رحمت الله بدیعی: در کمانچه و قیچک خودآموز بودم

رحمت الله بدیعی
رحمت الله بدیعی
ورود شما به هنرستان مربوط به کدام دوره است؟
پرویز محمود. در سال ۱۳۲۶، از سن یازده سالگی یعنی از کلاس چهارم ابتدایی، در زمان مدیریت محمود وارد هنرستان عالی موسیقی شدم. اما به خاطر برخی مشکلات خانوادگی (اینکه پدر و مادرم در کاشان بودند، من هم طبعا باید به کاشان می رفتم)، وقفه ای در تحصیلم به وجود آمد ولی طولی نکشید که دوباره به هنرستان برگشتم و تا دیپلم ادامه دادم. بعد از دیپلم هم باز چند سالی وقفه هایی در تحصیلاتم به وجود آمد، تا اینکه در سال ۱۳۵۸ لیسانس خود را گرفتم.

{پس از پرویز محمود} در دوران ابتدایی روبیک گریگوریان مدیریت هنرستان را به عهده داشت. پس از آن به ترتیب در زمان مدیریت کسانی مانند: بهاءالدین بامشاد، حشمت سنجری و در هنرستان عالی غلامحسین غریب، یوسف یوسف زاده و علی رهبری. تا زمان مدیریت ابراهیم روحی فر، من در هنرستان تحصیل می کردم.

مدت تحصیل شما از ابتدایی تا لیسانس خیلی زیاد نیست؟!
برخی مشکلات خانوادگی و کاری، باعث وقفه های زیادی در فرآیند تحصیلی من شد. بنده در عین اینکه کارمند وزارت فرهنگ و هنر بودم، به طور هم زمان در تمام این دوران شاگرد هنرستان نیز بودم. من حتی بعد از تاهل حتی با داشتن دو فرزند، لیسانس خود را دریافت کردم.

در چه تاریخی؟
خرداد ماه ۱۳۵۸٫ از قضا پس از دریافت لیسانس کار هنرستان هم خاتمه پیدا کرد. یعنی در آخرین سال هنرستان من لیسانس گرفتم! چون پس از انقلاب هنرستان ها دیگر جمع شدند و به کار خود خاتمه دادند و تعطیل شدند. گویا کلاس های موسیقی، مدارس و آموزشگاه ها برچیده شدند.

آیا کمانچه نوازی حسین یاحقی و ابوالحسن صبا را دیده بودید؟
کمانچه نوازی ابوالحسن صبا را دیده بودم و کمانچه نوازی حسین یاحقی را شنیده بودم ولی آنها مانند آقای بهاری به آن صورت روی کمانچه تکنیکی اجرا نمی کردند.

کمانچه شما ساخت چه کسی بود؟
ساخت کارگاه فرهنگ و هنر و آقای قنبری مهر بود.

قیچک از چه سالی به شکل امروزی درآمد؟
یک سال پس از تاسیس تلویزیون این ساز توسط ساخت کارگاه آقای ابراهیم قنبری مهر برای اجرای صحنه ای ساخته شد.

در ابتدا با استفاده از قیچک موافق نبودم و اعتقاد داشتم نواختن قیچک به این شکل باعث می شود این ساز از اصالت خود فاصله بگیرد. شاید اگر کسی از سیستان و بلوچستان به تهران می آمد و این ساز را تدریس می کرد، اصالت های این ساز بهتر منتقل می شد.

فکر نمی کنید شکل نواختن محلی در ارکستر ایرانی و موسیقی امروز جوابگو نیست؟
بله، صد در صد این ساز برای تکنوازی است و به آن شکل محلی نمی تواند در ارکستر ها خودنمایی کند.

نظرتان در مورد قیچک آلتو در ارکستر های ایرانی چیست؟
صدای خوبی داشت، مخصوصا در ارکستر. این بسیار صدای ارکستر را پر می کرد.

آثاری که با ویولن ایرانی اجرا می شود، در راستای کمانچه نوازی است و در کل از تکنیک های منحصر به فرد ویولن که مخصوصا در ویولن کلاسیک غربی می شنویم چندان خبری نیست (به جز چند قطعه انگشت شمار)، شما در آن زمان به این فکر نیفتادید که قطعاتی تنظیم یا تصنیف کنید که از قابلیت های ویولن بهره بگیرد؟
البته بهتر است این سئوال را باید از یک آهنگساز بپرسید ولی در زمانی که ما در ایران بودیم به قدری برنامه های فشرده و کارهایی مثل کنسرت و مسافرت و… زیاد بود که اصلا چنین موقعیتی وجود نداشت. البته آقای پایور همان زمان هم کارهای زیادی انجام دادند، بعد از انقلاب به خاطر وقفه ای که افتاد هنرمندان به این فکر افتادند که کتاب و آثارشان را بنویسند.

آیا در کمانچه خود آموخته بودید؟
بله، خود آموخته بودم. آقای پایور از ما خواستند در برنامه های زنده به جای ویولن و ویولا کمانچه و قیچک آلتو بنوازیم. من به آقای پایور گفتم نواختن کمانچه برای من راحت نیست چون تا به حال کمانچه دست نگرفته ام ولی ایشان با تدبیر، من را به نواختن کمانچه دعوت کردند تا جایی که باعث شد، بنده به گواه آثار صوتی، تا این حد آثار و تاثیراتی را از خود به جای بگذارم. من در ضبط ها با ویولن و ویولا کار می کردیم ولی در اجرای زنده کمانچه و قیچک.

بنابراین زمانی که شما کمانچه نواختید به هیچ عنوان خود صدای کمانچه مطرح نبود!
البته که مطرح بود! مسلما صدای کمانچه رنگ ایرانی تری نسبت به ویولن دارد ولی عقیده من این است که (شاید هم درست نباشد) در آن زمان به این خاطر که تصویر سازها ایرانی باشد از کمانچه استفاده شد. البته این را هم باید بگویم که با توجه به اینکه بنده قبلا ویولن می نواختم، ممکن است برای بعضی از کمانچه نوازان چندان سبک نوازندگی من جالب نبوده و از نظر آنها کمانچه نوازی اصیل نباشد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

بی‌تردید جمع شدن تمام این نارسایی‌هاست که باعث شده‌است، میانگین کیفی تولیدات موسیقی در ایران و سطح سلیقه‌ی عموم به شکل چشمگیری تنزل یابند. موضوعی قدیمی که در دهه‌های گذشته برخی از موسیقی‌دانان و موسیقی‌شناسانِ معاصر، بارها و بارها در مقالات و نوشته‌های مرثیه‌گونِ خود به آن پرداخته ‌اند(۵)، (۶).
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (III)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (III)

هیچ یک از موسیقیدانان بعدی، خواه اسکریابین که او را دوست داشت یا “دبوسی ” و “استراوینسکی” که آنها را متجمل و خالی از صداقت و صمیمیت تلقی می کرد، روی موسیقی راخمانینوف تاثیری نداشته اند. درست است که پرلود معروف راخمانینوف و دومین پیانو کنسرتوی او دارای جمله ها و عباراتی است که به همان اندازه کارهای چایکوفسکی تکان دهنده است اما از این دست، در آخرین پرلودها، اتود “تصویر برای پیانو”، آخرین آوازها و قطعه “نیایش مغرب”، خیلی بیشتر می توان یافت: اینها از لحاظ ساختار، شاهکارهایی هستند که ارزش آنرا دارند که از زیر دست “مندلسون” یا “شوپن” بیرون آمده باشند.
نقشه‌برداری موسیقایی (V)

نقشه‌برداری موسیقایی (V)

بنابراین رابطه‌هایی بین موسیقی و معماری وجود دارد که آنها را تطبیق‌پذیری نمی‌توان نامید؛ از سوی دیگر، بهره‌بردن از معماری برای موسیقی و برعکس، کافی نیست؛ هنرمند باید در پیِ شناخت کلّی و جامع از اوضاع زمان و مکان خودش باشد.
فراخوان پنجمین جشنواره و جایزه «نوای خرّم» منتشر شد

فراخوان پنجمین جشنواره و جایزه «نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم ) همزمان با سالروز تولد این هنرمند فقید فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) همزمان با سالروز تولد زنده یاد همایون خرم نوازنده و آهنگساز فقید موسیقی کشورمان فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد.
طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (I)

در موسیقی سیستمی وجود دارد که میتوان بر آن اساس جنسهای مختلف صدا (زنان و مردان) را در موسیقی کلاسیک و خوانندگی در اپرا طبقه بندی نمود و همچنین بر آن اساس شیوه های خواندن در سالنهای اپرا و تالارهای اجرا، رنگ و حجم صدا (آنهم بدون استفاده از ابزار مصنوعی و تقویت کننده) را طبقه بندی کرد.
درگذشت دنی دوهرتی

درگذشت دنی دوهرتی

دنی دوهرتی شصت و شش ساله، یکی از چهار عضو گروه مشهور فولک-راک دهه ۱۹۶۰ به نام the Mamas and the Papas ، که به خاطر همنوایی بی نقصشان در ترانه هایی چون California Dreamin و Monday, Monday، مشهور بود.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (IV)

در حقیقت خیر. من درباره وزن دست صحبت نمی کنم زیرا معتقدم دست برای ایجاد رفت و آمد آرشه روی سیمها است، همانند پاها برای راه رفتن، پاها هنگام راه رفتن احساس سنگینی نمی کنند، دستها زمانی که ویلنسل می نوازند باید حس سبکی داشته باشند. اینجاست که قیاس بال پرنده در میان می آید، زیرا بال پرنده حس سبکی در حرکت را، به وضوح به تصویر می کشد. به جای وزن دست، من روی قابلیتهای نقاط مختلف فشار روی خود سیمها تکیه می کنم. فشار سیم بستگی به چگونگی نواختن آن دارد، چقدر فاصله سیم تا پل نزدیک است زمانی که آرشه به روی سیم می آید و دست چپ نوازنده در چه ارتفاعی، بر روی دسته ساز می نوازد.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در ابتدای بازبینی و بررسی تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکت‌کنندگان غایب بودند به جلسه‌ی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی درباره‌ی رنگ صوتی ویژه‌ی «گروه پایور» و مقایسه‌ی آن با رنگ صوتی گروه‌های دوره‌ی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسه‌ی آینده موکول می‌شود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ‌ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونه‌هایی از آثار پایور در دوره‌های مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعه‌ی «آثار درویش خان»، بخش‌هایی از مجموعه‌ی هفت پیکر، «پیش‌درآمد همایون» از مجموعه‌ی «گروه‌نوازی‌های پایور»، قطعه‌ی «دردشت» از مجموعه‌ی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروه‌هایی که این نمونه‌ها را اجرا کرده‌اند دقیقا یکی نبوده‌اند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگ‌ها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همه‌ی این تفاوت‌ها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگی‌هایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروه‌نوازی‌ها ندارد.
چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

چکناواریان، هنرمند آزادی خواه

لوریس چکناواریان را نه تنها به عنوان یک موسیقیدان توانا که به عنوان هنرمندی که برای آزادی و استقلال وطن دوم اش ارمنستان کوشیده است، دوست دارم و می ستایم. در سال های اول استقلال کشور ارمنستان تعداد اندکی بودند که به تنهایی صدای تمامی مردم شدند و یک تنه در برابر ظلم حاکم ایستادند و در راه تامین آزادی اندیشه از پای ننشستند. در آن سال ها ارمنستان تمامی صدای موسیقی شده بود و ارکستر فیلارمونیک تنها برای یک ملت می نواخت چرا که از آن یک ملت بود، سکان دار این آهنگِ نا منتها کسی نبود جز لوریس چکناواریان.
سازهای الکترونیک ابتدایی و پیدایش موسیقی الکترو آکوستیک(I)

سازهای الکترونیک ابتدایی و پیدایش موسیقی الکترو آکوستیک(I)

هرچند که آشنایی انسان با نیروی الکتریسیته به قرن هجدهم برمیگردد، اما اولین سازهایی که الکتریسیته را به شکلی عملی در اختیار گرفتند تا قبل از سالهای ۱۸۹۰ در آمریکا اختراع نشده بودند و حتا این سازها هم در واقع تجربیاتی کوتاه به شمار می آمدند. هرچند که آشنایی انسان با نیروی الکتریسیته به قرن هجدهم برمیگردد، اما اولین سازهایی که الکتریسیته را به شکلی عملی در اختیار گرفتند تا قبل از سالهای ۱۸۹۰ در آمریکا اختراع نشده بودند و حتا این سازها هم در واقع تجربیاتی کوتاه به شمار می آمدند.