مروری بر آلبوم «بر کرانه‌ی شب»

بَه بَه…
ساحتِ اجراییِ جدیدی در موسیقی ایرانی از میانه‌ی قرنی که در آنیم حیات یافت که «بر کرانه شب» نماینده‌ی خوبی برای نمایش حیاتِ این شاخه است. با تأسیس رادیو و در ادامه با گستردگیِ مخاطبانِ برنامه‌ی گل‌ها، موسیقی ایرانی بیش از هر زمانِ دیگر به خانه‌های مردمِ کوچه و بازار راه یافت. عده‌ای علاقه‌مند شدند تا سازی بنوازند. سراغ خریدن و یادگرفتن رفتند و با هر بهره‌ای که از موسیقی دستگاهی ‌یافتند محافل خانگی موسیقی ایرانی را شکل دادند. در تهران و شهرهای بزرگِ دیگر، ویولن، تار، ضرب و سنتوری گرد هم می‌آمدند و خواننده‌ای هم –به عنوانِ یک رکن حیاتی و اساسی‌- همراهی‌شان می‌کرد.

چنین محافلی امروز نیز کم و بیش وجود دارند و می‌توان نمونه‌هایی از آنها را یافت، شنید و دید. در این محافل معمولاً ساخته‌های دیگران نواخته و اجرا می‌شود و گاه «استاد»ی که ذوقی دارد نوایی از خود نیز می‌سازد. با گذشت چند دهه، اغلبِ این هنرمندانِ محفلی، سال‌گشته شده‌اند و عموماً امروز کهنسال‌اند. سه‌گاه و ابوعطا هم از مایه‌های پرطرفدار محافل‌اند. (در حالیکه در موسیقی‌های شبه مدرنِ امروزی دیگر شنیده نمی‌شوند).

همه‌ی اینها بدون استثنا در «بر کرانه‌ی شب» جمع شده‌اند. ویولن و سنتور و ضرب، سه‌گاه و ابوعطا، صبا و بدیعی، و صدای کهنسالِ خواننده در گوشه‌هایی آشنا. به اضافه‌ی اینکه یک تصنیف، با ارکستری گلهایی و روی یک ملودیِ دلنواز از امین‌الله رشیدی نیز آن میانه آمده که هرچند به لحاظ محتوا و موسیقی دقیقاً همسانِ کلِ مجموعه است اما از نظر حجم صوتی و سازبندی متفاوت است و در دفترچه نیز هیچ اشاره‌ای به ارکستر و نوازندگان‌اش نشده.

موسیقیِ محافل غالباً در یک سطحِ بخور و نمیر است اما «بر کرانه‌ی شب» یک نمونه‌ی حرفه‌ای از این نوع موسیقی ایرانیِ رو به افول است؛ نمونه‌ای که بالاترین سطحِ این گونه‌ی موسیقایی را به نمایش می‌گذارد و هنرمندان‌اش در طول عمرشان فعالیت مستمری در این نوع موسیقی داشته‌اند. زیستِ این نوع از موسیقی ایرانی -همانند هر نوعِ دیگر- به مخاطب‌اش گره خورده است. پای طمأنینه‌ی این موسیقی نشستن، در حوصله‌ی چند درصد از ایرانی‌های امروز در گرماگرمِ روز و وقتِ شبانه‌شان است؟
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

آلبوم «بر کرانه شب» اثری است به خوانندگی محمدرئوف قنبری، ردیف‌دان و مدرس آواز با آهنگسازی امین‌الله رشیدی و محمدرضا شریفی و نیز نوازندگی محمدرضا شریفی، کوروش گلکار و اردشیر بزرگ‌نیا. این اثر در دستگاه سه گاه و آواز ابوعطا اجرا شده است. مؤسسه فرهنگی هنری راوی آذر کیمیا در سال ۱۳۹۷ این آلبوم را منتشر کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (I)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز (I)

اگر در تاریخ سازدهنی بلوز (Blues Harp) دو نوازنده مطلقا غیر قابل تقلید وجود داشته باشند قطعا یکی از آنها Sonny Boy Williamson II است (و دیگری هم Sonny Terry ). سانی بوی ویلیامسونII، بی شک یکی از تاثیر گذارترین و بزرگترین نوازندگان Diatonic Harmonica (ساز دهنی دیاتونیک) در تاریخ موسیقی بلوز واز قله های دست نیافتنی آن است. بی اغراق می توان او را از واپسین اسطوره های بلوز و حتی فراتر از هویت اسطوره ای، از نمادهای بلوز دانست.
لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (I)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (I)

سخن درباره‌ی یکی از تاثیرگذارترین موسیقی‌دانان سه دهه‌ی گذشته است. کسی که نه تنها با موسیقی بلکه با اندیشه‌ی خویش بر دنیای اطرافش اثر گذاشته است (۱). با موسیقی‌اش با مردم همراه شده، در شورشان در شادی‌شان در ماتم‌شان پنجه بر ساز سائیده و نوا ساخته است. خوانده و نوشته، برای این که تغییر دهد و خود نیز تغییر کند. او از نسلی است که بازگشت به ریشه‌های هویت -که می‌پنداشتند فراموش شده- دغدغه‌ی اصلی کارشان بود.
هاشمی: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

هاشمی: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.
محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.
تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (III)

تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (III)

طبیعت اجرای زنده و حضور روی سن، درصدی ناکوکی به اجرا تحمیل می کند که حتی در مورد بزرگترین ویرتوزهای دنیا هم از آن گزیری نیست. اما در مورد کنسرت هنگام حتی اگر از فالشی های بوجود آمده ضمن اجرا چشم بپوشیم، این که فلوت ها و بخصوص سنتورها به طور کلی کوک نبودند، جای تعجب دارد.
Umbria Jazz Festival 2005

Umbria Jazz Festival 2005

فستیوال موسیقی جز “آمبریا” بدون شک یکی از مهمترین رخدادهای موسیقی Jazz در اروپا و آمریکا است. این فستیوال از سال ۱۹۷۳ همه ساله در حال اجرا است و در دهه هفتاد پذیرای بزرگانی چون Dizzy Gillespie و Miles Davis نیز بوده است.
اختلالات صدای خوانندگان (III)

اختلالات صدای خوانندگان (III)

همانند متخصص بالینی صدا که می خواهد با دانشمند صدا ارتباط برقرار کند یا دانشمندی که دوست دارد تفننی کار بالینی انجام دهد، وقتی از آموزش و توانمندی مان فاصله می گیریم، «بی تجربگی عملی» ما برای اهل فن آشکار می شود. یکی دیگر از موانع کار موفقیت آمیز با کاربران حرفه ای صدا، نبود زبان قابل فهم بین متخصص بالینی و فرد حرفه ای است. برای مثال، ممکن است به هنرپیشه با خواننده نوعی روش تنفسی برای اجرای برنامه آموزش داده شده باشد که این روش با یافته های جدید علم صدا، به ویژه در مورد فیزیولوژی تنفس، در تضاد باشد. هنرمندان غرق تصورات ذهنی اند.
یکصدمین سال تولد روح الله خالقی

یکصدمین سال تولد روح الله خالقی

شاید تنها ساخت سرود «ای ایران» کافی بود تا نام روح الله خالقی را در موسیقی ایران جاودان سازد. ولی خالقی نه تنها سازنده این سرود، بلکه آفریننده دهها اثر به یادماندنی دیگر مانند «حالا چرا»، «می ناب» و «رنگارنگ» است؛ بنیانگذار هنرستان موسیقی ملی و نویسنده دهها مقاله و چندین کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ و تئوری موسیقی ایرانی است.