گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

در سال ۱۳۰۶ هُوْهانِس آبکاریان (Hovhannes Abkarian) مشهور به یحیی (۱۲۵۴ – ۲۷ بهمن ۱۳۱۰) تار ساز مشهور در مقاله ای به روزنامه ناهید از وضعیت ساز سازی در ایران گله می کند. این مقاله نشان دهنده قدرت قلم و روحیات این استاد بزرگ سازسازی ایران است. یحیی بعد از ۴ سال از انتشار این مقاله در اصفهان درگذشت؛ بعد از آن تنها تارهایش زنده کننده نام او بودند و حتی مقبره او ناشناخته بود. در سال ۱۳۸۳ با تلاش عده ای از دوستدارانش، از طریق ارتباط با خانواده او و گورستان ارامنه اصفهان، مقبره او کشف شد و در مراسمی سنگ قبری برای مزار او تهیه شد.

در سال ۱۳۰۶ هُوْهانِس آبکاریان (Hovhannes Abkarian) مشهور به یحیی (۱۲۵۴ – ۲۷ بهمن ۱۳۱۰) تار ساز مشهور در مقاله ای به روزنامه ناهید از وضعیت ساز سازی در ایران گله می کند. این مقاله نشان دهنده قدرت قلم و روحیات این استاد بزرگ سازسازی ایران است. یحیی بعد از ۴ سال از انتشار این مقاله در اصفهان درگذشت؛ بعد از آن تنها تارهایش زنده کننده نام او بودند و حتی مقبره او ناشناخته بود. در سال ۱۳۸۳ با تلاش عده ای از دوستدارانش، از طریق ارتباط با خانواده او و گورستان ارامنه اصفهان، مقبره او کشف شد و در مراسمی سنگ قبری برای مزار او تهیه شد.

این نوشته را به قلم یحیی می خوانیم:

آقای مدیر،

بدون ذکر هیچ مقدمه با یک دنیا تشکر از لطف جنابعالی که نام گمنام حقیر را سرلوحه یک قسمت از مقالات زیبای ناهید قرار داده بودید عرضه می‌دارد که یگانه علت ترقی خارق‌العاده صنایع در میان ملل متمدنه مغرب‌زمین همانا قدرشناسی و تشویق کاملی است که به انواع مختلف از ارباب حرف و صنایع می‌شود، و از همین نقطه‌نظر است که مخترعین و صنعت‌کاران لایق در راه تکمیل حرفه و صنعت خود حتی از بذل جان هم مضایقه نمی‌کنند!

صنعت ناقابل حقیر لایق آن نیست که یک قسمت ذی‌قیمت جریده محترمه ناهید و دقت قارئین محترم آنرا ولو من باب مثال هم باشد اشغال و تضییع نماید و اما بدیهی است همین اندازه از تشویق موجب دلگرمی سایر ارباب صنایع شده و اگر ظاهرآ بازارشان رونقی ندارد لااقل روحشان بشاش و از این سرزمین به کلی مایوس نمیشوند! من باب مثل عرض میکنم: اوقاتی که الجآ و ناچارآ دست از حرفه خود کشیدم و بنوکری دولت اشتغال داشتم در هر گوشه که بودم اتصالآ حقیر را تشویق باعاده شغل اولیه‌ام می‌نمودند، حتی اخیرآ که در قزوین اقامت داشتم سفارشات زیادی بحقیر رسید بقدری که مشتبه شده و یقین کردم که در روحیات جامعه تغییری حاصل و شاید ممیزی در اصل و بدل بفرموده جنابعالی پیدا شده است.

این بود که دست از لقمه نان راحت کشیده و با شوق مفرطی با تیشه بی پیر بجان تنه‌های درخت بارور توت و گردو افتادم! ولی افسوس که طهران همان طهران سابق و حقیر هم در گوشه‌ی فراموشی باتلاف اوقات عزیز مشغول و بقول عوام هر گردی را گردو میدانند در هر حال باز با یکدنیا تشکر از اینکه بدون هیچگونه سابقه و شناسایی از راه تلطف از این افسرده ضعیف دلجویی فرموده‌اید و همین اندازه از قدرشناسی حضرتعالی را بهترین اجر و مزدی برای زحمات سی‌ساله خود می دانم.

ایام افاضت مستدام

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است