گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

تاریخ موسیقی ایرانی در صد ساله ی اخیر دارای تحولات زیادی بوده است. فعالیت های استادان میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی بیشتر پیرامون آموزش و تربیت هنرجو بوده است. آنچه که از ساز میرزا حسینقلی برجا مانده، آثاری است که به شدت وابسته به همان ردیفی است که خود نقل کرده و به هنرجویان خود آموزش داده است. هرچند که قدرت و تبحر شگرف وی در فن و تکنیک نوازندگی بسیار قابل توجه است اما خلاقیت در آن کمتر به چشم می خورد.

از میان شاگردان این دو استاد بزرگ که در اواخر دوره ی قاجار می زیسته اند، سه نفر بسیار شاخص هستند.

یکی از ایشان درویش خان است که ساز وی دارای ساختارهای بدیع و نو است. ضمن آنکه فرم جدیدی را با عنوان پیش درآمد، به رپرتوار موسیقی ایرانی می افزاید که این فرم تا کنون عرصه خلاقیت بسیاری از هنرمندان گشته است که تا روزگار ما نیز، ذوق آزمایی در این فرم ادامه دارد.

دیگر نوازنده ی شاخص در این دوره، مرتضی نی داوود است که در نوازندگی تار دارای سبکی خاص و منحصر به فرد است. ساختار های تازه ی وی در خلق موسیقی، چنان شاخص است که حتی شنونده ی غیر حرفه ای موسیقی نیز، قادر خواهد بود ساز وی را از ساز دیگر نوازندگان تار تشخیص دهد.

تصنیف های وی نیز دارای فرم بدیع است که رد و نشان نوازندگی تارش نیز در آن ها تجلی پیدا کرده است.

همچنین در ساخت چهار مضراب های کوتاه، از پایه ها و الگوهای ریتمیکی استفاده می کند که تا پیش از وی در نوازندگی تار بی سابقه بوده است.

و اما سومین هنرمند بزرگ این دوره علی اکبر خان شهنازی است. اهمیت وی در تاریخ موسیقی ایرانی ابتدا از این روست که وی ردیف پدرش میرزا حسینقلی را روایت و اجرا کرده است و همچنین خود ردیفی را خلق می کند که سرشار از ساختارهای متنوع و بدیعی است که تا کنون سابقه نداشته است و شاید بتوان او را بزرگترین هنرمندی نامید که تا کنون فرم جدیدی را به موسیقی دستگاهی افزوده است.

در ردیف هایی که پیشینیان وی، روایت و اجرا کرده اند به هیچ وجه پیش درآمد وجود نداشته است. همچنین مرکب نوازی هم وجود نداشته است و البته که ضربی های متنوع در ردیف دوره ی عالی وی هم از شاخصه های مهم این ردیف است.

مهدی کهیازی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است