کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (I)

گروه انگلیسی کلد پلی (Cold Play) از محبوب ترین گروههای سبک آلترناتیو راک (alternative rock) است که تا کنون بیش از ۵۰ میلیون نسخه از آلبومهایشان به فروش رفته است. کلد پلی جوایز زیادی دریافت کرده و به سرعت نور به مراتب بالا و شهرت جهانی رسیده است. طرفداران کلدپلی نه تنها دوستداران موسیقی راک بلکه بسیاری از دوستداران موسیقی پاپ و سبک های دیگر هستند که همه و همه جذب موسیقی عمیق با ملودی ساده و دلچسب این پسران نابغه شده اند.

اعضای گروه، کریس مارتین (Chris Martin) خواننده، آهنگساز و نوازنده کیبورد، جانی باکلند (Jonny Buckland) نوازنده لید گیتار، گای بریمن (Guy Berryman) نوازنده باس و ویل چمپیون (Will Champion) درامر هستند.

کریس مارتین ۲ مارچ ۱۹۷۷ در دوون انگلیس از مادری معلم و پدری حسابدار به دنیا آمد. از کودکی شروع به یادگیری پیانو کرد و در دوران مدرسه گیتار را به عنوان ساز اصلی انتخاب کرد.

مارتین از ۱۵ سالگی در گروه های مختلف نوازندگی می کرد، در دوران مدرسه گروه The Rockin’ Honkies را تشکیل داد که به سبک بلوز کار می کردند. بعد از پایان مدرسه مارتین وارد کالج لندن شد و در رشته ی مطالعات باستان جهان تحصیل کرد و در همین دوران بود که با دیگر اعضای کلد پلی ملاقات کرد.

audio file قطعه viva la vida را از این گروه بشنوید

مارتین در سال ۲۰۰۲ با جینس پالترو Gwyneth Paltrow آشنا شد و یک سال بعد با وی ازدواج کرد، حاصل این ازدواج یک دختر و پسر با نام های اپل (apple) و موسس (Moses) است.

گیتاریست گروه جانی باکلند در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۷ در لندن به دنیا آمد. در سن ۴ سالگی همراه با خانواده به شمال ولز مهاجرت کرد، در سن ۱۱ سالگی بود که برادر بزرگتر او گیتاری به او داد و این ورود باکلند به دنیای موسیقی بود. بعد از اتمام مدرسه در ولز باکلند به لندن رفت تا در رشته نجوم و ریاضیات در کالج لندن تحصیل کند. موسیقی باکلند از هندریکس (Jimi Hendrix)، هریسون (George Harrison)، رید (Ride) و کلاپتن (Eric Clapton) تاثیر گرفت است، البته او خود را نوازنده خوبی نمی داند در صورتی که توانای او مورد توجه است.

audio file قطعه “ساعتها” را از این گروه بشنوید

گای بریمن متولد ۱۲ آوریل ۱۹۷۸ در اسکاتلند است. در سن ۱۲ سالگی به کنت انگلستان نقل مکان کرده و از ۱۳ سالگی شروع به نواختن گیتار کرده و قبل از کلدپلی در گروه Time out نوازندگی می کرده است.

رشته تحصیلی بریمن در کالج مهندسی بود و بعد رشته تغییر رشته داد و در رشته کشاورزی تحصیل کرد اما با عضویت در کلد پلی کالج را ترک کرد. بریمن از پینک فلوید (Pink floyd)، بیتلها (The Beatles) و جیمس براون (James brown) تاثیر گرفته است.

ویل چمپیون درامر گروه کلدپلی در ۳۱ جولای ۱۹۷۸ در همپشایر انگلیس بدنیا آمد. پدر او استاد باستان شناسی و مادر او نیز معلم بود. چمپیون از همان سن کم نواختن گیتار را شروع کرد و همراه با گیتار، پیانو و باس را هم یاد گرفت.

او در رشته مردم شناسی تحصیل کرد و قبل از این که به کلد پلی بپیوندد در گروه Fat Hamster اجرا می کرد. او آخرین نفری بود که به گروه پیوست و با اینکه تجربه اجرا با درام را نداشت، خیلی سریع شروع به یادگیری کرد و به صورت تمام وقت شروع به اجرا در کلدپلی کرد.

11 دیدگاه

  • Yekta
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۸ در ۵:۲۴ ب.ظ

    ممنون

  • س
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۰ ق.ظ

    یک گروه فوق العاده ممنون

  • Yekta
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱:۴۹ ب.ظ

    salam Rafigh! ruz bekheyr.rafigh linkat har jofteshun taghriban puche… .hala age ahangaro khasti ye neda bede barat befrestameshun,albate shayadam moshkel az PCim bude…ama ehtemalesh kheyli kame.ya Hagh

  • رامین منصفی
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۳:۲۲ ب.ظ

    سلام
    به نظر من وقتی گروهی مانند coldplay برنده جایزه گرمی میشه و آهنگ lavida la vida بهترین آهنگ سال معرفی میشه این نشان دهنده بالا بودن سطح سلیقه مردم آن مناطق هست و اینکه از چه دیدگاهی به موزیک نگاه میکنند آ یا ما به اشعار موسیقی خود اصلا فکر میکنیم آیا اشعار موسیقی ما جز یک سری کلمات بی ربط هست یا مفهوم دارد؟ و چرا قشر خاصی از مردم ما با موسیقی اروپا آشنا هستند من خودم دانشجوی موسیقی هستم متاسفانه دوستان من در دانشگاه اصلا هیچ شناختی از موسیقی ملل و یا موسیقی معاصر یا جز و یا راک ندارند
    همه اینها بر میگرده به سطحه معلومات یک جامعه
    البته گروهی مثل coldplay خیلی از لحاظ مفهوم ماند گروه های دهه ۷۰-۸۰ موفق نبوده ولی خوب برای زمان حال خیلی عالی است
    ممنون از مقالات خوبتون

  • رامین منصفی
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۳:۲۴ ب.ظ

    viva la vida

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۴:۰۳ ب.ظ

    alyyyyyyyyy bod pedar

  • حامد
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۰ ب.ظ

    راجع به موسیقی بنویسی و از متالیکا ننویسی نشانه خوبی نیست. من کلدپلی و نمیشناسم ولی احتمالا این دو تا کاری که ازشون گذاشتی باید از بهترین کاراشون باشه، اما صادقانه بگم این دو تا جفتش رو هم ۱ ثانیه nothing else matters متالیکا هم نمی شه. راستی ۲،۳ سال پیش راجع به نامجو چیزایی نوشته بودید، خواستم بگم استاد نامجو بزرگترین خواننده حال و حاضر ایرانه. چه از لحاظ موسیقی چه از لحاظ شعر(که واقعا در زمینه شعر تو دنیا رو دست نداره)

  • ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۷ ق.ظ

    I love this band
    اگه میتونستید راجع به موسیقی راک و تمام سبک هاش و معرفی چند اثر از هر سبک را معرفی کنید . خیلی خوب بود. ممنون میشم

  • arman
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    mamnon

  • امين
    ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۸۹ در ۸:۰۰ ب.ظ

    سایت بسیار جالبی دارید دمتون گرم ولی …..

  • همایون
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۴:۴۲ ب.ظ

    از منظر من برترین گروه موسیقیائی که تا حالا بوجود اومده، کارهای آنان در حد اعجاز در موسیقی است .
    در جواب اون دوستمون که این گروه را از جهاتی پایین تر از گروه های دهه ۷۰ و ۸۰ دانسته اند باید عرض کنم با مطالعات و شنیدن موسیقی که بنده دارم کلد پلی به راحتی از آنان می گذرد….
    در مورد متالیکا هر چند که این دو در دو رسته جدا طبقه بندی می شوند ولی آینده نشان خواهد داد که گروه های امثال متالیکا به گرد پای این گروه نمی رسند .
    به نظر من خلاق ترین و تاثیر گدارترین گروه در تاریخ موسیقی هستند.
    در مورد موسیقی ایرانی باید بگم به مانند صنعت هیچ حرفی برای گفتن نداریم به جای حرف های متعصبانه بهتره کمی بهتر گوش بدیم یاد بگیریم. ارباب رسانه هم در ایران به جای به خورد دادن موسیقی ۶و ۸ محلی به عنوان موسیقی ملی کمی دید خود را بازتر کنند.
    دوران به ظاهر استاد!! های ایران با اون موسیقی مضحکشون به پایان رسیده …

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با عبد الحمید اشراق (I)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گفتگویی است با عبد الحمید اشراق، آرشیتکت و موسیقیدان که در مجله بخارا (در سال ۱۳۸۱) به چاپ رسیده است. این گفتگو توسط سردبیر بخارا، علی دهباشی انجام گرفته و از این نظر که حاوی مطالبی خواندنی در مورد موسیقی ایران است، بخشهایی از آن در گفتگوی هارمونیک به انتشار میرسد.
Piano Man

Piano Man

Billy Joel تقریبا” از سال ۱۹۷۱ تصمیم گرفت تا برای خود کار کند، لذا شروع به تهیه یک آلبوم نمونه برای خود نمود. به کالیفرنیا رفت تا اولین آلبومش را در آنجا ضبط کند، بنام Cold Spring Harbor.
پاتتیک شماره یک (II)

پاتتیک شماره یک (II)

سمفونی چهارم چایکوفسکی در فا مینور، اپوس ۳۶، در سال ۱۸۷۷ برای مادام فون مک (Nadezhda von Meck) تصنیف شده و در بالای سمفونی نوشته می شود: “تقدیم به بهترین دوست من”. لازم به ذکر است بدانید که موضوع تقدیم این اثر به بانو فون مک، ارتباطی به اندیشه اثر ندارد. در آن زمان چایکوفسکی که مدتی ارتباط نامه ای اش را با بانو فون مک قطع کرده بوده، قصد آنرا داشته که از این بانو به عنوان ساپورت کننده مالی و تنها محرم اسرارش تشکر کند.
رنگین چون هزار دستان (III)

رنگین چون هزار دستان (III)

بر حسب پاره‌ای شرایط موسیقایی و غیر موسیقایی یکی از این قطعات که بر تیتراژ این سریال پخش می‌شد در خاطر شنونده‌ی ایرانی مانده است. پرسش این است؛ آیا موسیقی هزاردستان نسبت به دیگر آثار حنانه ویژگی خاصی داشت؟ نسبت به دیگر آثار هم‌دوره‌اش چطور؟ خود قطعه‌ی همراه تیتراژ از یک دیدگاه مهم با آثار موسیقایی و سینمایی او متفاوت بود؛ یک ملودی کاملا شناخته شده داشت که البته از ملودی‌های موسیقی محلی نبود.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بارتوک به عنوان یک رومن-کاتولیک بزرگ شده بود با تربیت مذهبی افراطی معمول در مدارس. خود او می نویسد: “زمانی که ۲۲ سالگی را کامل کردم، مرد جدیدی شدم – یک آتئیست.” در نامه ای در سال ۱۹۰۵ بارتوک بیان داشته که پیرو نیچه است و فلسفه تردید خود را درباره مذهب اینگونه بیان می دارد این باعث حیرت است که کتاب مقدس گفته ’خدا انسان را آفرید’ در حالی چیزی متضاد آن است: “انسان خدا را آفرید” و یا آنکه کتاب مقدس می گوید ’جسم فانی است و روح جاودان’ در حالی که “جسم جاودان است و روح فرمی از جسم و فانی است. بارتوک عقیده داشت معنا بخشیدن به زندگی نیازی به وجود آخرت یا جاودانگی ندارد، شادی بخشیدن به زندگی دیگر افراد و شکوفایی حسی زیبا و ثمر بخش به جهان معاصر و جاری، معنای زندگی است.
نی و قابلیت های آن (V)

نی و قابلیت های آن (V)

سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی. چنانکه از نامش پیداست، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته هم می نامند.
فستیوال جز مونترو

فستیوال جز مونترو

یکی از برترین فستیوال های موسیقی جز که هر ساله خیل عظیمی از علاقمندان به این سبک از موسیقی را به سوی خود جذب مینماید، فستیوال جز Montreux میباشد که هر سال در ماه جولای و در کنار دریاچه Geneva و در کشور سوئیس برگزار میشود.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.
منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

صحبتهایی بود که سروش به صورت یک سری و در چند آلبوم آثار تولید شده در سه سال فعالیت انجمن را منتشر کند. من و دکتر ریاحی و مزدا انصاری و امیر بکان و کاظم داوودیان هیأت موسس آن انجمن بودیم. آقایان دهلوی و روشن روان و مرحوم بیگلری پور و بنده و دکتر ریاحی هم شورای آموزش و پژوهش بودیم که به کارها نظارت داشتیم. زمانی هم گروه موسیقی دانشکده صدا و سیما را تأسیس کردیم که بنده هم جزء هیأت ژوری بودم و در تدوین اساسنامه اش هم بودم و خلاصه چه عرض کنم… رسیدیم به اینجایی که مشاهده می کنید. در مورد انتشار آلبوم هم پروسه سختی شده که سراغش نرفتم.
ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ونجلیس در اغلب کارهای خود مسئولیت ساخت قطعه، تنظیم و اجرا را خود بعهده می گیرد، او از روشی که بنام روش سیال از آن یاد می کند به ترکیب صداهای سازهای الکترونیک و اکوستیک می پردازد. ترکیب و میکس استادانه این صداها بیانگر آن است که ونجلیس در هر دو عرصه هنری و فنی (مهندسی صدا) دارای مهارت های بسیار می باشد.