سفیر فرهنگی لبنان (I)

فیروز
فیروز
نهاد حداد (Nouhad Haddad) معروف به “فیروز‎”، متولد ۲۱ نوامبر ۱۹۳۵ یکی از مشهورترین خوانندگان پیشرو لبنان است. وی شمایلی فرهنگی از جهان عرب به جهان معرفی کرده و آثار او در این مناطق بسیار شنیده شده و همواره افتخار ملی لبنان بوده است. وی در خانواده ای مسیحی به دنیا آمد و زمانی که با آسی رهبانی (Assi Rahbani)، یکی از دو برادری که به او کمک کردند تا حرفه اش را به عنوان خواننده بهبود بخشد، ازدواج کرد مذهبش را به ارتودوکس یهودی تغییر داد. خانواده اش کمی پس از تولد او به بیروت نقل مکان کردند.

وی همچنین مادر خواننده و آهنگساز لبنانی زیاد رهبانی (Ziad Rahbani) و کارگردان و عکاس ریما رهبانی (Rima Rahbani) می باشد. او نامش در جشنواره بین المللی بعلبک (Baalbek) بسیار سرشناس است، جایی که او بیشتر آثارش را در آنجا اجرا کرده است.

شهرت وی پس از حضورش در “شبهای لبنان” به دست آمد. برای بیان عشقش به شهر، دو قطعه را که اولی به نام خود شهر و دومی “دراج بعلبک” (Draj Baalbek) نام داشت، تقدیم کرد. از فیروز به عنوان “سفیر لبنان” نیز نام برده می شود.

audio file بشنوید قسمتی از “le beirut” با صدای فیروز را

نهاد، کودکی بسیار خجالتی بود و دوستان زیادی در مدرسه نداشت و تنها به مادربزرگ خود نزدیک بود که تابستانها را در کنار او سپری می کرد و به خاطرات سفر وی به آمریکا گوش می سپارد، او زندگی ساده روستایی را می ستود. در سن ده سالگی نهاد با صدای زیبایبش در مدرسه شناخته شده بود. گفته شده خانواده اش آنقدر فقیر بودند که از عهده خرید رادیو نیز بر نمی آمدند، نهاد جوان هر غروب از پشت دیوارهای نازک خانه به صدای رادیوی همسایه گوش می سپرد و بدین گونه گوش خود را در جهت درک موسیقی تقویت می نمود.

او معمولا در جشنواره های مدرسه می خواند، بدین گونه مورد توجه محمد فلیفل (Mohammed Fleyfel) موسیقیدان و مدرس کنسرواتوار لبنان قرار گرفت، کسی که به طور اتفاقی در یکی از جشنواره های مدرسه در سال ۱۹۵۰ شرکت کرد. او تحت تاثیر صدا و نحوه اجرای نهاد قرار گرفته بود و به وی توصیه کرد تا در کنسرواتوار ثبت نام کند.

در ابتدا پدر وی با این امر مخالفت کرد، اگرچه با این شرط که برادر نهاد، او را در کلاسها همراهی کند به وی این اجازه را داد. خانواده اش بسیار مشوق اش بودند و اگرچه وضع مالی خوبی نداشتند اما پدرش روزی او را با خرید یک رادیو غافلگیر کرد. پدرش با یاد دادن قرآن به او با روش خود به پیشرفت او کمک می کرد. روزی هلیم ال رومی (Halim El Roumi) مدیر شبکه رادیویی لبنان صدای او را شنید، وی به شدت از شنیدن صدای نهاد متاثر شده بود و اعتقاد داشت انعطاف پذیری ناب صدایش طوری است که هم قابلیت خواندن موسیقی شرق و هم غرب را دارد.

audio file بشنوید قسمتی از “Kifak Inta” با صدای فیروز را

بنابر خواسته نهاد، ال رومی در شبکه رادیویی بیروت او را به عنوان خواننده کر منسوب کرد و چندین آهنگ برای او ساخت، وی نام “فیروزه” را برای او برگزید. فیروزه به برادران رهبانی، آسی و منصور که آنان نیز موسیقی دانان شبکه رادیویی بودند معرفی شد. زمانی که فیروزه قطعه “ایتاب” (سومین آهنگی که آسی برای او ساخت) را اجرا کرد، بسیار سریع در جهان عرب پخش شد و فیروزه را به عنوان خواننده ای برجسته در موسیقی عربی معرفی کرد. آسی و فیروزه در ۲۳ ژانویه ۱۹۵۵ ازدواج کردند.

در سال ۱۹۵۷ اولین کنسرت بزرگ او برگزار شد که بخشی از جشنواره بین المللی بعلبک بود. در آنجا در کنار بالرین انگلیسی بریل گولدوین (Beryl Goldwyn) اجرا داشت. این کنسرت، فیروز را به عنوان بزرگترین و محبوبترین خواننده عرب معرفی کرد. در دهه ۱۹۶۰ فیروزه به اولین خواننده زن لبنانی بدل شد. در سال ۱۹۶۹ پخش صدای فیروزه از شبکه های رادیویی لبنان ممنوع شد، چرا که فیروزه درخواست دولت لبنان، مبنی بر اجرایی خصوصی در حضور رئیس جمهور الجزایر در زمان دیدارش از لبنان را رد کرد!

audio file بشنوید قسمتی از “Ya Mina El Habayeb” با صدای فیروز را

با اینحال این حرکت او محبوبیتش را بیش از پیش کرد، زیرا نشان داد هیچ گاه به طور خصوصی نخواهد خواند و هنرش همواره برای عموم مردم است. در سال ۱۹۷۱ شهرت فیروز بعد از کنسرتهایش در آمریکا شکلی جهانی یافت. در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۲ آسی دچار خونریزی مغزی و به بیمارستان منتقل شد. طرفداران موسیقی این زوج در اطراف بیمارستان گردهم آمدند و برای او دعا کردند و شمع روشن کردند. بعد از سه بار عمل جراحی خون ریزی متوقف شد.

زیاد رهبانی در سن ۱۶ سالگی اولین اثرش را به مادر تقدیم کرد به نام “مردم از من می پرسند ” که درباره زمانی بود که مادر برای اولین بار بدون حضور پدر بر روی سن رفت. بعد از گذشت یک سال آسی به آهنگسازی و نوشتن بازگشت. به همراه منصور برادرش به ساخت آهنگ ادامه دادند که این آثار بسیار مضمونی سیاسی یافته بود.

audio file بشنوید قسمتی از “Wel Kamar Jiran” با صدای فیروز را

در سال ۱۹۷۸ سفری به اروپا و خلیج فارس ترتیب داد. نتیجه این برنامه سنگین و فشرده مختل شدن سلامتی مغزی آسی بود. فیروزه و دو برادر توافق کردند که همکاری حرفه ای خود را پایان دهند. آنان برای هنرمندان دیگری آهنگ می ساختند و فیرزوه آغاز به کار با گروه تولید پسرش “زیاد” کرد.

در زمان جنگ داخلی لبنان ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ فیروزه هیچ گاه به خارج از کشور برای زندگی نرفت و کنسرتهای معدودی برگزار کرد از جمله اپرایی کوچک به نام “پترا” که آنرا در هر دو منطقه مسلمان و مسیحی نشین بیروت در سال ۱۹۷۸ اجرا کردند. اولین حضور تلویزیونی اروپایی وی در ۲۴ مه ۱۹۷۹ در شبکه تلویزیونی فرانسه بود به نام “شماره ۱” که آنرا به ستاره فرانسوی میرله ماتیو (Mireille Mathieu) تقدیم کرد. در این برنامه “Habaytak Bil Saif” را اجرا کرد که مورد تشویق و تشکر گرم و فراوان میرله ماتیو واقع شد.

en.wikipedia.org

3 دیدگاه

  • سعيد حميدي
    ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۳ ب.ظ

    سایت شما بسیار جالب و پر محتوا است و اصلاً فکر نمی کردم در سایتهای فارسی زبان بتوان چنین تعبیر وتفسیر معنی دار از موسیقی عربی و دیگر نقاطا جهان داشته باشد .موفق باشید
    سعید حمیدی از اهواز

  • رامين
    ارسال شده در خرداد ۱۵, ۱۳۹۰ در ۵:۵۶ ب.ظ

    ممنون و دست شما درد نکنه لذت بردم

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۹۳ در ۸:۳۳ ق.ظ

    لبنان وشعرا وصورو

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

«رپ (Rap) سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات – موزون – را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند.»
روناک قصیری

روناک قصیری

متولد ۱۳۶۱ تهران فوق دیپلم گرافیک – کرج لیسانس نقاشی – آمستردام-هلند shiningroni@gmail.com
دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

به هر حال این وضعیت یک دوره گذار از یک شکل سنی به شکل معاصر است و در جهان معاصر، کشورهای دیگر هم در حال فعالیت هستند و توقف ندارند. رسیدن به نسبتی بین آنچه که داشتیم و آنچه می خواهیم و آنچه که در حال حاضر وجود دارد و امکانات بالقوه و اینکه چطور می خواهیم آن را بالفعل کنیم به نظرم زمان می برد.
آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان Atom Egoyan، فیلمسازی که برای ساختن فیلمهایی جشنواره ای، درباره لایه های تاریک رفتارهای انسانی شهرت دارد، این بار به ساختن یک اپرای بزرگ پرداخته است.
محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

مطابق سیستم آموزشی بسیاری از دانشگاه های موسیقی در جهان، دانشگاه موسیقی صدا و سیما هم برای آموزش نوازندگی در ارکستر، ارکستر بزرگی تشکیل داده و در این ارکستر از دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشگاه دعوت به همکاری کرده است. به مناسبت برگزاری جشنواره فجر دانشجویان از مدیریت محترم دانشگاه درخواست کردند که اجازه داشته باشند در کنار بقیه ارکسترها در جشنواره شرکت کنند و ایشان هم با شرایطی تحت نظرات مستقیم دانشکده موسیقی موافقت کردند.
بارکارول

بارکارول

بارکارول که در زبان ایتالیایی به آن Barcarola یا Barcarole هم گفته می شود نوعی از موسیقی – معمولآ با کلام – است که توسط ملوانان و قایقرانان زمزمه یا خوانده می شود. این نوع موسیقی معمولآ کوتاه است و علاوه بر مردم عادی آهنگسازان دوره های مختلف – باروک تا رمانتیک و مدرن – از این فرم برای ساخت موسیقی استفاده کرده اند. بسیاری معتقد هستند که ریشه این فرم موسیقی به ایتالیا و شهر ونیز باز می گردد. قایقرانان هنگامی که مردم را برای بردن از جایی به جایی دیگر سوار قایق خود می کردند اینگونه ترانه ها را زمزمه می کردند.
Bossa Nova موسیقی قشر مرفه یا ملی گرا !

Bossa Nova موسیقی قشر مرفه یا ملی گرا !

آمریکای لاتین دنیای ریتم های پر انرژی و زیبا می باشد و Nova Bossa یکی از آشناترین این ریتم ها برای ما ایرانی ها است. بوسا نوا ریتمی است که معولا” با سرعت معتدل – نه کند و نه تند – اجرا می شود، این ریتم که ریشه در فرهنگ غنی برزیل دارد در حدود سالهای ۱۹۵۰ هنگامی که تغییرات سیاسی وسیعی در کشور برزیل رخ داد و اقتصاد این کشور رو به شکوفایی گذاشت، به تدریج جایگزین ریتم قدیمی تر Samba شد.
ملودی، همراهی و هارمونی

ملودی، همراهی و هارمونی

در این نوشته سعی می کنیم بطور خلاصه معنی اصطلاح های متداولی مانند ملودی، همراهی و هارمونی را تشریح کنیم.
لقمان علی، درامر مسلمان (III)

لقمان علی، درامر مسلمان (III)

لقمان دوباره در سال ۱۹۶۱/۱۹۶۰ نقل مکان کرد و این بار در شیکاگو مستقر شد. جورج هادسون که از دوستان دوره دبستان لقمان بود نیز از حدود یک سال پیش در شیکاگو زندگی می کرد و در یک مدرسه موسیقی به کار مشغول بود. جورج هم چنین همان اواخر همکاری با سان را و ارکسترش (The Arkestra) را آغاز کرده بود. بدین ترتیب بود که ادوارد اسکنیر (لقمان علی) برای نخستین بار با سان را آشنا شد.
عصیان ِ کلیدر (II)

عصیان ِ کلیدر (II)

در واکنشی دیگر به اجرای کنسرت روزبه تابنده آهنگساز و رهبر ارکستر هنگام در گفتگویی جداگانه در باره ی رهبر و اجرای ارکستر میگوید:« سیرنکو هم در مقام رهبر ارکستر آنچنان حرفی برای گفتن نداشت و دست کم وظیفه تحلیل و سبک شناسی آثار را بسیار ضعیف انجام داده بود. چون می دانیم که رهبر ارکستر علاوه بر دانش موسیقی و تکنیک رهبری باید حتما از قدرت تحلیل خوبی برخوردار باشد و کارهایی را که اجرا می کند به لحاظ تاریخی، سبک شناسی و شیوه آهنگ سازی به خوبی بشناسد. واضح بود که سیرنکو اطلاعی از حال و هوای دستگاه نوا ندارد و حتی دینامیک ارکستر و حالتهای رباتیکی هم در اجرای نینوا (به طور خاص) دچار اشکال بود. حتی سر ضربهای بسیار واضح ارکستر هم هماهنگ نبود و همانطور که قبلا گفتم به نظر میرسد سیرنکو و ارکستر اوکراین با این کنسرت بسیار سهل انگارانه برخورد کردند و ظاهرا کار اصلا برایشان جدی نبود. حداقل باید گفت زمان بسیار کمی را صرف تمرین این آثار کرده بودند»