانس موسیقی را از هنرستان موسیقی نیوانگلند و فوق لیسانس را از دانشگاه ایالتی میشیگان دریافت نموده، در زمینه های متعدد موسیقی به فعالیت پرداخته، مدیر هنری و رهبر ارکستر سمفونی Midland میشیگان بوده، رهبری ارکستر موسیقی نیوانگلند را به عهده داشته و در ایالت های مختلف آمریکا، آمریکای جنوبی، مکزیک، اروپا و شرق دور در کنار بزرگان موسیقی به رهبری ارکستر پرداخته است.