تعزیه خوانی (V)

هم سرایی و آواز جمعی:
نوحه مهم ترین شکل آواز جمعی است، در این فرم، تعزیه خوان و گروه هم خوان و گاه مخاطبان، به صورت سوال و جواب، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است را اجرا می کنند. تعزیه ها اغلب با پیش خوانی، شروع می شد.پیش خوانی نیز شامل اجرای نوحه ها و مقدمه ای برای شروع نمایش بود.

نوحه خوانی و مرثیه خوانی دسته جمعی در سوگ قهرمانان اسطوره ای و شخصیت های بر جسته، از پیش از اسلام رایج بود. این سنت به شکل مذهبی، وارد تعزیه نیز شد

نقالی:
دو شیوه مرسوم د نقالی یعنی نقالی حماسی و نقالی مذهبی، پدیده ای مستقل بود که به تعزیه راه یافت. نقل حماسی بیشتر شامل شاهنامه خوانی و نقل مذهبی شامل حمله خوانی و حمزه خوانی بود. نقال با ترکیبی از روایت داستانی، دکلمه آواز و خواندن برخی نغمه ها به صورتی تحکم آمیز، یک حکایت حماسی یا مذاهبی را بیان می کرد.

در نقل مذهبی، بیان تراژیک و غم انگیز و در نقل حماسی بیان پر طمطراق و خطابی وجود داشت. تعزیه از هر دو بیان در تکامل خود بهر جست. مظلوم خوان ها (اولیا یا امام خوان ها) بیشتر از نقل مذهبی و مخالف خوان ها (اشقیا و دشمنان) از نقل حماسی بهره گرفتند.

“هنوز هم می توان دو روش مشخص مقالی را در تعزیه تشخیص داد. بیان غمناک آوازی در دستگاهای معین موسیقی ایرانی که مظلوم خوان ها به کار می بردند و بازمانده نقالی مدهبی است. بیان غلو شده پر از طمطراق و تحرک و شکوه که اشقیا به کار می بردند و بازمانده نقالی حماسی است. ”

موسیقی نواحی:
آواز و نغمه های مناطق مختلف ایران به دو شکل در تعزیه بروز کرد. حضور خوانندگان برجسته و شاخصی که از شهرهای مختلف ترکیه دولت می آمدند، برخی حالات و نغمه ها را وارد تعزیه کرد.

از سوی دیگر اجرای تعزیه در مناطقی نظیر گیلان، مازندران، آذربایجان و… تلفیقی از روایت های مرسوم تعزیه و نغمه ها و آوازهای محلی را پدید آورد. این آوازها اغلب شامل مواردی بودند که از نظر فرم و محتوا بیانی غمناک داشتند. در این مورد می توان مثال هایی ارایه کرد:

مازندران: در میان انواع موسیقی مذهبی در مازندران، تعزیه، بیشترین ارتباط متقابل را با موسیقی منطقه ایجاد کرده است. مقام امیری به عنوان برجسته ترین و مشهور ترین نقام رایج در منطقه، در بخش موسیقی آوازی و حتی سازی تعزیه راه یافت و حتی تا دو سوی البرز کشانده شد.

از سوی دیگر برخی از نغمه های منطقه کومش (سمنان)، از طرق تعزیه به موسیقی منطقه مازندران نفوذ کرد. آوازهایی نظیر نجما، حقانی، محزونی و صنمبر از کومش به موسیقی آوازی مازندران راه یافته و به تدریج نیز با سازهایی نظیر “لله وا ” ( نی چوپانی ) و کمانچه اجرا شدند.

طالقان: موسیقی مذهبی در طالقان، مهم ترین موسیقی منطقه است. در تعزیه این منطقه آوازی موسوم “به کل امیر” که به احتمال برگرفته از امیری مازندران است. جایگاه ویژه ای دارد. کل امیر همچنین توسط شعر خوان های طالقان در بیان احادیث و روایت به کار می رود.

نکته قال توجه در مورد ارتباط تعزیه و موسقی نواحی، در موسیقی سازی نهفته است. بر خلاف مناطق مرکزی و شهرنشینی که موسیقی تعزیه کاملا مستقل است، در نواحی و مناطقی نظیر مازندران، گیلان، کومش و طالقان، آوازهای منطقه ضمن تاثیر در تعزیه، به مقام های سازی دیگر مناطق هم جوار وارد شدند.

ارتباط عمیق میان ساز و آواز در مناطق یاد شده و حضور سازهایی نظیر انواع نی با بیان غمناک و ویژه اش، به این ارتباط، کمک شایان کرده است. نفوذ و حضور، حالت هایی مختلف از تعزیه در ساز و آواز مناطق یاد شده، جنبه دیگری از این کنش و ارتباط متقابل است.

موسیقی سازی:
بر خلاف موسیق آوازی و گسترش قابل توجه آن، موسیقی سازی تعزیه چندان تکامل و گسترش نیافت و در حد یک نماد تشریفاتی باقی ماند. در دوران گذشته، موسیقی سازی تعزیه در استفاده از سارهای بادی (انواع سرنا و کرنا) و کوبه ای (انواع دهل و نقاره) خلاصه می شد.

در زمان قاجار و پس از ورود موزیک نظام و سازهایی مربوط، به تدریج سازهای غربی، جانشین سازهای یاد شده شد. هر چند در دوره ای کوتاه هر دو گروه سازها، با هم به کار می رفت.

ترمپت، ترومبون، کلارینت، سنج، انواع طبل در این اواخر فلوت، ابوا، از رایج ترین سازهای مورد استفاده در تعزیه بوده اند. در کلیه ادورا مذکور، سازها وظیفه اعلام آغز مراسم، ربط قسمت های نمایشی، و ایجاد فضا را بر عهده داشتند.

عدم مشارکت آنها در متن و عدم همراهی با آواز، سبب تغییر شکل و گسترش سازهای مربوط به تعزیه شد. در واقع حضور سازها، لازم، اما حاشیه ای بوده است.

منع مذهبی در استفاده از ادوات موسیقی ایرانی، حجم صدایی کم و شرایط خاص مجریان موسیقی (موقعیت اجرا) سبب شد تا سازهای ایرانی هرگز به تعزیه راه نیابند، این مسئله خود سبب شد جنبه نمایشی – تشریفاتی، سازهای خبری – نظامی پیشین، افزایش یافته و حجک صدایی و فضا سازی آنها، موقعیت این گونه سازها را در سده های متوالی تثبیت کند، این رویه هنوز ادامه دارد.

از زمان پهلوی اول، با جلوگیری از اجرای تعزیه و منع نمایش های مذهبی بسیاری از سنت های آن به خصوص در زمینه اجرای آوازهای، رو به اضمحال گذارد. وقفه پیش آمده سبب شد در دوره حاضر، بسیاری ار مجریان تعزیه، به دلیل عدم آگاهی از رموز و دقایق موسیقی آوازی، و با تاثیری از موسیقی رسانه ای، ترانه ها و آوازهای روز و نوعی مصیبت خوانی شبه مداحی – مطربی، به اجرای تعزیه بپردازند.

با وجود ان که هنوز بقایایی از تعزیه خوان های برجسته و ممتاز حضور دارند، اما شکل غالب اجرای تعزیه به خصوص در نواحی شهرنشین نظیر تهران، مبتنی بر اجرایی غیر اصیل، سطحی و فرمایشی است. بی تردید تعزیه در بخش موسیقی، نیاز به بازنگری اساسی دارد.

پا نوشت:
بخشی از این نوشتارها گفته های شخصی: محمدرضا درویشی، بهرام بیضایی و حاتم عسگری و راویان تعزیه در ایران نظیر هاشم فیاض شکل گرفته است و بقیه متن توسط نویسنده این مقاله (حمیدرضا آفریده) جمع آوری و بازنگری شده است.

4 دیدگاه

  • مهدی امامی
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ق.ظ

    سلام
    نکته ای را در قسمت موسیقی مازندران مطرح نمودید در ارتباط با نفوذ موسیقی منطقه کومش در موسیقی مازندران
    من درسمنان زیاد جستجو کردم ولی چیزی از موسیقی مختص به شهر سمنان نیافتم غیر از فکاهی هایی که با یک ملودی تقریبا ثابت در فرهنگ شفاهی این منطقه موجود است.
    این موضوع ذهن مرا درگیر کرده که ایا میشود منطقه ای با این قدمت از موسیقی تهی باشد
    لذا از شما تقاضا دارم در صورت امکان اگر اطلاعاتی در رابطه با موضوع مذکور یا نغمات محزونی،حقانی،نجما ،صنومبرو… دارید مرا هم بی نصیب نگذارید.
    مهدی امامی -خواننده و نوازنده دف

  • ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۸ در ۲:۴۵ ق.ظ

    سلام
    مرسی از توجه شما …..
    چشم اگر بتونم مطلبی در این باره پیدا کنم حتما در اختیار همگان میزارم…..

  • ارسال شده در بهمن ۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    برای دانلود تعزیه بگذار.مطالبی درباره تاریخچه تعزیه بنویس.

  • مصطفی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    منم همین طور. منتظر میمونم که مطلب راجع به موسیقی کومش بگذارید. راستی خیلی دوست دارم کمی هم راجع به آهنگ نوروز بدونم. همون سرنا و دهل معروف رو میگم. خیلی ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (IV)

حتی در پهنه ساختاری اثر نمی توان انعکاس آگاهی جمعی واقعی یافت، زیرا گرایش های بالقوه ی آگاهی جمعی را به بالاترین درجه انسجام می رساند و آن را در قالب جهانی تخیلی بیان می کند. تمامی آگاهی و ساختارهای ذهنی یک گروه اجتماعی در دایره جامعه، پرورش می یابد، اما هیچ آگاهی جمعی نمی تواند بیرون از آگاهی فردی وجود داشته باشد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

اتنوموزیکولوژیست‌ها برای آشنایی با رفتارهای موسیقایی مردم و انواع موسیقی‌ای که در شرایط مختلف زندگی خود از آن بهره‌مند می‌شوند، به مناطق مورد نظر سفر می‌کند و ضمن استقرار در آن محل به کسب تجربه و ثبت اطلاعات می‌پردازند. سفر به محل زندگی مردم با فرهنگ‌های مختلف و تجربۀ زندگی با آن‌ها و شریک شدن در لحظه‌های آفرینش و اجرای موسیقی توسط آنان و فراگیری نواختن سازهای آنان، از جمله ویژگی‌هایی است که اتنوموزیکولوژی را از سایر رشته‌های موسیقی‌شناسی متمایز می‌کند.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی، هم مبنای آوازی دارد و هم مبنای سازی. اما ویژگی‌های مبنای سازی دارای معانی متفاوتی ا‌ست. در این خصوص، عود که از سازهای موسیقی سنتی ترکیه است، نقش مهمی در اجرای موسیقی دارد. تأثیر متقابلی که نوازندگی ساز عود در موسیقی ترکیه و انواع دیگر موسیقی‌ها در طی قرن‌ها بر یکدیگر نهاده‌اند، اهمیت بسیاری دارد.
دئو برای سنتور

دئو برای سنتور

قطعه دیگری که تقریبا” همزمان با “گفتگو” تصنیف شد “دوئو برای سنتور” در سه گاه نام داشت که توسط حسین دهلوی حدود سال ۱۳۳۲ ساخته شد و توسط فرامرز پایور و داریوش صفوت اجرا و در ۱۳۳۶ منتشر شد.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (VII)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (VII)

در تشریحی به طور خلاصه: بدین ترتیب بعد از اطمینان در حد توان نقشه های جدید این ساز هر چه بیشتر تثبیت شده و برای مراحل قالب آماده شد و بعد از آماده ساز ی قالب و اجرای مراحل دیواره ها با توجه به ضخامت و ارتفاع از قبل پیش بینی شده، وارد مرحله بعدی و آماده سازی چوب صفحه زیر برای برش و تراش شدیم که در این قسمت وضعیت میزان الاستیسیته چوب افرا مورد آزمایش قرار گرفته و میزان تغییرات را در آن اجرا نموده و بعد از اتمام مراحل اولیه وارد بخش اتصال آن به سطح لبه دیواره ها شدم و بعد تنظیم ساختار کوکها در صفحه و هماهنگی فضای داخلی محفظه وارد بخش بعدی شده و طبق برنامه مراحل اجرایی برای صفحه روی ساز به اجرا در آمده و استحکامات ملزوم در نقاط استاتیکی آن در نظر گرفته شد و با توجه به اجرای دریچه های اف و تاثیر کاهش شدید مقاومت صفحه ساز، مجموعه ساختار مقاومتی ساز مساعد بوده و مجددا با مواد مخصوصی در حدود ۳۰ درصد مقاومت آن افزایش یافته و در هماهنگی مساعد تری با صفحه زیر و دیواره ها قرار گرفت که هماهنگی حیاتی ساختار و اجرای متقابل است.
تحقیر ده هزار تومانی (I)

تحقیر ده هزار تومانی (I)

وقتی که در-۲۲ تیر ماه- برای حضور یافتن در کنسرت “یار نادیار” استاد علی اکبر مرادی و فرزندش به تالار شهید بهشتی کرمانشاه رفته بودم و از میان صدای گریه‌ی بچه‌های قدونیم‌قد، خش‌خش پاکت چیپس و زیر نور شدید سالن در جایگاه شنوندگان تلاش می‌کردم چیزکی از صدای ساز علی اکبر مرادی دستگیرم شود، دلم به حال خودم و تمامی آن چند صد نفر حاضر در سالن سوخت؛ در همین حال و هوا بود که تصمیم گرفتم یادداشتی بنویسم برای آگاهی آنهایی که از این شرایط رنج آور خبر ندارند.
نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

سرکار خانم ارفع اطرائی متولد تیرماه سال ۱۳۲۰ می باشند.وی سابقه چهل و هفت سال نوازندگی و تدریس مستمر در شغل رسمی و کلاس خصوصی و تربیت شاگردان ممتاز دارد.ایشان هنرجوی سومین دوره هنرستان عالی موسیقی ملی بوده است که دارای دیپلم از هنرستان موسیقی ملی و لیسانس از هنرکده موسیقی ملی می باشد که هر دو دوره را با کسب رتبه اول به پایان رساند.
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خرم و تجویدی نیز از نمونه های دیگراند، تجویدی از اخطار پدرش سر باز زد. سرانجام لازم است به گروهی اشاره کنیم که حتی مجال خودآموختگی هم پیدا نکردند. به راستی تاریخ موسیقی ما تاریخ ناکامی استعدادها است!
خواهران رهبری

خواهران رهبری

در ادامه مقاله هایی که در مورد علی (الکساندر) رهبری موسیقیدان برجسته ایرانی در گفتگوی هارمونیک نوشته شد، در این مقاله به خواهران رهبری که ایشان هم از موسیقیدانان برجسته ایرانی در اروپا هستند می پردازیم. نوشته زیر در قسمت اول به فرشته رهبری نوازنده فلوت می پردازد که توسط پژمان اکبرزاده نوشته شده و از کتاب «موسیقی دانان ایرانی» (جلد چهارم) که نوشته همین نویسنده و اکنون زیر چاپ است برداشت شده. قسمت دوم به زهره رهبری نوازنده کلارینت و ساکسیفون می پردازد که از سایت انتشارات (Naxos) ناکسوس برگردان پارسی شده. توجه شما را به این مطلب جلب می کنیم: