موسیقی شناسی فمنیستی (IV)

در آغاز، موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا تاریخ اخراج زنان از جهان موسیقی را تهیه کنند. آنها روشن کردند در یونان باستان زنانی که به موسیقی اشتغال داشتند برده یا روسپی بودند. در کلیسای کاتولیک تا سده ی چهارم، زنان در کنار مردان در خواندن آوازهای دینی حضور داشتند و در پایان آن سده بود که از شرکت در موسیقی دینی منع شدند. حکم پولس رسول در «رساله ی اول قرنتیان» که «زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن، چنانکه تورات نیز می گوید» دلیل این ممنوعیت قلمداد شد. اما در اواخر نخستین هزاره در کلیسای ارتدکس زنان در موسیقی دینی نقش یافتند و زنی به نام کاسیا (متولد ۸۱۰) آهنگ سازی مشهور در این زمینه شد.

در کلیسای کاتولیک و در صومعه ها خواندن دعاهای جمعی و هم سرایی زنان منعی نداشت، اما از این کردار موسیقایی اسناد چندانی باقی نمانده، و در کتاب ها و متون مربوط به سنت موسیقی کلیسا از آن به ندرت یاد شده است. اسناد معدودی که باقی مانده اند خبر از ذوق موسیقایی زنان می دهند. نمونه ی مشهور، موسیقی هیلده گارد فون بینگن بود.

او که در سدهی دوازدهم می زیست و در صومعه ی بندیکتین ها زندگی می کرد متن و موسیقی را خود می نوشت و آثارش از جمله آنتیفونها (حدود ۱۱۵۰) نمونه های درخشانی از موسیقی پلی فونیک کلیسا بودند. در دوران رنسانس نیز کلیسای ویتوی قدیس در ایتالیا در موسیقی زنان پیشگام شد و قطعه های آوازی برای صدای زنان از رافائلا آلئوتی باقی گذاشت. شورای ترنت آموزش سازهای موسیقی به راهبه ها در صومعه ها را ممنوع کرد اما آواز خواندن جمعی آنان را اجازه داد. بیرون کلیسا زنان در ایجاد موسیقی دنیوی نقش داشتند. آنان در موسیقی مردمی و فولکلوریک نقش بیشتری از مردان داشتند، و در دربارها نیز اجازه و امکان اشتغال به موسیقی داشتند.

در نتیجه خوانندگان حرفه ای زن در آغاز سده ی هفدهم در دربارها پیدا شدند. در دوک نشین «آلفونسو دسته» گروه زنان خواننده ی مشهوری به کار پرداختند. در سده ی هفدهم باربارا استروتزی (و فرانچسکا کاچینی) آهنگساز، نوازنده لوت، شاعر و معلم موسیقی در ابتدای دوره باروک بود. همچنین او را با لقب کاچینا هم می شناسند. او دخترجولیو کاچینی، آهنگساز مشهور آن دوران بود. تنها اجرای اپرای او در سوم فوریه ۱۶۲۵ بنام اپرای آزادی روگیرو در فلورانس با لیبرتویی ازفردیناندا ساراچینلی به روی صحنه رفت.

او را به عنوان قدیمی ترین اپرا نویس زن در جهان می شناسند. کاچینی در فلورانس به دنیا آمد و اولین دروس موسیقی را نزد پدرش فرا گرفت. بر اساس اسناد قدیمی، در ابتدا همراه با خواهرش ستیمیا به اجرای آواز می پرداخته. در سال ۱۶۰۲ همراه با گروه پلی کرال پدرش و با حضور خواهر و همسر پدرش در کلیسای نیکلای شهر پیزا آوازی عالی را اجرا کردند. فرانچسکا در کودکی همراه با پدر، برادر ناتنی، خواهرش و دیگر شاگردان پدرش قطعه رومئو ژولیت را اجرا کردند. در جوانی توسط دربار استخدام شد ولی همچنان به اجرای موسیقی گروهی با خانواده ادامه می داد تا زمانی که خواهرش ازدواج کرد. فرانچسکا تا ۱۶۲۷ به عنوان معلم موسیقی، خواننده، مربی تمرین موسیقی و آهنگساز به دربار خدمت کرد. تا سال ۱۶۱۴ گرانترین نوازنده و موزیسین دربار بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نغمه های گمشده» به انتشار رسید

«نغمه های گمشده» مجموعه ۱۸ قطعه برای گیتار کلاسیک شامل ۱۴ اثر سولو و چهار قطعه کوارتت است که با همکاری پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز ایرانی و آسونتو جیاسکو نوازنده و آهنگساز ایتالیایی تهیه شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.

از روزهای گذشته…

ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از ۸۰۰ آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان ۶۳ عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و ۲۶۳ عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.
سارا وائوگن (III)

سارا وائوگن (III)

در آوریل ۱۹۷۲ وائوگن مجموعه آهنگهایی را با نوشته، مدیریت و رهبری مایکل لگراند (Michel Legrand) ضبط کرد. وائوگن همچنین قطعه “زندگی در ژاپن” (Live in Japan) که آلبومی با کنسرتهای زنده در توکیو بود در سپتامبر ۱۹۷۳ ضبط کرد. باب شید آهنگ “فرستادن دلقکها” با اشعاری از استیفان ساندهیم (Stephen Sondheim) را به وائوگن پیشنهاد داد که این آهنگ از آن پس به نوعی امضای او پس از آهنگ “شفیقانه” که همواره در اجراهای سولوی او وجود داشت، بدل شد.
یادداشتی درباره «سرزمین مادری»

یادداشتی درباره «سرزمین مادری»

آهنگسازی و تنظیم مقوله ای است که به صورت دقیق و حرفه ای، هرکسی از پسِ آن بر نمی آید. هرچند که در آشفته بازارِ بدون ناظر و رواج موسیقی الکترونیک و فضای مجازی، بسیاری از افراد، مدعی آهنگسازی و تنظیم هستند -که اینجا قصد صحبت در این مورد را ندارم- اما اخیرا شش جلد کتاب از “پیمان شیرالی” به چاپ رسیده است که نوید حضور یک آهنگساز و تنظیم کننده ی جوان و در عین حال متبحر و کوشا را میدهد که موسیقی این روزها بسیار به اینچنین افرادی نیازمند است.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

مولفان در این باره می‌گویند: «ایده‌ی این کتاب درخلال تجربه‌ی تدریس به دانشجویان موسیقی (کارشناسی و تحصیلات تکمیلی) پدیدار شد.» (Beard &Gloag 2005: VIII)و پی‌آمد آن هدف کتابشان را چنین اعلام می‌کنند: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] بنابراین تلاش کرده‌ایم تا آنجا که ممکن است نسخه‌های جدید متن‌ها را استفاده کنیم که احتمالا خواننده به آنها دسترسی دارد. […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.» (Beard &Gloag 2005: IX) روشن است که وقتی حوزه‌ی استفاده‌کنندگان با این دقت تعیین شده باشد جهت دادن به متن و مسائل بعدی نیز آسان‌تر صورت می‌پذیرد.
موسیقی بلوز (V)

موسیقی بلوز (V)

آهنگهای فولک یا کلاسیک صرفاً یک ملودی ساده نیستند بلکه آکوردهایی دارند که در برخی موارد همراهشان نوشته می شود. مثلاً در نمونه آهنگی که در مطلب قبل نمایش داده شدآکوردهای متنوعی استفاده شده که به سرعت (تقریباً هر دو ضرب یکبار) عوض می شود و بدین ترتیب در یک آهنگ ۲۰ میزانه حدود چهل بار آکوردها تغییر می کنند. به همین خاطر آزادی ملودیک این آهنگها کمتر و محدود به آزادی هارمونیک است.
به زبان ایرانی (III)

به زبان ایرانی (III)

برای او ایرانی ساختن امری نیست که باید از جایی وارد کرد، او لاجرم این گونه می‌سازد. یک بعدی کردن را به رسمیت نمی‌شناسد و در هم می‌ریزد. برای ارکستر چنان می‌نویسد که انگار نوازنده‌ای تار به دست، آزاد می‌نوازد. نوازنده‌ای که ویژگی‌ها و روابط درونی موسیقی ایرانی را کاملا درونی کرده و اکنون بی‌زحمتی آن‌ها را به سر پنجه می‌آورد.
بیرون آمدن از محدوده‌ی موسیقی ایرانی

بیرون آمدن از محدوده‌ی موسیقی ایرانی

شیرزاد شریف از نوازندگان جوان ایرانی مقیم کالیفرنیا است که تا کنون برنامه‌های زیادی با نوازندگان دیگر ملل اجرا کرده است. شنیدن آثار یک موسیقی‌دان جاز آمریکایی او را به همکاری با نوازندگان دیگر ملل علاقه‌مند کرده است. شیرزاد شریف معتقد است برای همه‌ی نوازندگان ایرانی لازم است که قدری از دایره‌ی موسیقی سنتی بیرون بیایند.
پژمان اکبر زاده

پژمان اکبر زاده

متولد ۱۳۵۹ شیراز نوازنده پیانو و پژوهشگر persia_1980@yahoo.com
نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (I)

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (I)

مستر کلاس به جلسه یا جلسات آموزش جمعی گفته می شود که توسط یک استاد برجسته موسیقی برگزار شده و هنرجویان سطح متوسط و پیشرفته به اجرای قطعات از قبل آماده شده خود می پردازند. عموما استاد نکات آموزشی (پداگوژیک) تکنیکی، کاربردی و پیشنهادهایی را برای بهبود کیفیت نوازندگی آنها ارائه می کند.
منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.