گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (III)

تا اینجا سه هنرمند بزرگی را نام بردم که سبک و شیوه ی نوازندگی ایشان بسیار تحت تاثیر استادان شان است و ابداعات آنان نیز در محدوده ی همان تکنیک های ردیف میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی است. در حقیقت می توان گفت آنها به ساختار ردیف بسیار تکیه داشته اند و خلق ساختارهای جدید ایشان نیز ریشه در جملات و الگوهای ریتمیک ردیف دارد. در بسیاری از تکنوازی ها و آثار آهنگسازی شده توسط اینان، می توان مشاهده کرد که چطور موتیف هایی را از ردیف گرفته اند و با بسط و گسترش آن هم در ایجاد فرم جدید موفق بوده اند و هم در ایجاد حال و هوایی تازه در موسیقی ایرانی راهگشا بودند.

تا اینجا سه هنرمند بزرگی را نام بردم که سبک و شیوه ی نوازندگی ایشان بسیار تحت تاثیر استادان شان است و ابداعات آنان نیز در محدوده ی همان تکنیک های ردیف میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی است. در حقیقت می توان گفت آنها به ساختار ردیف بسیار تکیه داشته اند و خلق ساختارهای جدید ایشان نیز ریشه در جملات و الگوهای ریتمیک ردیف دارد. در بسیاری از تکنوازی ها و آثار آهنگسازی شده توسط اینان، می توان مشاهده کرد که چطور موتیف هایی را از ردیف گرفته اند و با بسط و گسترش آن هم در ایجاد فرم جدید موفق بوده اند و هم در ایجاد حال و هوایی تازه در موسیقی ایرانی راهگشا بودند.

اما در دوره ای که رادیو وارد ایران می شود ساختار موسیقی ما دچار تغییرات و دگرگونی هایی می شود.

نخستین تغییرات در تکنوازی های نوازندگان رادیو قابل مشاهده است. ساز ویولن جایگزین کمانچه می شود و بسیاری از تکنیک های غربی و یا عربی و ترکی به حیطه ی نوازندگی ویولن ایرانی راه پیدا می کند.

در نوازندگی تار ما شاهد هستیم که سنت تکنوازی تار با گذشته تفاوت های چشمگیری پیدا کرده است که به عنوان مثال در ساز جلیل شهناز بیشتر شاهد خلق ملودی هایی جدید و ابداعاتی در سنوریته ی ساز هستیم که تا پیش از آن سابقه نداشته است.

در حقیقت می توان گفت سنت های قدیم و همچنین تکیه به ساختار گسترده و متنوع ردیف به شدت کمرنگ شده و شاخه ی اتصال موسیقی این دوره به موسیقی اواخر دوره ی قاجار بسیار سست شده است.

اما در همین زمان دانشکده موسیقی دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران، هنرستان موسیقی ملی و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی به کمک استادانی چون علی اکبر شهنازی، نورعلی برومند و عبدالله دوامی و… سعی در انتقال سنت های گذشتگان دارند که خوشبختانه می توان گفت که اگر تلاش آنان در امر آموزش نبود امروز پل ارتباطی بین روزگار ما و اواخر دوره ی قاجار وجود نداشت و ما بخش عظیمی از سنت موسیقی خود را از دست داده بودیم.

ما با کمک تلاش های کسانی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، علی اکبر شکارچی، پرویز مشکاتیان، داریوش طلایی، رضوی سروستانی، بهمن رجبی، ناصر فرهنگفر، داریوش پیرنیاکان و… توانستیم بخش عظیمی از این میراث بزرگ را حفظ کنیم.

آثار این هنرمندان در دوره ی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، توانست بار دیگر آن ساختار کلی را که می رفت به فراموشی سپرده شود را نجات داد و روح تازه ای در آن دمید.

خلق آثاری با محتوای اشعار انقلابی و نیز در بخش موسیقی بیکلام، با ایجاد روح حماسی، ثابت کرد که ساختار ردیف موسیقی ایرانی، ساختاری است که محتواهای کشف نشده ی بسیار دارد و هنوز می تواند دست مایه ی خلق آثار جدید، با عنایت به روح زمانه، تاریخ و تحولات اجتماعی روز باشد.

مهدی کهیازی

دیدگاه ها ۲

بیشتر بحث شده است