مروری بر کتاب «تاریخ موسیقی غرب»

یک تاریخ معتبر
کتاب «تاریخ موسیقی غرب» انتشارات نورتن را به تازگی «کتابسرای نیک» با ترجمه‌ی کامران غبرایی و ویرایش تخصصی ناتالی چوبینه منتشر کرده است. این سومین بار است که در سال‌های گذشته منابعی تقریبا کامل از تاریخ موسیقی (گاه غرب و گاه جهان و غرب) ترجمه می‌شود. بار نخست بهزاد باشی کتاب تاریخ موسیقی انتشارات پلیکان ویراسته‌ی آلک رابرتسون و دنیس استیونس را با عنوان «تاریخ جامع موسیقی» ترجمه کرد و بار دوم ناتالی چوبینه و پریچهر زکی‌زاده تاریخ فشرده‌ی موسیقی آکسفورد نوشته‌ی جرالد آبراهام را ترجمه کردند که چاپ امروزینش با ویرایش و بازنگری گسترده‌ی سیدعلیرضا سیداحمدیان در دسترس است.

بر جلد کتاب تاریخ موسیقی غرب که تاکنون نُه ویراست از آن به انگلیسی منتشر شده، نام سه مولف به چشم می‌خورد. در پشت این سه نام حکایت دور و دراز ویراست‌های مختلف کتاب پنهان شده است. کتاب ابتدا در ۱۹۶۰ توسط گراوت تالیف شده است و بعد از مرگش ناشر بازنگری آن را به پالیسکا (حتا تا حد بازنویسی بخش بزرگی از نثر) سپرده و سپس در ویراست‌های متاخر به بِرک هولدر. تداوم انتشار شش دهه‌ای ویراست‌های متعدد، حتا به قیمت بازنگری‌های دامنه‌دار، نشان می‌دهد که کتاب در جامعه‌ی موسیقی انگلیسی زبان اهمیت فراوان داشته و اهمیتش را تا امروز هم حفظ کرده است.

در حقیقت کتابی که امروز به دست خواننده‌ی فارسی‌زبان رسیده یکی از مهم‌ترین کتاب‌های تاریخ موسیقی غرب در تمام دوران‌ها است. تأثیر این کتاب به‌عنوان یک کتاب درسی دانشگاهی پراهمیت و متداول (در آمریکای شمالی) چنان است که کار بسیاری از تاریخ موسیقی نویسان بعدی با آن مقایسه می‌شود (۱).

چیزی که این کتاب را دوران‌ساز و تقریباً از همه‌ی کتاب‌های پیش از خودش متمایز می‌کند نگاه بسیار گسترده‌ی مؤلف نخست به تاریخ موسیقی است. او موسیقی را نه توالی عددی تاریخ تولد و مرگ آهنگسازان بلکه موضوعی تمدنی، زیباشناختی و اجتماعی می‌دیده و نگاهی به‌غایت سبک‌شناسانه به آن داشته است.

عمده‌ی موفقیت کتاب نیز در همین است که گراوت (و بازنگران بعدی نیز) موفق شده با زبانی میانه و بسیار بی‌طرفانه (نه چنان فنی که فقط به کار سطوح بالای دانشگاهی بیاید و نه چنان سبُک که تنها به درد قصه‌گویی بخورد) تاریخ دو هزاره‌ای موسیقی غرب و پویایی و آمدن و رفتن سبک‌های آن را در بستری از دگرگونی‌های اندیشگی، اقتصادی و دیگر متغیرهای تمدنی شرح دهد.

او برای این‌که این مهم را در اندازه‌ی محدود ۸۰۰ صفحه‌ای به انجام برساند و ژرفا و وسعت بایسته را هم‌زمان داشته باشد ناگزیر انتخاب‌های دشواری کرده که در متن ساختار شش بخش و ۳۶ فصلی آن و با مقایسه با کتاب‌های تاریخ موسیقی گسترده‌تر می‌توان ردش را یافت (مثلاً یونان بسیار فشرده در مقابل دیگر فصل‌های گسترده).

در متن کتاب برای خواننده‌ی دقیق‌تر و جویای دانش، حجم بزرگی از اسناد، از نت‌نوشته‌های معتبر گرفته تا تصاویر متعددی از سازها و نقاشی‌های هر دوره و… (که ای‌کاش رنگی و با کیفیت بهتری بود) نیز آورده شده که راه را برای عمیق‌تر شدن در هر موضوع باز می‌کند.

خوشبختانه برخلاف بسیاری از تجربه‌ها ویراست هشتم برگردان فارسی نسبتاً قابل قبولی (با مقایسه‌ی محدود متن اصلی و برگردان فصل‌های ۱۳ و ۲۴) دارد. مترجم نسبتاً موفق شده به زبان نه غامض نه پیش‌پاافتاده‌ی اصلی نزدیک بماند، گرچه با حذف بخش‌هایی چون فهرست منابع انتهایی عملاً بهره‌ی دانشگاهی کتاب را تقلیل داده است.
پی نوشت
۱- حتا تاریخ موسیقی شش جلدی آکسفورد نوشته‌ی ریچارد تاروسکین.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

کتاب «تاریخ موسیقی غرب» تالیف جیمزپیتر برکهولدر، دونالدجی گراوت، کلودوی پالیسکا از انتشارات نورتن است که انتشارات کتابسرای نیک آنرا با ترجمه کامران غبرایی و ویرایش ناتالی چوبینه در سال ۱۳۹۶ منتشر کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (IX)

در اینجا هشترودی به موضوع تمایز میان هنر غرب و شرق پرداخته و به درستی این تمایز را در نوع پیام اثر هنری جست‌وجو می کند، این موضوع نیز از مباحث مهم جهان معاصر بوده و نقش هنر شرق را در آینده جهان نیز روشن می کند. بد نیست که عین جملاتش را بیاوریم. وی در بحثی که با یک دانشمند باستان شناس داشته می گوید؛ «او مدعی بود که هنر شرق در برابر هنر یونانیان قدیم بی ارزش بوده و فی المثل مانند آثار طفلی که تازه با کاغذ و قلم آشنا شده باشد مجسمه های هندی و چینی در برابر زیبایی مجسمه های یونانی مانند هیاکلی ناموزون و نفرت انگیز جلوه گر می شود.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه ای تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه ای در جریانی که اصلا معلوم نیست «مسابقه» باشد.

از روزهای گذشته…

هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هسته موسیقی هایدن ساختاری از موتیفهای ساده و کوتاه بود که از استانداردهای موسیقی آن زمان استخراج می شد. سونات، فرمی است در موسیقی کلاسیک که از موسیقی هایدن به شکل استاندارد امروزی در آمده است. آثار او از شیوه معاصران جوانش، موتسارت و بتهوون متمایز بود. هایدن همچنین فوگ و فرم روندو (که سنت آن روزگار به انتهای فوگ می پیوندد) را به شیوه کلاسیک افزود. او نماینده فرم دابل واریاسیون (double variation) است که شامل دو ملودی اصلی هر کدام با دو غالب گوناگون می باشد، ملودی اول با ملودی دوم ادامه می یابد و ملودی دوم با گونه دیگر و متفاوت ملودی اول ادامه میابد… به همین منوال اغلب شامل مدهای ماژور و مینور پس از یکدیگر هستند. شاید موسیقی هایدن بیش از هر آهنگساز دیگری مملو از شوخ طبعی است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

پرسیدید: «اذعان دارید که هیچ حرکت نوگرایانه ای بی اشکال نیست ولی آیا با منکوب کردن، موسیقی ما پیشرفت می کند؟ کدام ساز اصیل ایرانی (راه چند صد ساله نمی روم) همین سی سال اخیر که اینهمه توجه به این سازها شده به من بفرمایید کدام یک از این سازها از نظر آکوستیکی پیشرفت کرده اند؟» متاسفم که هرگونه نقدی در این مملکت به کوبیدن ترجمه می شود! چطور می گویید هر تغییری را بنده کوبیده ام؟ خود من نوازندگی با تار و سه تار ۳ اکتاو را پیشنهاد می کنم و با آن می نوازم. بنده مقالاتی در مورد نی کلید دار و تنبک کوکی نوشته ام؛ شاید مطالعه کرده باشید. فکر می کنم اولین کسی که در مورد این دو ساز در اینترنت (یا شاید هم در مطبوعات کاغذی) مطلبی نوشت، من بودم؛‌ یعنی زمانی که استادان گرامی پشت این سازها صف نکشیده بودند و تنبک کوکی نایاب نشده بود! «پیشرفت خوب نیست که عالی است!» ولی پیشرفتی که بر اساس معیاری علمی باشد.
تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

تشخیص تونالیته و انتخاب آکورد

در ادامه مطلب قبل راجع به نوشتن همراهی برای ملودی، یکبار دیگر به ملودی آماده شده نگاه کنید. فرض را بر این میگذاریم که ملودی ما دارای تونالیته هست لذا باید سعی کنیم تونالیته آن را پیدا کنیم. – البته این فرض غلطی نیست چرا که موسیقی های بدون تونالیته را به این سادگی نمی توان درک کرد! – در بسیاری از موارد سرکلید ها کمک بسیار خوبی برای نزدیک شدن به تونالیته موسیقی هستند (اما نه همیشه). بنابر این از سرکلیدهای قطعه مشخص هست که ملودی یا در Eb ماژور نوشته شده یا در C مینور.
منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

ما این سی دی ها را به همین دلیل ضبط می کنیم چون وظیفه ماست. کلام و آهنگ و تصنیفش وارد بازار می شود. پدر و مادر ها وظیفه دارند که اینها را گوش کنند و تاریخچه و فلسفه اش را برای بچه هایشان بگویند. ما که این ها را به صورت مجموعه وارد بازار می کنیم. یادم است که روزی در خیابان می رفتم آقایی که موجه به نظر می آمد به سمتم آمد که سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه‌سوری” در دست داشت و با من سلام و احوال پرسی کرد. من به او گفتم که می توانم بپرسم که چرا شما این دو تا سی دی را خریدید؟ گفت بچه های من در حال بزرگ شدن با فرهنگ امریکا هستند.
منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

در سال ۵۹، وقتی به عیادتش در بیمارستان ایرانشهر رفتم، گفت که مرا بی سر و صدا دفن کنید و من به استاد گفتم که نگران چه چیزی هستید زیرا تاریخ قضاوت می کند که چه کسی به این کشور خدمت کرده است و چه کسی خیانت کرده است. در هنگام دفن ایشان ما ۵ نفر بودیم که زیر جنازه را گرفتیم. بعد از ۲۰ سال، آقای نصیری فرد کتاب زندگی نامه او را منتشر کرد و عکس استاد با ساز روی جلد آن بود. این نشان می‌دهد که تاریخ قضاوت خود را انجام داد و کشور خدمتگزاران خود را فراموش نمی کند.
محسن نامجو و راز موفقیتش

محسن نامجو و راز موفقیتش

شاید دیدن چنین تیتری در این مجله برای خوانندگان قدیمی آن تا حد زیادی غیر منتظره باشد، چراکه تا امروز در این مجله به این دست آثار موسیقایی تولید شده در ایران نپرداخته ایم؛ امروز هم قصد نداریم به صحبت درباره این دست آثار بپردازیم، بلکه صرفا به این خاطر، موسیقی و نظریات محسن نامجو را بررسی می کنیم که به زعم خودش و عده زیادی از هوادارانش، موسیقی او جدیست و میتوان آنرا با دیگر آثار موسیقی کلاسیک ایران قابل قیاس دانست.
آکوردهای برگشت

آکوردهای برگشت

تهیه توالی آکوردهایی – chord progressions – روان، خوش وصل و دلنشین برای علاقمندان به هارمونی مانند پاسخ یک محاسبه پیچیده ریاضی نیست که منجر به مقداری کاملاً مشخص و یکسان شود. حرکت از یک آکورد مبدا و رسیدن به یک آکورد مقصد طی چند میزان می تواند پاسخهای متفاوتی داشته باشد که همگی آنها از مشخصات و محدودیت های تعریف شده برای هارمونی پیروی کنند.
اپرای متروپلیتن (VI)

اپرای متروپلیتن (VI)

تالار اپرا متروپلیتن (Metropolitan Opera House): ساختمان اپرای تاریخی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا واقع است. این عمارت در مدت زمان کوتاهی، نزدیک به چندین ماه در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. نهمین تالار اپرایی بود که توسط مدیر انجن موسیقی و تئاتر: اسکار همراشتین اول (Oscar Hammerstein I) ساخته شد. در ابتدا این تالار خانه شرکت اپرای همراشتین بود، بنابراین در آن زمان به تالار اپرا فیلادلفیا شهرت داشت.
جوزف تال (II)

جوزف تال (II)

تال از طریق کامپیوتر موفق شد برای چندین ساز قطعاتی کوتاه بسازد، سومین زندگی نامه خود را نیز از این طریق نوشت و نیز نظریه آنالیز آینده موسیقی را تکمیل کرد. سمفونیهای کامل وی در آلبومی با برچسب آلمانی CPO عرضه شد. سبک تال به گذشته اروپایی وی وفادار مانده است. وی تحت تاثیر تمایلات غالب موسیقی اسرائیل دهه های ۴۰ و ۵۰ قرار نگرفته است که به طور وسیعی تحت تاثیر موسیقی فولکلور یهودی و قدیمی اسرائیلی و سنتی خاورمیانه ای بوده است.
آکوستیک اتاق – ۲

آکوستیک اتاق – ۲

در نوشته قبل ملاحظه کردیم که امواج صوتی منتشر شده از یک منبع صوتی در یک اتاق علاوه بر آنکه بصورت مستقیم به گوش ما می رسند، بصورت غیر مستقیم و از طریق دیواره ها نیز می توانند انعکاسهایی داشته باشند که مستقیمآ به همان محلی که ما ایستاده ایم هدایت شوند.