جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ درباره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

جان کیج علاوه بر جوایز و نشانه های افتخار هنریِ بسیار، انتقاد های سخت و کوبنده ای را هم از جامعه ی منتقدین دریافت کرده بود. برخی آثار او را نوعی بیهودگی، بی حرمتی، هرج و مرج طلبی در دنیای اصوات که نمی توان آثارش را در حیطه ی هنر موسیقی دسته بندی کرد، تلقی و یک بار از او با عنوان گرگی در لباس میش یاد کردند. حوالی ۱۹۳۴ او در میان انبوه آموخته ها به دنبال راه خود می گردد و گام به گام به موسیقی خودش نزدیک می شود.

دلبستگی او به رقص مدرن و اشتیاق هنرمندان این حوزه به کار با او، سبب شد که طی یک دوره ی دو ساله به عنوان آهنگساز و «آکامپانیست» پیانو در یک آکادمی رقص در «سیاتل» تجربیات جدیدی را به کوله بارش بیفزاید. طی این مدت بود که دریافت تقابل ظریف مابین چکش ها و ســیم های پیانو می توانـد نقش یک پرکاشن را در ارکستر ایفا کند و جرقه ی استفاده از پیانو به عنوان یک ساز کوبه ای، منجر به اختراع و ساخت «پیانوی مهیا شده» از سوی او شد و قطعات زیادی برای این ساز نوشت و بعدها در ۱۹۴۹ برای ساخت این پیانو جایزه آکادمی بین المللی هنر و ادبیات آمریکا را از آن خود کرد. در بهار سال ۱۹۴۳ جان کیج با اجرای اولین «پرفورمنس» در موزه هنرهای معاصر خود را به موسیقیدانی آوانگارد به به دنیای موسیقی معرفی کرد. اما چنانچه شخصیت استوار موسیقائی جان کیج را حاصل نوع فلسفه ی اعتقادی او بدانیم، ناچار به بررسی اندیشه ها و برداشت های او از «ذن بودبسم» هستیم.

ذن بودیسم
– قبل از رویاروئی با «ذن» انسان، انسان است و کوهستان، کوهستان؛ هنگام مطالعه ذن همه چیز سر در گم می شود و پس از این آشنائی باز، انسان همان انسان است و کوهستان همان کوهستان
– بین قبل و بعد از رویاروئی با ذن چه تفاوتی وجود دارد؟
– هیچ فقط گام هایت کمی بلندتر می شوند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.
نور، دوربین (I)

نور، دوربین (I)

کمبود تصویر موسیقی، کمبودی است که رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون در سی سال گذشته آن را پدید آورده‌اند. برخی از تغییرات دنیای عرضه‌ی موسیقی در سال‌های گذشته کمتر به ایران رسیده‌. یکی از مهم‌ترین این تغییرات که بر اثر رشد فناوری امکان‌پذیر شد ضبط و عرضه‌ی تصویر اجراهای موسیقی بود. نخستین رسانه‌ای که محمل چنین محصولی گردید تلویزیون بود. رادیو موسیقی پخش می‌کرد و اگر تلویزیون می‌خواست نوعی رادیوی مصور نباشد یکی از کارهایی که در زمینه‌ی پخش موسیقی می‌توانست انجام دهد نمایش تصویر اجرای زنده یا غیر زنده بود.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (III)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (III)

در واقع هنرمندان این سبک، تلاش کردند تمام اجزای آن را برای اعتراض به وضع حاکم و شکستن هاله قدسی و سنگین پیرامون آن بکار گیرند و بجای آن، همه را به جدی ‌گرفتن مشکلات واقعی مردم، فارغ از تبلیغات پوشالی رسانه ‌ها و ژست ‌های رسمی دعوت کنند. ضرب‌آهنگ تند، نشان ‌دهنده درد دل های فراوان و عصبانیت از معضلات اجتماعی است؛ بی ‌اعتنایی به ساختارهای آهنگ سازی و قافیه ‌پردازی نیز ناشی از نارضایتی فرد از وضعیت موجود و مخالفت با مشکلاتی است که ساختارهای رسمی مدرنیسم بر جامعه تحمیل کرده است. به بیان دیگر خواننده با همه توان و بکارگیری همه ابزارهایی که در اختیار دارد، هواداران خود را به شکستن تصورات نادرست از پیشرفت جامعه و توجه به واقعیت ‌های تلخ و ناشنیده از زندگی محرومان مجبور می کند.
مروری بر آلبوم «کوگیتا»

مروری بر آلبوم «کوگیتا»

چگونه یک آهنگساز اواخر دهه‌ی دوم قرن بیست و یکم می‌تواند بر دریای آثار مجلسی باقی‌مانده -دست‌کم- از سده‌ی پیشین چیزی بیافزاید؟ با ترکیب‌بندی؟ با رنگ‌آمیزی؟ با سازماندهی تازه‌ای از زیروبمی صداها؟ این پرسش فوق‌العاده مهمی است که هنگام سنجش هر اثر امروزی به ذهن می‌رسد، ازجمله «کوگیتا»ی مارتینا کوسِسکا. پاسخ پرسش نخست در حالت کلی، و حتا بدون طلب «امر نو» این است: «بسیار دشوار». به‌ویژه اگر پرسش تلویحاً این خواست را مطرح کند که آفرینش در دل موسیقیِ به زبان بدل شده روی ندهد بلکه آفرینشی فرازبانی و موسیقایی باشد، پاسخ سخت‌تر می‌شود و بسیاری آثار از سنجش سربلند بیرون نمی‌آیند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (II)

به دلیل اهمیت دستگاه‌های ضبط صدا در رشتۀ اتنوموزیکولوژی، اولین مکاتب مرتبط به این رشته احتمالاً تحت تأثیر همین پدیده شکل گرفت. «آرشیو فونوگرام» در برلین مهمترین آرشیو اروپا است که در سال ۱۹۰۰ توسط کارل اشتومف و اوتو آبراهام (Otto Abraham) راه‌اندازی شد و مکتب اتنوموزیکولوژی برلین به نوعی تحت تأثیر تأسیس این آرشیو شکل گرفت. اتنوموزیکولوژیست‌های مکتب برلین بیشتر به تجزیه وتحلیل ساختاری موسیقی‌ها می‌پردازند تا اتنوگرافی فرهنگی که می‌تواند به دلیل سابقۀ طولانی رشتۀ موزیکولوژی در آلمان و اتریش و هم‌چنین وجود آرشیو فونوگرام که محقق را به بهره‌برداری از آثار ضبط شده برای تحقیق سوق می‌داد، باشد.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت چهارم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت چهارم)

هدف از تدوین “برنامه مدون آموزش ویولن”، ایجاد راهکاری برای آموزش منظم، هدفمند و برنامه ریزی شده ویولن در طی چهار ترم می باشد. فراگیری ویولن طی روند پیشنهادی این برنامه، موجب می گردد تا هنرجو با تکنیک های مختلف نوازندگی این ساز آشنا گشته و به سطح استانداردی در زمینه نوازندگی دست یابد.
ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور (Vancouver Symphony Orchestra) یک ارکستر کانادایی است که در شهر ونکوور از سال ۱۹۱۹ تا کنون فعالیت دارد. برنامه های این ارکستر سالانه بیشتر از ۲۴۰۰۰۰ نفر بیننده دارد، ارکستر سمفونیک ونکوور (VSO) در ۱۲ سالن اجرا دارد ولی محل اصلی این ارکستر در سالن ارفیوم (Orpheum theatre) است. با بودجه سالانه نه و نیم میلیون دلار و ۱۴۰ اجرا در سال، این ارکستر سومین ارکستر سمفونیک کانادا میباشد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

شاید بتوان «شوشتری برای ویولون و ارکستر» را یک روندو برای ویولون و ارکستر دانست، چراکه بعضی از مهمترین خصوصیت های یک روندو را دارا می باشد. اساس این اثر بر مبنای یک تم شکل گرفته است که به صورت ترجیع بند (Refrain) در طول قطعه تکرار می شود. (تصویر شماره ۲)
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (IV)

سوزوکی، ویلنیست، معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی نیز فعالیتهای بسیار چشمگیر و موفقیت آمیز در زمینه آموزش موسیقی به کودکان داشته است. او در سال ۱۹۲۱ ژاپن را ترک کرد و به نقاط مختلف دنیا سفر نمود. بالاخره تصمیم گرفت در آلمان بماند و به تحصیلات موسیقی ادامه دهد. به همین منظور ابتدا از انجمنهای گوناگون موسیقی در برلین دیدار کرد تا استادی برگزیند.