گفتم بگو، سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش می کنم

علی عزتی
علی عزتی
اولین سالگرد زنده یاد احمدآقالو که از هنرمندان تئاتر و سینما بود، در “خانه هنرمندان ایران” در تاریخ ۳/۹/۱۳۸۸ برگزارشد. به یقین ا نسان هایی همچون احمد آقالو، برگ زرینی در تاریـــخ هنر ایران محسوب می گردند. جان شیــفته او در کفایت جاودانگی اش بر تـــارک تاریخ فرهـنگ وهنر ما، در خاطره مشترک جمعی مان جاودان می درخشد ، هرچند سوخت اما ساخت تا خاکستر بغض اش در عبور از خاطره ها، رو به افق های معنایی پرکشــد اما سبکبار همچون ذات فردی اش برخلاف روال مالوف و معـمول به سوی اعتلای ارزش های پاک انسانی گام نهاد و درسایه سار حافـظه تاریخ، در وسعت دستاوردهای بشری دل به دریا زد و رفت.

بسیاری از خیل فرهنگ و هنر این سرزمین آمدند تا وجود هنرمندی چون او را ارج نهند، حمـید سمندریان، همـا روستا، رضا بابک، داود رشـــیدی، رضا کیانیان، حبیب رضایی، میکائیـل شهرستانی، جلال اجلالی، آتش تقی پور، مریم معتـرف، شکرخدا گودرزی، محسن شاه ابراهیمی، مهیـــن نثری، گلاب آدینه، پیام دهکردی، علی میلانی، امیر یار احمدی، ژاله عــلو، حمید حمزه، علی زرینی، صــدیق تعریف و بسیاری دیگر از عزیزانی که بـه شکلی تاریخمند و ماندگار وجه نیــکویی از این بزرگداشت را محفل آرای مجلس انس شدند تا صمیمی ترین طریـق باهم بودن را بر تابند.

یکی از سخنرانان این مراسم رضا بابک بود که در سال ۵۲ با ساخت نخستین تله تئاتر های کودک با حضور احمد آقالو، تداعی خاطره هایی را با او اعلام نمود که تامل بر انگیز بود.

رضا کیانیان با اشاره به خصوصیات اخلاقی آقالو گفت: “خنده های او را هیچکس نمی تواند فراموش کند” و به عکس او که در صحنه سالن بود اشاره می کند ” او در این عکس به ما نگاه نمی کند، یک قدم آن سو تر را نگاه میکند، یک قدم آن سو تر مرگ است؛ از همان زمان که او را میشناختم به مرگ میخندید” و در ادامه گفت: “حتماً آنجا حال احمد خوب است و حتما مست است از همان شرابی که می گویند بی سر درد و بی خماری است، احمد در بهشت است و ما چرا باید گریه کنیم؟”

دیگر سخنران میکائیل شهرستانی بود که گفت: “آقالو مرگ را بخشی از زندگی و هستی می دید او عادت نداشت که عادت کند و به بسیاری از تلخی ها و ناکامی ها دهن کجی میکرد و هرگز خود را با آن سازگار نمی کرد، او خودش هم اگر بود این مراسم را جدی نمی گرفت.”

در ادامه مراسم علی عزتی که سرپرست ارکستر و گروه کر ری را بود طی سخنرانی کوتاهی به یاد احمد آقالو گفت:”ما آمدیم تا به سهم خود و نقش خویش در مرتبت زلال حضورش، در عبور از افق های معنائیش، در حقیقت جاری اش، مشق عشق کشیم تا در فهم پیامش، درک کلامش، نغمه های ارغنونی پرواز شود.”

پس از سخنرانی علی عزتی اعضای گروه کر تصنیفی بنام “درد عشق و انتظار” که آهنگسازی آن توسط همایون خرم و شعر توسط کریم فکور انجام شده به درخواست خانواده محترم آقالو، بدلیل تعلق خاطری که زنده یاد، از این قطعه داشتند به اجرا گذاشته شد و اجرای قطعه ای دیگر به نام “نِماشون” جلوه هایی دیگر از این پاسداشت را رقم زدند.

شــعر ارغوان هوشنگ ابـتهاج این فرزانه جامــعه ادبی ایران که مایه فخر و مباهات ماست و مورد توجه احمد آقالو بود، توسط آشا محرابی کارگردان مراسم دکلمه شد که با همراهی نوازندگان بهرنگ بقایی و سینا بیرجندی به اجرا درآمد. آقای جوشقانی مجری این مراسم خــرقه عشـق به دوش انداخت تا در گرمای مهر و شور هستی سهمی شایسته در پویایی این بزرگداشت به نمایش در آید.

از طرف دیگر جا دارد که از آقای جـوزانی مدیریت خانه هنرمندان که به شکلی تماماً انسانی، تنفس فراخ و گسترده ای را تدارک دیدند تا به عـهد امانت وفا شود، سپاسگزاری نمائیم. مگر نه این است که در گذشتن از این رود رنگین کمانی باید بود. این بزرگداشت ها شایسته تقـدیر اند که باید از سوی مراکز فرهنگی و هنری مورد تشویق و حمایت قرار گیرد تا نقطه عطفی به جهت تعالی بخشیدن جایگاه واقعی ارزش های وجودی این نسل باشد.

… و در آخر به تمام همراهان همدل که محرم خـلوت های دلتنگی اند درود می فرستیم، تا با همـت آنان و عشق، انسان از نو شکوفه دهد.

       
 
امید که این جاده، پردوام و چراغش افروخته باد
تا سپیده دم مهرورزی بدرود

2 دیدگاه

  • dafi
    ارسال شده در آذر ۷, ۱۳۸۸ در ۳:۲۹ ب.ظ

    besyar jaleb va zibast

  • هلما
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۰۴ ب.ظ

    سکوت کردم تا از لرزش صدایم نفهمی عاشقم و آنقدر ساکت ماندم تا فراموش کردم دوستت داشتم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

بی احترامی به موسیقی (I)

بی احترامی به موسیقی (I)

آنچه در زیر می خوانید ترجمه ایست توسط محبوبه خلوتی، از مقاله ای نوشته لوسی جونز که چند روز پیش در سایت روزنامه تلگراف به چاپ رسید.
نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

در نشستی که دوشنبه ۲۲ اسفند در خانه موسیقی برگزار شد، هیات داوران جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، خبر برگزاری این جشنواره در سال ۹۰ را اعلام کردند. لازم به ذکر است جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، از سال گذشته قصد برگزاری این جشنواره را داشت اما در سال ۸۹ امکان برگزاری این مسابقه فراهم نشد.
پدر موسیقی ساده و ماندگار

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : “اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم.”
فرج نژاد: توانایی نوازندگی به آهنگسازی ام کمک کرده است

فرج نژاد: توانایی نوازندگی به آهنگسازی ام کمک کرده است

ما داریم در مورد موسیقی غربی صحبت می‌کنیم، تمام تلاشمان در این مجموعه این بود که ساختار موسیقی ایرانی حفظ بشود و در کنارش اگر موسیقی غربی و سازهای غربی می‌آیند به شکل کوارتت کنار آن قرار می‌گیرند ما از ربع پرده استفاده نکنیم از فواصل ایرانی استفاده نکنیم اما خواننده فواصل ایرانی خودش را بخواند سازهای ایرانی فواصل ایرانی خودشان را بزنند این کار، کار سختی است و احتیاج به دانش و تجربه زیادی دارد، بله من کوارتت نوشتم، می‌توانم بنویسم بابت اینکار هیچ وقت مشکل خاصی نبوده و {با توجه به} تجربه بهزاد عبدی در این زمینه، فکر می‌کردم {او} به پروژه می‌تواند کمک کند که دقیقاً هم همین طور شد یعنی آن تجربه و آن آرامش درونی که بهزاد عبدی دارد به عنوان یک هنرمند، در کنار هیجان ذاتی موسیقی و نوع تفکر من اتفاق خجسته‌ای بود و ایجاد یک بالانس جذابی کرد که من آن را دوست دارم.
شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت پنجم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت پنجم)

مرحوم وزیری و شاگرد خلف او مرحوم روح الله خالقی، از قضا راه دوم را برگزیدند و این چنین خواستند که موسیقی آن زمان ایران را بر پایه های «قوانین زیبایی شناختی» و «مبانی نظری موسیقی» غربی بنا کنند و احیاناً مشابهت هایی را در این راه بیابند.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIII)

مهم‌ترین نکته در مصداق‌دادن به عبارت تصحیح برای این کتاب اینکه من از جملات خود این ردیف برای همه تصحیحش استفاده کرده‌ام. همان‌طور که می‌دانیم، خیلی از جملات در خیلی از گوشه‌ها تکرار می‌شود ولی مهدیقلی هدایت جمله‌ای را که در دو سه گوشۀ مختلف تکرار شده به دو سه صورت مختلف نوشته است. مثلاً در یک جا با سه‌لاچنگ نوشته و در جای دیگر با دولاچنگ؛ در جایی نت‌ها را به هم متصل کرده و در جای دیگر همان‌ها را از هم جدا کرده است. من فکر می‌کنم چون انسان خیلی دقیقی بوده اشتباه نکرده است، بلکه به قطعیتی نرسیده است که به کدام صورت یک جمله را بنویسد و وقتی می‌دیده یک جمله دارد تکرار می‌شود آن‌را به‌صورت جدیدی می‌نوشته و مطمئن نبوده که کدام است، ولی هر دو صورت را نوشته است.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

سازدهنی (Harmonica) با وجود کوچکی و سادگی قابلیت های اجرایی فراوان و جذابی دارد و به همین خاطر جزو رایج ترین و محبوب ترین سازهای موسیقی در جهان به شمار می آید. در کشور ما هم چند سالی است که با اقبال بیشتر هنرجویان و گروه های موسیقی مواجه شده و به تازگی می توانیم صدای سازدهنی را در تبلیغات تجاری پخش شده از شبکه های داخلی رادیو و تلویزیون نیز بشنویم. خوشبختانه در زمینه آموزش سازدهنی (انواع ترمولو و کروماتیک) چندین کتاب به زبان فارسی منتشر شده است که در این سری مطالب به بررسی آنها می پردازیم.
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (IV)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (IV)

در کتاب دو شکل از رابطه‌ی کلاسیک-مردم‌پسند واکاوی می‌شود؛ گونه‌ای مردم‌پسند که با موسیقی کلاسیک فرهنگ خودش هم نظام بوده و حاصل ساده‌سازی الگوهای آن است، یا برعکس، گونه‌ای که الگوهای کلاسیک حاصل پیچیده شدن آن باشند. حاصل این واکاوی نظریه‌ای شایان توجه است که امکان می‌دهد گونه‌شناسی موسیقی دقیق‌تری در دست داشته باشیم. بر اساس آن هر دو نوع رابطه می‌توانند در جریان شکل گیری گونه‌های مختلف شرکت کنند و در زمان‌های مختلف به یکدیگر بدل شوند. از همین راه است که فاطمی موفق شده هم خطوط ممیز گونه‌های مختلف موسیقی را در طرح کلی کتاب به روشنی تبیین کند و هم تحولشان را در دوره‌های تاریخی به نمایش بگذارد. ارزش کار آنجا بیشتر جلوه می‌کند که بدانیم به راستی دوره‌بندی تاریخی مبتنی بر سبک‌شناسی موسیقی و روابط موسیقایی در تاریخ موسیقی ما کمیاب است.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.