گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

ریتم و ترادیسی (XVIII)

ذره ها هنگامِ خوشه شدنِ تعداد زیادی از آن ها با همْ مفید واقع می شوند. زِناکیس هر ذره را به صورت نقطه ی کوچکی تصویر می کند، و نقاط را بر یک «پرده» که محورهایش فرکانس و کثرت ذره را مشخص می کند قرار می دهد. سپس مجموعه ای از پرده ها (که یک «کتاب» نامیده می شود) در طول زمان (مانند قاب های راکد مجزای یک فیلم) به منظور ایجاد بافت های صوتی پیچیده ی در حالِ تحول پخش می شود. شکل ۲۴ این موضوع را نشان می دهد.

ذره ها هنگامِ خوشه شدنِ تعداد زیادی از آن ها با همْ مفید واقع می شوند. زِناکیس هر ذره را به صورت نقطه ی کوچکی تصویر می کند، و نقاط را بر یک «پرده» که محورهایش فرکانس و کثرت ذره را مشخص می کند قرار می دهد. سپس مجموعه ای از پرده ها (که یک «کتاب» نامیده می شود) در طول زمان (مانند قاب های راکد مجزای یک فیلم) به منظور ایجاد بافت های صوتی پیچیده ی در حالِ تحول پخش می شود. شکل ۲۴ این موضوع را نشان می دهد.

برای مثال، در قطعه ی کانکریت پی اچ اثر زِناکیس، که برای اولین بار در نمایشگاه جهانی بروکسل در سال ۱۹۵۸ پخش شد، ذره ها از ضبط صدای ترق وتروق آتش سوزی چوب که به تکه های یک-ثانیه ای برش خورده بود استخراج شدند. سپس با استفاده از فنون اتصال نوار بازترکیب شدند. در آنلوژیک بی، زِناکیس ذره ها را از خروجی یک مولد شکل موج سینوسی آنالوگ با برش ضبط نوار به بخش های کوتاه ایجاد کرد. سپس ذره ها با قرار گرفتن بر پرده با احتمال های استخراج شده از یک توزیع نمایی ترکیب شدند. «مرتبه ی توانی» توسط اعداد تصادفی استخراج شده از زنجیره ی مرتبه-اول مارکوف کنترل می شدند.

به علت نیاز به تعداد زیادی ذره، تعیین همه ی اطلاعات کاری با اهمیت است. رُودْز و دیگران روش هایی پیچیده را برای استفاده از روندهای تصادفی (اعداد تصادفی) به منظور انتخاب از میان متغیرهای برجسته ایجاد کردند (Roads 2002، De Poli, Piccialli and Roads 1991، و Truax 1988). در این روش ها، آهنگ ساز مجموعه ای از متغیرهایی را که مشخص کننده ی احتمال های رخ دادن انواع مشخصی از ذره ها در زمان های معین است انتخاب می کند. سپس رایانه انبوهی از داده های واقعی را تولیدْ و اثر را تحقق می بخشد. متغیرهای نوعی ای که ممکن است کنترل شوند عبارتند از:

(۱) چگالی ذره ها (تعداد ذره ها در هر ثانیه)

(۲) کشش زمانی ذره ها

(۳) شکل موج های همراه با ذره ها (سینوسی، موج مربعی، نویْز، ضربه، نمونه برداری شده از یک منبع معین و…)

(۴) کثرت/دامنه ی هر ذره

(۵) فاصله ی زمانی بین ذره ها

(۶) پوش های ذره

(۷) فرکانس های ذره ها (برای مثال، محدوده ی بالاترین و پایین ترین فرکانس)

(۸) فرکانس ها: پراکنده یا هم راستا

(۹) زمان بندی (آیا ذره ها هم گام اند یا غیر هم گام)

(۱۰) جایابی در میدان اِستِریو

اینْ مفهوم دیگری را از اثر موسیقایی نشان می دهد. به جای استفاده از «نت» و «ساز»، آهنگ سازْ روش، یا الگوریتمی را برای انتخاب متغیرهای همراه با روش به کار می گیرد. به جای اینکه تصور شود قطعه در نت نوشتِ موسیقایی که برای اجرا به موسیقی دان ها نیاز دارد مقرر شده است، در یک برنامه ی رایانه ای که به نرم افزار و سخت افزار مناسبی برای ادارکش نیاز دارد مقرر شده است.

ترکیب ذره نما به جای اینکه روشی باشد که در سطح نمادین عمل می کند، روش آهنگ سازی در نت نویسی واقع نما (از ذره های صدا) است. شاید مهم ترین بخش هریک از روش های این چنینیْ این است که احتمالات کنترلی قرارگرفته در اختیار آهنگ ساز باید حس ادراکی ایجاد کند.

حامد قنواتی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است