رمضانیان: انتقاد مثلِ آتشی به سایر نقاط زبانه می‌کشد

پوریا رمضانیان
پوریا رمضانیان
وقایع روزها و ما‌ه‌های گذشته، هم‌چنین سانحه‌‌ی اسف‌بار سقوط پرواز شماره ۷۵۲ اوکراین باعث شده تا برخی از فعالان عرصه‌های مختلف هنری اعم از سینما، موسیقی، و هنرهای تجسمی طی روزهای اخیر واکنش‌های متفاوتی به این وقایع داشته باشند. در همین راستا برخی از هنرمندان، برگزاری کنسرت‌هایشان را لغو کرده‌اند و عده‌ای دیگر از حضور در رویدادهای هنری پیش‌رو انصراف داده‌اند. این رویه البته انتقادهایی را هم ازسوی مردم و برخی از فعالان در پی داشته است. در این میان به تازگی برگزیدگان «جشنواره موسیقی دانشجویی صبا» نیز از حضور در جشنواره موسیقی فجر انصراف داده‌اند. جشنواره‌ی موسیقی «صبا» که دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر برگزارکننده‌ی آن بود، یکی از رویدادهای نوپای دانشجویی است که امسال دومین دوره‌ی آن در مقیاسی بزرگ در قالب ۱۸ رویداد و طی دو هفته، به‌ دبیری پوریا رمضانیان برگزار شد و مورد استقبال جامعه‌ی موسیقی واقع شد.

به تازگی پوریا رمضانیان انصراف برگزیدگان جشنواره صبا را از شرکت در جشنواره موسیقی فجر اعلام کرده است. به این بهانه با او گفتگویی انجام داده ایم که می خوانید:
لطفا ابتدا در مورد قرار شرکت برگزیدگان جشنواره صبا در جشنواره فجر توضیح دهید.
جناب آقای محمد الله‌یاری مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد، در ایام برگزاری جشنواره‌ی صبا به مدیر اجراییِ ما، آقای محمدهادی مجیدی وعده دادند که گروه‌های برگزیده‌ی جشنواره‌ی صبای امسال را در جشنواره‌ی موسیقی فجرِ امسال شرکت خواهند داد و ایشان به وعده‌شان هم عمل کردند. طی این اتفاق قرار شد گروه‌های برگزیده‌ی «دیاکو» به‌سرپرستی محمدجواد بهرامی، «فروغ» به‌سرپرستی امیر رستمی مزرعه، و «سریر» به‌سرپرستی آلا زارعی در سی‌وپنجمین فجر حضور داشته باشند و به اجرای کنسرتی مستقل یا در برج آزادی یا سالن سوره‌ی حوزه‌ی هنری بپردازند که اتفاق خوب و مثبتی است.

چطور شد با وجود این قرار از شرکت در جشنواره فجر انصراف دادید؟
سقوط هواپیمای اوکراینی و مرگ شماری از هم‌وطنان‌مان و نیز اخبار و حواشی بعد از آن تغییراتی را در برنامه‌های برخی از فعالان موسیقی ایجاد کرد که ما نیز از آن مستثنی نیستیم. بر همین اساس برگزیدگان دومین جشنواره‌ی موسیقی صبا تصمیم گرفته‌اند از حضور در جشنواره فجر امسال انصراف دهند و من نیز در عین موافقت با این تصمیمِ عاقلانه باید این خبر را به جناب آقای الله‌یاری و رسانه‌ها اعلام کنم. به هر حال دلیل این انصراف جز هم‌دردی و اظهارِ تألم برای غمِ جان‌کاه مردم سرزمین‌مان در فجایع خونینِ اخیر نیست. درعین‌حال‌که می‌پذیرم این لغوها در لایه‌ی زیرین خود، درنتیجه‌ی انتقاداتی که هنرمندان سال‌ها به جشنواره‌های دولتی داشته‌اند هم می‌تواند باشد.

آقای رمضانیان، گفتید «انتقاد به جشنواره‌های دولتی مثل فجر»! خب آیا این انتقادها از سال‌های گذشته وارد نبوده؟ چطور امسال و بعد از این واقعه بروز پیدا کرده و چرا به حوادث اخیر ربط پیدا کرده‌اند؟ اصلاً اگر انتقادی بوده چرا همان اول درخواست کردید که در فجر بنوازید؟ و شاید بهتر است بپرسم چرا الآن‌که موج عظیمی از انتقادات روانه‌ی فجر شده شما هم انصراف دادید؟ چرا زودتر منصرف نشدید؟
سه سؤال پرسیدید که به هر کدام جداگانه پاسخ می‌دهم. در مورد سؤال آخر باید عرض کنم ما همان روز‌های اول انصراف دادیم. نخستین تصمیم را سرپرست یکی از گروه‌ها گرفت و من دیدم با لغو یکی از آن‌ها پروگرام به یک اجرای مستقل نمی‌رسد. این بود که سایر گروه‌ها هم منصرف شدند و من هم موافق بودم. در صفحات مجازی هم اعلام کردیم. اما متأسفانه تا امروز هیچ خبرگزاری‌ای نتوانست این خبر را کار کند. چون مرتب به آن‌ها ابلاغیه می‌دادند که از این خبرها کار نکنند. پس انصراف ما مربوط به امروز و دیروز نیست‌. دوم این‌که چرا درخواست کردیم اجرا کنیم؟ بدیهی است. چون این جشنواره را خانه‌ی خودمان می‌دانیم و اتفاقاً هدف‌اش باید این باشد که گروه‌هایی مثل گروه‌های برگزیده‌ی جشنواره‌ای مثل صبا را دعوت کند. ما به سیاست‌های فجر منتقدیم؛ وگرنه چرا شرکت نکنیم؟ بچه‌های نوظهور و کلی استعداد باید دیده شوند و این وظیفه‌ی دولت است که حمایت کند. و اما سؤال نخست‌تان: معلوم است که این انتقادها از ابتدا بوده. اما وقتی یک زخم سر باز می‌کند شما نمی‌توانید بپرسید چرا الآن سر باز کردی؟ در این مواقع معمولاً مطالباتِ خفته ناگهان بیدار می‌شوند و انتقاد مثلِ آتشی به سایر نقاط زبانه می‌کشد و موجی به راه می‌افتد. این طبیعت اعتراض است. مردم در هر حال به دولت انتقاد داشته‌اند و این انتقادات به خشم آمده است. نمی‌توانید بگویید چرا خشم می‌ورزند! حالا چه دولتی که اشتباهاً هواپیمای خودی را هدف می‌گیرد، چه دولتی که سیاست‌های غلط به یک جشنواره‌ی موسیقیِ ملی یا بین‌المللی تحمیل می‌کند. هر دو یکی هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

اختلالات صدای خوانندگان (I)

اختلالات صدای خوانندگان (I)

انسانها برای صدا سازی، چه برای صحبت کردن و چه برای آواز خواندن از حنجره شان استفاده می کنند. حنجره عضوی بسیار حساس و آسیب پذیر است، اگر بخواهیم از حنجره برای آواز خواندن استفاده کنیم باید شیوه استفاده درست از حنجره را بدانیم. برخی افراد به طور ذاتی از صدای خوبی برخوردار هستند و برخی دیگر باید با تمرین و ممارست و تحت نظر افراد صاحب صلاحیت به صدای خوب دست یابند. برای مورد دوم شخص باید از توانمندی و سلامت جسمی مناسبی برخوردار باشد تا بتواند در اثر آموزش به صدای خوب دست یابد. گرچه همه می خوانند ولی همه خواننده نیستند. اشخاصی که از صدای خود برای آواز خواندن استفاده می کنند باید بسیار مراقب و مواظب باشند تا حنجره آنان (تارهای صوتی آنان) آسیب نبیند، این کار باید تحت نظر افراد دارای صلاحیت صورت گیرد در غیر اینصورت ممکن است پیامدهایی به دنبال داشته باشد که قابل جبران نباشد. از این رو، من در این مقاله تلاش نمودم تا آنچه را که یک خواننده باید رعایت کند به آگاهی برسانم.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (XI)

نمونه‌ی دیگری از همین روش پرداختن به خصوصیات آکوستیکی موسیقی در مثال زیر دیده می‌شود: «در این مبحث [نوانس] ثابت شده است که نوانس به صورتی که در موسیقی غربی بعد از «باخ»، رایج شده است در موسیقی ایرانی وجود ندارد و حداکثر نوانس مطبوع در موسیقی ایران db30 است.» (ص ۷۶) اما رویه‌ای که برای اثبات به کار گرفته شده مانند نمونه‌‌ی قبلی است. در این بخش حتی از نقل هم خبری نیست، تنها با اشاره به بخش قبل (که اثبات شده فرض می‌شود) و با تفریق عدد ۴۰ از ۷۰ اعلام می‌شود بازه‌ی شدت‌وری (دینامیک) در موسیقی ایرانی ۳۰ دسی‌بل است.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.
پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی (متولد سال ۱۹۸۹) از چهارسالگی نزد مونیکا شرباوم (Monika Scherbaum) در شهر برگنز در اتریش به فراگیری موسیقی پرداخت. او در کنسرواتوار فلدکرش (Conservatory Feldkirch) در کلاس های ایمکه فرانک (Imke Frank) و مارتین مرکر (Martin Merker) شرکت کرد. او سپس در زوریخ در سوئیس به تحصیل موسیقی نزد توماس گروسنباخر (Thomas Grossenbacher) و کریستین پروسک (Christian Proske) پرداخت و در سال ۲۰۱۱ با مدرک لیسانس اجرای موسیقی فارغ التحصیل شد. دو سال بعد پیام تقدسی زیر نظر رافائل رزنفلد (Rafael Rosenfeld) مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نوازندگی موسیقی دریافت کرد و سپس در سال ۲۰۱۶ با مدرک نوازندگی تخصصی موسیقی از مدرسه موسیقی بازل (Hochschule für Musik Basel FHNW) فارغ التحصیل شد.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

زمانی که ما سعی می کنیم یکی از سبکها را و فقط یکی را، هم برای نوازندگی و هم برای شنیدن انتخاب کنیم طبیعی است خود را از ویژگی های خوب دیگر سبکها محروم کرده ایم. آیا نمیتوان بی تعصب از تمامی شیوه ها و سبکهای نوازندگی لذت برد؟ من فکر می کنم این موضوع ارتباط به دیدگاه یک نوازنده و اطلاعات و سواد او نسبت به موسیقی دارد.
یویو ما، نوآوری در ویلنسل (II)

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (II)

از سال ۱۹۹۸ تا به امروز یویوما عمده تلاش خود را به پروژه جاده ابریشم اختصاص داده و در این راه کنسرت های متعددی با هدف ترویج مبادلات فرهنگی در این مسیر کهن تجاری مابین آسیا و اروپا، برگزار نموده است. در حقیقت این پروژه نه تنها تجسمی است از آرزوی دیرینه او در مورد احیای زنجیره تبادلات فرهنگی ما بین موسیقیدانان غرب و شرق، بلکه بیانگر ارتباط موجود بین سبک های کلاسیک و معاصرغربی و آسیایی است.
دیگر هیچ اثرى از ویوالدى اجرا نمى کنم

دیگر هیچ اثرى از ویوالدى اجرا نمى کنم

آن سوفى موتر CD جدیدى منتشر کرده است. او در این CD به رهبرى و نواختن ویولن سولو پرداخته و در آن قطعه «چهار فصل» ویوالدى و «ابلیس» تارتینى را اجرا کرده است. ویوالدى در سال ۱۷۲۵ هنگام اولین اجراى این چهار سونات درباره هرکدام از آنها توضیحاتى داده است که عبارتند از:
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

اکنون مدتی است که سخن گفتن از و اندیشیدن به «ایران»، خواه به مفهوم فرهنگی و خواه به مفهوم یک واحد سیاسی-اجتماعی، مساله‌ی روز است و دغدغه‌ی بسیاری از اندیشوران. تحت تاثیر قوم‌گرایی فزاینده‌ی برآمده از جهانی‌شدن (۱) و بازپخش گفتمان‌های پسااستعماری و پسامدرن در حوزه‌های جغرافیایی-فرهنگیِ کوچک‌تر، بازاندیشیدن به مفهوم ملیت، ملت و دولت-ملت (به گسترده‌ترین یا باریک‌ترین مفهوم‌ها) اجتناب‌ناپذیر شده است (۲). از این رو هر پرسش از چنان واحدهایی امروزه پرسشی بااهمیت و آگاهی‌بخش است و ما را در دیدن تهدید ترسناک فاشیسم‌های ریز و درشتی که از هر سو به زشتی سرک می‌کشد، یاری می‌دهد.
“رازهای” استرادیواری (I)

“رازهای” استرادیواری (I)

مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از ترجمه کتاب با ارزش و گرانبها اثر SIMONE .F. SACCONI که توسط انتشارات ERIC BLOT به چاپ رسیده و توسط ANDREW DIPPER و CRISTINA RIVAROLI به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
مصاحبه ای منتشر نشده از مرتضی نی داوود (V)

مصاحبه ای منتشر نشده از مرتضی نی داوود (V)

اول آمریکایی ها شروع کردند و بعد به اروپا رفت. حالا دنیا غرق این جاز شده است و ما نمی توانیم این کار را ترک کنیم. فقط کاری که می توانیم بکنیم این است که موسیقی سنتی خودمان را تقویت کنیم. اینها که موسیقی ایرانی را خوب می دانند هفته ای یکروز یا لااقل دو روز بگذارند از رادیو پخش بشود. این ۲۹۷ گوشه را ارائه بدهند و بگویند که موسیقی ما این است، نه جاز.