گفت و گو با جان کیج (IX)

جان کیج
جان کیج
شکنر: چه نوع مکالمه هایی در کلاس شما پیاده می شد؟
کیج: منظورت این است که یک نقاش با این موقعیت چه کاری می توانست انجام دهد؟

شکنر: آنها چه کاری انجام می دادند؟
کیج: خب، شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

یکی از این موارد که من به آن توجه کردم و دستخوش شانس شد تمپو بود. اگر به موسیقی تغییرات نگاهی بیندازید می بینید که هر چند میزان یکبار، در یک نقطه ساختاری خاص، عناصر تند می شوند، کند می شوند یا ثابت می مانند. میزان تغییر این موارد به شانس بستگی داشت. دیوید تیودر (David Tudor) نوعی از ریاضیات را برای تبدیل علامت های تمپو به زمان واقعی آموخته بود که فرایندی بسیار پیچیده و زمان بر بود. پس از آن من روش آهنگسازیم را تغییر دادم؛ دیگر بر اساس تمپو نمی نوشتم بلکه بر اساس زمان (time) می نوشتم. زمانی که در نیو اسکول تدریس می کردم این مورد به یکی از حقیقت های کار من تبدیل شده بود و خیلی سریع هم پذیرفته شد زیرا باعث سهولت زیادی در زمینه زمان می شود. زیرا بدین ترتیب، از روی ساعت می شد فهمید که کی باید کاری شروع شود.

شکنر: چرا فکر می کنید چنین چیزی نقاش ها را بر می انگیزاند؟
کیج: فکر می کنم که کربی در مقدمه کتاب هپنینگز به این مسئله اشاره کرده است.

شکنر: بخش زیادی از کارهای شما، اگر از لحاظ نظریه ای با هپنینگز متفاوت نباشد، از لحاظ کیفیت متفاوت است.
کیج: کربی در مقدمه اش به دنبال این است که کاری دقیق انجام دهد که من گفته ام که دوست ندارم خودم اینطور کار کنم مثل تعریف کردن. کربی در آوردن آن تعریف به جایی رسید که موتور وهیکل سانداون ایونت (Motor Vehicle Sundown Event) از جورج برشت (George Brecht) را از شاخه هپنینگز حذف کند زیرا این کار هدفی در بر نداشته است. درست است؟

کربی: فکر می کنم که آن موقع که آن تعریف را ارایه دادم به شاخه دیگری از تئاتر فرصت (Chance Theater) فکر می کردم. از آن موقع تا کنون نظرم کمی عوض شده است.
کیج: و شما در مورد هپنینگز می خواستی ایده ی یک تئاتر هدفمند که غیر منطقی و غیر ماتریسی بود را راه بیندازی؟

کربی: بله.
کیج: من فهمیدم که حضور هدف در یک امتداد غیر منطقی برایم جالب نیست، به همین دلیل آیا واژه غیر منطقی به این معنی نیست که هر چیزی می تواند رخ بدهد؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گروه رستاک افغانستانی می‌خواند

به گفته روابط عمومی گروه موسیقی رستاک، سومین قطعه از مجموعه موسیقایی «در خانه_بی‌ مرز» امروز، یکم اسفند ۱۳۹۸ روانه بازار موسیقی می‌ شود. روابط عمومی گروه موسیقی رستاک در مورد این اثر می گوید: طبق تجربه ای که از دو قطعه قبلی این پروژه فرامرزی داشته ایم طبیعی است که در قطعه سوم نیز موسیقی یکی دیگر از کشورهای همسایه، مورد نظر رستاکی ها قرار بگیرد، از همین رو و با توجه به ماهیت بین المللی پروژه «در خانه_بی مرز»، در گام سوم نوبت به موسیقی کشور افغانستان رسیده است.

یادداشتی بر آلبوم «نوهنگام»

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

از روزهای گذشته…

سعیدی: تکنیک نوازندگی قانون را تغییر دادم

سعیدی: تکنیک نوازندگی قانون را تغییر دادم

همان طور که گفتم در ایران من این را از می‌توانم بگویم از سال ۵۸۵۹ قطعه‌هایی را من هم نوشتم و در ایران اجرا کردم البته من در ترکیه مستر کلاس داشتم آنجا اجرا کردم، یک شاگرد فرانسوی داشتم در سال ۷۰ که با خانم پریسا رفته بودم، سرپرست گروه نی ریز بودم و با هم رفتیم و با یک آقایی به نام ژولین ویس آشنا شدیم که ایشان پشت سن آمد و گفت من تا حالا ندیده بودم کسی این‌طوری قانون بزند خودش هم قانون می‌زد؛ منتهی همان تکنیک عربی را می‌زد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

در رویکرد نخست جهان تصویر برآمده از جهان متن است و در رویکرد دوم با آن که نقطه‌ی آغاز ایده‌ی تصویر همچنان متن باقی می‌ماند (متن اغلب تقدم وجودی دارد) اما سلسله‌ی تصویرها برافزوده‌ی جهان متن و موسیقی می‌شوند. پیداست که در عمل اجبارهای معنایی-ساختاری متن پرداختن به یکی از دو رویکرد را محدود خواهد کرد. برای نمونه ترانه‌ای با ساختار روایی خطی به سادگی تن به اولی می‌دهد در حالی که یک ترانه بدون روایت مشخص و فقط درباره‌ی مفهوم تنهایی به راحتی این طور نیست (۱۴).
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (II)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (II)

نکته‌ی دیگر اینکه ردیف به رغم انجماد در دهه‌های اخیر و تبدیل شدن از یک کارگان مدل به یک کارگان ثابت، کماکان به عنوان تنها مجموعه‌ی منسجمی که بخش اعظمی از محتوای مدال موسیقی کلاسیک ایران را در خود جای داده، کارکرد آموزشی نیز یافته است و در مسیر آموزش آن مطلوب است هنرجویان، به طور عینی منطق فرمال آن را درک کنند. منطقی که به زعم نگارنده و به اعتبار مواجهه‌ی ‌متعدد با این مسأله در کلاس‌های مختلف موسیقی، در ردیف‌های سازی دستگاه مهمی چون شور شفاف نیست و در خصوص آن، ساختار منسجمی در ذهن هنرجویان شکل نمی‌گیرد. نوشته‌ی حاضر سعی بر حل این مسأله دارد.
کنسرتو از دیروز تا امروز

کنسرتو از دیروز تا امروز

کنسرتو فرمی از موسیقی است که برای یک یا چند سولیست و ارکستر ساخته شده است. تاریخ اولین کنسرتوها به قرن هفدهم بر می گردد و هنوز هم هر ساله موسیقی هایی در این فرم نوشته می شود. این ژانر بستگی زیادی به انگیزه اجرا کنندگان و شنوندگان دارد؛ چراکه این فرم به سولیست مستعد این شانس را می دهد تا توانایی های خود را به نمایش بگذارد. البته کنسرتو میتواند معنی عمیقتری هم داشته باشد در دستهای هنرمند آهنگساز؛ کنسرتو رابطه بین فرد و جمعیت را مجسم می کند.
آهنگ های محبوب جو ساتریانی (II)

آهنگ های محبوب جو ساتریانی (II)

“با شنیدن این سولو از Allan Holdsworth بود که من فهمیدم یک نوازنده گیتار راک با بهره بردن از دانش موسیقی در حد بزرگانی چون John Coltrane و Miles Davis چه کارهایی می تواند انجام دهد. او به جای این که بخواهد تکنیک باورنکردنیش را به رخ بکشد، آن را برای چنگ انداختن در احساسات شنونده به کار می بندد. با این که از مجموعه نسبتا پیچیده ای از mode های مختلف استفاده می کند، اما اصل آهنگ یک riff ساده و مشابه آهنگ “The Immigrant Song” (از گروه Led Zeppelin ) است که با عناصری از سبک Fusion ترکیب شده است.
درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

اسوشیتدپرس- های زارت Hy Zaret، سراینده اشعار ترانه جاودانی Unchained Melody که یکی از محبوبترین ترانه های مکررا اجرا و ضبط شده قرن بیستم به شمار میرود، در سن ۹۹ سالگی درگذشت.
نگاهی به جشنواره موسیقی محله

نگاهی به جشنواره موسیقی محله

روز جمعه ۱۸/۶/۸۴ اختتامیه اولین دوره جشنواره موسیقی محله بود. این جشنواره زیر نظر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با هدف یافتن استعدادهای جوان در تمام مناطق تهران برگزار شد. نحوه شرکت در این جشنواره بدین صورت بود که گروه های کر، سرود، کلاسیک و پاپ فرهنگسراهای مناطق مختلف تهران پس از اعلام آمادگی و تکمیل فرم و ارائه نمونه کار در دو مرحله به رقابت می پرداختند. مرحله اول به صورت منطقه ای بود و گروه های هر منطقه در فرهنگسرای مربوط به منطقه خود اجرای برنامه می کردند.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۱) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۲)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (I)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (I)

پیش از آنکه به بررسی این اثر بپردازیم، لازم است مروری کوتاه بر “مثنوی” و “مثنوی‌خوانی” در موسیقی کلاسیک و ردیفی ایران داشته باشیم. “مثنوی‌”ها، نام گوشه‌هایی هستند که در برخی دستگاه‌ها اجرا می‌شوند و همانطور که از نام آن بر می‌آید، بر روی شعری در قالب مثنوی خوانده می‌شوند. مثنوی اصفهان، مثنوی افشاری (مثنوی پیج) و مثنوی بیات ترک از این دسته‌اند.
” Let It Be” اثر مک کارتنی (I)

” Let It Be” اثر مک کارتنی (I)

“Let It Be” اثر پاول مک کارتنی، در مارس سال ۱۹۷۰ به صورت تک آهنگ و در آلبومی به همین نام به بازار عرضه شده است ( هر چند برخی متن این ترانه را نتیجه همکاری مشترک مک کارتنی و لنون می دانند). الهام بخش این ترانه در حقیقت خوابی بوده که مک کارتنی در آن مادرش – مری مک کارتنی (Mary McCartney) – را در حالیکه جمله “Let It Be” را به او گوشزد نموده، دیده است.