گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گفت و گو با جان کیج (II)

اینگونه بوده است اما من فکر می کنم که ما داریم آنرا تغییر می دهیم. با وجود پیش صحنه و جایگاه تماشاچیان که به گونه ای طراحی شده است که همه آنها به یک سو نگاه می کنند – هرچند گفته می شود که آن هایی که در انتهای سمت راست و چپ نشسته اند جایشان بد است و آنهایی که در وسط نشسته اند جایشان خوب است – فرض بر این است که همه تماشاچیان اگر به یک سو نگاه کنند صحنه را می بینند.

کربی: شما یکبار گفتید که «من جوری [اجرا] را پیش می برم که مردم بفهمند که خودشان دارند تجربیاتشان را اجرا می کنند نه اینکه که این اجرا بر آنها نازل می شود». آیا هنر به تمامی بر ما نازل نمی شود؟
کیج: اینگونه بوده است اما من فکر می کنم که ما داریم آنرا تغییر می دهیم. با وجود پیش صحنه و جایگاه تماشاچیان که به گونه ای طراحی شده است که همه آنها به یک سو نگاه می کنند – هرچند گفته می شود که آن هایی که در انتهای سمت راست و چپ نشسته اند جایشان بد است و آنهایی که در وسط نشسته اند جایشان خوب است – فرض بر این است که همه تماشاچیان اگر به یک سو نگاه کنند صحنه را می بینند.

اما امروزه تجربه ما به این اندازه بر یک نقطه متمرکز نیست. ما در فضای اطرافمان زندگی می کنیم و بیشتر و بیشتر، از زندگی در آن آگاه هستیم. تحولات اخیر در تئاتر، معماری آن را از شیوه رنسانس به شیوه ای دیگر تغییر داده است که بیشتر به زندگی ما مرتبط است. صحنه های نمایش گرد [که در آن تماشاچیان در اطراف صحنه می نشینند] به این گونه است. اما این تغییر هیچ گاه به نظر من تغییری واقعی نبود زیرا با وجود این صحنه، باز هم توجه تماشاچیان بر یک نقطه متمرکز بود و تنها تفاوت این بود که تعدادی از تماشاچیان یک طرف صحنه را می دیدند و تعدادی دیگر یک سوی دیگر را.

هرچند این مسئله باعث بوجود آمدن گفتگوهای جالبی پس از، یا در هنگام تنفس می شد زیرا تماشاچیان از یک زاویه نمایش را نمی دیدند. درست مانند ماجرای مردان کور با فیل. تئاتری که بیشتر به تجربه روزمره ما شبیه است تئاتری است که در آن ما گرداگرد صحنه نشسته ایم و… فعالیت ها در اطراف ما رخ می دهد. طراحی صندلی ها در اجرای سال ۱۹۵۲ من در کالج بلک ماونتین (Black Mountain College) به صورت مربعی بود که از چهار مثلث تشکیل شده است که نوک مثلث ها به سمت مرکز است اما با یکدیگر تلاقی ندارند. در وسط هم فضای بزرگتری بود برای حرکت. هم چنین راه رو های بین این چهار مثلث نیز برای حرکت مناسب بودند. تماشاچیان می توانستند یکدیگر را ببینند که در واقع از مزیت های تئاترهای این چنینی است. بخش بیشتر اکشن در خارج از این مربع رخ می داد. هر کدام از صندلی ها یه فنجان داشتند و به تماشاچی ها نیز توضیح ندادیم که این فنجان ها برای چه هدفی آنجا هستند – که بعضی ها نیز از آن به عنوان زیر سیگاری استفاده کردند – اما اجرا با مراسم ریختن قهوه در فنجان ها به پایان رسید.

محبوبه خلوتی

متولد ۱۳۶۵ استهبان
دانشجوی دکترای ادبیات انگلیسی دانشگاه یونیسا (UNISA)

۱ نظر

بیشتر بحث شده است