جان کیج و ذن بودیسم (VI)

در گذشته و آینده نمی توان یک اثر هنری را خلق کرد به همان اندازه که نمی توان زندگی کرد. این درجه از اهمیتِ مقدس گونه که ذن بودیسم برای زمان حال قائل است منشاء وجودی هنر خلق الساعه و فی البداهه ی ذن است.

اهمیتی که جان کیج برای «پرفورمنس» به عنوان اصیل ترین شکل بروز یک اثر هنری قائل میشود نیز منبعث از همسوئی او با همین طرز تلقی ذن بودیسم از خلق در زمان حال است. نوعی آفرینش که بدون تدابیرِ از پیش تعیین شده یِ عقلانی صورت می گیرد و لاجرم آنچه حاصل می آید نزدیک ترین برداشت هائی است که می توان از درونیات هنرمند را در بر داشته باشد. بر همین پایه او موسیقی «اتفاق» را تجربه می کند. در اثر «رقص شانزده» که به «مارک کونینگهام» تقدیم شده در واقع این عنصر اتفاق است که در حیطه ی اثر او می نوازد و همینطور در آثاری چون «دگرگونی» «چشم انداز موهوم» و «واقعه» او روش هائی را بر اساس کتاب «ایچینگ» در ساخت اثرش به کار می گیرد که «شیر یا خط» به منزله اتفاقی ترین ابزار ساخت یک موسیقی فلسفی به او کمک می کند.

جان کیج همچون هر هنرمند دیگری حاصل و چکیده ی اساتید، آموخته ها، تجربیات و نحوه نگرش خویشتن است و باز همچون هر هنرمند بزرگی سر منشاء تحول و اثرگذاری در اذهان و نگرش دیگر هنرمندان هم عصر خود و متاخرین است. لیکن اگر بخواهیم دلیلی منطقی فرض بر شخصیت برجسته و تاثیرگذار او در تاریخ هنر قرن بیستم بشناسیم، این دلیل نه در لابه لای آثارش نه در طریقه های نوین او در ساخت موسیقی که این دلایل را صرفا باید در نحوه ی نگرش او به چیستی حیات و به عبارتی در فلسفه اعتقادی او که به شدت تحت تاثیر ذن بودیسم شکل گرفته است، جستجو کنیم.

با این دیدگاه، جان کیج پیش و بیش از اینکه یک موسیقی دانِ دگر اندیش باشد، فیلسوفی است که ابزار طبیعیِ صدا – و نه موسیقی به شکل قراردادی اش – را وسیله ارتباط با انسان هایی قرار داده که تحت تاثیر فرایندهای خود ساخته تکنولوژی، هر روز در میان واضح ترین اشکال طبیعی زندگی، به دنبال مصادیق پیچیده ای می گردند که خود نام آن را زندگی ایده آل نهاده اند و بدین گونه خود را از لذت بی پایان غرقه شدن در جریان سیال زمان حال ساده محروم می کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

از روزهای گذشته…

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

آیوز می نویسد: «علایق غریزی هنر در هر فرد، حرکتی پیش رونده دارد و این علایق، آمال و آرزوها را برآورده می سازد. غریزه هنر از هر فرد، انسانی نوین به بار آورده و افق های تازه ای پیش روی او می گشاید. به وضوح می بینم آن روز را که فردی عادی هنگام پوست کندن تکه ای سیب زمینی، موسیقی حماسی خویش را زمزمه کند یا سمفونی و اپرایی برای خود بنویسد؛ نیز میبینم که یکی از این خلایق، در غروبی بر صندلی حیاط پشتی خود نشسته و پیپی دود می کند و در همان حال که به کودکان سرخوش می نگرد، می شنود که آنان نیز تم های موسیقی خود را برای سونات های زندگی خویش زمزمه می کنند، پس به دوردست ها و کوه ساران خیره می شود و در می یابد که رؤیاهای او به واقعیت تبدیل گشته است و نغمه های متعالی سمفونی روزانه را که در گروه های کر متجلی گشته است می شنود؛ نغمه هایی زیبا که بر بادهای غرب و شرق سوارند و بر شاخسارها می وزند!»
گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (I)

گزارشی از برگزاری نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان (I)

موسیقی شمال خراسان در فرهنگستان هنر بررسی شد. اولین نشست از سلسله نشست های تخصصی موسیقی نواحی ایران با عنوان “موسیقی شمال خراسان” در فرهنگستان هنر تهران برگزار گردید. نشست تخصصی موسیقی شمال خراسان با اجرای اساتید موسیقی آن منطقه، سهراب محمدی و حسین ولی نژاد، سه شنبه ۶ مهر در فرهنگستان هنر برگزار شد.
شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

تکمیل الحان منسوب به باربد (III)

نگارندهء این مقاله با تفحص برای یافتن و استخراج اصطلاحات سی لحن از منظومهء خسرو و شیرین‌ نظامی، ضمن مطالعات خود به بیتی از امیر خسرو دهلوی که در موسیقی هم‌دستی داشته است برخوردم که‌ با توجه به آن و مقایسه با ابیات نظامی می‌توان نام لحن مفقوده را در منظومهء خسرو و شیرین نظامی پیدا کرد و فهرست سی لحن را تکمیل نمود.
خودسوزی یک موسیقیدان

خودسوزی یک موسیقیدان

استاد حسین دهلوی، بامداد امروز در سن ۹۲ سالگی درگذشت. او تنها بازمانده نسل طلایی دهه اول این قرن و به واقع بزرگترین موسیقیدان زنده هم عصر ما بود که در آهنگسازی، تدریس و استانداردسازی در موسیقی ایران آثاری ماندگار داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید قرار بود سال گذشته در یادنامه استاد دهلوی به انتشار برسد؛ این یادنامه قرار است به زودی منتشر شود.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (I)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (I)

هدف از ارائه این مقاله ومقالات آتی ، معرفی بیشتر خواننده ای است که بسیاری از اهالی متخصص در موسیقی ایرانی و همچنین بسیاری از مخاطبین موسیقی از او و آثارش شناختی ندارند و از او تنها به عنوان خواننده فیلمهای فارسی یاد میکنند! در صورتی که آثاری که او در فیلمها اجرا کرده بخش بسیار کوچک از فعالیتهای بیشمار او بوده که بر خلاف اذهان عموم آن آثار نیز بسیار قابل تامل می باشند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

مطلبی که پیش رو دارید اولین شماره چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی است که اخیرا دوره اول آن با تدریس دکتر محمدرضا آزاده فر به پایان رسید و اکنون وارد دوره دوم خود شده است. این مجموعه از نوشته ها با همکاری یکی از دانشجویان این کلاس، نسیم احمدیان (دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی و نوازنده سنتور) ویراستاری شده و در این سایت به انتشار می رسد.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (V)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (V)

در سال ۱۹۲۰ رئیس جمهور فرانسه مدال افتخار ل‍ژیون را به وی اهدا نمود اما راول آن را نپذیرفت. سال بعد به نواحی دور فرانسه رفت و به نوشتن موسیقی ادامه داد اگرچه نه آنچنان پربار اما می توانست در محیطی آرامتر هنرش را دنبال کند. وی به طور مرتب به پاریس باز می گشت برای اجرا و ادامه روابط اجتماعیش و همچنین کنسرتهای خارج از کشور خود را گسترش میداد.
کریمی: نوازندگان باید سیستم تنفسی ماهی و خورشیدی را بدانند

کریمی: نوازندگان باید سیستم تنفسی ماهی و خورشیدی را بدانند

من باید ببینم این نوازنده چگونه ساز میزند و اگر این انقباض از شانه و گردن صفت شده باشد، روی انگشت تاثیر دارد، ولی اگر انگشت سفت باشد و آنها ریلکس، چیز دیگری است که برای همه آنها میتوانم ژیمناستیکی بدهم، کمااینکه از دو گیتاریست سال گذشته ایمل داشتم که میگفتند، ما این اعمال را هنوز انجام میدهیم و گردن درد و دست درد دیگر نداریم. خانمی هم بود که کنسرت داشت و میخواست التهابش را در کنسرت آرام کند و من خواستم که تلفن کند چون با ایمیل ممکن نبود.