گفت و گو با جان کیج (V)

جان کیج
جان کیج
کربی: همیشه همینطور به نتیجه می رسیم، همیشه ناشناخته هایی بر جا می مانند.
شکنر: یکی از پیامدهای این خط فکری این است که ساختار اصلی تئاتر الزاما تغییر می یابد. وقتی که ما ساختار محوری را بر می داریم کل ساختار دستخوش تغییر می شود: شیوه های تمرین به شیوه های تولید تغییر می یابد. در تمامی آثاری که من از شما خوانده ام یا شنیده ام حسی قوی برای ساختار وجود دارد. پرسش من این است که چه نوع ساختاری جایگزین ساختار محوری (focus-structure) می شود؟
کیج: ساختاری که ما باید در نظر داشته باشیم، ساختار هر کدام از مخاطبان است. به عبارت دیگر، خودآگاهی هر مخاطب تجربه [تماشای اجرای] او را به شکلی متفاوت با تجربه دیگر تماشاچیان شکل می دهد. درنتیجه هر چه به برنامه تئاتری خود کمتر ساختار بدهیم و هر چه این برنامه بیشتر شبیه زندگی بی ساختار روزانه باشد، قوه ذهنی ساختار دهنده هر یک از مخاطبان بیشتر تحریک خواهد شد. اگر ما هیچ کاری انجام نداده باشیم، مخاطب باید همه کارها را انجام دهد.

شکنر: پیش از این، تئاتر به ساختار فضایی وابسته بود (space structure) که تمرکز مهمترین عاملش بود. کربی آن را ساختار اطلاعاتی (information structure) می نامد که من زیاد موافقش نیستم. بیایید آن را ساختار اطلاعاتی-فضایی (information-space) بنامیم. آیا پیشنهاد می دهید که ساختار مبتنی بر طول اجرا (duration) جایگزین ساختار فضایی-اطلاعاتی (space-information) شود؟
کیج: قبلا این کار را کرده ام. در سال ۱۹۵۲ ساختاری زمانی با اجزایی داشتیم که شانسی به دستمان رسیدند. اما در کارهای جدیدترم بیشتر به آنچه فرایند می نامم توجه می کنم – فرایندی که الزاما نه آغاز، نه وسط، نه پایان و نه بخش دارد. می توان برای آغاز ها و پایان ها چیزهایی در نظر گرفت اما من ترجیح می دهم که این حقیقت را نادیده بگیرم تا اینکه کاری را که پیشتر برای میزان بندی (measure) آن انجام می دادم ادامه دهم. مقوله میزان بندی و مقوله ساختار چیزهایی نیستند که من اکنون ذهنم را درگیرشان کنم. من تلاش میکنم تا مواردی که باید در هنر انجام داد را از طریق مشاهداتم از زندگی روزانه بیابم. به نظر من زندگی روزانه بی نظیر است و هرچه هنر بیشتر شبیه زندگی روزانه باشد ما را با آن و با برتریش آشنا می کند.

شکنر: آیا تفاوتی بین گروهی از مردم که تصمیم می گیرند به ساحل بروند و شاهد آنچه آنجا اتفاق می افتد باشند و گروهی که تصمیم می گیرند به تماشای یک رویداد (Event) یا یک فعالیت (Activity) بروند و شاهد آن باشند یا در آن مشارکت کنند وجود دارد؟
کیج: به نظر من اگر فرد احساس کند که ساحل تئاتر است و آن را به صورت یک نمایش تجربه کند تفاوت چندانی وجود ندارد. امکان دارد که فرد این نگرش را برگزیند. اتفاقا خیلی هم به کار می آید زیرا در زندگی روزانه زیاد پیش می آید که فرد خود را در شرایطی می یابد که آزار دهنده است. اما اگر آنها را مانند یک نمایش ببیند آن شرایط دیگر آزار دهنده نیستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گروه رستاک افغانستانی می‌خواند

به گفته روابط عمومی گروه موسیقی رستاک، سومین قطعه از مجموعه موسیقایی «در خانه_بی‌ مرز» امروز، یکم اسفند ۱۳۹۸ روانه بازار موسیقی می‌ شود. روابط عمومی گروه موسیقی رستاک در مورد این اثر می گوید: طبق تجربه ای که از دو قطعه قبلی این پروژه فرامرزی داشته ایم طبیعی است که در قطعه سوم نیز موسیقی یکی دیگر از کشورهای همسایه، مورد نظر رستاکی ها قرار بگیرد، از همین رو و با توجه به ماهیت بین المللی پروژه «در خانه_بی مرز»، در گام سوم نوبت به موسیقی کشور افغانستان رسیده است.

یادداشتی بر آلبوم «نوهنگام»

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه پنجم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی»

گزارش جلسه پنجم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی»

بعد از ظهر چهارشنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۱، پنجمین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «آشنایی با برخی بحث‌ها در زیباشناسی و فلسفه» (که در نقد مورد استفاده‌اند) در خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
درباره مشکل کوک

درباره مشکل کوک

اگر در جمع موسیقیدانان موسیقی ایرانی باشید، حتما” شنیده اید که گاهی نوازندگان به هم توصیه هایی راجع به بالاتر یا پائینتر بردن پرده های سازها می دهند و بعد از تغییر دستگاه، دوباره نوازنده را می بینیم که پرده ها را به جای اولیه خود باز می گرداند! حتما” این سوال برای شما پیش آمده که آیا جایگاه مشخصی برای نتهای مختلف در موسیقی ایرانی وجود ندارد؟ بهترین جواب برای این پرسش اجراهای دقیق جلیل شهناز و احمد عبادی است.
در جستجوی موسیقی سنتی (I)

در جستجوی موسیقی سنتی (I)

روز دوم ورودم به تهران به دوست هنرمندم که از رجال هنریِ سمفونیک تهران است زنگ زدم؛ گفت چه خوب شد که الان زنگ زدی همین امشب کنسرت ارکستر سمفونیک ازنابروک (آلمان) است، دوست داری بیایی. گفتم حتماً، اصلا آمده ام تهران که به کنسرت بروم. گفت اما “سنتی” نیست ها. (بعداً متوجه شدم که تنها کنسرت “سنتی” که در ایران رفتم و دیدم و شنیدم همین کنسرت بود که در ادامه شرح و توضیحش خواهد آمد.)
ANTONIO STRADIVARI , VIOLIN  1699 (بررسی و تحقیق)

ANTONIO STRADIVARI , VIOLIN 1699 (بررسی و تحقیق)

پیرامون موضوع مذکور در شماره قبل توضیحاتی را جهت اطلاع و آگاهی اولیه بصورتی گزارشی ارائه کردیم ولی همانطور که می دانیم در اکثر پروژه های اجرایی مهم در زمینه های مختلف، ساختار و چیدمانی تعریف می شود که می تواند باعث ایجاد نظم و ترتیب درمراحل احیاء پروژه شود و به نوعی ضرورت طبقه بندی کارآمد از آغاز تا پایان، نشانه و نماد روندی پویا و خلاق است و از نقاط قدرت و اثر بخشی همچون، نقد و بررسی موضوع، اصلاحات و تغیییرات، گزارش نتایج و … برخوردار می شود که قطعا در بهبود و پبشرفت کار تاثیری بسزا دارد.
موسیقی با کلام و تاثیر آن

موسیقی با کلام و تاثیر آن

زبان مهمترین ابزار ارتباطی انسانهاست. اهمیت زبان را از این جهت باید بررسی کرد که سهولت و سرعت انتقال مفاهیم، از بارزترین خصوصیات آن میباشد. همانطور که در مقالات گذشته در رابطه با موسیقی و نقش آن در میان مفاهیم مطالبی عنوان شد صرفا” موسیقی بی کلام مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدیم که موسیقی به طور کلی توانایی نشان دادن مفهوم مدنظر آهنگساز را در ذهن شنونده ندارد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (New York Philharmonic)، واقع در شهر نیویورک، یکی از ارکسترهای قدیمی آمریکا است که به عنوان یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی کلاسیک شناخته شده است. امروزه خانه اصلی فیلارمونیک واقع در تالار آوری فیشر (Avery Fisher Hall) در مرکز لینکون نیویورک است. این ارکستر در سال ۱۸۴۲ به وجود آمده و نزدیک به ۴ دهه از دیگر مراکز سمفونیک آمریکا قدیمی تر است.
متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

اگر بخواهیم مقایسه ای بین گروه دستان و گروه های موجود در ایران داشته باشیم قطعا باید از نظر تفکر آهنگسازی و تاثیر آهنگساز این موضوع را بررسی کنیم. در همین راستا می توان دستان را با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور مقایسه کرد و البته اینکه من جنس کارهای حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان را می پسندم و باید بگوییم که دستان فرزند این گروه ها است که در یک روند طولانی و با یک آنسامل کوچک تر حرکت کرده است؛ حال ممکن است از نظر صدادهی قابل مقایسه با یک گروه ۱۰ نفره نباشد اما از نظر تفکر آهنگسازی این گونه است.
مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

موتسارت افسانه‌ای، دردانه‌ی دنیای موسیقی را با نبوغ خارق‌العاده‌اش می‌شناسیم. حتا آنها که موسیقی‌اش را هم نشنیده‌اند احتمالا چیزکی از استعداد شگرف او به گوششان خورده. تصور ما را از این استعداد شگرف (و نیز خودِ مفهومِ نابغه‌ی درک نشده توسط مردم هم‌عصرش) زندگی‌نامه‌های رومانتیک قرن نوزدهمی و دنباله‌های قرن بیستمی‌شان به وجود آوردند و شاخ و برگ دادند. کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه» نوشته‌ی «نوربرت الیاس»، جامعه‌شناس برجسته اما راهی دیگر در واکاوی زندگی موتسارت در پیش می‌گیرد؛ پرسش جامعه‌شناسانه از نبوغ.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XI)

مثال دیگری از رنگ‌آمیزی با فاصله‌ی هنگام دیده می‌شود؛ آن‌جا که منا اشاره‌های موجود در فرود شور را به جای آن‌که مانند معمول در همان منطقه‌ی صوتی اجرای بخش اصلی بنویسد یک هنگام زیرتر نوشته است، که البته این روش تطابق بیشتری با روش اجرای پایور دارد (توجه داشته باشید که پایور ردیف را با روایت خودش اجرا می‌کند).