پرتی ینده، الماس جدید اپرا (I)

پرتی ینده
پرتی ینده
چندی پیش، فصل اپرای ملی پاریس در کاخ گرنیه (Palais Garnier) با نسخه جدید لا تراویاتا (la Traviata) اثر جوزپه وردی (Giuseppe Verdi) به کارگردانی سیمون استون (Simon Stone)، کارگردان استرالیایی، آغاز شد. این اپرا تا ۱۶ اکتبر ۲۰۱۹ در کاخ گارنیه بر روی صحنه است.

ویولتا، پاریس هیلتون و یا کیم کارداشیان: همان مبارزه. ویولتا، خانمی جوان است که در شبکه های اجتماعی حضور فعال دارد. برای کارگردان سیمون استون، ویولتا که در نسخه کلاسیک مبتلا به آسم است در نسخه قرن بیست و یک سرطان دارد؛ او یک ستاره وب است که تصاویر خود را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد و آن ها را برای تبلیغ به فروش می رساند. مانند اثر قبلی خود مِده (Médée) کارگردان از ابزار تدوین سینمایی بهره می جوید و با استفاده از یک دکور چرخشی مکان های متفاوتی ایجاد می کند؛ او همچنین به خوبی از قطعه های ویدیویی به عنوان دکور استفاده می نماید.

قهرمان مشهور وردی از خانم کاملیای قرن نوزدهم که در دربار رفت و آمد دارد تبدیل به تاثیرگذار شبکه های اجتماعی و حتی «دختر اینستاگرامی» (Insta-girl) می شود. بر روی دو دیوار بزرگ روی صحنه صحفه اینستاگرام ویولتا با ۱۴۷ میلیون مشترک و هزاران هزار “لایک” و صفحه سایت او Beauty.com، عکس ها، سلفی ها و پوستر تبلیغاتی برای یک عطر دیده می شود.

خواننده سوپرانو، پرتی ینده (Pretty Yende)، به عنوان ویولتا (Violetta) در این اپرا ایفای نقش می نماید. چشم های پرتی ینده در ابتدای هر پرده ی اپرا بر روی صفحه های بسیار عظیم حضار را نظاره می کند.

پرتی در مورد نقش خود این چنین می گوید: «من فکر می کنم که او یکی از شیک ترین زنان زمان خود است، با تربیتی عالی. او می دانست که از زندگی چه می خواهد و در زمانی که برای زنان دیگر این امکان فراهم نیست، برای زندگی خود تصمیم می گیرد. طراوت و سرزندگی او را دوست دارم چون در حالی که می داند که بیمار است و وقت زیادی برای زندگی کردن ندارد سرزندگی خود را حفظ می کند.»

در راستای کارهای قبلی خود در تئاتر با قرار دادن نمایشنامه های اوریپید (Euripide)، ایبسن (Ibsen) یا چخوف (Tchekhov)، در زمان معاصر، سیمون استون نسخه ۲۰۱۹ تراویاتا را به نمایش می کشد. الکساندر دومای پسر (Alexandre Dumas fils) از ماری دوپلِسی (Marie Duplessis) الهام می گیرد تا شخصیت مادام کاملیا (La Dame aux camélias) را بیافریند. مادام کاملیا به نوبه خود الهام بخش وردی می شود تا شخصیت ویولتا وَلری (Violetta Valéry) را خلق کند. همان گونه که ماری دوپلِسی با محفل بازی و دلربایی زندگی می گذراند، تراویاتای مدرن نیز همان کار را در قرن بیست و یکم انجام می دهد: او با به نمایش گذاشتم و به فروش رساندن جذابیت خود در تصویرهای دیجیتال زندگی می گذراند.

در پیش نمایش این اثر که برای افراد پایین تر از ۲۸ سال در نظر گرفته شده بود پرتی به صورت ایستاده و بیش از کارگردان مورد تشویق حضار قرار می گیرد؛ این بدان معنی است که پرتی به خوبی از پس نقش خود برآمده است.

پرتی ینده برای اولین بار در سال ۲۰۱۶ در اپرای ملی پاریس با بازی در آرایشگر سویل (Barbiere di Siviglia) بر روی صحنه رفت. پس از آن در نقش های کلیدی لوسیا دو لَمِرمور(Lucia de Lammermoor) وترزا در بنوِنوتو چلینی (Benvenuto Cellini) بازی کرد.

این هنرمند سیاه پوست، حرفه خود را با نقش ریگا (Riga) در میکالا (Micaëla) اثر کارمن (Carmen) آغاز می کند. او اولین هنرمندی است که در تاریخ کنکور بِلوِدِره وین (Belvedere) در سال ۲۰۱۰ موفق می شود جایزه اول در دو بخش اپرا و اپرت را به خود اختصاص دهد. سال ۲۰۱۱، برنده کنکور اپرالیا پلاسیدو دومینگو (Operalia Placido Domingo) می شود و مدرک خود را از آکادمی برای هنرمندان جوان لا اسکالا دو میلان (la Scala de Milan) دریافت می کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

ریتم و ترادیسی (IX)

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.
چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) همچنین رهبر میهمان اصلی اپراهای بسیاری بوده: اپرا سن فرنسیسکو از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، اپرا متروپولیتن نیویورک (که اولین اجرایش با آنان در سال ۱۹۷۲ از “ارفئو” اثر گلوک بوده)، اپرای وین، اپراهای زوریخ و ژنو، خانه اپرای رویال (جایی که اجراهایی منحصر به فردی از رومئو و ژولیت اثر گونود، سمله از هاندل و روسالکای دئورژاک رهبری نمود.) در بازگشایی مجدد تئاتر شهر پراگ در سال ۱۹۹۱ کنسرتی را رهبری نمود. مکرس مدال شوالیه انگلستان را در سال ۱۹۷۴ دریافت نمود، در سال ۱۹۷۹ برای خدمتش در عرصه موسیقی جهانی از او تقدیر شد، در پایان سال ۱۹۹۶ مدال افتخار جمهوری چک را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۸ هنرمند منتخب استرالیا شناخته شد.
بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

توضیح این مسأله خیلی سخت است. همه‌ی بچه ها تک تک سلول‌هاشان پر از فانتزی و ایده است. منتها این ویژگی در مورد هر کدام از ما کاربرد متفاوتی پیدا کرده است. مثلن ارسلان بیست سال است که مایستر ارکستر سمفونیک است و با وجود اینکه به لحاظ تئوری به علم موسیقی اشراف دارد ولی چیزی که به او جرأت خلق می‌دهد حضورش در ارکستر است. ارسلان بیست سال است که هارمونی می شنود. آهنگی که مثلن من چند هفته باید کار کنم تا برایش هارمونی بنویسم و ارکستراسیون اش را تنظیم کنم، ارسلان یک شبه می نویسد.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (II)

در بهار ۱۹۴۵، بعد از انقلاب پاریس، رامپال توسط آهنگساز Henri Tomasi و سپس رهبر ارکستر ملی فرانسه (Orchestre National de France ) دعوت شد تا در رادیوی ملی فرانسه بطور زنده کنسرتو فلوت Jacques Ibert را که در سال ۱۹۳۴ برای Marcel Moyse نوشته بود را اجرا کند. این برنامه او در رادیو اولین در میان برنامه های مشابه بود و به شروع کنسرتهای او کمک کرد. در این زمان او فلوت را به عنوان یک ساز سلو در کنسرتها ترویج داد که بوضوح این کار رامپال بر اثر راهنمایی های Moyse بود.
نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

جان ویلیامز در بیوگرافی جدیدش اظهار کرده که معلم سابقش شاگردانش را مجبور به تقلید از استایل خود می کرده و از نظر موسیقیایی دچار تکبر بوده است. آوازۀ آندرس سگوویا بیست و پنج سال پس از مرگ او توسط شاگرد مطرحش جان ویلیامز به چالش کشیده شده است. اعتراض ویلیامز به فخر فروشی “موسیقیایی” و “اجتماعی” سگوویا است که باعث از بین رفتن خلاقیت شاگردانش می شده است.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

آریستوگزنوس همچنین قاعده‌ی «تحدید موضوع» (۱۱) را به کار می‌برد تا موضوع دانشی را که در حال شکل دادن به آن است تعریف کند و نشان دهد که چه چیزی موضوع مورد بررسی آن است و چه چیزی نیست. و درست از همین نقطه است که او از معلم‌اش ارسطویی‌تر می‌شود (Anderson 1980: 81) (12)، چرا که ارسطو تقریبا نظر فیثاغورثیان را پذیرفته و نغمه‌شناسی را بخشی از ریاضیات فرض کرده بود. اما آریستوگزنوس با استفاده از قواعدی که نام‌شان بردیم موفق می‌شود دانش نغمه‌شناسی را کاملا خودمختار نگهدارد و ضوابط و معیارهای آن را تا آنجا که ممکن است به حوزه‌ی همین دانش محدود کند (۱۳).
ماجرای غم انگیز نقد لطفی

ماجرای غم انگیز نقد لطفی

چندیست که ماجرای کمانچه نوازی محمدرضا لطفی نوازنده و آهنگساز صاحب نام ایران، پس از چند سال بازار نقد و نقادی را در نشریات گرم کرده است. نقدها با کیفیت های مختلف و از زاویه های متفاوت بر نوازندگی و گفته های لطفی در خبرگزاری ها و مجلات هنری به چاپ رسیده و تقریبا این ماجرا بدون نتیجه ای خاص به پایان رسیده است.
“قمر” در عقرب (I)

“قمر” در عقرب (I)

در سال ۲۰۰۷ در کشور فرانسه فیلمی بر اساس زندگی واقعی خواننده زن فرانسوی ادیت پیاف (۱) ساخته شد با نام: “زندگی همچون گل سرخ” (۲) که بازیگر نقش ادیت پیاف در آن فیلم ماریون کاتیلارد (۳) به شکل بی سابقه ای،‌ توانست در همان سال جوایز جشنواره های معتبر سینمایی جهان از جمله اسکار، بفتا، ‌گلدن گلوب، سزار و… را به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن به خود اختصاص دهد که ایفای نقش کاتیلارد در این فیلم باشکوه، ‌به حق، سزاوار این ستایش ها نیز بود.
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (I)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (I)

راوی شانکار (Ravi Shankar) متولد ۷ آپریل ۱۹۲۰ با اصلیت بنگالی-هندی، آهنگساز و نوازنده سیتار و مشهورترین هنرمند تاریخ هندوستان است. او پیرو بابا الا اودین خان، خالق مایهر قارانا (Maihar gharana) در موسیقی کلاسیک هند است. شانکار، پیشرو نوازندگان هندی در عصر نوین می باشد. او سالهای زیادی با نوازنده طبلا (tabla) استاد الله راکا (Ustad Allah Rakha) کیشن مهاراجه (Kishen Maharaj) و به طور مقطعی با نوازنده بزرگ سارود، علی اکبر خان همکاری نزدیکی داشته است. همچنین مشارکت وی با ویولونیست بزرگ یهودی منوهین، فیلمساز ساتیت رای (Satyajit Ray) و گروه بیتلز (Beatles) به خصوص جرج هریسون، در فعالیتهای بین المللی او قرار دارند.
ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.