گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

رحمت الله بدیعی: می گویند ذوحیاتین هستی!

در سال ۱۳۸۷ تصمیم داشتم با هنرمند با ارزش و یگانه موسیقی ایرانی، رحمت الله بدیعی مصاحبه ای داشته باشم. از طریق فرید دهدزی با همنواز و دوست قدیمی ایشان هوشنگ ظریف تلفن ایشان را به دست آوردیم و مصاحبه ای را ترتیب دادیم. به این سبب که هیچ نمونه ضبط شده ای از نوازندگی ایشان در سبک غربی وجود نداشت، در آن زمان قرار شده بود قطعاتی را بنوازند و ضبط کنند که به دلیل مشکلات جسمی شان این امکان فراهم نشد. حدود یکسال بعد بدون اجازه نگارنده، این مصاحبه با اشکالاتی موسیقایی و تایپی در یکی از مجلات منتشر شد. امروز نسخه اصلاح شده این مصاحبه در سایت به انتشار می رسد.

در سال ۱۳۸۷ تصمیم داشتم با هنرمند با ارزش و یگانه موسیقی ایرانی، رحمت الله بدیعی مصاحبه ای داشته باشم. از طریق فرید دهدزی با همنواز و دوست قدیمی ایشان هوشنگ ظریف تلفن ایشان را به دست آوردیم و مصاحبه ای را ترتیب دادیم. به این سبب که هیچ نمونه ضبط شده ای از نوازندگی ایشان در سبک غربی وجود نداشت، در آن زمان قرار شده بود قطعاتی را بنوازند و ضبط کنند که به دلیل مشکلات جسمی شان این امکان فراهم نشد. حدود یکسال بعد بدون اجازه نگارنده، این مصاحبه با اشکالاتی موسیقایی و تایپی در یکی از مجلات منتشر شد. امروز نسخه اصلاح شده این مصاحبه در سایت به انتشار می رسد.

موسیقی کلاسیک را چند سال کار کرده اید؟
از همان کلاس چهارم دبستان من ویولون کلاسیک کار کرده ام؛ به عبارتی تا لیسانس، حدود دوازده سال من ویولون کلاسیک آموخته و نواختم.

اساتید کلاسیک شما چه کسانی بودند؟
اولین استاد من روبیک گریگوریان بود. بعد ایشان که رفتند، من را به دست حشمت سنجری سپردند، در همان موقع سنجری رئیس هنرستان شده بودند. ایشان هم چون فرصت و وقت کافی نداشت، من را پیش روبن صفاریان سپرد (البته همچنان به طور خصوصی به منزل سنجری می رفتم و مانند گذشته درس ویولون می گرفتم)، صفاریان هم آلتو می نواخت و هم ویولون می نواخت و تدریس می کرد. سال های سال پیش صفاریان بودم. پیش لوئیجی پازاناری سولیست ویولون و مایستر ارکستر سمفونیک هم خصوصی درس می گرفتم. همچنین معلم دوره لیسانسم آقای ابراهیم روحی فر بود. از بین این چند نفر پازاناری و صفاریان خارجی بودند. همچنین گریگوریان هم غیر ایرانی و در حقیقت ارمنی بود.

از سرژ خوتسیف نیز بهره گرفتید؟
خیر من شاگرد خوتسیف نبودم.

شما فرآیندی را هم در عرصه کلاسیک و هم در عرصه دستگاهی طی کرده اید، آیا کسانی در ایران هستند که مانند شما، این فرآیند را طی کرده باشند؟
من فکر نمی کنم چنین کسی این پروسه را جدی گرفته باشد. یادم است شخص موسیقی دانی از من تعریف می کرد و می گفت: شما ذوحیاتین هستید! یعنی در حقیقت هم در خشکی و هم در آب می توانید شنا کنید. گفتم: چطور؟ گفت: برای این که شما هم موسیقی ایرانی را به راحتی می نوازید و هم موسیقی کلاسیک… این است که تصور نمی کنم، این فرآیند را دیگران داشته باشند. یک کاری محمود خوشنام درباره موسیقی دانان ایرانی در بی بی سی انجام داده بود، این پژوهش در واقع گزارشی از وضعیت آموزشی موسیقی دانان ایرانی بود؛ در آنجا محمود خوشنام این مورد را یادآوری کرده بود که «تقریباً بدیعی در بین موسیقی دانان ایرانی نادر است؛ کمتر کسی پیدا شده که چنین وضعیت را در دو عرصه کلاسیک و سنتی طی کرده باشد.» البته ممکن است کسانی باشند که موسیقی ایرانی در حد آهنگ های معمولی و در حد تصانیف می نواختند و می نوازند و از قضا در هنرستان هم درس می خواندند،..

کمتر کسی بود یا حداقل من کسی را سراغ ندارم که به قول معروف ذوحیاتین باشد. اکثراً هم تعجب می کردند که من می توانم پرده های ایرانی را از نیم پرده و پرده های معمولی حس کنم و از دیگر پرده ها تشخیص بدهم ولی باعث تعجب نبود و خیلی هم راحت بود، من این کار را براحتی انجام می دادم. البته کسانی مثل آقایان شجاع الدین لشگرلو، ورقا بدیعی و ماجرا سمندریان می توانستند ایرانی بزنند ولی از نظر بداهه نوازی، آوازی ها و جواب آواز مثلا مانند کسانی چون مرحوم تجویدی یا مرحوم بدیعی نبودند.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است