گفت و گو با جان کیج (III)

جان کیج
جان کیج
کربی: می توانید کل اجرا را توصیف کنید؟
کیج: در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

کربی: همان «نقاشی های سفید»؟
کیج: بله. در آن زمان او نقاشی های سیاه هم می کشید اما فکر میکنم ما فقط از سفید ها استفاده کردیم. آن ها در زاویه های مختلف آویزان شده بودند، خیمه ای از نقاشی ها بالای سر تماشاچیان. من چیز دیگری به جز مراسمی که با فنجان ها داشتیم را به یاد نمی آورم. به خاطر می آورم که بانویی که بیوه ی مدیر سابق دپارتمان موسیقی بود خیلی زود وارد سالن شد. او فکر کرده بود که زودتر بیاید تا بهترین صندلی را بگیرد. او از من پرسید که بهترین صندلی کدام است و من هم گفتم که همه آنها به یک اندازه خوب هستند.

شکنر: او حرفتان را باور کرد؟
کیج: خب، او دید که پاسخی مرتبط با سوالش نگرفت و در نتیجه روی یک صندلی به انتخاب خودش نشست. او نمی توانست بگوید که کدام صندلی بهتر بود، همانطور که من هم نمی توانستم چون از هر زاویه چیز متفاوتی را می شد دید.

شکنر: یکی از پیامدهای زدودن نقطه ی کانونی این است که متون معمول را نیز کنار بگذارید زیرا آن ها نیز به نقطه کانونی وابسته اند. بیاید یک نمایشنامه بسیار کلاسیک را در نظر بگیریم، نمایشنامه ای مثل اورستیا (Oresteia)… در روش چند کانونی آیا ما نباید دیگر اورستیا را اجرا کنیم یا اینکه باید به آن ساختار دوباره ای بدهیم؟
کیج: موقعیت ما به عنوان هنرمند اینگونه است که ما کارهایی که پیش از ما انجام شده بودند را پیش رو داریم. ما موقعیت انجام کار را داریم. من چیزهایی را از گذشته به نمایش نمی گذارم اما به آنها به چشم مواردی موجود برای کاری که اکنون می خواهم انجام دهم می نگرم. آن ها می توانند به عنوان کلاژ در هر نمایشی وارد شوند. یکی از کارهای بسیار جالب تئاتری که تا کنون صورت نگرفته است کلاژ از نمایشنامه های گوناگون است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آلبوم «تا تو با منی» منتشر شد

آلبوم «تا تو با منی» به آهنگسازی ناصر ایزدی، همراهی ارکستر ملی «مهر» و خوانندگی داود فتحی با اجرای آثار شاعران مطرح معاصر کشورمان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش»، آلبوم «تا تو با منی» عنوان تازه ترین اثر تولید شده از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری است که با آهنگسازی و رهبری ناصر ایزدی، همراهی ارکستر ملی «مهر» و خوانندگی داود فتحی منتشر شده است.

تحت تاثیر (I)

همه ما با دیالوگ ها یا نوعی دیگر از محتوا مواجه شده ایم که در آن دو کلمه «موسیقی» و «مواد مخدر» در کنار هم استفاده شده باشد. خصوصا در برخی از فرم های موسیقی مردم پسند مثل موسیقی پاپ، رپ و هیپ هاپ، راک، رگه، جز و موسیقی الکترونیک. هرکدام از این سبک ها هم به تناسب زمان و مکان و مشخصات موسیقی، با نوع خاصی از مخدر ها پیوندی زهرآگین دارد. ترانه های زیادی وجود دارد که در متن آن به طور مستقیم یا غیر مستقیم به استفاده از مواد مخدر اشاره شده. بارها شده که از زبان خود خواننده ها یا موزیسین ها می شنویم که از مواد مخدر استفاده کرده اند.

از روزهای گذشته…

پابلو کازالز حامی صلح جهانی

پابلو کازالز حامی صلح جهانی

” یک رهبر ارکستر موفق در وحله اول باید مفسر بزرگی باشد، مهم ترین نکته درک کامل اثری است که تصمیم به اجرای آن دارید. دستیابی به کمال در هر زمینه ای، نتیجه تلاش مداوم و بی وقفه است، یک رهبر ارکستر علاوه بر تمرین های بسیار همواره باید نکته جدید قابل ارائه ای داشته باشد. توانایی برقراری ارتباط با نوازندگان و انتقال حس به آنان از بزرگترین ویژگی های یک رهبر ارکستر است. اینکه چگونه می توان تک تک نوازندگان را متقاعد کرد تا در جهت رسیدن به هدف مورد نظر رهبر، تمام توانایی خویش را به کار گیرند.
درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (II)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (II)

فردی که در اتاقی نشسته و سر‌و‌صدای اتاق مجاور خود را می‌شنود، می‌تواند بدون حضور در آن اتاق، به نحوی در تجربۀ فضایی آنجا شریک باشد. از طرفی دیگر، جذب وسیع صدا می‌تواند عرصۀ شنوایی چندگانه‌ای تولید کند. با توضیح این مطالب، روشن می‌شود که خاصیت صدا و نحوۀ انتشار آن در فضا تجربه‌ای شنیداری پدید می‌آورد که هم‌تراز با تجربۀ دیداری نیستو هرکدام از آن‌ها منجر به درکی بدیع از فضا می‌شوند.
مشکل من با موتسارت

مشکل من با موتسارت

امسال همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتزارت، موسیقیدانهاى آماتور و حرفه اى، خانه هاى اپرا و تمام سالن هاى کنسرت در سراسر جهان مراسمى براى بزرگداشت او برگزار کردند. فستیوال سالزبورگ نیز در برنامه اى بلندپروازانه قصد دارد تمام اپراهاى او را در طول یک فصل اجرا کند. من نیز به عنوان یک خواننده کلاسیک، در این مراسم بزرگداشت به سهم خود شرکت داشتم و آریاهاى موتزارت را در یک رسیتال مجزا در هامبورگ اجرا کردم و در اپراى دون ژوان نیز در اپراى رسمى وین نقش داشتم . من خیلى اپرا نمى خوانم با این وجود صداى خاصى دارم که بیشتر مناسب آثار موتزارت است تا وردى؛ کسى که من بیش از این بسیارى از آثارش را اجرا کرده ام.
نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
درباره علیرضا میرعلینقی

درباره علیرضا میرعلینقی

۸ اردیبهشت ماه علیرضا میرعلینقی به مرز ۴۰ سالی میرسد. سید علیرضا میرعلینقی همان کسی است که اکثر هنرجویان نسل جوان به واسطه او، با نام و سوابق و تصاویر هنرمندان قدیمی آشنا هستند. هرچند به دلیل وسیع بودن دایره فعالیت میرعلی نقی، صحبت در مورد ای شخص عملی دشوار است ولی اینجا به گوشه هایی از فعالیتها و خدمات او می پردازم.
آنتون وبرن و تکنیک موسیقی دوازده تنی

آنتون وبرن و تکنیک موسیقی دوازده تنی

آنتون وبرن Anton Webern ، آهنگساز و رهبر ارکستر اتریشی تبار در سوم دسامبر سال ۱۸۸۳ متولد و در پانزدهم سپتامبر ۱۹۴۵ دار فانی را وداع گفت. او از اعضای Second Viennese School بود و به عنوان مهم ترین دنباله روی آرنولد شوئنبرگ Arnold Schoenberg ، از نوابغ دنیای موسیقی و آهنگساز مشهور قرن بیستم خالق تکنیک twelve-tone بود، به علاوه نوآوری هایش در ارتباط با مفاهیم موسیقیایی سبکی از موسیقی را تشکیل داد که بعدها “سریالیسم serialism” نام گرفت.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
موسیقی درمانی – ۱

موسیقی درمانی – ۱

موسیقی درمانی به استفاده مستقیم و غیر مستقیم از موسیقی برای بازیافت، نگهداری و قدرت بخشیدن به سلامت روحی، جسمی ، احساسی و درونی گفته میشود که توسط فرد متخصص تجویز شده باشد. این تعریف کوتاه تمام عناصر اصلی موسیقی درمانی را در بر گرفته است و ما در اینجا به توضیح هر یک از این عناصر میپردازیم.