یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود

یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در تاریخ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. در این یادمان، گروه تمبک به سرپرستی آرش فرهنگ فر، دونوازی سنتور و تمبک (محمد موحد نیا و آرش فرهنگ فر)، تک نوازی تمبک و ضربی خوانی (آرش فرهنگفر)، دو نوازی تار و تمبک (سیاوش برهانی و آرش فرهنگ فر) به اجرای موسیقی خواهند پرداخت. سخنران برنامه یاد شده میرعلیرضا میرعلینقی است. همچنین پخش تصاویری از اجراهای ناصر فرهنگفر و سخنان بزرگان موسیقی ایران درباره این هنرمند فقیر از دیگر بخش های برنامه است.

ناصر فرهنگ فر در چهارم آبان سال ۱۳۲۶ در شهر کهن و تاریخی ری دیده به جهان گشود. از سن هفت سالگی تمبک می نواخت و چون تنبک نداشت از کوزه های سفالی که مادرش روی آن پوست می کشید، استفاده می کرد.

ابتدا، پدرش مخالف تنبک نوازی وی بود و معتقد بود که باید خوشنویسی را ادامه بدهد ولی در آینده ناصر فرهنگ فر هم موسیقی و هم خوشنویسی را دنبال نمود و پیشرفت شگرفی داشت؛ پدرش وقتی استعداد و درخشش او را در زمینه ی موسیقی مشاهده کرد وی را مورد تشویق و ترغیب قرار داد. پدرش حسینعلی در شهربانی آن زمان مشغول به خدمت بود و برای دل خود تار می نواخت. عمویش حسن (ملقب به خوشرو) که از نوازندگان برجسته بود و تنبک را به شیوه رو حوضی، استادانه می نواخت و همچنین صدایی گرم داشت که معمولا اشعار ضربی را به همراهی تمبک می خواند.

جد مادریش میرزا مهدی خوشنویس از خوشنویسان مشهور دوره قاجار بود که از او چند قرآن به خط نسخ به جا مانده است.

ناصر فرهنگ فر تمبک را از محمد ترکمان که از خویشان و شاگردان خوب مرحوم امیر ناصر افتتاح بود فراگرفت و پیشرفت چشمگیری نمود. در سال های بعد در یک مهمانی افتخار آشنایی با حسین تهرانی را داشت و اتفاقا به تنبک نوازی پرداخت که در آخر حسین تهرانی به صاحب خانه گفت: «این پسر آینده ی درخشانی دارد.» از همین جا افتخار شاگردی استاد حسین تهرانی برایش فراهم شد و چند جلسه از محضر این استاد استفاده نمود.

حسین تهرانی معتقد بود که فرهنگ فر تنبک را خوب می نوازد پس به وی گفت: «بهتر است برای فراگیری نت نزد محمد اسماعیلی بروی».

سپس فرهنگ فر جهت فرا گرفتن کتاب حسین تهرانی که در آن زمان جزوه دست نویسی بود نزد محمد اسماعیلی رفت.

از سال ۱۳۴۲ به توصیه پدرش به انجمن خوشنویسان رفت و نزد استادان سید حسن میرخانی، سید حسین میرخانی، علی اکبر کاوه و غلام حسین امیرخانی به شاگردی پرداخت و تا پایان عمر برای دل خود به خوشنویسی پرداخت.

از سال ۱۳۴۹ به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی رفت و پس از امتحان به عنوان نوازنده و مدرس مشغول به کار شد.

از استادان عبدالله دوامی، نور علی برومند، دکتر داریوش صفوت، یوسف فروتن، سعید هرمزی و اصغر بهاری در مورد موسیقی دستگاهی و تصانیف قدیم کسب فیض و گاهی اوقات با این استادان به همنوازی می پرداخت.

از سال ۱۳۵۰ در برنامه تلویزیونی «هفت شهر عشق» و از سال ۱۳۵۱ هر سال در جشن هنر شیراز با دوستان و یارانش به هنرنمایی می پرداخت.

سال ۱۳۵۲ همراه گروه مرکز حفظ و اشاعه به بلژیک رفتند و با گروه باله موریس بژار همکاری نمودند که همین برنامه در همان سال در تخت جمشید به نام باله گلستان اجرا شد.

وی از سال ۱۳۵۴ با گروه شیدا به سرپرستی یار دیرین خود محمدرضا لطفی همکاری نمود و برنامه های متعددی در تلویزیون و رادیو مثل گلهای تازه و گلچین هفته اجرا نمودند.

در سال ۱۳۵۴ به دعوت رابرت ویلسون کارگردان شهیر آمریکایی به نیویورک رفت و در تئاتر وی به ضرب نوازی زورخانه، ضربی خوانی و آواز پرداخت.

در سال ۱۳۵۶ با تاسیس گروه عارف با این گروه به همکاری پرداخت و تا سال ۱۳۶۳ با تعطیل شدن کانون چاووش آثاری را به همراهی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان ارائه کرد.

وی علاوه بر آشنایی به سبک و شیوه های مختلف پیش از سن سی سالگی سبکی متمایز و نو در تمبک بنیان نهاد.

صدای تمبک، تکنیک و انگشت گذاری، خلاقیت و بداهه نوازی، تسلط بر ردیف، آواز، ضربی خوانی و ریتم لنگ و آشنایی به اوزان شعری او را متمایز و ممتاز کرده بود. ناصر فرهنگ فر در ۲۳ امرداد ۱۳۷۶ در ۵۰ سالگی چشم از جهان فروبست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با خانم دیلنا جنسون (Dylana Jenson) در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰ ساعت ۴:۵۷ صبح. ویلنیست و استاد بزرگ ویلن، متولد ۱۴ مه ۱۹۶۱ در کالیفورنیا-آمریکا است. برای درک هنر خانم جنسون تنها به اثر جدید وی از کنسرتو ویلن شوستاگویچ گوش سپارید. این اثر مرا مجذوب خود نمود: قدرت، استعداد دیوانه کننده، غمی ژرف و شور… مرا به شنیدن آن وا داشت، مرا به گریستن سپرد.
نمودی از جهان متن اثر (IV)

نمودی از جهان متن اثر (IV)

نظریه‌ی موسیقی به عنوان مجموعه‌ی قوانین و دستورالعمل‌های موسیقی بر تجزیه و تحلیل موسیقایی عمیقاً تاثیرگذار است. همان‌طور که در مثال به شکلی بسیار ابتدایی مشخص شد یکی از نمودهای تعریف‌ آنالیز موسیقی در تشخیص عناصر ساختاری و تجزیه‌ی یک اثر موسیقایی تجلی می‌یابد و درست از همین نقطه است که حضور نظریه‌ی موسیقی به عنوان یک امر لازم پدیدار می‌شود.
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

مقدمه ای بر گام پنتاتونیک

گام پنتاتونیک از جمله گامهایی است که در موسیقی Jazz کاربرد دارد، یکی از متداول ترین آنها گامهایی است که بر اساس یک گام ماژور ساخته می شود. گامی است متشکل از ۵ نت که از فاصله های دوم بزرگ و سوم کوچک تشکیل شده است.
جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

چهار شب جشن خانه موسیقی همزمان با پایان مهرماه به آخر رسید. در این سه شب گروه شهناز با سرپرستی مجید درخشانی و آواز محمدرضا شجریان، گروه کامکارها به سرپرستی هوشنگ کامکار و ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی به اجرای برنامه پرداختند و در روز چهارم که در واقع اختتامیه این برنامه بود طی مراسمی از مقام هنری چند هنرمند که هیچ کدام در محل برنامه حضور نداشتند، تقدیر شد و نیز در قسمت دوم برنامه داریوش طلایی به همراه آرش فرهنگفر به اجرای برنامه پرداختند.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یحیی زرپنجه که نام دوم او هارون جزاسند (Haron Jzasnd) بود در تهران و در خانواده ای موسیقی دوست و موسیقی کار، در به سال ۱۲۷۰ شمسی متولد شد. پدرش آقا ربیع نوازنده دایره بود و آوازهای ضربی هم می خواند. برادرش هم به شیوه مرسوم آن دوره -که تار رایج ترین ساز آن زمان بود- به نواختن مشغول بود. خانواده زرپنجه از آن جا که موسیقی را وسیله ارتزاق و امرار معاش خود قرار داده بودند، فرزندان خود را نیز به یادگیری این فن تشویق می نمودند.
گروه ریمونز (VII)

گروه ریمونز (VII)

وگا از طرحهایی که به حمایت از انتخابات رئیس جمهوری، در جهت عقربه های ساعت دور طرح عقاب شعارهایی نوشته بودند استفاده کرد و به جای آن، نامهای مستعار چهار عضو اصلی گروه را قرار داد: جانی، دی دی، جوی و تومی. در طی سالها، نامهای اعضای گروه روی تی شرت ها تغییر یافت.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (II)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (II)

تکرار یک تم یا ایده یا حتی جمله و ملودی در بستر زمانی یک فیلم باعث ایجاد انتظار در شنونده می شود که این موسیقی چیست و چه هدفی از تکرار آن دنبال می شود که در همان صحنه های رویارویی مادر و فرزند پخش می شود. این اتفاق ذهن کنجکاو بیننده را در دنبال کردن موسیقی پویا نگه می دارد و بعد از فراز و نشیب هایی در سکانسی قرار است مادر و فرزند به نسبت حقیقی خود پی ببرند. آهنگساز در اینجا آماده است که فرم کلی موسیقی اش را که تاکنون رد پاهای گوناگونی از آن را در بخش های مختلف فیلم دیده ایم به نمایش بگذارد و شنیده شدن واضح موسیقی سرنوشتی مصادف می شود با صحنه ی برخورد آگاهانه ی مادر و فرزند.
موسیقی بی کلام و موقعیت طنز

موسیقی بی کلام و موقعیت طنز

این چکیده نظرات سید علیرضا میرعلینقی، مورخ و روزنامه نگار شناخته شده موسیقی ایرانی است. اولین مقاله به زبان فارسی درباره جلوه های طنز در موسیقی ایرانی به قلم اوست که در شماره سوم نشریه دانشگاهی “رهپویه هنر” (۱۳۷۵) چاپ شده است.
آنها برای بردن من می آیند

آنها برای بردن من می آیند

ترانه نوآورانه یا novelty record اصطلاحی است که برای موسیقی همراه با نوآوری در اجرا و استفاده خلاقانه از فنون صدابرداری، به طوری که این نوآوری به یک روش محبوب اجرا و ضبط بدل شود، به کار میرود. در طی سالیان، ترانه هایی نوآورانه اجرا و ضبط شده اند که عجیب ترین و موفق ترین آنها، اثری از ناپلئون چهاردهم Napoleon XIV به نام : “They’re Coming to Take Me Away, Ha-Haaa!” (آنها برای بردن من می آیند، ها هااا) است.