گفت و گو با جان کیج (I)

جان کیج
جان کیج
نوشته که پیش رو دارید، یکی از مهمترین گفتگوهای جان کیج است که در آن به توضیح نظریات خود می پردازد. مصاحبه کنندگان مایکل کربی و رایچارد شکنر هستند و متن آن ابتدا در مجله تئاتر “Tulane”، جلد دهم، شماره دو (زمستان ۱۹۶۵)، صفحه ۵۰ تا ۷۲ به انتشار رسیده است که امروز اولین قسمت از برگردان فارسی آن را می خوانید. (مترجم: محبوبه خلوتی)

کربی: تعریف شما از تئاتر چیست؟
کیج: من سعی می کنم به گونه ای تعریف کنم که چیزی از قلم نیفتد. به نظر من تئاتر چیزی است که هم چشم و هم گوش را درگیر می کند. دیدن و شنیدن دو حس عمومی هستند؛ حس های چشایی، لامسه و بویایی برای موقعیت های خصوصی تر مناسب هستند. دلیل اینکه می خواهم تعریفم از تئاتر ساده باشد این است که بتوانیم زندگی روزمره را نیز تئاتر بدانیم.

شکنر: آیا کنسرت یک فعالیت تئاتری است؟
کیج: بله، حتی یک قطعه که توسط یک ارکستر سمفونیک معمولی اجرا می شود نیز تئاتر محسوب می شود: به عنوان مثال، نوازنده هورن هر از گاهی آب درون سازش را خالی می کند و این کار اغلب بیشتر از ملودی ها، هارمونی ها و غیره توجه من را به خود جلب می کند.

شکنر: در مورد گروه صامت و رقصنده ها که موسیقی شان موسیقی متن است چطور؟ صدای آنها سکوت است. آیا آن نیز یک فعالیت تئاتری است؟
کیج: بله

کربی: شما معتقدید که سکوت مطلق وجود ندارد، پس قاعدتا نمی توانید دیدن را از شنیدن تفکیک کنید، درست است؟
کیج: شنیدن همیشه در کار است و دیدن هم؛ البته اگر چشم هایمان را باز کنیم.

کربی: در باره گوش دادن به موسیقی ضبط شده چطور؟
کیج: به نظرم گوش دادن به موسیقی ضبط شده زمانی خیلی جالب می شود که چیزی در اطراف برای نگاه کردن پیدا کنید. اگر شما در اتاقی باشید و موزیکی در حال پخش شدن باشد، پنجره باز باشد و نسیمی پرده را تکان دهد، همین به نظر من کافیست تا تجربه ای تئاتری پدید آورد.

شکنر: من وقتی به موسیقی ضبط شده گوش می دهم – واقعا روی مسیحا (The Messiah) متوقف می شوم.
کیج: هاله لویا.

شکنر: دراز می کشم، چشم هایم را می بندم و همراه با موسیقی به خیالپردازی مشغول می شوم. از کنسرت رفتن خوشم نمی آید چون باید بنشینم و تماشا کنم.
کیج: وقتی دراز می کشید و به موسیقی گوش می دهید، تئاتری خصوصی و درونی دارید که – اگر بخواهم از تعریفم از تئاتر چیزی را از قلم بیندازم – من آن را از تعریفی که از تئاتر به عنوان یک رخداد عمومی ارائه دادم کنار می گذارم. به نظر من تئاتر رویدادی است که می تواند هر تعداد از افراد را در بر بگیرد اما نه یک نفر را.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

لونی اسمیت و هموند B3

لونی اسمیت و هموند B3

من نوازندگی را برای مشهور شدن یا پولدار شدن که به تعبیر بسیاری از مردم معادل خوشبختی است انتخاب نکردم، بلکه فقط به این دلیل که موسیقی و نوازندگی را دوست داشتم به این سمت رفتم. من مدتها پیش از آنکه مشهور شوم، به خوشبختی دست پیدا کرده بودم و آن هنگامی بود که مسیر زندگی ام را به سوی نوازندگی ارگ سوق دادم.
لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (I)

لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (I)

کیاوش صاحب نسق آهنگساز جوان ایرانی ساکن اتریش است ، که در مدرسه موسیقی وین مشغول فراگیری فنون آهنگسازی میباشد . از این آهنگساز تا کنون ۳ مجموعه اثر منتشر شده ، نوشتار حاضر به قصد معرفی و بررسی این آثار فراهم آمده است .
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

سال ۱۹۶۱ به درخواست برونو کوکَتریس (Bruno Coquatrix)، ادیت پیاف در اُلمپیایِ پاریس (Olympia de Paris) که به خاطر مشکلات مالی در حال ورشکستگی بود، یک سری کنسرت برگزار کرد که جزِ, به یادماندنی ترین و متأثر کننده ترین کنسرت هایش بود. ادیت با اجرای این برنامه ها، اُلمپیا را از ورشکستگی نجات داد اما وضعیت جسمی خودش بسیار وخیم بود و بیماریِ آرتریت او را از کاراُفتاده کرده بود و تنها با تزریق مقدار زیادی مورفین می توانست به خواندن ادامه دهد و خود را بر روی صحنه سر پا نگه دارد.
نوازنده و تمرین (VII)

نوازنده و تمرین (VII)

از راههای گوناگونی می توان به اجرای صحیح قطعات دست یافت، اما روش پیشنهادی – روش مرحله ای- است. با استفاده از این روش، نوازنده به شکل اصولی، قادر به حل مشکلات مختلف اجرایی و باز گشودن گره های آن و همینطور مسائل مرتبط با زیبایی شناسی قطعه می گردد.
مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

پروفسور هانس اودو کرویلز (Hans Udo Kreuels) متولد ۱۹۴۷ در آلمان است. اولین فعالیتهای هنری خود را با پدرش تجربه نمود، او در نه سالگی اولین تلاشش را برای آهنگسازی انجام داد. در سن ۲۱ سالگی تحصیلات خود را در رشته موسیقی در زمینه نوازندگی و نیز آهنگسازی در آکادمی “NWD” دتمولد نزد اساتیدی چون: دریسلر (Johannes Driessler) و کلیبه (Giselher Klebe) دنبال نمود، او نوازندگی پیانو را نزد وبر (Dieter Weber) در وین ادامه داد و در سال ۱۹۸۱ در وین موفق به کسب کارشناسی ارشد گردید، در ادامه تحصیلات خود در دانشگاه وین نزد دکتر والتر پس، دوره موزیکولوژی را به پایان رسانید و در مسترکلاس‌های متعددی نزد اساتیدی چون: کمپف (Wilhelm Kempff)، نویهوس (Stanislaw Neuhaus) و پوستیانو (Positano) شرکت کرده است. او تا سال ۲۰۱۵ بعنوان پروفسور کنسرواتوار فلدکیرش در رشته تخصصی نوازندگی پیانو مشغول به کار بوده و بسیاری از شاگردانی که تحت تعلیم ایشان بوده‌اند موفق به کسب رتبه‌های برتر در مسابقات معتبر گردیده‌اند.
دیوید پی یت

دیوید پی یت

دیوید پی یت (David Pyatt) در سال ۱۹۸۸ در حالیکه فقط ۱۴ سال داشت به عنوان جوانترین برنده جایزه بزرگ موسیقیدان جوان سال BBC شناخته شد. به دنبال این موفقیت او به حرفه نوازندگی سولیستی روی آورد که باعث شناخته شدنش در انگلیس، اروپا، آمریکای شمالی، کانادا و ژاپن شد. او در انگلیس با ارکسترهای مهمی مانند ارکستر مجلسی انگلیس (English Chamber Orchestra)، موزار نوازان لندن و ارکستر هاله کار کرده است. اولین برنامه ای که از او در شبکه BBC پخش شد، اجرای دومین کنسرتوی هورن اشترائوس (Strauss) در سال ۱۹۹۳ بود.
صداسازی در آواز (IV)

صداسازی در آواز (IV)

در الگوی حاضر وظیفه اصلی در بازدم بر عهده عضلات سطح پشتی مکعب شکمی (فیله کمر) می باشد. به صورت فرضی اگر این عضلات را به یک ورزشکار پاورلیفتیگ تشبیه کنیم که بر روی عضلات کف لگن ایستاده، هنگام بازدم زمانی است که ورزشکار درحال هل دادن وزنه یا همان دیافراگم به سمت بالا می باشد که این فشار علاوه بر ناحیه دیافراگم در روی عضلات کف لگن، یعنی دقیقا جایی که پای این ورزشکار قرار گرفته نیز احساس می گردد.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
بیان جنسیَّت در موسیقی (I)

بیان جنسیَّت در موسیقی (I)

هر چند تفکیک جنسیتی در بررسی ارزش هنری یک اثر، نگرشی خطاکارانه تلقی میشود، لیکن نحوه ی تاثیرگذاری تکنیک های هنری ارائه شده در یک اثر، خواه و نا خواه از ویژگی های درونی هنرمند سرچشمه می گیرد که جنسیت یکی از آنهاست. تفاوت های طبیعی مابین جنس های نر و ماده در گیاهان و جانوران نیز به اصالت و نهادینگیِ این اختلافات اشاره دارد.
نقشه‌برداری موسیقایی (VI)

نقشه‌برداری موسیقایی (VI)

شناسایی کامل دستگاه خانه آن‌گاه لازم می‌شود که خریدارْ خانه را برای سکونت و زندگی خود و خانواده و نسل‌های آینده‌اش بخواهد. در این صورت علاوه بر جدول‌های گفته شده، لازم است که یک کارشناس مهندس ساختمان خانه را بررسی کند، گچکاری‌ ها و سقف‌های کاذب را بشکافد، تا جنس مصالح و سازۀ ساختمان شناخته شود و معلوم شود که کدام دیوارها و ستون‌ها حمال هستند و کدام اندام‌ ها تزئینی و قابل جابجایی، چه امکاناتی برای تغییر و تکامل احتمالی موجود است تا نسل‌های جوان بتوانند فضاهایی مطابق با خواسته‌های خودشان ایجاد کنند تا ایشان هم بتوانند در آن خانه در رفاهْ سکونت کنند و مجبور به نقل مکان به آپارتمان‌های نوساز – [یا مثلاً گام‌های] ماژور و مینور – نباشند.