گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.

چون تا جایی که می دانیم در بسیاری فرهنگ های دیگر، مثلا مد ماژور در مقابل می نور به طور جداگانه توصیف نشده است. حال بدون در نظر گرفتن منطق درونی خود ما، ایا ابزار و راهی برای اثبات این نظریه وجود دارد که مثلا «فرم، یک کیفیت مردانه را در خود باز می تاباند، در حالی که «حس و حال ذاتا زنانه است؟ طبق تعبیر فرویدی از نمادشناسی سازهای موسیقی، تنها می توان گفت که این طبیعت کاوش گر این ایده ها نیست که ما باید با آن دست و پنجه نرم کنیم بلکه باید پیش از هر چیز به دسته بندی ها و تفسیر بپردازیم.

گرچه باید به طور خلاصه اشاره کرد که فنون روان کاوی، بیش از آنکه به موسیقی پرداخته باشد، بیشتر به عنوان درون مایه ی ادبیات شفاهی به کار گرفته شده است. شاید این امر به این دلیل باشد که در ادبیات شفاهی، تحلیل گر با یک متن گفتاری و نشانه ای مشخص سر و کار دارد. ارنست جونز حضور امیال اولیه ای که به طور طبیعی یا غیر طبیعی می توانند در خودآگاه راه پیدا کنند را مورد بحث قرار می دهد. غلیان امیال به شکل ناخودآگاهانه، می تواند باعث انگیزش علائم عصبی، زندگی خیالی و باورهای عامیانه شود. از طرف دیگر، باورهای عامیانه ی مردم نیز این نیازهای ناخود آگاهانه را در خود بازتاب داده و به وسیله ی نمادها، آنها را به عنوان توانایی مطلق فکر، اما نامنطبق بر واقعیت نشان می دهد. به گفته ی جونزتعداد حیرت آوری از این نمادها و بدون شک اکثریت آنها نمادهای جنسیتی هستند فرانتس ریکلین بر این باور است که داستان های پریان خود به طور خاص، راهی برای تحقق آرزوها هستند.

او می گوید: «روان آدمی همواره و در همه حال و در همه جا… نمادهایی می سازد که عمدتا از ناخودآگاه او بر می آید…». بنابراین قصه های پریان مملو اند از «… گذرگاه هایی رو به سوی آینده و دست یابی به آمال، سیب جاودانگی و حیات، آب حیات برای بازیافتن جوانی و حفظ آن و… چراکه در غیر این صورت، حیات ما بسیار کوتاه خواهد بود.

مسعود پورقریب

۱ نظر

بیشتر بحث شده است